تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر سوره بقره

چشم به راه

مقام طمأنینه چیست؟ آیا طمأنینه با ایمان فرق دارد؟
جواب :
 ایمان دارای درجاتی است كه ممكن است برخی از آنها با تزلزل همراه باشد.
مقام والای ایمان، همان طمأنینه است كه راه رسیدن به این درجه والا، گناه نكردن است.
اگر ما خود را با گناه مسموم نكنیم، مشكلی به وجود نمی ‏آید و اگر آسیبی به ما رسید، امتحانی بیش نیست.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع

گندم تا زمانی كه در انبار است، ارزان قیمت است؛ ولی وقتی تحت فشار سنگ آسیاب آرد شد، قیمت آن افزایش می‏ یابد و هنگامی كه در تنور به نان تبدیل شد، قیمت آن از پیش گران‏تر می‏شود. این فشارها موجب كمال گندم است.


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِ وَ الْأَذى
اى شما كه مؤمنانید و گرویدگانید مواساة كه با درویشان كنید از فرائض زكاة و تطوّع صدقات و انواع برّ و مكرمات، نگرید تا منّ و اذى فرا پى آن ندارید، و درویش را نرنجانید، بآنك روى ترش كنید، و پیشانى فراهم كشید، و سخن با وى بعنف گوئید، و وى را بدان عطا كار فرمائید، و بسبب درویشى خوار دارید، و بچشم حقارت بوى نگرید، كه اگر چنین كنید عمل شما باطل شود و ثواب آن ضایع گردد.
والله واسع علیم
.....  و گفته اند منت بر نهادن آنست كه چون صدقه داد باز گوید كه من با فلان نیكى كردم، و او را بپاى آوردم، و شكستگى وى را جبر كردم. و اذى نمودن آنست كه احسان خود با درویش فاكسى گوید كه درویش نخواهد كه آن كس از حال وى خبر دارد و نام و ننگ وى داند.

كَالَذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَاسِ الآیة... كابطال الذى ینفق ماله رئاء الناس و هو المنافق یعطى، لیوم انه مؤمن. میگوید شما كه مؤمنان اید صدقات خویش بمنّ و اذى باطل مكنید چنانك آن منافق كه ایمان بخداى و روز رستاخیز ندارد صدقات خود بریاء مردم باطل میكند، و ریاء وى آنست كه بمردم مى نماید كه وى مؤمن است بآن صدقه كه میدهد، پس رب العالمین این منافق را و آن منت بر نهنده را مثل زد گفت " فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ " اى فمثل صدقته، مثل صدقه ایشان راست مثل سنگى نرم است سخت كه بر آن خاك خشك باشد و بارانى تیز بوى رسد، چنانك از آن خاك بر سنگ هیچیز بنماند و نتوانند كه از آن چیزى با دست آرند، فردا در قیامت كردارهاى ایشان همه باطل و نیست شود، و نتوانند كه از ثواب آن نفقه ایشان چیزى با دست آرند. اینست كه اللَه گفت لا یَقْدِرُونَ عَلى شَی ءٍ مِمَا كَسَبُوا همانست كه جاى دیگر گفت مَثَلُ الَذِینَ كَفَرُوا بِرَبِهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَتْ بِهِ الرِیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ لا یَقْدِرُونَ مِمَا كَسَبُوا عَلى شَی ءٍ جاى دیگر گفت وَ الَذِینَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِیعَةٍ الآیة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مَثَلُ الَذِینَ یُنْفِقُونَ الآیة... مثل در قرآن بر دو معنى است، هر جا كه آن را جواب نیست مثل صفت است، چنان كه گفت مَثَلُ ربالْجَنَةِ الَتِی... آن را جواب نكرد بمعنى صفت است، و هر جا كه مثل گفت و آن را جواب داد، چنانك اینجا، مثل بمعنى شبه است. و در آیت اضمار است اى: ( مثل نفقة الذین ینفقون) نمون نفقه ایشان كه هزینه میكنند بر غازیان، و بر تن خویش در غزاها از بهر خدا، كَمَثَلِ حَبَةٍ برسان دانه است كه از دست كارنده هفت خوشه رویاند، در هر خوشه صد دانه، چنانك یكى به هفتصد میرساند، رب العالمین با صدقه بنده مؤمن كه در راه خدا بود همین كند، یكى به هفتاد رساند وز هفتاد به هفتصد وز هفتصد بآنچه كس نداند مگر اللَه

اینست كه رب العزة گفت: وَ اللَهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ اهل معانى گفتند اختلاف جزاء اعمال بندگان دلیل است، بر اختلاف اعمال ایشان و تفاوت نیات در آن، هر چه مخالفت نفس در آن تمامتر و اخلاص در آن بیشتر و رضاء خدا بآن نزدیكتر، جزاء آن نیكوتر و تمامتر، ازینجاست كه جزاء اعمال جایى عَشْرُ أَمْثالِها گفت، جایى جایى أَضْعافاً كَثِیرَةً.

" سبعمائة " و خلاف نیست كه نیّت و اخلاص سابقان در طاعت ، تمامتر است از نیت و اعمال مقتصدان، و نیّت مقتصدان تمامتر از نیت ظالمان، پس جزاء ایشان لا محالة تمامتر بود از جزاء اینان.

ضحاك گفت من اخرج درهما من ماله ابتغاء مرضات اللَه فله فى الدنیا بكل درهم سبعمائة درهم خلفا عاجلا و الفا الف درهما یوم القیمة وَ اللَهُ واسِعٌ عَلِیمٌ وسع كل شى ء رحمة و علما، اللَه فراخ رحمت است و همه دان.

رحمت و علم وى بهر چیز رسیده، ذره از موجودات از علم و رحمت وى خالى نه، عموم رحمت را گفت رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَ شَی ءٍ كمال علم را گفت قَدْ أَحاطَ بِكُلِ شَی ءٍ عِلْماً الَذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَهِ این نفقت درین هر دو آیة صدقه است از بهر خدا، و پیش از زكاة مفروضة فرو آمد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا
ولیّهم و مولاهم و والیهم و متولیهم از روى معنى همه یكسان اند، میگوید اللَه خداوند مؤمنان است ، كار ساز و یارى دهنده ایشانست، و راهنماى و دلگشاى دوست ایشانست.
رزاق

در بعضى اخبار مى آید از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلم كه گفت كسى كه كعبه مشرف معظم خراب كند و سنگ از سنگ جدا كند و آتش در آن زند در معصیت چنان نباشد كه بدوستى از دوستان اللَه استخفاف كند،
اعرابیى حاضر بود، گفت یا رسول اللَه این دوستان اللَه كه اند؟
گفت مؤمنان همه دوستان خدااند و اولیاء وى، نخوانده اى این آیت كه اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا
نظیرش آنست كه گفت جل جلاله ذلِكَ بِأَنَ اللَهَ مَوْلَى الَذِینَ آمَنُوا وَ أَنَ الْكافِرِینَ لا مَوْلى لَهُمْ میگوید اللَه یار و دوست مؤمنانست و كافران را نه.
و نه خود درین جهان دوست و كار ساز مؤمنانست كه در آن جهان همچنانست، چنانك گفت " نَحْنُ أَوْلِیاؤُكُمْ فِی الْحَیاةِ الدُنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا الآیة.... ... میگوید اللَه دوست و یار مؤمنان است، یعنى از سه روى:
یكى از روى هدایت،
یكى از روى نصرت،
یكى از روى جزاء طاعت،
الله لا اله الا هو

اما آنچه از روى هدایت است، میگوید اللَه خداوند مؤمنان است، ایشان را راه مى نماید و بر راه دین خود میدارد، و حجت توحید بریشان روشن میدارد، تا ایشان را ایمان و راست راهى مى افزاید، همانست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت در دعا " اللهم آت نفسى تقواها، انت خیر من زكّاها، انت ولیّها و مولیها "
ولى و مولى هر دو یكسانست، و بمعنى هادى است و كذلك قوله تعالى وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَهُ فَما لَهُ مِنْ وَلِیٍ مِنْ بَعْدِهِ و قال تعالى وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًا مُرْشِداً


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

لا إِلهَ إِلَا هُوَ كلمه اخلاص است، كه بندگان را بدان خلاص است، سى و هفت جایگه در قرآن این كلمه بگفته، و عالمیان را بآن بخوانده و عملها بدان پذیرفته، و پیغامبران بآن فرستاده. یقول تعالى و تقدس وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا أَنَا فَاعْبُدُونِ و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت ان افضل ما اقول انا و ما قال النبیّون من قبلى لا اله الا اللَه
الله لا اله الا هو
....
بكر بن عبد اللَه المزنى روایت كند كه پادشاهى بود در روزگار گذشته ازین متمردى بد مرد، طاغیى شوخگن، جبارى بت پرست، كه تا بود آئین كفر و بت پرستى راست میداشت و آن را مى برزید و خلق را بر آن میخواند و مسلمانان را مى رنجانید.

مسلمانان بغزاء وى شدند و نصرت مسلمانان را بود، و او را بگرفتند بقهر و خواستند كه او را تعذیب كنند تا در عذاب هلاك شود، قمقمه عظیم بساختند و او را در آن نشاندند در میان آب، و آتش در زیر آن كردند، آن مرد طاغى در آن عذاب بتان را یكان یكان مى خواند، و ازیشان فریاد رسى همى جست، میگفت یا فلان و یا فلان أ لم اكن اعبدك، الم امسح وجهك و افعل و افعل؟ چون ازیشان درماند و فریاد رسى نبود، روى سوى آسمان كرد و باخلاص گفت لا اله الا اللَه همان ساعت بفرمان اللَه بر مثال ناودانى در هوا پیدا شد، آبى سرد از آن روان شد، بسر وى فرود آمد، بادى عاصف فرو گشاد، آن آتش را بكشت و قمقمه برداشت و هم چنان در هوا مى برد تا در میان قوم خویش بزمین آمد، و هم چنان میگفت لا اله الّا اللَه قوم وى او را از قمقمه بیرون آوردند و گفتند ما امرك و ما شأنك؟ وى قصه خویش بگفت، و آن قوم همه مسلمان شدند. مؤمنانرا آن حال عجب آمد، یكى ازیشان بخواب دید كه رب العزة جل جلاله ندا كرد و گفت " انه دعا آلهته فلم تجبه، و دعانى فاجبته و لم اكن كالصّم البكم الذین لا یعقلون"


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و عن الحسن بن ابى الحسن قال: جف القلم و قضى القضاء و تم القدر بتحقیق الكتاب و تصدیق الرسل، و سعادة من عمل و اتّقى، و شقاء من ظلم و اعتدى، و بالولایة من اللَه للمؤمنین و التبرئة من اللَه للمشركین، من كفر بالقدر فقد كفر بالاسلام.
الله جمیل

و روى عن الحسین بن على (ع) قال " ان القدریة لم یرضوا بقول اللَه و لا بقول الملائكة و لا بقول النبیین و لا بقول اهل الجنة و لا بقول اهل النار و لا بقول اخیهم ابلیس، اما قول اللَه تعالى فانه یقول وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ اما قول الملائكة سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَا ما عَلَمْتَنا و امّا قول النبیین، فقول نوح  وَ لا یَنْفَعُكُمْ نُصْحِی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كانَ اللَهُ یُرِیدُ أَنْ یُغْوِیَكُمْ " و قول موسى: إِنْ هِیَ إِلَا فِتْنَتُكَ " و امّا قول اهل الجنة: الْحَمْدُ لِلَهِ الَذِی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَا لِنَهْتَدِیَ، لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَهُ و اما قول اهل النار:
لَوْ هَدانَا اللَهُ لَهَدَیْناكُمْ و اما قول ابلیس: رَبِ بِما أَغْوَیْتَنِی.

و قال جعفر بن محمد الصادق (ع ) جلّ العزیز ان یأمر بالفحشاء و عزّ الجلیل ان یكون فى ملكه ما لا یشاء .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تِلْكَ آیاتُ اللَهِ الآیة... اى هذه آیات اللَه، یعنى القرآن نَتْلُوها عَلَیْكَ بِالْحَقِ اى بصدق الحدیث. میگوید این آیات و كلمات قرآن سخنان اللَه است كه براستى بر تو میخوانیم.
الله

جاى دیگر گفت نَتْلُوا عَلَیْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى و كلا نقص علیك من انباء الرسل، فاذا قرأناه فاتبع قرآنه این همه دلائل اند كه خداى را عز و جل خواندن است. و یشهد لذلك قول النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم  " كان الناس لم یسمع القرآن حین سمعوه، من فى الرحمن یتلوه علیهم
وَ إِنَكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ اى الى الخلق كافة، میگوید تو از فرستادگانى بجهانیان، و جهانیان همه امت تواند، یعنى امت دعوت.

و در جمله بدانك امت وى بر سه قسم اند:
امت دعوت ،
امت اجابت ، و
امت اتباع ،
اما امت دعوت آنست كه اللَه گفت كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِی أُمَةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ الى قوله وَ هُمْ یَكْفُرُونَ بِالرَحْمنِ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِی مُلْكَهُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿247﴾

و پیامبرشان به آنان گفت در حقیقت ‏خداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشى داده نشده است پیامبرشان گفت در حقیقت‏ خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نیروى] بدنى بر شما برترى بخشیده است و خداوند پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى‏دهد و خدا گشایشگر داناست (247)
الله

قوله تعالى:
وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُهُمْ پیغامبر ایشان ایشان را گفت
إِنَ آیَةَ مُلْكِهِ نشان ملك او بر شما
أَنْ یَأْتِیَكُمُ التَابُوتُ آنست كه تابوت آید بشما،
فِیهِ سَكِینَةٌ مِنْ رَبِكُمْ در آن تابوت سكینة از خداوند شما،
وَ بَقِیَةٌ مِمَا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ چیزى كه مانده از آنچه از آل موسى و از آل هارون باز ماند
تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ فریشتگان آن را بردارند و آرند،
إِنَ فِی ذلِكَ لَآیَةً لَكُمْ در آن نشانیست شما را كه ملك طالوت باذن خداست و رضا و اصطفاء او،
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ اگر گرویدگانید، دانید كه چنین است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...یَوَدُ أَحَدُهُمْ ضمیر با گبران است، میگوید یكى ازین گبران دوست داردى كه او را هزار سال عمر بودى، و ذلك لأنّه لا یرجو بعثا بعد الموت فهو یحب طول الحیاة، و كذا الیهود لانهم عرفوا ما لهم فى الآخرة من الخزى لتضییع ما عندهم من العلم
محمد رسول الله

هر چند كه حرص برد رازى عمر در نهاد و سرشت آدمیست، و زینجا گفت مصطفى (ع) " یهرم ابن آدم و یشبّ منه اثنان الحرص على المال و الحرص على العمر"

اما مؤمن كه برستاخیز ایمان دارد و بدیدار خداى و نعیم جاودانه امید دارد امل دراز در پیش نگیرد، و همیشه مرگ را مستعد بود، ........

....
مَنْ كانَ عَدُوًا لِلَهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیكالَ فَإِنَ اللَهَ عَدُوٌ لِلْكافِرِینَ. دیگر باره درین آیت نام ایشان یاد كرد تشریف و تخصیص ایشان را، كه ایشان در میان ملائكة سران و سروران اند و بهینه فرشتگان چهاراند: جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و عزرائیل و بهینه این چهار جبریل است، ششصد پر دارد هر پرى هفتاد هزار ریشه، و علیه تهاویل الدّر و الیاقوت.

مصطفى (ع) او را دید بصورت خویش، و كان قد سدّ الافق.
در بعضى اخبار است كه مصطفى (ع) را غشى رسید آن گه كه او را بصورت خویش بدید، پس گفت : سبحان اللَه ما كنت ادرى ان شیئا من الخلق هكذا. و قال جبریل فكیف لو رأیت اسرافیل؟ انّ له لاثنى عشر جناحا جناح منها بالمشرق و جناح بالمغرب، و انّ العرش لعلى كاهله و انه لیتضاءل لعظمة اللَه عز و جل، حتى یعود مثل الرضع.
.............

جبرئیل نامى است عبرانى یا سریانى و معنى آن عبد اللَه است، جبر بنده است و ایل نام خداوند است عز و جل.
همچنین میكائیل و اسرافیل: میكا و اسراف نام بنده است، و ایل نام خدا یعنى بنده خداوند عز و جل.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَیِناتِ الآیة، چون موسى (ع) بر بساط انبساط پرورده شد، و خلعت كرامت یافت، و به نبوت و رسالت مخصوص گشت، وحى آمد بوى كه یا موسى تو آن باز سپیدى كه خلقى را بتو صید خواهیم كرد، پیغام ما به بنى اسرائیل رسان، و نعمت و منت ما در یاد ایشان ده رب العالمین آن فرستادن و رفتن وى بر جهانیان جلوه كرد و گفت وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَیِناتِ موسى گفت: خداوندا ایشان را چه گویم؟
رب اشرح لی

وهب منبه گفت در بعضى كتب خوانده ام كه پیغام حق آن بود كه یا بن عمران! قل لبنى آدم من كان شفیعكم الى اذ خلقتكم فاحسنت صوركم؟ و من كان شفیعكم الىّ اذ مننت علیكم بالاسلام.
.......


النوبة الاولى
قوله تعالى:
قُلْ رسول من گوى
إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَارُ الْآخِرَةُ اگر سراى پسین و پیروزى در آن شما راست
عِنْدَ اللَهِ نزدیك خداوند،
خالِصَةً مِنْ دُونِ النَاسِ خاصّه شما را از غیر دیگران،
فَتَمَنَوُا الْمَوْتَ پس مرگ خواهید بآرزوى
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر مى راست گوئید.

وَ لَنْ یَتَمَنَوْهُ و بآرزو نخواهند آن را،
أَبَداً هرگز
بِما قَدَمَتْ أَیْدِیهِمْ بآنچه میدانند كه پیش فرا فرستادند از كردید،
وَ اللَهُ عَلِیمٌ بِالظَالِمِینَ و اللَه داناست بآن ستمكاران بر خویشتن.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...و قال تعالى اللَهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ و معنى بغى حسد است تا در دلست آن را حسد گویند و چون ظاهر شود بغى گویند و این حسد آفتى عظیم است در راه مؤمنان، آن را كه حسد بیوكند هیچ عبادت و طاعت او را بر ندارند. الحسد یأكل الحسنات كما تاكل النار الحطب.
قد افلح من یزکی

ابلیس افتاده حسد بود لاجرم عبادت چندین هزار ساله او را از وهده لعنت بیرون نیاورد، و زلّت آدم كه از شهوت بود نه از حسد توبه وى لا جرم مقبول گشت، و كار وى آسان شد، انس مالك گفت مصطفى (ع) با یاران نشسته بود گفت: " یطّلع علیكم الآن رجل من اهل الجنّة " هم اكنون مردى از اهل بهشت درآید، مردى انصارى درآمد و نعلین در دست چپ داشت و آب از محاسن وى قطره قطره مى افتاد، از تجدید وضوء، آن روز گذشت، دیگر روز مصطفى (ع) هم چنان گفت و همان مرد در آمد هم بر آن صفت، سدیگر روز همین حال برین نسق برفت. عبد اللَه عمرو عاص گفت من بهانه گرفتم و بخانه آن مرد انصارى رفتم، و سه شب با وى بماندم، و در اعمال وى اندیشه میكردم، ندیدم از وى عمل بسیار، اما اندر میانه شب هر گه كه بیدار شدى ذكرى و تسبیحى بر زبان وى برفتى، و بوقت نماز بامداد برخاستى و وضویى تمام كردى. پس عبد اللَه گفت چون عبادت فراوان از وى ندیدم آنچه شنیده بودم از مصطفى (ع) با وى راندم و گفتم چه عمل دارى بیرون ازین كه موجب این ثواب است؟
قال لا اجد فى نفسى غلّا لاحد من المسلمین، و لا احسده على خیر اعطاه اللَه ایاه. قال له عبد اللَه هذا الذى بلغك و هى الّتى لا نطیق.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى:
الله نورالسموات والارض
وَ لَمَا جاءَهُمْ كِتابٌ و چون بایشان آمد نامه
مِنْ عِنْدِ اللَهِ از نزدیك خداوند
مُصَدِقٌ استوار گیر و گواه
لِما مَعَهُمْ توریة را كه با ایشانست
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ و ایشان جهودان از پیش ما
یَسْتَفْتِحُونَ مى نصرت خواستند برسول خدا
عَلَى الَذِینَ كَفَرُوا بر دشمنان خویش كه كافران بودند
فَلَمَا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا چون بایشان آمد آنچه شناختند
كَفَرُوا بِهِ بوى كافر شدند
فَلَعْنَةُ اللَهِ عَلَى الْكافِرِینَ پس اكنون لعنت خدا بر كافران.

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ببد چیزى خویشتن بفروختند
أَنْ یَكْفُرُوا كه كافر میشوند
بِما أَنْزَلَ اللَهُ بآنچه فرو فرستاده اللَه،
بَغْیاً حسد را
أَنْ یُنَزِلَ اللَهُ مِنْ فَضْلِهِ مى فرو فرستد از فضل خویش
عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ بر آن كه خواهد از رهیگان خویش
فَباؤُ بِغَضَبٍ خویشتن را بخشم خداى آوردند و بخشم وى باز گشتند
عَلى غَضَبٍ خشمى بر خشمى
وَ لِلْكافِرِینَ عَذابٌ مُهِینٌ و كافرانراست عذابى خوار كننده.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِناتِ و از پس ایشان عیسى فرستادیم، و او را دادیم نشانهاى روشن و معجزهاى آشكارا، چون مرغ از گل برآوردن، و باد در آن دمیدن، تا مرغى مى گشت بفرمان خدای عزّ و جل و هو الخفاش، و نابیناى مادر زاد روشن گردانیدن و علت پیسى بمسح دست ببردن، و زنده گردانیدن مرده.
محمد رسول الله

گفته اند چهار كس را از فرزندان آدم زنده كرد پس از مردگى ایشان:
سام بن نوح و عازر و ابن العجوز و ابنة العاشر.
..............

ابن كثیر هر جا كه قدس آید در قرآن بتخفیف خواند، گفته اند كه روح جبرئیل است و سمى به لأنه ینزل بما یحیى به و یستروح بعمله، قدس خداوند عز و جل است، اضافه الى نفسه لانه كان بتكوین اللَه عز و جل له روحا من غیر ولادة والد و والدة، و عیسى را هم باین معنى روح اللَه خوانند.

شعبى گفت عیسى بر جبرئیل رسید گفت السلام علیك یا روح القدس
جبرئیل گفت و علیك یا روح اللَه
مفسران گفتند این هر دو نام بیك معنى اند، و این اضافه بر سبیل تخصیص و تكریم است، و گفته اند تأیید عیسى به جبرئیل آن بود كه عیسى نیرو گرفت بجان پاك از دهن جبرئیل كه در مریم دمید، تا بآن نیرو گرفت و بى پدر از مادر در وجود آمد، و گفته اند كه جبرئیل در همه حال قرین وى بودى در سفر و در حضر و در آسمان.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: أَ وَ لا یَعْلَمُونَ أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ وَ ما یُعْلِنُونَ كلام خداوندیست معبود موحدان، پاسخ كننده خوانندگان، عالم بحال بندگان، داننده آشكار و نهان، باز خواننده بر گشتگان.

هو السمیع العلیم

یكى را بعبارت صریح باز خواند و پروردگارى خود بروى عرضه كند گوید وَ أَنِیبُوا إِلى رَبِكُمْ، یكى را باشارت عزیز خود بخواند و روى دل وى از اغیار بخود گرداند، و خداوندى و پادشاهى خود بروى عرضه كند و گوید: أَ وَ لا یَعْلَمُونَ أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ وَ ما یُعْلِنُونَ عارفان را اشارتى كفایت باشد، چون رب العالمین گفت من سرها دانم و بر نهانیها مطّلعم ایشان سرّ خویش از غبار اغیار بیفشاندند هیچ پراكندگى در دل خود راه ندادند، و چون گفت من آشكارا دانم، ایشان در معاملت ظاهر با خلق خداى صدق بجاى آوردند، از اینجاست كه اهل اشارت گفته اند: یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ امر بالمراقبة بین العبد و بین الحق وَ ما یُعْلِنُونَ امر بالصّدق فى المعاملة و المحاسبة مع الخلق.

و در بعضى كتب خدا است ان لم تعلموا این اراكم فالخلل فى ایمانكم، و ان علمتم انى أراكم فلم جعلتمونى اهون الناظرین الیكم؟ و نظیر این آیت آنست كه رب العزة گفت: یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُدُورُ اللَه نگریستن چشمها بخیانت میداند، و آنچه در دلها پنهان دارند میداند، و خیانت چشم نگرندگان بتفاوت است از آنك روندگان بتفاوت اند. خیانت چشم متعبدان آنست كه در شب تاریك چون وقت مناجات حق باشد در خواب شوند تا انس خلوت بریشان فوت شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... وَ قالُوا لَنْ تَمَسَنَا النَارُ إِلَا أَیَاماً مَعْدُودَةً. چونك جهودان را بیم دادند از آتش دوزخ، ایشان گفتند آتش بما نرسد مگر چند روز شمرده.
یعنى آن چهل روز كه گوساله پرستیدند كه خداى عز و جل سوگند یاد كرده است كه ایشان را عذاب كند، چون آن چهل روز عذاب كرد سوگند وى راست شد، از آن پس از دوزخ بیرون آئیم و قومى دیگر بجاى ما، و اشارت بمصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم و یاران كردند یعنى شما بجاى ما نشینید مصطفى گفت: " بل انتم خالدون فیها مخلّدون لا نخلفكم فیها ان شاء اللَه ابدا "

یدالله فوق ایدیهم

پس رب العالمین ایشان را دروغزن كرد، گفت: قُلْ أَتَخَذْتُمْ عِنْدَ اللَهِ عَهْداً یا محمد گوى ایشان را كه بآنچه مى گویید پیمانى دارید از حق جل جلاله؟

اگر دارید اللَه پیمان خود نشكند، پس ایشان را دیگر باره دروغ زن كرد گفت: أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَهِ ما لا تَعْلَمُونَ این ام در موضع بل است، یعنى شما بر خداى عز و جل چیزى مى گویید كه ندانید.

ابن عباس گفت روز قیامت كه ایشان را در دوزخ چهل سال عذاب كرده باشند هر روزى را از آن چهل روز سالى، خازنان دوزخ گویند " یا معشر الیهود أما انقضت الایام التی قلتم فى دارالدنیا؟ قالوا ما ندرى. قالت الخزّان فقد عذّبناكم مقدار اربعین سنة، یا معشر الاشقیاء، فبم تخرجون منها، قالوا كیف نخرج و انت خازن جهنم، فیقول لهم أ كنتم اتخذتم عند اللَه عهدا بل كذبتم و انتم فیها خالدون " آن گه ایشان را جواب داد " بَلى مَنْ كَسَبَ سَیِئَةً" این بلى بمعنى آرى است میگوید آرى آنچه ایشان میگویند كه نیست هست " مَنْ كَسَبَ سَیِئَةً ... "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً قتل نفس از دو گونه است یكى از روى صورت و یكى از روى معنى، او كه از روى صورت خود را كشد بعذابى رسد كه عذاب از آن صعبتر نیست
مهلت خداوندی
....
و آن كس كه خود را بشمشیر مجاهدت از روى معنى كشد بناز و نعیم باقى و بهشت جاویدى رسید. چنانك رب العزة گفت وَ أَمَا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِهِ وَ نَهَى النَفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَ الْجَنَةَ هِیَ الْمَأْوى .

قوم موسى را گفتند زنده را بكشید تا كشته زنده شود، اشارت باهل طریق است كه نفس زنده را بشمشیر مجاهدت بكشند بر وفق شریعت تا دل مرده بنور مشاهدت زنده شود، و او كه بنور مشاهدت و روح انس زنده شد بحیاة طیبه رسید آن حیاتى كه هرگز مرگى در آن نشود و فنا بآن راه نبرد، و زبان حال بنده اندرین حال میگوید:

گر من بمرم مرا مگویید كه مرد
گو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد


.....


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى:

باطن خوب

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً و شما آنید كه یكى را بكشتید،
فَادَارَأْتُمْ فِیها و در آن كشته پیكار در گرفتید،
وَ اللَهُ مُخْرِجٌ و اللَه بیرون آرنده است و آشكارا كننده
ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ آنچه شما پنهان میدارید كه كشنده وى كیست.
فَقُلْنا اضْرِبُوه گفتیم بزنید این كشته را
بِبَعْضِها بچیزى از گوشت آن گاو،
كَذلِك چنین كه دیدید
یُحْیِ اللَهُ الْمَوْتى مردگان را زنده كند،
وَ یُرِیكُمْ آیاتِه و مى نماید شما را نشانهاى توانایى و نیك خدایى خویش
لَعَلَكُمْ تَعْقِلُون تا در یابید شما.
ثُمَ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ پس سخت گشت دلهاى شما،
مِنْ بَعْدِ ذلِكَ پس آن نشانهاى مهربانى و نیك خدایى كه از من دیدید،
فَهِیَ كَالْحِجارَةِ تا گویى كه آن دلها از سختى چون سنگ است
أَوْ أَشَدُ قَسْوَةً بل كه سخت تر از سنگ
وَ إِنَ مِنَ الْحِجارَةِ و از سنگها سنگ است
لَما یَتَفَجَرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ كه از آن جویها میرود،
وَ إِنَ مِنْها لَما یَشَقَقُ از آن سنگ است كه مى شكافد،
فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ و آب از آن بیرون میآید،
وَ إِنَ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَهِ و از آن هست كه از بالا بهامون مى افتد از ترس خداوند،
وَ مَا اللَهُ بِغافِلٍ عَمَا تَعْمَلُونَ و خدا از كرد شما ناآگاه نیست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى. وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
مفسران گفتند مردى در بنى اسرائیل درویش بود و عمّه زاده توانگر داشت بمیراث عمه زاده خود شتافت، بشب رفت و وى را بكشت، و بسبطى دیگر بود و در خانه ایشان بیوكند، بامداد آن سبط كشته بیگانه دیدند بر در خویش، و سبط این كشته مرد خویش را نیافتند، جستند و بر در بیگانگان یافتند كشته، خصومت در گرفتند اینان گفتند كه مرد خویش بر در شما كشته مى یابیم، و ایشان گفتند كه كشته خویش بدر سراى ما آوردید و بر ما آلودید، دست بسلاح زدند، و روى بجنگ آوردند، آخر گفتند كه وحى پیوسته است و پیغامبر بجاى، بروى رویم، بر موسى آمدند و قصه بر وى عرضه كردند.

شادم بتو ارچه سوگوارم داری

موسى گفت: إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً اللَه میفرماید شما را كه گاوى ماده بكشید.
جواب دادند ایشان أَ تَتَخِذُنا هُزُواً از جواب این خصومت در گاو چیست؟ ما را مى افسوس گیرى از جفا كارى كه بودند و غلیظ طبعى. چون حكمت در آن فرمان ندانستند اضافت سخریت با پیغامبر كردند، تا پیغامبر گفت.
أَعُوذُ بِاللَهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ این سخریت كار جاهلانست و من فریاد خواهم بخداى كه كار جاهلان كنم.
مفسران گفتند این آن گه بود كه هنوز در مصر بودند دریا ناگذاشته، و غرق فرعون و كسان او نادیده، پس ازین قصه ها رفت كه شرح آن بجاى خویش كردیم.

قالُوا ادْعُ لَنا رَبَكَ وهب منبه گفت: در بنى اسرائیل جوانى بود مادر داشت و آن مادر را نوازنده بود بر دل و گوش، و بر وى بارّ و مهربان و كسب وى آن بود كه هر روز پشته هیزم بیاوردى و ببازار بفروختى، ثلثى از بهاى آن هیزم بصدقه میدادى، و ثلثى خود بكار مى بردى، و ثلثى بمادر میدادى چون شب در آمدى آن جوان شب را بسه قسم نهادى یك قسم نماز را و یك قسم خواب را و یك قسم بر بالین مادر بنشستى و تسبیح و تكبیر و تهلیل وى را تلقین میكردى، كه مادر از قیام شب عاجز بود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...و در قرآن ذكر رحمت فراوان است و جمله آن بده (10) معنى باز گردد:
یكى بمعنى اسلام است چنانك رب العالمین گفت وَ رَحْمَتُ رَبِكَ خَیْرٌ مِمَا یَجْمَعُونَ و قُلْ بِفَضْلِ اللَهِ وَ بِرَحْمَتِهِ درین دو آیت اسلام را رحمت خواند از بهر آنك بنده باسلام برحمت خداى میرسد هم در دنیا هم در عقبى.

دل

دیگر
رحمت است بمعنى رزق چنانك گفت ما یَفْتَحِ اللَهُ لِلنَاسِ مِنْ رَحْمَةٍ، و نام رحمن جل جلاله ازینجاست یعنى كه روزى دهنده جهانیانست، برّهم و فاجرهم. لا یمنع كافرا لكفره و لا عاصیا لعصیانه.
سوم رحمت است بمعنى شفقت كقوله تعالى وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَةً وَ رَحْمَةً
چهارم بمعنى لطف كقوله تعالى فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَهِ لِنْتَ لَهُمْ
پنجم رحمت بمعنى عفو و مغفرت كقوله تعالى كَتَبَ رَبُكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَحْمَةَ
ششم رحمت است بمعنى بهشت و ذلك فى قوله وَ أَمَا الَذِینَ ابْیَضَتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَتِ اللَهِ.
هفتم رحمت گفت و مراد بآن رسول خدا است و ذلك فى قوله وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ
هشتم رحمت است بمعنى باران و هو فى قوله هُوَ الَذِی یُرْسِلُ الرِیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ.
نهم رحمت است بمعنى قرآن و هو قوله شِفاءٌ لِما فِی الصُدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ.
دهم رحمت است بمعنى نعمت چنانك درین آیت گفت فَلَوْ لا فَضْلُ اللَهِ عَلَیْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ اى فلو لا نعمة ربكم لصرتم من المغبونین الذین خسروا الرحمة و استوجبوا العذاب.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ ظَلَلْنا عَلَیْكُمُ الْغَمامَ الآیة اشارت بلطف و كرم خداوندیست، و مهربانى او بر بندگان چنانستى كه رب العالمین میفرماید كه
اى بیچاره فرزند آدم چرا نه وا من دوستى كنى كه سزاوار دوستى منم؟
چرا نه وا من بازار كنى كه جواد و مفضل منم؟
چرا وا من معاملت درنگیرى كه بخشنده فراخ بخش منم؟

خدا از دلها آگاهست

نه رحمت ما تنگ است نه نعمت از كس دریغ، یكى درنگر تا وا بنى اسرائیل چه كردم و چند نعمت بر ایشان ریختم، و چون نواخت خود بریشان نهادم در آن بیابان تیه پس از آن كه پیچیدند و نافرمانى كردند، ایشان را ضایع فرو نگذاشتم، میغ را فرمان دادم تا بر سر ایشان سایه افكند، باد را فرمودم تا مرغ بریان در دست ایشان نهاد، ابر را فرمودم تا ترنجبین و انگبین بایشان فرو بارید، عمود نور را فرمودم تا در شبى كه مهتاب نبود ایشان را روشنایى میداد، كودك كه از مادر در وجود آمدى در آن بیابان تیه با دستى جامه كه وى را در بایست بود در وجود آمدى، چنانك كودك مى بالیدى جامه با وى میبالیدى، نه كهن شدى آن جامه بر وى نه شوخ گرفتى، در حال زندگى زینت وى بودى و در حال مردگى كفن وى بودى، چه نعمت است كه من بریشان نریختم! چه نواخت است كه من بریشان ننهادم! ایشان خود قدر ما ندانستند و شكر نعمت ما نگزاردند.

اى بیچاره ترا هیچكس نخواند چنانك ما خوانیم، چون كه بیایى هیچكس ترا چنان نخرد چنان كه ما خریم، چون كه خود را بفروشى دیگران بى عیب خرند و ما با عیب خریم، دیگران با وفا خوانند و ما با جفا خوانیم، اگر به پیرانه سر باز آیى همه مملكت را بحرمت بیارائیم، و اگر بعنفوان شباب حدیث ما گویى فردا برستاخیز ترا در پناه خود گیریم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قول تعالى: وَ ظَلَلْنا عَلَیْكُمُ الْغَمامَ و سایه كردیم بر شما میغ وَ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمُ فرو فرستادیم بر شما از میغ الْمَنَ وَ السَلْوى ترنجبین و مرغ سلوى: كُلُوا مِنْ طَیِباتِ ما رَزَقْناكُمْ میخورید از پاكیها و خوشیها از آنچه شما را روزى كردیم بى رنج بردن و بى جستن وَ ما ظَلَمُونا و ستم نه بر ما كردند وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ لكن ستم بر خویشتن كردند.

مومنین ایمان بیاورید

وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا و گفتیم ایشان را كه در روید هذِهِ الْقَرْیَةَ درین شهر بیت المقدس فَكُلُوا مِنْها میخورید از آن حَیْثُ شِئْتُمْ هر جا كه خواهید رَغَداً آسان و فراخ، وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَداً و چون در روید پشت خم داده در روید، وَ قُولُوا حِطَةٌ و مى گویید حطّه حطّه فرو نه از ما گناهان نَغْفِرْ لَكُمْ خَطایاكُمْ تا بیامرزیم شما را گناهان شما وَ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ و ما نیكو كاران را به نیكویى بیفزائیم.

فَبَدَلَ الَذِینَ ظَلَمُوا بدل كردند آن ستمكاران آن سخن كه ایشان را فرمودیم قَوْلًا غَیْرَ الَذِی قِیلَ لَهُمْ بسخنى جز زانك ایشان را گفتند فَأَنْزَلْنا عَلَى الَذِینَ ظَلَمُوا فرو فرستادیم بر ایشان كه بر خود ستم كردند رِجْزاً مِنَ السَماءِ عذابى از آسمان بِما كانُوا یَفْسُقُونَ بآنچه از فرمان بیرون شدند.

وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ موسى آب خواست قوم خویش را در تیه فَقُلْنَا گفتیم او را اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ عصاى خود بر سنك زن فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ پس از آن بیرون گشاد اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً دوازده چشمه، قَدْ عَلِمَ كُلُ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ مردمان همه میدانستند هر سبطى آبشخور ایشان كُلُوا وَ اشْرَبُوا ایشان را گفتند میخورید و مى آشامید مِنْ رِزْقِ اللَهِ از آنچه روزى داد اللَه شما را بى رنج و بى جستن، وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ و بگزاف و تباهكارى و خود كامى در زمین مروید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: وَ إِذْ نَجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ؛ كریم است و مهربان، لطیف است و نگاهبان، خداوند جهان و جهانیان، فریاد رس نومیدان، ذخیره منقطعان، چاره بیچارگان، نوازنده رنجوران، رهاننده بندوران، در نگر بحال پیغمبران و رسولان كه هر یكى را ازیشان رنجى دیگر بود و اندوهى دیگر، منت نهاد بریشان و جهانیان را گفت باز برنده اندوهان و رهاننده ایشان منم.
دل خوش

آنك نوح پیغمبر در دست قوم خویش گرفتار شده و درمانده، و شخص عزیز وى نشانه زخم ایشان شده. رب العالمین گفت وَ نَجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ آخر او را از دست ایشان رهانیدیم، و اندوهان وى را پایان پدید كردیم.

و در حق لوط پیغامبر گفت وَ نَجَیْناهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَتِی كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ.
و در حق ایوب پیغامبر گفت فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍ
و در حق یونس گفت وَ نَجَیْناهُ مِنَ الْغَمِ او را از غم برهانیدیم و از ظلمتها بیرون آوردیم و درد وى را مرهم پدید كردیم.

در حق موسى و بنى اسرائیل همین میگوید، و منت مى نهد وَ إِذْ نَجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ در عذاب و رنج فرعون بودند كارهاى دشوار و بار گران بریشان مى نهاد و فرزندان ایشان را میكشت، آخر آن محنت ایشان را پایان پدید كردیم، و آن رنج ازیشان برداشتیم، و آن غمّ و آن همّ از دل ایشان برگرفتیم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مفسران گفتند كه پرستندگان گوساله پس از آن پشیمان شدند و بدانستند كه از راه حق دور افتاده اند، و الیه الاشارة بقوله وَ لَمَا سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ وَ رَأَوْا أَنَهُمْ قَدْ ضَلُوا آن گه كه پشیمان شدند و بدانستند كه حق گم كردند قالُوا لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنا رَبُنا گفتند اگر خداوند ما بر شما نبخشاید و ما را نیامرزد ناچاره از زیان كارانیم.
لاف

و موسى ایشان را میگفت إِنَكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ شما بر خویشتن ستم كردید كه عبادت گوساله كردید.
گفتند یا موسى اكنون حیلت چیست؟
موسى گفت: فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ البارئ الخالق و البریّة المخلوقون یقال برأ اللَه الخلق و یبرأ منهم برأ میگوید كه راه شما آنست كه توبه كنید از معصیت، بطاعت بازگردید و از كرده پشیمان شوید، و از آفریدگار عذرى بازخواهید.

گفتند یا موسى بمجرد عذر كار ما راست شود یا نه؟
موسى گفت نه كه شما مرتدّ گشتید بدانك گوساله را معبود گرفتید و حكم مرتد قتل است: فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ معنى نه آنست كه خود را بدست خویش بكشید بل كه میگوید یكدیگر بكشید هذا كقوله تعالى وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ اى لا یقتل بعضكم بعضا، و كقوله ثُمَ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ اى نظراءكم فى الدین.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها