تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر چاه

چشم به راه

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى و تقدّس: «إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ» ...

شیطان مسلط بر غافل از رحمن

«وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ» عصبة گروهى باشد از سه تا ده بدلیل این آیت كه ایشان ده بودند، و گفته ‏اند از ده تا بچهل چنان كه در آن آیت گفت: «لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ» و عصبه را از لفظ خود واحد بگویند، هم چون نفر و رهط، و اشتقاق آن از عصب است و تعصّب، و اقویا را گویند نه ضعاف را،

«إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ» ضلال درین موضع و دو جاى دیگر هم درین سوره نام محبّت مفرط است، آن محبّت كه مرد در آن با خود بر نیاید و برشد خود راه نبرد و نصیحت نشنود، معنى آیت آنست كه پدر ما یوسف را و بنیامین را بدرستى و تحقیق بر ما برگزیده و مهر دل بافراط بر ایشان نهاده، دو كودك خرد فرا پیش ما داشته، و ما ده مردیم نفع ما بیشتر، و او را بكار آمده تر.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

به چاه افكندن و به چاه افتادنساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)
در روزنامه اى دیدم نوشته بود: شخصى از طهران قصد كرد كه با عیالش به اصفهان برود و لكن چون شخصى ثروتمند با غیرتى بود، از براى آنكه مبادا چشم نامحرمى به عیالش بیفتد، ماشین سوارى به تنهایى كرایه كرد و از طهران به طرف اصفهان حركت نمود.

راننده ماشین فكر كرد كه : این مرد و زن از ثروتمندان مهم طهران مى باشند و فعلا اختیار آنها در دست من است . بهتر آن كه ماشین را در یكى از این دره هاى كوه ببرم و چون نصف شب است و كسى نیست ، آنها را برهنه كنم و جان خود را از این گرفتارى شوفرى و دربدرى بیابانها نجات دهم .

پس از تصمیم به عمل ، ماشین را در دره كوهى برد و كاردى كه داشت به روى بیچارگان برآمد. و هر چه آنها الحاح مى كردند، به دل سنگ آن مرد اثر نمى كرد. لكن در آخر به آنها گفت :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها