تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر حاتم طایی

چشم به راه

بدترین آفت هر اجتماعی آنست که اِشغال جایگاهها متناسب با توانایی اشخاص نباشد!
بعض لباسها باندام و قواره کسان دیگری جور در نمی آید؛ یا اندام از لباس کوتاهتر است یا قواره از لباس کوچکتر !
در مصحف شریف این جایگاه با واژه امانات ذکر و تصریح شده است و حضرت حق امر (توجه نمایید امر؛ نه توصیه) فرمود که امانات را به اهلش بسپارید (
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها)

شما در هر کشوری هر نوع اختلال و ناکارآمدی را فقط و فقط زمانی می بینید که مسئولین آن کشور اهلیت لازم را برای تصدی جایگاههایی که دارند؛ ندارند!
در اینصورت است که هیچ امیدی به آینده تا زمانی که اهلیت همانند مصحف شریف ؛ مقدس شمرده نشود؛ نباید داشت! و ... خلاصه هر که این بادیه را طی نکند حاتم نیست !

در یک اثر قدیمی ماجرایی را خواندم که مختصرش چنین بود:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: تاج الشعرا جیحون گفته بود مردی کرم خان نام را تغزلی آراستم و از خوان کرمش توشه خواستم!ساری , گاهنوشته های محمود زارع(لذت بخشش)
مغازله ام مقبول افتاد و دو چندانم داد!
گفت : دماغت تازه شد ؟!
گفتم : نه ! دماغم بی اندازه تازه میگشت وقتی لب از تبسم میگشادم که , من این مبلغ را بتو میدادم .
در حکمت گفته اند ؛ لذت در کردن کرم است نه بردن درم !

بزرگتر بجهان نعمتی مصوّر نیست
که مرد را بخورند اهل فقر از قبلش

بهشت اگر بمنّت دهند رندان را
هزار ... بغلمان و حور و آب و گلش

 
بی مناسبت هم نیست که آن حکایت مشهور گلستان را بیاد آوریم که :


حاتم طایی را گفتند: از تو بزرگ همت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای ؟ گفت :
بلی ، روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را ، پس به گوشه صحرا به حاجتی برون رفته بودم ، خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:جایی خوانده بودم که حاتم که بمرد , برادرش خواست که مثل او شود و جایش بگیرد .
مادر وی را فرمود : خویشتن را بیشتر رنج مده , به جایگاه او نخواهی رسید !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

گفت مادر جان چه چیز مانعم شود بویژه آنکه وی برادر من بود و همخونیم !
مادر فرمود : هر بار که من او را شیر می خواستم داد , شیر نمی خورد تا آنکه شیرخواره ای دیگر آورم تا با وی در شیرخوردن شریک شود و از پستان دیگرم شیر خورد !
اما زمانی که ترا شیر می دادم اگر شیرخواره ای می آمد آنقدر می گریستی تا برود و تنهایی شیر بخوری !
مرحوم پدرم احمد آقای زارع در هر حرفش معمولا یک ضرب المثل چاشنی میکرد حالا برایم این ضرب المثلش تداعی شد که میفرمود :
« آن کلاغی که انجیر میخوره نوکش کجه » یا « آسمان میبارد و زمین هم اگر میتواند ببارد » !

 یا کریم اهل بیت علیه السلام


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها