تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر حکیم

چشم به راه

سورة هود - مكیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
خدازده را چاره نیست
صد سال برآید و بریزد دل من    
هم بوى وصال تو دمد از گل من


اى خداى كریم مهربان، اى نامدار رهى دار نگهبان، عالم تویى باسرار بندگان، مطلع خودى بر دلهاى دوستان،
بار خداى همه بار خدایان، خداوند همه خداوندان، پیش از هر زمان و پیش از هر نشان، در ملك بى در بایست، ملكى در ذات بى هامانست، خداوندى پاك از دریافت چون، منزّه از گمان و پندار و ایدون، بیننده هر تاریك، داننده هر باریك، نزدیك‏تر از هر نزدیك، نزدیك است ببر، تا دوست از شادى شود مست، دور است بقدر تا دشمن نداند كه هست، از دوست بجنایت نبرد كه بردبار است و وفادار، از دشمن بخدمت فرهیب نگیرد كه جبّار است و كردگار، نه عدل وى را چرا پیدا، نه فضل وى را منتهى پدید، نه عدل وى را درمان، نه فضل وى را كران، عدل پیش فضل خاموش، و فضل را حلقه وصال در گوش، نبینى كه عدل نهانست و فضل پیدا، تا دشمن مغرور است و دوست شیدا،

خداوندا آرام دل غریبانى، یادگار جان عارفانى، زندگانى جان و آیین زبانى، بخود از خود ترجمانى، بحقّ‏ تو بر تو كه ما را بوصال خود رسانى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:بزرگی به خطیب و واعظی که بمردم پند میداد و نصیحت میکرد و باصطلاح راه خدا را نشان میداد گفت:
کاری مکن که مانند نابینایی بشوی که چراغ هدایت برای دیگران برافروزی در صورتی که خودت از روشنی آن محروم گردی!

واعظ بی عمل

مضرّت واعظان را از مریدان بیشتر گردد
زند بر مارگیر افعی چو افسون بی اثر گردد


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حکمت :
بنقل از ساری (گاهنوشت های محمود زارع) , آمده است که بر سه کس رحمت واجب است :
اول
آنکه خردمندی که زیردست بی خردی باشد ؛
دوم
؛ ضعیفی که قوی بر او مستولی باشد و
سوم آنکه کریمی که محتاج لئیمی باشد .
ارسطاطالیس حکیم را پرسیدند که قوت خرد از چیست ؟
گفت همه کس را قوت از غذا باشد و حکمت غذای خرد است !

ارسال در تاریخ یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 توسط محمود زارع


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:حکیمی گفت:خردمند را بایسته است که بداند در مردم خیری نیست . و با این همه او را از ایشان ناگزیر است.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و اگر این دو داند , با ایشان چنان رفتار کند که شایسته چنین دانایی است. ( کشکول شیخ بهایی )
گویا خود خداوند نخواسته که مردم خیر را در مردم دیگر بجویند , شرط بندگی و عبودیت هم در سطحی عالی و متعالی همین است.

خیر واقعی در نزد خدای یگانه است و بس !
خیر را باید از درگاه حضرت رزاق خواست اما همانگونه در کلام کشکول بنقل از حکیمی آمده است با همه این احوال همه مردم ناگزیر از همدیگر هستند و شرط و دقت عبودیت در همین نکته نهفته است که با اینکه ما را از مردم ناگزیر و ناگریز است اما چشم امید تنها باید به حضرت باری تعالی داشت.

حالا مرد میدان عبودیت میخواهد که اینور و آنور نچرخد .
نه اقبال مردم بوی , وی را از جاده بندگی بیرون کند و مغرور شود که العیاذ بالله خدا را بنده نباشد , نه چنان باشد که خود را بطور مطلق از مردم منفک و جدا افتاده انگارد !

خلاصه بنظر میرسد که این هنر زیستن و هنر بندگی است که با این حالت دوگانه راه از چاه بازشناسد و بر صراط همی رود !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:گویند که سقراط حکیم را میبردند تا بکشند ؛ اطرافیان وی را التماس کردند که اظهار بت پرستی کن تا نجات یابی ! حکیم گفت معاذ الله که جز صانع را پرستم .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

قومی از شاگردان او خیلی ناراحت بودند با او برفتند و از او پرسیدند ای حکیم اکنون چون دل بر کشتن نهادی پس بگو تا ترا کجا دفن کنیم ؟!
حکیم تبسّم کرد و فرمود اگر چنانکه مرا باز یابید هر کجا خواهید دفن کنید !
منظور حکیم این بود که یعنی آن نه من باشم که قالب من باشد .

در حال سقراط باید گفت با آنهمه بزرگی خویش میگفت اگر من نترسیدمی که بعد از من بزرگان و اهل عقل و خرد بر من تعنت کنند و گویند که سقراط همه دانش جهان را به یک بار دعوی کرد , من مطلق بگفتمی که هیچ چیز ندانم و عاجزم و لیکن نتوان گفت ؛ که از من دعوی بزرگ بود . ... با این وصف ابوشکور بلخی خود را بدانش بزرگ در بیتی میستاید و آن بیت اینست :

تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی که نادانم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:یکی از بزرگان پارسایی را گفت :
چه گوئی در حق فلان عابد که دیگران به طعنه سخنان گفته اند؟!
گفت : در ظاهرش عیب نمی بینم و در باطنش غیب نمی دانم !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

هر کرا جامه پارسا بینی

پارسا دان و نیکمرد پندار
ور ندانی که در نهادش چیست
محتسب را درون خـــانه چکـــار ؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گاهنوشته های محمود زارع , پیرزنی از بوذرجمهر چند مساله پرسید که در بیشتر آنها گفت نمیدانم .
پیر زن گفت از پادشاه هرساله مبالغ هنگفتی حقوق میستانی که بگویی نمیدانم ؟! چگونه این مالها را بر خود حلال میکنی ؟!
حکیم در پاسخ گفت :
ای مادر من آنچه میگیرم در برابر دانستنی های خود میگیرم اگر در برابر نادانستنی ها وجوهی گیرم زرهای عالم کفاف آنرا نخواهد داد.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
گردآوری آبگینه ساری(ف.زارع)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مخترع آن بزرگمهر حکیم و بنام اردشیر ( نبردشیر ) نام گذاشت که همان نرد امروزیست.
1-    تخته آن نشان زمین
2-    سی مهره اش نشان سی روز
3-    پانزده مهره سپید اشاره بروز و پانزده مهره سیاه نشان شب
4-    و گردش طاسها گردش اختران و تک خال هر طاس نشان خدای یکتا
5-    دو خال نشان آسمان و زمین و سه خال نشانه – گفتار نیک – پندار نیک – رفتار نیک و چهار خال نشانه چهار جهت اصلی و پنج خال نشان پنج روشنی ( خورشید – ماه – ستاره – آتش – برق )
6-    و شش خال نشان شش جشن بزرگ قدیم است



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها