تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر ملک

چشم به راه

النوبة الثالثة
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِی ...
خدا غافل از ما نیست
یوسف (ع) آن گه كه گفت ذلك لیعلم انّى لم اخنه بالغیب، توفیق و عصمت حق دید،
باز چون گفت و ما ابرّئ نفسى، تقصیر در خدمت خود دید،
آن یكى بیان شكر توفیق است و این یكى بیان عذر تقصیر است
و بنده باید كه پیوسته میان شكر و عذر گردان بود، هر گه كه با حق نگرد نعمت بیند بنازد و در شكر بیفزاید، چون با خود نگرد گناه بیند بسوزد و بعذر پیش آید، بآن شكر مستحق زیادت گردد، باین عذر مستوجب مغفرت شود.

پیر طریقت ازینجا گفت:
الهى گاهى بخود نگرم گویم از من زارتر كیست؟
گاهى بتو نگرم گویم از من بزرگوارتر كیست؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...و فى كتاب الغیبة للشیخ (ره ) عن الشیخ ابى القاسم بن الروح (روح - صح) قال : اختلف اصحابنا فى التفویض و غیره ، فمضیت الى ابى طاهر بن هلال (مصدر: بلال) فى ایام استقامته ، فعرفته الخلاف ، فقال : اخرنى ، فاخرته ایاما، فعدت الیه ، فاخرج الى حدیثا باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام قال : اذا اراد الله ان یحدث امرا عرضه على رسول الله صلى الله علیه وآله ثم امیرالمومنین علیه السلام واحدا بعد واحد الى ان ینتهى الى صاحب الزمان ، ثم یخرج الى الدنیا. و اذا اراد الملائكة ان یرفعوا الى الله عز و جل عملا عرض على صاحب الزمان علیه السلام ثم على واحد بعد واحد الى ان یعرض على رسول الله صلى الله علیه و آله ثم یعرض على الله .فما نزلت من الله فعلى ایدیهم ، (و ما عرج الى الله فعلى ایدیهم )، و ما استغنوا عن الله عز و جل طرفة عین . (الغیبة ص 238.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و در كتاب غیبت شیخ طوسى (ره ) از شیخ ابى القاسم بن روح (سومین نایب خاص امام زمان علیه السلام ) روایت است كه : اصحاب ما در مساله تفویض و مسائل دیگر اختلاف كردند، من نزد ابى طاهر بن هلال در ایامى كه بر مذهب حق بود رفته و خلاف واقع شده را برایش بازگفتم ، گفت : به من مهلت ده ، من هم چند روزى مهلت دادم سپس به نزدش بازگشتم ، وى حدیثى را با سند خود از امام صادق علیه السلام برایم تخریج كرد كه فرموده : هرگاه خداوند بخواهد امرى را احداث كند آن را بر رسول خدا صلى الله علیه و آله سپس بر امیرمومنان و سپس بر امامان علیهم السلام یكى پس ازدیگرى عرضه مى دارد تا این كه به حضرت صاحب الزمان علیه السلام برسد، سپس به سوى دنیا بیرون مى شود. و هر گاه فرشتگان بخواهند عملى را به سوى خداى بزرگ بالا برند آن عمل بر صاحب الزمان علیه السلام عرضه مى شود، سپس بر یك یك امامان علیهم السلام تا بر رسول خدا صلى الله علیه وآله عرضه گردد، سپس بر خداى متعال عرضه مى گردد. پس آن چه از سوى خداوند نازل مى شود بر دست ایشان جارى مى گردد، (و آن چه به سوى خدا بالا مى رود بر دست ایشان مى رود) و ایشان یك چشم بهم زدن از خداوند بى نیاز نمى باشند.

و فى الخرایج عن ابى ابراهیم علیه السلام قال : ما من ملك یهبطه الله فى امر الا ابدا بالامام علیه السلام فعرض ذلك علیه ، و ان مختلف الملائكة من عند الله الى صاحب هذا الامر. (خرایج ج 2، ص 850.)


و در خرایج از امام كاظم علیه السلام روایت است كه : هیچ فرشته اى را خداوند براى كارى فرو نمى فرستد جز این كه از امام علیه السلام شروع مى كند و آن كار را بر او عرضه مى دارد، و همانا آمد و شد فرشتگان از جانب خداوند به نزد صاحب این امر است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از جهان دو بانگ می‌آید به ضد
تا کدامین را تو باشی مستعد
آن یکی بانگش نشور اتقیا
وان یکی بانگش فریب اشقیا



ساری گاهنوشتهای محمود زارع



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ هفدهم در بیان احادیث اوائل
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین! اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در احادیث اوائل رسالهئ ی جمع کنید و بیان کنید که مراد ازین احادیث یک جوهر است یا مراد از هر حدیثی جوهری جداگانه است. در حدیثی آمده است که « اوّل ما خلق اللّه العقل»، ودیگر آمده است که « اوّل ما خلق اللّه القلم»، ودیگر آمده است که « اوّل ما خلق اللّه العرش»، و مانند این آمده است. و دیگر میباید که بیان کنید که ملک چیست و شیطان چیست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
در بیان عقل و قلم او
بدان که اوّل چیزی که خدای تعالی در عالم ملکوت بیافرید عقل اوّل بود که قلم خدای است؛ و اوّل چیزی که خدای تعالی در عالم ملک بیافرید فلک اوّل بود که عرش خدای است.
عقل اوّل، که قلم خدای است، دریای نور بود، وفلک اوّل که عرش خدای است، دریای ظلمت بود: باین قلم خطاب آمد که برین عرش بنویس! قلم گفت: « خداوندا! چه نویسم؟ خطاب آمد که هرچه بود و هست و خواهد بود تا بقیامت بنویس! قلم بنوشت. « انّ اللّه تعالی خلق الخلق فی ظلمةِ ثمّ رشّ علیهم من نوره. فمن اصاب من ذلک النور اهتدی، و من ضلّ فغوی».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ چهاردهم در بیان لوح و قلم و دوات
بسم اللّه الرحمن الرحیم

ساری, گاهنوشتهای محمود زارع حضرت فاطمه سلام الله http://bahoo.blogfa.com http://mzare.mihanblog.com

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بیان لوح و قلم و دوات رسالهئی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و ازخداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».


در بیان دوات
بدان که عالم جبروت یک عالم است، امّا این یک عالم را باضافت و اعتبارات بأسامی مختلفه ذکر کرده اند؛ و غرض ما درین موضع بیان اسامی جبروت نیست.

ای درویش! ماهیّات محسوسات و معقولات و مفردات و مرکّبات و جواهر واعراض جمله در عالم جبروت بودند، امّا جمله پوشیده و مجمل بودند، و نیز از یکدیگر جدانگشته بودند. و ازین جهت عالم جبروت را دوات میگویند، و چنانکه عالم کبیر دوات دارد، عالم صغیر هم دوات دارد؛ و دوات عالم صغیر نطفه است، از جهت آن که هر چه درعالم صغیر موجود شد، آن جمله در نطفه موجود بودند، امّا جمله پوشیده و مجمل بودند، و از یکدیگر جدا نگشته بودند. و ازین جهت نطفه را دوات عالم صغیر میگویند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ سیزدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروت
رسالۀ سوّم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ای درویش! باشد که درین رساله بحث ملک و ملکوت و جبروت تمام شود.

در بیان وحدت
بدان که ملک عالم اضداد است، و ملکوت عالم ترتّب، و جبروت عالم وحدت، و در عالم جبروت ترتّب و اضداد نبود، از جهت آن که عالم جبروت عالم وحدت بود، همه داشت و هیچ نداشت.

ای درویش! مرتبۀ ذات چنین باشد، همه دارد و هیچ ندارد، عالم جبروت پاک، و صافی و ساده و بی نقش است، نام و نشان ندارد و شکل و صورت ندارد. و در عالم ملکوت ترتّب پیدا آمد ونام و نشان ظاهر شد، یعنی اسامی عقول و نفوس و طبایع پیدا آمدند، و مراتب کرّوبیان و روحانیان ظاهر شدند. و در عالم ملک اضداد پیدا آمدند و آتش و آب و خاک و پار و امسال و سال آینده و دی و امروز و فردا ظاهر گشتند.

ای درویش! در عالم جبروت شهد و حنظل یک طعام دارند، تریاق و زهر در یک ظرف پرورش مییابند، باز و مرغ بهم زندگانی میکنند، گرگ و گوسفند بهم میباشند، روز و شب، و نور و ظلمت یک رنگ دارند، ازل وابد و دی و فردا همخانه اند، ابلیس را بآدم دشمنی نیست، و نمرود و ابراهیم بصلح اند، فرعون را با موسی جنگ نیست.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ دهم در بیان آن که عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر است
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتقین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه؛ و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که رساله ئی جمع کنید، و بیان کنید که عالم کبیر کدام است و عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر، چون است، که چندین گاه است که ما میشنویم که هر چه در عالم کبیر هست در عالم صغیر هست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».


در بیان عالم کبیر و عالم صغیر
بدان - اعزک اللّه فی الدارین- که خداوند تعالی چون موجودات را بیافرید، عالمش نام کرد، از جهت آن که موجودات علامت است بر وجود او و بر وجود علم و ارادت و قدرت او.

ای درویش! موجودات از وجهی علامت است، و از وجهی نامه است. ازین وجه که علامت است، عالمش نام کرد، و ازین وجه که نامه است، کتابش نام نهاد. آنگاه فرمود که هر که این کتاب را بخواند، مرا و علم، و ارادت، و قدرت مرا بشناسد. در آن وقت خوانندگان ملائکه بودند، و خوانندگان بغایت خرد بودند، و کتاب بغایت بزرگ بود. نظر خوانندگان بکنارهای کتاب و بتمامت اوراق او نمیتوانست رسید. از جهت عجز خوانندگان، بدید نسخه ئی ازین عالم باز گرفت و مختصری ازین کتاب باز نوشت و آن اوّل را عالم کبیر نام نهاد، و آن دوم را عالم صغیر نام کرد و آن اول را کتاب بزرگ نام نهاد، و آن دوم را کتاب خرد نام کرد. و هر چه دران کتاب بزرگ بود، درین کتاب خرد بنوشت بی زیادت و نقصان تا هر که این کتاب خرد را بخواند، آن بزرگ را خوانده باشد. آنگاه خلیفۀ خود را بخلافت باین عالم صغیر فرستاد، و خلیفۀ خدای عقل است. چون عقل درین عالم صغیر بخلافت بنشست، جملۀ ملائکۀ عالم صغیر عقل را سجده کردند، الا وهم که سجده نکرد و ابا کرد، همچنین چون آدم در عالم کبیر بخلافت بنشست، جمله ملائکه آدم را سجده کردند الا ابلیس که سجده نکرد و ابا کرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها