چشم به راه

سورة النحل- مكیه‏
النوبة الثالثة
باسم اللَّه ولهت القلوب فتحیرت، و بعزّته انخنست العقول فطاحت، و بكشف جلاله دهشت الارواح فتلاشت، و لیس للخلق الّا الفناء و العدم، و بقى للحقّ الازل و القدم.
همه ستمکارند

از باغ جمال تو درى بگشادند
تا خلق ز تو در طمعى افتادند
بس جان عزیزان كه بغارت دادند
و اندر سر كوى تو قدم ننهادند


بو بكر شبلى روزى در مكاشفه جلال حق مستهلك شده بود و از خود بى خود گشته، حریق آتش معرفت، غریق دریاى محبّت، همى ‏گفت:
الهى، اگرت بخوانم برانى، ور بروم بخوانى، پس چكنم من بدین حیرانى! هم تو مگر سامان كنى، راهم بخود آسان كنى،
المستغاث منك الیك، لا معك قرار و لا منك فرار، نه با تو مرا آرام، نه بى تو كارم بسامان، نه جاى بریدن، نه امید رسیدن، فریاد از تو كه این جانها همه شیداى تو و این دلها همه حیران بتو.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری گاهنوشتهای محمود زارع
رسالۀ هژدهم در بیان وحی و الهام و خواب دیدن
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین! امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در وحی و الهام و خواب دیدن رساله ئی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد: « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان روح انسانی
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که هر وقت که آدمی اندرون خود را پاک کند، و آیینۀ دل را صافی گرداند بملائکۀ سماوی نزدیک گردد، از جهت آن که ملائکۀ سماوی جمله پاک و صافی اند و علم و طهارت دارند.

ای درویش! روح انسانی از جنس ملائکۀ سماوی است و جوهری پاک و صافی است، امّا بواسطۀ بدن آلوده گشته است، و تیره شده است. چون ترک لذّات و شهوات بدنی کند، و علم و طهارت حاصل کند، و بیرون و اندرون خود را پاک گرداند، و آیینۀ دل را صافی کند، باز پاک و صافی شود. چون پاک و صافی گشت، روح او را با ملائکه سماوی نسبت پیدا آید. چون مناسبت پیدا آمد، همچون دو آیینۀ صافی باشند که در مقابلۀ یکدیگر بدارند. هرچه در آن باشد، درین پیدا آید، و هر چه درین بود، در آن ظاهر شود و این ملاقات در بیداری باشد و در خواب هم بود در خواب بسیار کس را باشد، امّا در بیداری اندک بود. و این ملاقات در بیداری سبب وجد و وارد و الهام و خاطر ملکی بود، و در خواب سبب خواب راست باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها