چشم به راه

النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ...

انسان ناسپاس

از روى اشارت بر ذوق اهل معرفت، این آیت رمزى دیگر دارد.
میگوید مؤمنان و نیك مردان بحقیقت ایشان ‏اند كه احدیّت ایشان را بنعمت كرم در قباب غیرت بدارد، و بحسن عنایت پرورد، بمعرفت خودشان راه دهد، و بصحبت خود نزدیك گرداند، تا او را یگانه شوند و از غیر او بیگانه شوند.

پیر طریقت گفت
توحید نه همه آنست كه او را یگانه دانى
توحید حقیقى آنست كه او را یگانه باشى وز غیر او بیگانه باشى
،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:چندی قبل چند نکته ای در چند جلسه در باب شروح قرآنی نگاشته بودیم بسیار مختصر و موجز و از صفات «رحمن» و «رحیم» که یکی در دنیا و آن دیگری در آخرت ؛ یکی شامل همه و دیگری شامل مومنین و امثال این مباحث توضیحاتی را دادیم که برای دوستانی سوالاتی ایجاد شده بود که البته تا آنجا که مقدور بود و بخصوص بضاعتی اندک برای آنان نکاتی را متذکر شدیم اما در یک نکته همه مشترک بودند و آنهم موضوع  مربوط به صفات رحمن و رحیم که به نحو بین دنیا و آخرت مقید میباشد .

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
هر چند که این بنده هم همانند شما مدام میگردم و جستجو میکنم و خویش چون شما میجویم و بدعا و بتمنا میخواهم که بدانم ولی بقدر وسع و استعداد ؛ خداوند برکات خویش نازل فرموده و میفرماید و تنها اینقدر  حاصل شد که ما آنرا در ضمن بیان روایتی بشرح زیر بسمع و نظر دوستان پرسان میرسانیم و تنها طلب دعای خیر بر استغفار خویش داریم از درگاه آن یگانه غفار و خوش بحال شما و خوشا بحال شما با قلب صافی که نصیب شما گردانید و شما آنرا با کینه و انزجار سیاه ننموده و همین پی جویی در دانستن مبین این امر مهم میباشد و اما آن توضیح در مقام پاسخ را بعرض برسانیم در هفت شهر عشق آمده که ؛


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چرا برخی از نعمت چشم برزخی برخوردارند؛ ولی ما از آن محروم هستیم؟چشم برزخی
جواب:
 این مسئله مطلوب همه انسانهاست. ما موظفیم هر اندازه از اسرار پشت پرده كه در اختیار ما قرار دادند، بپذیریم و كوشش كنیم كه هرچه بیشتر، از آن با خبر شویم؛ البته این كار بسیار دشوار است، زیرا برای روشن شدن بخشی از اسرار پشت پرده غیب دو راه داریم:

نخست آنكه با رنج و تلاش، خودرا به پرده نزدیك كنیم و گوشه پرده را كنار بزنیم، یا اینكه بیدار و هوشیار باشیم تا نسیمی بوزد و پرده كنار برود و لحظه ‏ای از پشت پرده با خبر شویم. مسئله مهم این است كه اگر كسی از اسرار غیب آگاه شد، نمی‏تواند آن را تحمل كند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مَّا كَانَ اللّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى مَآ أَنتُمْ عَلَیْهِ حَتَّىَ یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَمَا كَانَ اللّهُ لِیُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَیْبِ وَلَكِنَّ اللّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿179﴾
خدا بر آن نیست كه مؤمنان را به این [حالى] كه شما بر آن هستید واگذارد تا آنكه پلید را از پاك جدا كند و خدا بر آن نیست كه شما را از غیب آگاه گرداند ولى خدا از میان فرستادگانش هر كه را بخواهد برمى‏ گزیند پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگارى كنید براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود (179)
قرآن ؛ توکل
النوبة الاولى
قوله تعالى:
ما كانَ اللَهُ خداى بران نیست،
لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ كه فرو گذارد گرویدگان را،
عَلى ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ بر آنچه شما بر آنید،
حَتَى یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَیِبِ تا جدا كند ناپاك از پاك،
وَ ما كانَ اللَهُ لِیُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَیْبِ و نیست خداى بر آن كه شما را مطلع گرداند بر غیب،
وَلكِنَ اللَهَ یَجْتَبِی لكن خداى میگزیند،
مِنْ رُسُلِهِ از فرستادگان خود،
مَنْ یَشاءُ آن را كه خواهد،
فَآمِنُوا بِاللَهِ وَ رُسُلِهِ پس بگروید بخداى و فرستادگان وى،
وَ إِنْ تُؤْمِنُوا و اگر بگروید،
وَ تَتَقُوا و بپرهیزید،
فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ ( 179) شما راست مزد بزرگوار.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: ما كانَ اللَهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ
قرآن

این كار چنین مبهم فرو نگذارند! و این قصه سربسته , روزى برگشایند! و این دامن فراهم كرده آخر بیفشانند! و این سر و پاى درهم كردگان صافیان و جافیان آخر بینى كه از هم باز كنند!
فَرِیقاً هَدى وَ فَرِیقاً حَقَ عَلَیْهِمُ الضَلالَةُ و هر كس را بمأوى و منزل خویش فرود آرند، فَرِیقٌ فِی الْجَنَةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَعِیرِ

یكى در حزب شیطان، كشته حرمان، و اندوه جاودان أُولئِكَ حِزْبُ الشَیْطانِ.
یكى نواخته رحمن، در زمره دوستان، بمهر ازل شادان، برو داغ وَ عِبادُ الرَحْمنِ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (79): (ادامه بحث گذشته )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و فى الخرایج عن صفوان بن یحیى قال : قال لى العبدى : قال : لى اهلى : قد طال عهدنا بالصادق علیه السلام فلو حججنا و جددنا به العهد، فقلت لها: و الله ما عندى شى ء احج به . فقالت : عند ناكسوة و حلى ، فبع ذلك و تجهز به . ففعلت ، فلما صرنا قرب المدینة مرضت مرضا شدیدا و اشرفت على الموت . فلما دخلنا المدینة خرجت من عندنا و انا آیس منها، (در نسخه ها: فلما دخلت المدینة و خرجت من عندنا انا آیس منها....) فاتیت الصادق علیه السلام و علیه ثوبان ممصران ، فسلمت علیه فاجابنى ، و سالنى عنها، فعرفته خبرها، فقلت : انى خرجت و قد ایست منها، فطرق (فاطرق - ظ) ملیا ثم قال لى : یا عبدى ، انت حزین بسببها؟ قلت : نعم ، قال : لا باس علیها فقد دعوت الله لها بالعافیة ، فارجع (الیها) فانك تجدها قد افاقت و هى قاعدة و الخادمة تلقمها الطبرزد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در خرایج از صفوان بن یحیى روایت است كه : عبدى برایم بازگفت : همسرم به من گفت : چندى است كه امام صادق علیه السلام را زیارت نكرده ام ، چه خوب بود به حج مى رفتیم و با حضرتش دیدارى تازه مى كردیم . بدو گفتم : به خدا سوگند چیزى ندارم كه بتوانم حج گزارم . گفت : مقدارى لباس و زینت آلات نزد ما هست ، آن ها را بفروش و وسائل سفر آماده ساز. من چنان كردم . چون به نزدیك مدینه رسیدیم او به بیمارى سختى دچار شد به طورى كه مشرف به مرگ گشت . چون به مدینه داخل شدیم از نزد او بیرون شدم در حالى كه از او به كلى ناامید شده بودم ، پس خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم ، حضرت دو لباس گلگون بر تن داشت ، سلام كردم ، امام پاسخم داد و از حال همسرم جویا شد، حالش را بازگفتم و عرضه داشتم : من بیرون شدم در حالى كه از او ناامید شده ام . حضرت لختى سر به زیر افكند، سپس فرمود: اى عبدى ، تو به خاطر او غمگینى ؟ گفتم : آرى ، فرمود: مشكلى بر او نیست ،من دعا كرده و از خداوند سلامتى او را خواسته ام ، بازگرد كه او را به هوش خواهى یافت در حالى كه نشسته و خادمه اش طبرزد (نوعى انگور یا خرما) به دهان او مى گذارد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تقریر دیگر از رسالۀ دوازدهم در بیان مبداء اول و در بیان عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملک
بسم اللّه الرحمن الرحیمساری,گاهنوشته های محمود زارع
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که ملک عالم شهادت است، و ملکوت عالم غیب است، و جبروت عالم غیب غیب است و خدای تعالی غیب غیب غیب است.

ای درویش! عالم جبروت، که عالم غیب غیب است، عالم قوّت است. و عالم قوّت بالای عالم ملک و عالم ملکوت است، از جهت آن که در عالم ملک و عالم ملکوت موجودات بالفعل اند و در عالم جبروت موجودات بالقوّةاند، و موجودات بالقوّة مقدّم باشند بر موجودات بالفعل. اوّل صلاحیّت باشد، آن گاه خاصیّت. و دیگر آن که موجودات بالقوّة اوّل ندارند، و موجودات بالفعل اوّل دارند.

ای درویش! جواهر و اعراض عالم جمله بیکبار در عالم عدم بالقوّة موجوداند بطریق کلّی. آن جواهر و اعراض را که در عالم عدم بالقوّة موجوداند بطریق کلّی، ماهیّات و ممکنات و کلّیات میگویند و آن موجودات بالقوّة جمله شیءاند، و جمله معلوم خدای اند. معدوم ممکن دیگر است، و معدوم ممتنع دیگر است. معدوم ممکن شیئ است امّا معدوم ممتنع شیء نیست. و این اشیاء را را ابن عربی اعیان ثابتة میگوید؛ و شیخ المشایخ شیخ سعد الدین حموی اشیاء ثابته میگوید؛و این بیچاره حقایق ثابتة میگوید. و این اشیا را از آن جهت ثابته میگویند که هرگز از حال خود نگشتند و نخواهند گشت، تا سخن دراز نشود و از مقصود باز نمانیم، غرض ما درین موضوع بیان ماهیّات است.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها