ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... در آن سفر - ( ! ) که رویا نبود و در بیداری محض که همه پیرامونم کور بودند و من در طفولیتی پاک که در آغوش مهر سراسر سبزپوش رحمه للعالمین علیه السلام والسلام بودم و ... محو تماشای لبخند ملیحش که رزولوشن تصویر آن لحظه حتی با گذشت نزدیک به نیم قرن در ضمیرم کاستی نگرفته و همچنان پاک و صاف ناظر آنم ...  بعدها که اهل سفرم نمودند و مامور سفرهای زیاد و خواستنی ...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
... با شیخی که فریفته نور بود و در پی روشنایی ... ملاقاتی دست داد ... داشت با همزادش بحث حربا و خفاش را طرح میکرد . رساله ای مینوشت نامش " لغت موران " که بحث حربا و خفاش یعنی ... آفتاب پرست و خفاش که یکی منتظر آفتاب هست تا متحرک شود و آن دیگری منتظر تاریکی است - خفاش - تا راه بیفتد ...
... گفتمش در عالمی این می پوییدم که حکایت نور و ظلمت در کتاب مبین آمده بود و بگوشم ترنم فرموده بودند ... 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.