چشم به راه

هیهات من الذله

امتت را چون نبینی بر چه سانند؟ ای رسول
 بیشتر جز مر ستوران را نمانند، ای رسول

گر نگشته ستند فتنه بر جهان از دین حق
 چون جهانند و طلب گار جهانند، ای رسول؟
از قوی عهدی که کردی بر همه روز غدیر
چون خر از نشتر جهانند و رمانند، ای رسول

سود دنیا را همی جویند و نندیشند هیچ    
گرچه از دین و شریعت بر زیانند، ای رسول
چون زمان داده است تا محشر خدای ابلیس را    
جمله قومش بر امید آن زمانند، ای رسول

زانکه خان دوستی دیو شد دل شان همه    
دشمنان اهل بیت و خاندانند، ای رسول


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... گفته اند که روزی شاه شجاع بطریق اعتراض بجناب حافظ گفت :

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (شعر حافظ)

ابیات غزلیات شما یکنواخت نبوده بلکه از هر غزل چهار بیت در تعریف شراب است و دو بیت در صفات محبوب و متفرقات امثال این !

حافظ گفت : نظر حاکم درست است اما با این وجود , این شعر حافظ است که در همه آفاق اشتهار تمام دارد و پای نظم حریفان از دروازه شیراز بیرون نرفته است!

سخن حافظ در واقع کنایه ای بود بر نظر حاکم و بدینجهت شاه شجاع رنجیده خاطر گشته و قصد ایذاء حافظ نمود. این واقعه مصادف شده بود با غزل سروده ای از حافظ که یک بیت آن چنین بود :

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگـــر از پس امـــروز بود فـــردایــی


حاکم متکبر که بدنبال بهانه ای بود تا حافظ را دچار دردسر نماید همین بیت حافظ را دستاویز کرد و با فقهای عصر قرار گذاشت که ؛ از آنجایی که حافظ « اگر » را در بیت آورده پس معلوم میشود که وی به قیامت و معاد اعتقادی ندارد و با همین بهانه از فقهاء در خصوص چنین مساله ای حکم شرعی فقهی برای حافظ خواست ! حتی نزدیکانی گفته اند که یحتمل فقهایی چند حکم بر اباحه گری حافظ خواهند داد و اینجا بود که حافظ مضطرب شد زیرا در اغلب اوقات فقهای درباری بنفع حاکم حکم کرده یا آنکه نوعی قشری نگری عجیبی را در خصوص افراد و اشخاص عارف مسلک بروز میدادند!

در آن هنگام زین الدین ابوبکر بغدادی که از فقیهان و مفتیان بود بعزم زیارت خانه خدا از خراسان بشیراز رسیده بود که از آنجا بمکه برود . خواجه شیراز فرصت را مغتنم شمرد و بنزد مولانا زین الدین رفت چرا که حیله شرعی را فقط یک فقیه میتواند در برابر فقیه دیگری بتراشد !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها