تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر سجده

چشم به راه

النوبة الثالثة
«اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى‏»
همه در حال سجود خدایند

ثنائى است كه اللَّه تعالى بر خود مى‏كند، جلّ ثناؤه و عزّ كبریاؤه، خود را خود مى‏ستاید كه وى تواند كه خود را ستاید و ثناء وى است كه وى را شاید، از آب و خاك چه آید و ثناء آب و خاك تا كجا رسد و اگر چند بكوشد بسزا و قدر اللَّه تعالى كى رسد، عقل بفرساید و هم بگدازد و بمبادى اشراق جلال وى نرسد، او كه وى را ستاید دریا مى‏ پالاید و چراغست كه در روز مى‏افروزد، پیداست كه چراغ در نور روز چه افزاید.

وصف تو چه جاى حكمت‏ اندیشانست
خاك كف تو سرمه دل‏ریشانست‏
شاهان جهان پاى ترا بوسه دهند
عشق تو چه كار و بار درویشانست‏


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى‏»

فرشتگان الهی محافظ

پس از آنك منكران بعث گفتند: «أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ» خبر داد جلّ جلاله از كمال قدرت و شواهد فطرت خویش در آفرینش اوّل در رحم مادر و اظهار صنع خود در تقلّب احوال بنده تا بر ایشان حجّت باشد كه آن خداوند كه قادر است بر آفریدن بنده در رحم مادر بر آن صفت قادر است كه او را پس از فنا باز آفریند و بر وى دشوار ناید.

... و گفته ‏اند كه این نقصان مدّت حمل است كه فرزند بشش ماه آید، «وَ ما تَزْدادُ» آنست كه بنه ماه بر گذرد و بیفزاید تا بدو سال بمذهب بو حنیفه و تا بچهار سال بمذهب شافعى.
... و گفته ‏اند «ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ» حیض است بوقت حمل كه زن حامل چون حیض بیند نقصان در غذاء فرزند آید و در مدّت حمل بیفزاید كه هر روزى را كه حیض بیند روزى در طهر بیفزاید تا نه ماه طهر بیند بتمامى، اگر در مدت حمل پنج روز مثلا حیض بیند فرزند بنه ماه و پنج روز آید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة العلق- مكیة / النوبة الاولى / قوله تعالى:

سجده کن و نزدیک شو

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ برخوان نام خداوند خویش الَّذِی خَلَقَ (1) آنكه آفریده آفریده.
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ (2) بیافرید مردم را از خون بسته.
اقْرَأْ برخوان وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ (3) و خداوند تو آن نیكوكار.
الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) او كه در آموخت بقلم.
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ (5) در آموخت در مردم آنچه مردم ندانست.
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏ (6) أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏ (7) كه مردم نافرمان شود، چون بى‏نیاز شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ الایة من بهترم !
خداوند حكیم، جبار نام دار عظیم، كردگار رهى دار علیم، جل جلاله و عظم شأنه، منت مى ‏نهد بر فرزند آدم، و نیك خدایى و نیك عهدى خود در یاد ایشان مى‏دهد.

میگوید: شما را من آفریدم، و چهره هاى زیباتان من نگاشتم. قد و بالاتان من كشیدم. دو چشم بینا و دو گوش شنوا و زبان گویاتان من دادم. و من آن خداوندم كه از نیست هست كنم، وز نبود بود آرم، وز آغاز نوسازم. نگارنده رویها منم. آراینده همه نیكوئیها منم. جفت سازنده هر چیز با یار منم.

كننده هر هست چنان كه سزاوار منم.
آسمان و زمین و جمادات آفریدم اظهار قدرت را،
ملائكه و شیاطین و جن آفریدم اظهار هیبت را.
آدم و آدمیان را آفریدم اظهار مغفرت و رحمت را.

هفتصد هزار سال جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و كروبیان و حافّین و صافّین گرد كعبه جبروت طواف كردند، و سبوح قدوس گفتند. هرگز بنام ودودى و مهربانى و دوستى ما راه نبردند، و خود نشناختند.
هرگز زهره نداشتند كه دعوى دوستى ما كنند، ما خود دعوى دوستى خاكیان كردیم كه:
نحن اولیاءكم، یحبهم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:

ابلیس سجده نکرد

وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ شما را بیافریدیم ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ آن گه شما را چهرها نگاشتیم ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ آن گه فریشتگان را گفتیم: اسْجُدُوا لِآدَمَ سجود كنید آدم را فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ سجود كردند مگر ابلیس لَمْ یَكُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ (11) كه وى از سجود كنندگان نبود.

قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ  اللَّه گفت وى را: چه باز داشت ترا كه سجود نكردى؟ إِذْ أَمَرْتُكَ آن گه كه فرمودم ترا قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ ابلیس گفت من به ‏ام ازو خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ مرا كه بیافریدى از آتش بیافریدى وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ (12) و وى را از گل آفریدى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گفت ما اول فرشته بوده ایم
راه طاعت را بجان پیموده ایم

مهر اول کی ز دل بیرون شود

سالکان راه را محرم بدیم   
ساکنان عرش را همدم بدیم

پیشه ی اول کجا از دل رود
مهر اول کی ز دل بیرون شود


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

[]



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گیـــرم که هزار مصحف از بر داری
با آن چه کنی که نفس کافر داری
سر را بزمین چو مینهی بهر نماز
آنــرا بزمیـن بنــه که در ســر داری


ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض و ما بینهما......
تمام ارزش انسان در داشتن کمری است که اگر سرش برود حاضر نیست در برابر هر کس و ناکسی خم گردد!


سنگ بر احمد سلامی می‌کند          
کوه  یحیی  را  پیامی   می‌کند
ما سمعیعیم و بصیریم و خوشیم        
با  شما  نامحرمان  ما  خامشیم

چون شما سوی جمادی می‌روید       
محرم  جان  جمادان  چون شوید
از   جمادی   عالم  جانها  روید                
غلغل   اجزای   عالم  بشنوید
فاش  تسبیح   جمادات  آیدت               
وسوسه‌ی    تاویلها    نربایدت
چون  ندارد   جان   تو  قندیلها                
بهر    بینش   کرده‌ای   تاویلها
که  غرض تسبیح ظاهر کی بود         
دعوی   دیدن  خیال   غی  بود
بلک  مر   بیننده   را   دیدار   آن                
وقت عبرت می‌کند تسبیح‌ خوان
پس چو از تسبیح یادت می‌دهد       
آن  دلالت  همچو  گفتن می‌بود
"مولانا"



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها