چشم به راه

النوبة الثالثة
« قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ» ...

یوسف حفیط و دانا

الاختیار مقرون بالاختبار، یوسف خود را اختیار كرد لاجرم در ورطه امتحان و اختبار افتاد و اگر طلب عافیت كردى یا بى اختیار طریق اضطرار سپردى، بودى كه بى بلا و بى وحشت زندان از آنچ مى‏ترسید آمن گشتى و از آنچ آن را با آن میخواندند با عافیت عصمت یافتى كه در خبر است:لو سأل العافیة و لم یسأل السّجن لاعطى.
لكن اختیار بلا كرد تا در آن بلا صدق از وى درخواستند و در محنت وى بیفزودند.

در تورات موسى است كه یا موسى خواهى كه در جنّات مأوى درجات على بینى و بمقام مقرّبان فرود آیى
از خود باز رسته و بدوست لم یزل پیوسته مراد خود فداء مراد ازلى ما كن، اختیار خود در باقى كن، بنده را با اختیار چه كار! اختیار اختیار ما است و ارادت ازلى ما است: و ربّك یخلق ما یشاء و یختار ما كان لهم الخیرة.

یوسف اختیار زندان كرد، لا جرم او را با اختیار خود فرو گذاشتند تا روزگار دراز در زندان بماند و نتیجه آن زندان كه خود خواست این بود كه گفت: «اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ»، تا ربّ العالمین او را عتاب كرد گفت: ... یا یوسف تو از ما زندان خود خواهى آن گه خلاص از دیگرى جویى و جز از من وكیلى دیگر خواهى؟
بعزّت من كه خداوندم كه ترا درین زندان روزگار دراز بدارم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَكُمْ قِبْلَةً

دوستان خدا نه بیم دارند نه حزن

از روى ظاهر بزبان تفسیر مؤمنان را بیت الخدمة مسجد و محراب است میگوید: آن را ساخته دارید، عبادت و خدمت ما را، و در آن معتكف نشینید طلب قربت ما را، و سود خود در آن جویید كه آن بازار آخرت است و شما بازرگانان و توحید رأس المال و اصل بضاعت و هر كس را سود بر اندازه بضاعت باشد، ...

شرط آنست كه چون روى به بیت الخدمة نهى و قصد مسجد و محراب كنى تا بحضرت نماز شوى
نخست باطن خود بآب توبه بشویى چنان كه ظاهر را به آب مطلق طهارت دادى
آن گه خواجگى و رعنایى و تكبر بر در مسجد از خود فرو نهى،
بنده ‏وار بسان بندگان شكسته و كوفته قدم عجز و نیاز در مسجد نهى سر در پیش افكنده، و زبان تضرع بگشاده، با دلى پر درد و جانى پر حسرت و چشمى پر آب با تشویر و با خجلت تكبیر بندى
در حال تكبیر كبریاء حق بدیده سر بدیده،
و بوقت قیام در خجلت گناه خود بمانده
و چون نام و كلام او بر زبان وانى نهاد تو بكلیت باید كه عین آگاهى گردد،
در ركوع همه عین تواضع شود، در سجود ادب حضرت بجاى آرد، و چنان داند كه در جوار قرب اوست، و در عین و نظر اوست، كه میگوید جلّ جلاله: وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ الایة
توبه و آمرزش

آن مهجور مملكت، و مطرود درگاه عزّت، و زخم خورده عدل ازل، فرعون بى عون، چون خود را بر مقام عجز بدید، و در كار ملك خود وهن دید، و قبطیان زیادة تمكین از وى طلب میكردند تا بر موسى و قوم وى تطاول جویند و قهر كنند همى گفتند: أَ تَذَرُ مُوسى‏ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ؟!


آن مدبر را ننگ آمد كه قصور قدرت خود بایشان نماید یا بضعف و عجز خود معترف آید، همى زبان تهدید بگشاد كه: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ.

وى تدبیرى همى ساخت بباطل، و اللَّه تقدیرى همى كرد بباطن.
تدبیر وى این بود كه: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی، نساءهم
و تقدیر اللَّه این بود كه: فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیَمِّ

آوردند كه روزى جبرئیل آمد بر صورت مردى، و پرسید از وى كه :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:
خلیفه در زمین

وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ سران قوم فرعون گفتند فرعون را: أَ تَذَرُ مُوسى‏ وَ قَوْمَهُ موسى را و قوم او را مى ‏بگذارى زنده؟ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ تا تباهى كنند در زمین وَ یَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ و گذارد ترا و خدایان ترا؟! قالَ جواب داد فرعون، گفت: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ آرى پسران ایشان را مى‏كشیم وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ و زنان ایشان زنده میگذاریم وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ (127) و پادشاهان آخر ماایم و خداوندان زمین، و بر زبر ایشان بقهر فروشكنندگان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:
صبر و اسلام

قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ سالاران قوم فرعون گفتند: إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِیمٌ (109) اینست بدرستى جادویى دانا استاد.

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ میخواهد كه بیرون كند شما را از زمین شما فَما ذا تَأْمُرُونَ (110) چه چیز فرمائید؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:
ایمن مباش از عذاب الهی

وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ نفرستادیم در هیچ شهر پیغامبرى إِلَّا أَخَذْنا مگر كه فرا گرفتیم أَهْلَها مستكبران آن را بِالْبَأْساءِ بنا ایمنى وَ الضَّرَّاءِ و تنگى لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ (94) مگر كه ایشان در من زارند.

ثُمَّ بَدَّلْنا پس آن ایشان را بدل دادیم مَكانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ بجاى آن بدیها ایمنى و فراخى حَتَّى عَفَوْا تا انبوه شدند وَ قالُوا و گفتند: قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ این همیشه بوده است و بپدران ما هم رسیده روزگار بد و روزگار نیك در آن عتاب نیست كه نه خود جز با ما نیست فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فرا گرفتیم ایشان را ناگاه وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ (95) از آنجا كه ندانستند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:روزی جبرائیل بصورت شخصی نزد فرعون آمد و گفت سوالی دارم ؛ فرعون خواست که او بپرسد !
جبرئیل گفت : اگر بنده ای که خداوندی دارد منعم و بسیار و بی اندازه آن بنده را از این نعمات برخوردار کرده و مورد عنایت خویش قرار داد از جهات مختلف اعم از ملزومات و ملبوسات و اطعمه و اشربه و همچنین عزت و سلامتی و مکنت و دولت و حکومت ؛ حال آن بنده بعوض اینکه از این نعمات تشکر کند و از فرصتهای بدست آمده موجبات آسایش خلق را فراهم آرد و عدالت را برقرار سازد و ... - که هیچ نمیکند - تازه مدعی آقایی و مولایی و سزاواری است ؛ حال بنظر تو سزای این غلام قبلی و مدعی فعلی چیست و شما چه حکمی را درخصوص وی روا میدانید ؟!


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

فرعون گفت : بنظر من سزای او اینست که او را در دریا غرق کنند !
جبرئیل گفت : این حکم را بنویس !
فرعون بخط خودش  نوشت " بقول العباس الولید مصعب بن الریان " : جزاء العبد الخارج علی سیده ان یغرق فی البحر !
جبرئیل این نوشته را گرفت و رفت تا روزی که فرعون بعد از آن ماجرا در دریای نیل در حال غرق شدن بود این نوشته را بفرعون نشان داد و گفت ؛ این همان فتوایی است که تو خود داده ای !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه، فاشتاق الی المدانات، فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات، و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات، محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السموات !
پست و مست
اما بعد، یکی از برادران دینی معنای این دو بیت مثنوی معنوی حضرت مولوی العزیز را که :

چون که بی ‏رنگی اسیر رنگ شد
موسی ‏ای با موسی ‏ای در جنگ شد‏
چون به بی ‏رنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی‏‏


ازاین فقیر حقیر، محمد لاهیجی نور بخشی التماس نمود، که آنچه زبان وقت املا نماید، در قید کتابت در آورده شود تا رفع شبهه طالبان صادق گردد.

بدان و صلک الله الی مراتب المشاهدات العیانیه، که ذات احدیت، به اعتبار انتفای اسماء و صفات، مقدس و معرا از جمع قیود و نسبت و اضافات است و این مرتبه را احدیت صرفه می‏نامند و بی ‏رنگی اشارات بدین معناست، چه در این مرتبه از قید و رنگ تقید بالکل مبرر است؛
و چون از آن مقام احدیت به مرتبه واحدیت که منشاء اسماء و صفات و نسب است، تنزل نمود، مقید به قیود و تعینات نسب اسمائی گشت؛
و هر چند از مرتبه اسماء و صفات به مراتب افعال و آثار تنزل می‏فرماید، تقید بیشتر می‏گردد و متلبس به لباس قیود تعینات بیشتر می‏گردد،
و اسیر رنگ شدن اشارات به این معناست؛ چه به رنگ جمیع مراتب تعینات و کثرات، اوست که برآمده و ظاهر شده است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام علی (ع) :
در خاتمه تورات پنج جمله است که دوست دارم هر روز بامداد آن را مطالعه کنم :
1. عالم بی عمل با شیطان برابر است
2. سلطان بی عدالت با فرعون برابر است
3. فقیر طمعکاری که در برابر توانگران خضوع کند با سگ همانند است
4.ثروتی که از آن در امور خیر سودی نبرند با سنگ و آجر یکسان است 
5 . زنی که بدون ضرورت و نیاز از خانه بیرون رود با کنیز برابر است .   
نصایح صفحه 223
ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:نمی دانم این اخبار و شایعات گاهگاهی راست است یا خیر !؟ مثلا" مدتی پیش می گفتند ایهود باراک صهیونیست ( با عرض پوزش از بابلی های محترم ) بابلی است! ...

مدتی قبل در یک کتابی خواندم که فرعون هم ایرانی بوده است! فرعون لقب سلاطین ( عمالقه) است. چنان که کسری لقب پادشاهان فرس و قیصر لقب سلاطین روم.

خاقان لقب شاهان ترک و نجاشی لقب پادشاهان حبشه و تبع لقب سلاطین یمن است. نام فرعون معاصر حضرت موسی، ولید بن مصعب بن ریان است. زیاده از ۴۰۰ سال عمر کرد. نوشته اند که قبلا عطاری بوده اهل اصفهان (خدا را شکر این یکی دیگه اهل بابل نبود! )

 بالاخره نادار شد و به شام رفت و از آن جا به مصر آمد و در مصر مشغول خربزه فروشی شد. تصادفا" همان ایام مرض وبای شدید در مصر اتفاق افتاد و این شخص از قبرستانی عبور می کرد. دید جنازه ها رادفن می کنند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع بنقل از آبگینه ساری بنقل از شادینه:رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!
لذا بعد از اتمام کار به کشورهای اسلامی سفر کرد و به تحقیق پرداخت تا بالاخرة آیه ۹۲ سوره یونس را برایش خواندند.به این صورت بود که به دین مبین اسلام مشرف شد.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: نمی دانم این اخبار و شایعات گاهگاهی راست است یا خیر !؟ مثلا" مدتی پیش می گفتند ایهود باراک صهیونیست ( با عرض پوزش از بابلی های محترم ) بابلی است! ...

مدتی قبل در یک کتابی خواندم که فرعون هم ایرانی بوده است! فرعون لقب سلاطین( عمالقه) است. چنان که کسری لقب پادشاهان فرس و قیصر لقب سلاطین روم.
خاقان لقب شاهان ترک و نجاشی لقب پادشاهان حبشه و تبع لقب سلاطین یمن است. نام فرعون معاصر حضرت موسی، ولید بن مصعب بن ریان است. زیاده از ۴۰۰ سال عمر کرد. نوشته اند که قبلا عطاری بوده اهل اصفهان (خدا را شکر این یکی دیگه اهل بابل نبود!)
 بالاخره نادار شد و به شام رفت و از آن جا به مصر آمد و در مصر مشغول خربزه فروشی شد. تصادفا" همان ایام مرض وبای شدید در مصر اتفاق افتاد و این شخص از قبرستانی عبور می کرد. دید جنازه ها رادفن می کنند.
 به اطرافیان میت گفت من امین مقابر هستم و از هر میت پنج درم می گیرم . در این امر ۳ ماه متوالی دوام کرد تا مال هنگفتی جمع آورد. لاجرم روزی موقع دفن یک میت که از رجال بود به قرار معمول مطالبه پنج دینار کرد، مباشران میت اعتراض کردند که تو چکاره ای و او را به حضور پادشاه بردند .


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها