یا سلام
مُهر مِهر

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: ... گفت تو اینجا بایست و بآنان هم فرمود آنطرفِ آنطرفتر بایستید ...
گفت این هلالی را بگیر و در نور بزن نه بر نار آتشین ...
هر کس که از اینطرف آمد و قصد کرد از این مدخل وارد شود، این داغ را بر دل  و این مُهر را بر پیشانیش بزن !

عده ای از آنطرفتر رفتند ...
آنانکه از آنطرفتر رفتند ؛ داغی بر سیمایشان زدند ...
این داغ بر سیمایشان را هم اینانی که داغ زدند؛ نشان شناسایی شان در زمان تراشیدن و توزین کردن،کرده اند و ... آنجا میشناسندشان ...
خیلی ها هم نه این طرفی بودند و نه آنطرفتری؛ بلکه آنطرف رفتند ...
اینان نیز نشانی خواهند گرفت ...

داغ بر دلِ من نهاده شد و مُهر مِهری بر پیشانیم که از نور بود نه از نار ؛ که کنون بگویم اختیار را از خویش سلب کرده ام ؟!!
لیک انسان ظلوم و جهولی ام گُل کرده بود ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.