چشم به راه

یقول اللَّه تعالى: «مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ»
از رحمت خدا نومید مباشید
و مفسّران را اختلاف اقوال است در سرقت یوسف كه چه بود:
قومى گفتند طعام از مائده یعقوب پنهان بر مى‏ گرفت و بدرویشان مى‏داد.
و گفته ‏اند كه روزى درویشى از وى مرغى آرزو كرد، یوسف بخانه شد و مادرش زنده بود از وى مرغ طلب كرد، نداد و یوسف را دل بآرزوى درویش متعلّق بود، مرغ بدزدید و بدرویش برد، برادران آن حال دانسته بودند پس از چندین سال بعیب باز گفتند.
سعید بن جبیر گفت: بتى از پدر مادر بدزدید و بشكست و بر راه بیفكند.
«فَأَسَرَّها یُوسُفُ فِی نَفْسِهِ» ... «أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً» ...
مى‏گوید یوسف از آن سخن ایشان خشم گرفت و جواب آن سخن داشت در دل اما بر ایشان پیدا نكرد نه آن خشم و نه آن جواب كه داشت، ...

« قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزِیزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَیْخاً كَبِیراً»
گفتند اى عزیز او را پدرى است پیر بزرگ قدر، محنت روزگار در وى اثر كرده و سوگوار در بیت الاحزان نشسته، بر فراق پسرى كه از وى غائب گشته و بنیامین را دوست دارد و غمگسار وى باشد كه هم مادر آن پسر غائب است، بر عجز و پیرى وى ببخشاى و دردش بر درد میفزاى،
« فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَهُ» یكى را از ما برادران بجاى وى برده گیر، «إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ» ...

یوسف حفیط و دانا

الاختیار مقرون بالاختبار، یوسف خود را اختیار كرد لاجرم در ورطه امتحان و اختبار افتاد و اگر طلب عافیت كردى یا بى اختیار طریق اضطرار سپردى، بودى كه بى بلا و بى وحشت زندان از آنچ مى‏ترسید آمن گشتى و از آنچ آن را با آن میخواندند با عافیت عصمت یافتى كه در خبر است:لو سأل العافیة و لم یسأل السّجن لاعطى.
لكن اختیار بلا كرد تا در آن بلا صدق از وى درخواستند و در محنت وى بیفزودند.

در تورات موسى است كه یا موسى خواهى كه در جنّات مأوى درجات على بینى و بمقام مقرّبان فرود آیى
از خود باز رسته و بدوست لم یزل پیوسته مراد خود فداء مراد ازلى ما كن، اختیار خود در باقى كن، بنده را با اختیار چه كار! اختیار اختیار ما است و ارادت ازلى ما است: و ربّك یخلق ما یشاء و یختار ما كان لهم الخیرة.

یوسف اختیار زندان كرد، لا جرم او را با اختیار خود فرو گذاشتند تا روزگار دراز در زندان بماند و نتیجه آن زندان كه خود خواست این بود كه گفت: «اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ»، تا ربّ العالمین او را عتاب كرد گفت: ... یا یوسف تو از ما زندان خود خواهى آن گه خلاص از دیگرى جویى و جز از من وكیلى دیگر خواهى؟
بعزّت من كه خداوندم كه ترا درین زندان روزگار دراز بدارم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها»

کار نمودن دارد نه دیدن

بدان كه اقوال علما درین آیت مختلف است،
قومى گفتند یوسف (ع) بآن زن همّت كرد چنان كه آن زن بوى همّت كرد
قومى گفتند همّت آن زن دیگر بود و همّت یوسف دیگر، زن همّت فاحشه داشت و در دل كرد كه كام خود از وى بر دارد و یوسف همّت فرار داشت با مخاصمه، یعنى در دل كرد كه از وى بگریزد یا با وى برآویزد و فرمان وى نبرد.
قومى گفتند معنى همت آرزوى بود كه در دل آید بطبع بشرى بى اختیار و بى كسب بنده و بنده باین مأخوذ نباشد كه این در تحت تكلیف نیاید، پس این همّت نه از یوسف زلّت بود نه از آن زن، بلى زلّت زن بدان بود كه عقد و نیّت بدان پیوست و عزم كرد بر تحقیق آن همّت و خطرت و این عزم كسب بود لا جرم بدان مأخوذ بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

دلیل حبس یوسف پاکی اش بود

غرض عشق زلیخا بود از آغاز
حدیث یوسف و کنعان بهانه است


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (غریبستان)
.
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی
به تلگرام ما بپیوندید


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

دگر از درد تنهایی، به جانم یار میباید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار میباید
شعر شیخ بهایی

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار میباید


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:معشوقه های زمینی ارضاء كننده نیستند. تمام نیازهای بشر را پاسخ نمیدهند و نمیتوانند. مرا راضی نمیكنند . هر چه گذشت تشنه تر بودم . میخواستم و نمیدانستم كه بدنبال سرابم! بهانه ها . نارضایتی ها و.... همه بیانگر دروغین بودن معشوقه های زمینی اند! وجودم چیز دیگری را میخواست .....

معشوقه میهمان داریم و معشوقه میزبان ! از فرط با میزبان بودن ندیدیمش و بدنبال معشوقه میهمان بودیم و میهمان هم چند روزه است! هر از گاهی شاید در خانه دیگری مهمان شود. میزبان سرمایه مان است. با این سرمایه كسبی نكردیم . ضریب تورم هم ضرر دیگری برای عدم استفاده . هزینه فرصتهای از دست رفته هم ضرر عدم النفع . وای خدایااین چه كوری در عین داشتن چشمهای درشت باندازه چشمهای گوساله بود؟! دو تا دو تا برایم شد شش تا ! عشق بینش میخواهد و شجاعت!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها