چشم به راه

النوبة الثالثة
قوله تعالى و تقدس: یا أَیُّهَا النَّاسُ
بهتر از هر چیز فضل الهی است

خداوند بزرگوار، جبّار كردگار، میگوید: جلّ جلاله اى مردمان نداى عامّ است واهمگان میگوید، تا خود كه نیوشد، خطاب جامع است تا كه پذیرد، همه را میخواند تا كرا خواهد، نداى عامّ است و بار دادن خاصّ دعوت عامّ است و هدایت خاص فرمان عامّ است و توفیق خاصّ اعلام عامّ است و قبول خاصّ، نه هر كرا خواند او را خواهد نبینى كه آنجا گفت: وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ
ناخواسته را خواند حجّت را، و خواسته را خواند قربت را، ظاهر ندا یكى و باطن ندا مختلف.

یا أَیُّهَا النَّاسُ اى مردمان قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ آنك
آمد بشما موعظتى از خداوند شما یعنى قرآن كه یادگار مؤمنان است، جایى دیگر گفت: وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنِینَ یادگار مؤمنان است و مونس عارفان، و سلوة محبان و آسایش مشتاقان وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ شفاى بیمار دلان، و آسایش اندوهگنان،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قُلْ أَ غَیْرَ اللَهِ أَتَخِذُ وَلِیًا

ولی فقط خالق آسمانها و زمین است

پس از آنكه آفتاب عنایت و رعایت از درگاه جلال و عزت بر ما تافت، و بى ما كار ما در دو جهان بساخت، و بمهر سرمدى دل ما بیفروخت، و بزیور انس بیاراست، و این تشریف داد كه در صدر قبول گهى مهد ناز ما ، گهى قبضه صفت بحكم عنایت بیان صیقل آئینه دل ما مى كند كه :

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ

گهى مستوفى دیوان ازل و ابد حوالت قبول و ردّ خلق با درگاه ما میكند كه :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:نقلی را از  کتاب تذکره الصدریه در خصوص یکی از شبهات درباره تشکیک یکی از فضائل مولی مولا علی (ع)الموحدین امیرالمومنین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام که بعضی از مشاهیر اهل سنّت مطرح کرده اند را مورد بررسی قرار میدهیم .

همانگونه که عرض کردیم بعضی از علمای عامه - نه اکثر آنها - ایراد کردند به علمای امامیه که ؛ شما ادعا می کنید که حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام در نماز چنان مستغرق عالم ملکوت میشد که بطور کلی از این عالم ناسوتی بیخبر میگردید . مثالی را هم معمولا طرح میکنند و آن روایت خارج کردن تیر و پیکان حاصل از جهاد که در پای آنحضرت بود , در حالی که مولا (ع) مشغول نماز بود و ابدا متوجه تالم خارج کردن پیکانی که در شرایط عادی آدمی را هر چند که قوی باشد متالم میکند . و از طرفی هم معتقدید که هم آنحضرت در جای دیگر باز در حین نماز در برابر درخواست سائلی محتاج انگشتری خویش را به آن سائل عطاء فرمود!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 ساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:از سالمی پرسیدند که به چه چیزی شناسند اولیاء الله را در میان خلق ؟!
گفت :
به لطافت زبان
و حسن خلق
و تازه رویی
و سخای نفس
و کثرت اعتراض
و پذیرفتن عذر از همه کس
و تمامی شفقت بر همه خلق

و اینهمه اوصاف حمیده تنها در شخص " ولی " موجودست و اگر کمترین خصوصیتی که از اینها بر شمرده شد کسی را نباشد آن نه " ولی " باشد بلکه خویش نیازمند به هدایت کسان دیگرست !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام صادق علیه السلام فرمود:



چه بسیارند کسانی که ادعای پیروی او را دارند، ولی پس از ظهور حضرت، از او روی می گردانند»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

توضیح : ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بخشهایی از دلگویه ای از پدرم بود که دیشب بمناسبت بعثت رسول مکرم اسلام حضرت محمد احمد صلوات الله علیه و آله و سلم و بدرخواست ما نوشته اند که خوشبختانه چند بیت شعر نیز در آخر آن سرودند که البته بما اجازه نداد تا هم متن و بخصوص شعر را منتشر کنیم ( میگوید شایسته و قابل نیست و تنها برای فرزندانش نوشته است ) ولی با این وصف ما تنها بخشهایی را ( کمافی السابق) از متن 10 صفحه ای این موضوع , انتخاب کرده ایم - بسیاری را با نقطه چین ... فقط برای خود بیادگار داریم و مابقی را در این پایگاه قرار میدهیم و از همه التماس دعای خیر داریم ( ف . زارع)
محمد (ص)

بعثت
یعنی کلام آخر خدا و اتمام حجت او که فقط " او " خداست نه نمایندگان خود خوانده وی بر زمین !
گفت ؛ برو بخوان که , فقط خدا را بپرستید , نه آنانی که خود را سایه خدا و نماینده وی در زمین می نامند !
چرا که آنان موجوداتی اند پدید آمده از آب گندیده و پست ... و شایسته ستایش و پرستش نیستند ...
گفت ؛ برو آخرین کلام و پیام مرا به " ناس" برسان که فقط "رب " را پناه بدانند و پادشاه
فقط " او " را معبود بخواهند و شایسته مدح و ثناء ...
فقط برای اوست که میتوانند جان خویش فدا نمایند ...
 برو و به مردم بگو که از شر وسوسه های دیوان و خناسان؛
که ملک و پادشاه را با توجیهات مختلف ؛ بجای " رب یعنی همان  او " میخواهند بمردم , برای پرستش تحمیل کنند ؛ به انذار رهایی بخش ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اشتباه نکنیم و فریب مشرکین موحدنما را نخوریم ! چون ؛
خداوند بوسیله آیات و... اولیائش شناخته , راضی و ستوده میشود .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (75): (حدیث امیرمومنان علیه السلام در معرفت حضرتش به نورانیت )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و فى بصایر الانوار قال امیرالمومنین علیه السلام لسلمان و ابى ذر - رضى الله عنهما - حین سالاه عن معرفته بالنورانیة ، قال علیه السلام : معرفتى بالنورانیة معرفة الله عز و جل ، و معرفة الله عز و جل بالنورانیة هو الدین الخاص ، فمن اقام ولایتى فقد اقام الصلاة ، و المومن الممتحن الذى لایرد علیه شى ء من امرنا الا شرح الله صدره لقبوله ، و لم یشك و لم یرتد ؛ و من قال : لم و كیف ؟ فقد كفر، فسلم الله امره ، و نحن امر الله .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در بصائر الانوار روایت كرده است كه امیرمومنان علیه السلام در پاسخ سلمان و ابى ذر رضى الله عنهما كه از حضرتش درباره معرفت او به نورانیت پرسیده بودند،
فرمود: معرفت من به نورانیت معرفت خداى بزرگ است ، و معرفت خداى بزرگ به نورانیت همان دین خالص است ، پس هر كه ولایت مرا بپا دارد نماز را بپا داشته است ، و مومن آزموده كسى است كه چیزى از امر ما بر او وارد نمى شود جز آن كه خداوند سینه او را براى پذیرش آن گشاده ساخته و هرگز به ارتداد و كفر نگراید، و هر كه چون و چرا كند تحقیقا كفر ورزیده است ، پس باید كه در برابر امر خدا تسلیم باشى ، و ما امر خداییم .

و اعلم انى عبدالله عز و جل ، و جعلنى خلیفته على عباده و بلاده ، و امینه على خلقه و فى ارضه . لا تجعلونا اربابا و قولوا فى فضلنا ما شئتم ، فانكم لاتبلغون كنه ما فینا و لا نهایته ، فان الله عز و جل قد اعطانا اكبر و اعظم مما یصفه واصفكم او یخطر على قلب احدكم او یعرفه العارفون . فاذا عرفتمونا هكذا فانتم المومنون . انا و محمد صلى الله علیه و آله نور واحد من نور الله عز و جل ، فامر الله تبارك و تعالى ذلك النور الى ینشق ، فقال للنصف ، كن محمدا، و صار محمدا، و قال للنصف الاخر: كن علیا، صار علیا، و صار محمد الناطق ، وصرت انا الصامت .

و بدان كه من بنده خداى بزرگ مى باشم كه مرا خلیفه خود بر بندگان و سرزمینهاى خود و امین خویش بر آفریدگان و در زمینش قرار داده است . ما را رب نپندارید و هر چه درفضل ما خواستید، بگویید كه به كنه و حقیقت و نهایت آن چه در ماست نخواهید رسید، زیرا خداى بزرگ ، بزرگتر و عظیم تر از آن چه را كه توصیف كننده شما وصف كند یا بر قلب یكى از شما خطور نماید یاعارفان بشناسند به ما عطا فرموده است . پس چون ما را بدین گونه شناختید آن گاه مومن خواهید بود. من و محمد صلى الله علیه واله یك نور بودیم ، پس خداى متعال به آن نور امر نمود كه دو قسمت شود، سپس به نیمى فرمود: محمد باش ، محمد شد؛ و به نیم دیگر فرمود: على باش ، على شد؛ محمد صلى الله علیه و آله ماموریت گفتن یافت و من ماموریت سكوت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! چون مرتبه امام را دانستى بدان كه حراست نبوت در ظاهر و در باطن به امام است ، فكان الامام علیه السلام مفتاحا لظفره . و اما حراسته المعنویة فلانه علیه السلام قطب الوقت ، و قیام الوجود و نظامه كله ببقائه و وجوده ، و بدل على ذلك ان اهل الاخبار روواانه دخل على رسول الله صلى الله علیه و آله یوما فى مسجد شخص له صوت جهورى مثل دوى الرحى ، و عیناه كشعلتى النار، فخاف اهل المسجد منه و ارتاعوا لصورته و هول خلقته ، فبینا هو یحدث النبى صلى الله علیه و آله فى حوایجه و اذا بعلى علیه السلام قد دخل المسجد. فلما راه ذلك الشخص ذهل عقل و طار لبه و تقرفص منه وصار یزعق زعیقا عالیا خوفا منه . فقال له النبى صلى الله علیه واله : لا باس علیك ، لاتخف فانك امن منه ، مالك و لهذا المقبل و ما الذى ازعجك منه ، حدثنا بقصتك معه .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
...پس امام كلید پیروزى آن است اما حراست معنوى از آن جهت است كه امام علیه السلام قطب زمان است و قیام و نظام عالم وجود، همه بستگى به بقا و وجود او دارد. دلیل بر این مطلب آن كه : راویان اخبار روایت كرده اند كه : روزى در مسجد مردى بر رسول خدا صلى الله علیه واله وارد شد كه صدایى بلند مانند صداى محور آسیا داشت و چشمانش مانند دو شعله آتش مى نمود. اهل مسجد ترسیدند و از مشاهده صورت و هیئت او به وحشت افتادند. در این میان كه وى در زمینه حوائج خود با پیامبر صلى الله علیه و آله سخن مى گفت على علیه السلام داخل مسجد شد، چون چشم آن مرد به حضرت افتاد عقلش مشوش شد و خردش پرید و به شدت از او هراسید به طورى كه از ترس جیغ كشید، پیامبر صلى الله علیه وآله به او فرمود: ناراحت مباش و مترس كه تو از سوى او درامانى ، ولى بگو ببینم تو را با این مردى كه پیش آمده چه رابطه اى است ؟ و چه چیز تو را از او به اضطراب واداشته ؟ داستان خودت با او را بازگو.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (68): (معانى وحى ، الهام ، حدیث قدسى و حدیث نبوى )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اذا عرفت ذلك فاعلم ان الكتب المنزلة على الانبیاء من اقتضاء الحضرة الاحدیة ، و الحدیث القدسى من اقتضاء الحضرة الواحدیة ، و الحدیث النبوى من اقتضاء الحضرة الربوبیة ، و الكل خارج عن فم واحد و لسان واحد لكن بحسب المقام و المرتبة .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
چون این را دانستى ، پس بدان كه كتابهایى كه بر انبیاء نازل شده از اقتضاى حضرت احدیت است ، و حدیث قدسى از اقتضاى حضرت واحدیت ، و حدیث نبوى از اقتضاى حضرت ربوبیت مى باشد، و همه آن ها از یك دهان و یك زبان خارج مى شود ولى به حسب مقام و مرتبه (هر كدام اسمى دارد).


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (67): (تكامل تدریجى نبوت و ولایت ؛ و وحدت ولى در هر عصر)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و اعلم ان النبوة المقیدة (المطلقة - ظ) انما كملت و بلغت غایتها بالتدریج ، فاصلها تمهد بآدم علیه السلام ، و لم تزل تنمو و تكمل حتى بلغ كمالها الى نبینا صلى الله علیه و آله ، و لهذا كان خاتم النبیین ، و الیه الاشارة بقوله صلى الله علیه و آله : مثل النبوة مثل دار معمورة لم تبق فیها الا موضع لبنة ، و كنت انا تلك اللبنة . (رك : عوالى اللئالى ج 4، ص 122.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
بدان كه نبوت مقیده (المطلقة -ظ.) به تدرج به كمال و نهایت خود رسیده است ، كه اصل آن با آدم علیه السلام پى ریزى شد و پیوسته در نمو و تكامل بود تا با پیامبر ما صلى الله علیه و آله به نهایت كمال خویش رسید، و از همین رو حضرتش خاتم پیامبران بود، و به همین مطلب اشاره دارد این سخن حضرت كه مثل نبوت مثل خانه آباد و ساخته شده اى است كه در آن تنها جاى یك خشت باقى مانده ، و من همان یك خشت مى باشم .

و كذلك الولایة المطلقة انما تدرجت الى الكمال حتى بلغت غایتها الى المهدى الموعود ظهوره ، الذى هو صاحب الامر علیه السلام فى هذا العصر، و بقیة الله الیوم فى بلاده و عباده صلوات الله علیه و على آبائه المعصومین ، و لا یذهب علیك انهم قالوا: ان النبوة المطلقة و الولایة المطلقة قابلة للتشریك بین اثنین كما فى موسى و هارون علیهما السلام ، و اما الامامة اعنى الولایة المقیدة الخاصة لا تصلح ان یكون فى عصر واحدلاكثر من شخص واحد، لان الخلق باعتبار الولى كالمعلول فى الفیض و استفادة الكمال ، و الولى كالعلة فى الافاضة و التعلیم ، فلو اجتمع اثنان فى عصر واحد متصرفان لتوارد علتان على معلول واحد شخصى ، هذا خلف .

ولایت مطلقه نیز تدریجا رو به كمال رفته تا با مهدى علیه السلام به غایت خود رسید، همو كه به ظهور او وعده داده شده ، و صاحب امر است دراین زمان و بقیة الله درسرزمینها و بندگان اوست - درود خدا بر او و بر پدران معصوم او -. فراموشت نشود كه گفته اند:
 نبوت مطلق و ولایت مطلق قابل تشریك میان دو تن است چنان كه در موسى و هارون علیهما السلام بود، و
اما امامت یعنى ولایت مقیده خاصه درهر عصرى جز براى یك تن صلاحیت ندارد،
زیرا خلق به اعتبار ولى مانند معلول اند در گرفتن فیض و استفاده كامل ، و ولى مانند علت است در فیض دادن و تعلیم ،
پس اگر در یك عصر دو تن متصرف در امور باشند مثل این است كه دو علت بر معلول واحد شخصى وارد شوند، و این درست نیست .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اقول : لا ریب فیما قاله صلى الله علیه و آله ، لان ولایة على بن ابى طالب علیه السلام مع كل نبى من الانبیاء، فمن انكره فقد انكر ولایة كل نبى . و النبوة بدون الولایة غیر معقول .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
مولف : تردیدى در سخن حضرتش نیست ، زیرا ولایت على بن ابى طالب علیه السلام با هر یك از انبیا بوده است ، پس هر كه آن را انكار كند نبوت هر پیامبرى را انكار نموده است . و نبوت بدون ولایت نامعقول است .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : و بشر الذین امنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم ، عن الكافى باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام فى قول الله عز و جل : و بشر الذین آمنوا - الایة ، قال : ولایة امیرالمومنین علیه السلام .( تاویل الایات ) ص 217. كافى ) ج 1، ص 422. و آیه در سوره یونس ، 2.)

و در تفسیر آیه : و بشارت ده كسانى را كه ایمان آورده اند كه آنان را گامى استوار در نزد پروردگارشان هست از كافى با سندش از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه مراد ولایت امیرمومنان علیه السلام است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بیان : و لا یذهب علیك ان الوصى مستلزم للولى و لا عكس .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و در كتاب مجلى على علیه السلام فرموده است : پیامبر صلى الله علیه و آله صد و بیست و چهار هزار نبى را، و من صد و بیست و چهار هزار وصى را ختم نموده ایم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

بیان : فراموشت نشود كه وصى مستلزم ولى نیزهست ، اما ولى مستلزم وصى نمى باشد.
وفى العیون عن الرضا، عن ابیه ، عن جده ، عن على بن ابى طالب علیهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : یا على ما ما سالت ربى شیئا الا سالت لك مثله ، غیر انه قال تعالى : لا نبوة بعدك ، انت خاتم النبیین ، و على خاتم الوصیین .( عیون اخبار الرضا ج 2، ص 73. و درب و ج : غیر انه لانبوة بعدى ، انا خاتم ....)

و در عیون از حضرت رضا، از پدرش ، از جدش ، از امیرمومنان علیهم السلام روایت كرده است كه : رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
اى على ، من از پروردگارم چیزى نخواستم جز این كه مثل آن را نیز براى تو درخواست نمودم ، جز این كه خداى متعال فرمود: پیامبرى پس از تو نیست ، تو خاتم پیامبرانى ، و على خاتم اوصیا است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (65): (تعیین مقام شخص نبى و ولى مطلق و مقید)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و اعلم ان الوجود دائر على ظاهر و باطن ، فعبر عنهما بالاول و الاخر. و الاول النزول من الحضرة الاحدیة الى الحضرة الكثرة الخلقیة ، و الاخر هو العروج تدریجا الى ما نزل منه . و یسمى هذا الوجود بمقتضى اسمى الظاهر و الباطن فى الانسان الكبیر و الصغیر وجودا و ایجادا، و فى العقل و النفس علما و كمالا، و فى الروح و القلب كشفا و حالا. و لیس فى الخارج غیرهما. فالعقل (الكلى ) حقیقة النبى المطلق خاتم الانبیاء و الرسل ، و النفس الكلیة حقیقة الولى المطلق خاتم الاولیاء و الاوصیاء. و یشهد لهما ما تقدم من الاخبار: كنت نبیا و آدم بین الماء و الطین ، و كنت ولیا و آدم بین الماء و الطین .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
بدان كه وجود دائر مدار ظاهر و باطن است كه از آن دو به اول و آخر تعبیر مى شود.
اول نزول از حضرت احدیت است به حضرت كثرت خلقیه ؛
و آخر عروج تدریجى است به سوى آن چه كه از آن نزول یافته بود
.
این وجود
به مقتضاى اسم ظاهر و باطن ، در انسان كبیر و صغیر، وجود و ایجاد نامیده مى شود،
و در عقل و نفس ، علم و كمال ،
و در روح و قلب ، كشف و حال .
و در خارج غیر این دو چیزى نیست
عقل (كلى ) حقیقت نبى مطلق ، خاتم انبیا و رسل است ،
و نفس كلیه ، حقیقت ولى مطلق ، خاتم اولیا و اوصیاست .
و شاهد آن دو اخبار گذشته است كه :
من پیامبر بودم در حالى كه آدم میان آب و گل بود و من ولى بودم در حالى كه آدم میان آب و گل بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از پیامبر اکرم(ص) روایتست که فرمود:«...هرکه بدخوست خود را در شکنجه دارد و هر که با مردمان درافتد بى ‏آبرو شود واحترامش برافتد ! و در ادامه فرمود: پیوسته جَبرَئیل مرا باز میداشت از درافتادن با مردمان، چنانى که بازمیداشت از میخوارى و پرستش بتان» (1)

امام جعفر بن محمّدٍ الصّادق علیه السّلام ؛ قالَ:« لا تُمارِیَنَّ حَلیماً وَ لا سفیهاً، فَإنَّ الحَلیمَ یَقلیکَ وَ السّفیهَ یُؤذیکَ ؛ یعنی : هرگز مِراء (بحث و جدل) مکن با کسی، چه حلیم (بردبار) و باخرد باشد و چه سفیه (احمق) و لئیم (پست) و بی خرد‏؛ چه آنکه، دانا و حلیم، کینه ات را به دل می گیرد، و سفیه و لئیم با دشمنی یا توهین به تو، آزارت می دهد!» (2)


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها