چشم به راه

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
«ارْجِعُوا إِلى‏ أَبِیكُمْ»
از رحمت خدا نومید مباشید

این سخن برادر مهین مى‏گوید آن گه كه نومید شده بودند و با یكدیگر مى‏گفتند كه تا پیش پدر رویم و قصّه چنانك رفت بگوئیم، وى گفت من بارى نمى‏آیم كه مرا روى آن نیست كه دیگر باره داغى بر دل پدر نهم و این خبر تلخ پیش وى برم، شما باز گردید و بگوئید، «یا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ».

و در شواذ خوانده ‏اند «ان ابنك سُرّق» و این را دو وجه است:
یكى آنك پسر ترا دزد خواندند و دیگر پسر ترا بدزدى بگرفتند،

«وَ ما شَهِدْنا إِلَّا بِما عَلِمْنا»
و ما این كه مى‏گوییم و گواهى مى‏دهیم از آن مى‏گوییم كه بظاهر دیدیم كه آن صواع از رحل بنیامین بیرون آوردند و حقیقت آن و كیفیّت آن نزدیك خداى تعالى است، ما ندانیم كه چون بوده است.

ابن زید گفت یعقوب ایشان را گفت:
چه دانست كه دزد را برده گرفتن عقوبتست اگر نه شما گفته ‏اید؟
ایشان گفتند ما شهدنا انّ السارق یسترق، الّا بما علمنا من كتبنا، «وَ ما كُنَّا لِلْغَیْبِ حافِظِینَ»...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: الْحَجُ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ ... (*) حاء اشارتست بحلم خداوند با رهیكان خود، جیم اشارتست بجرم بندگان و آلودگى ایشان، چنانستى كه اللَه گفتى :
الله : بنده من عذر خواه

بنده من! اكنون كه جرم كردى بارى دست در حبل حلم من زن و مغفرت خواه تا بیامرزم، كه هر كس آن كند كه سزاى وى باشد، سزاى تو نابكارى و سزاى من آمرزگارى! قُلْ كُلٌ یَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ

بنده من! گر زانك عذرخواهى، عذر از تو و عفو از من، جرم از تو و ستر از من، ضعف از تو و برّ از من، عجز از تو و لطف از من، جهد از تو و عون از من، قصد از تو و حلم از من.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها