تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر توفیق

چشم به راه

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... زیاده نشر نکرده و در همان لفافه بجهت مراعات اخلاق میگوئیم که یک زمانی یکی در ایامی خاص که داشتیم باشکال مختلف عرض خود میبرد و زحمت ما میداشت ... !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (عشق)

عاقبت روزی در تنهایی ای که دست داد سر صحبت با وی باز کردم و کم کمک موضوع را بدینجا کشاندم که چرا ... که چرا چنین ...؟!
بعد از سخنانی چند که گفت دریافتم رنج حسادت علیرغم میل باطنش عذابش میکند و از طرفی هم قدرت کنترل خویش نه داشته و نه قصد جدی در رفع اخلاق رذیله دارد...

عجب کردم که خودش هم خیلی بهتر از من در مذمت رذائل اخلاقی داد سخن داد و بخصوص از این رذیله - حسد - بیشتر از همه گفت و در رفع آن هم راههایی از کیمیای سعادت را بر شمرد و خلاصه خیرخواهی زبانی خویش را بحد وافری برخ کشید !

ساکت بودم و مشغول دو کار بیشتر گوش میدادم و گاه نیز پاس ضمیرش میداشتم ... متوجه شدم که گلایه ای از حضرت باری در باطنش دارد اما نمیگوید اما هر بار که از رذائل میگفت بخصوص از حسادت , بی اختیار و حتی بی تفطّن , پرده ای از باطن خویش بر من میگشاد ! نیک دریافتم که حدسم درست بود !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الف) وقتی به تلاش مندلیف که به حصول جدول تناوبی عناصر طبیعت رسید , فکر میکردم ؛ بذهنم رسید که آیا نمیتوان با مراجعه به کتاب زلال الهی روابطی را با همان دقت بین عناصر قرآنی پیدا و در جدولی پیشنهاد کرد تا دیگران نیز پی آن کار را بگیرند....
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

عناصری مانند تقوا , صداقت , یقین , ایمان , احسان و ... که وزن آنها , خصوصیات آنان , ارتباط بین آنان و جایگاه آنان در مقایسه با هم و ....
مشکل من این است که اطلاعات زیادی در خصوص روابط علی و معلولی علوم پایه ندارم.جهان فرمولی دارد , کشف روابط بین پدیده ها فوق العاده مهم است !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد   
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست   
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داندخموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بزرگترین آفت رشد و توفیق و تکامل آدمی و بشریت، ترس میباشد.
اگر موجودی ، بویژه انسان
نترسد، بر اکثر محالات خودساخته غلبه می یابد.
دلهره و اضطراب و دست پاچگی از شعبات نامیمون ترس بشری اند.
 چیرگی بر ترس و وحشت که در غالب اوقات وهمی اند، راز و رمز بقای توفیق آمیز است.

     ترس ، سحر و جادوی معضلات اند که قوه تهور و شجاعت ورد باطل السحر آن است.
ناگفته نماناد که شجاعت را با حماقت مرز ظریفی است.


محمود زارع نوشته شده در تاریخ 79/4/3 www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از خداوند ولی‌التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی
( )
از خدا جوییم توفیق ادب .........
بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد .   
بلک آتش در همه آفاق زد.......
مایده از آسمان در می‌رسید ....
بی‌شری و بیع و بی‌گفت و شنید

درمیان قوم موسی چند کس ....
بی‌ادب گفتند کو سیر و عدس...
منقطع شد خوان و نان از آسمان
ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان....

باز عیسی چون شفاعت کرد حق
خوان فرستاد و غنیمت بر طبق..
باز گستاخان ادب بگذاشتند .....
چون گدایان زله‌ها برداشتند......

لابه کرده عیسی ایشان را که این
دایمست و کم نگردد از زمین.....
بدگمانی کردن و حرص‌آوری......
کفر باشد پیش خوان مهتری.....

زان گدارویان نادیده ز آز............
آن در رحمت بریشان شد فراز....
ابر بر ناید پی منع زکات ...........      امام صادق(ع) :بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث میگذارند ،
وز زنا افتد وبا اندر جهات..........
            ادب است نه مال ، زیرا مال از بین میرود و ادب باقی می ماند.
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم .             کافی جلد 8 ص150 حدیث 132
آن ز بی‌باکی و گستاخیست هم
هر که بی‌باکی کند در راه دوست       رسول خدا(ص):فرزندان خود را احترام کنید و آنان را نیکو ادب کنید،
ره‌زن مردان شد و نامرد اوست..
             تا آمرزیده شوید. جامع الاخبار ص393 ، مکارم اخلاق ص222
از ادب بر نور گشتست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد ملک..         امام على(ع):شما به كسب ادب ، نیازمندترید تا به كسب سیم و زر.
بد ز گستاخی کسوف آفتاب ....            غرر الحكم:ح 3835 ،عیون الحكم والمواعظ :ص 173ح 3609           
شد عزازیلی ز جرات رد باب.....

        " مولانا . دفتر اول "



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:زیاد اتفاق افتاده كه كارهای چندی (كه) در بادی امر مشكل و یا حتی ناشدنی بنظر میرسید ، ساده،  شدنی و ممكن شده و میباشند. بچند دلیل چنین نمود یاس آوری در برخورد با یك فكر ،طرح و نقشه، یك اعتقاد كاذبی را در آدمی بوجود میاورند:
اول آنكه- انسان ماهیتا تمایل به سستی و كاهلی دارد. پیگیری توام با تلاش و جدیت با طبع بشر چندان سازگاری ندارد. برای بسیاری از اقدامات بظاهر ناممكن , یك شرط ، همت و اراده ای مضاعف برای انجام كار مربوطه است. به نسبتی كه كار ناشدنی مینماید ، میزان تلاش و جدیت و در عین حال دقت و سرعت منطقی، بایستی رشدی فزاینده تر یابد. خوی بشری( پس) بالطبع تمایل به ركود و سكون دارد.
دوم آنكه- غالبا تصمیم گیریها براساس داشته ها و یافته های ذهنی از قبل جمع آوری شده آدمیان میباشد. تمام تمركزها روی حل مجهولات بر پایه معلومات قبلی ذهنی است. آیا نمیتوان اینطور اندیشید كه تعداد یا میزان فاكتورهای علمی ذخیره شده در ذهن اولا كامل نیست و ثانیا شاید كفایت حل بعضی از معادلات و یا نامعادلات یا مجهولات را ندهد؟!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها