تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر باطن

چشم به راه

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... زیاده نشر نکرده و در همان لفافه بجهت مراعات اخلاق میگوئیم که یک زمانی یکی در ایامی خاص که داشتیم باشکال مختلف عرض خود میبرد و زحمت ما میداشت ... !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (عشق)

عاقبت روزی در تنهایی ای که دست داد سر صحبت با وی باز کردم و کم کمک موضوع را بدینجا کشاندم که چرا ... که چرا چنین ...؟!
بعد از سخنانی چند که گفت دریافتم رنج حسادت علیرغم میل باطنش عذابش میکند و از طرفی هم قدرت کنترل خویش نه داشته و نه قصد جدی در رفع اخلاق رذیله دارد...

عجب کردم که خودش هم خیلی بهتر از من در مذمت رذائل اخلاقی داد سخن داد و بخصوص از این رذیله - حسد - بیشتر از همه گفت و در رفع آن هم راههایی از کیمیای سعادت را بر شمرد و خلاصه خیرخواهی زبانی خویش را بحد وافری برخ کشید !

ساکت بودم و مشغول دو کار بیشتر گوش میدادم و گاه نیز پاس ضمیرش میداشتم ... متوجه شدم که گلایه ای از حضرت باری در باطنش دارد اما نمیگوید اما هر بار که از رذائل میگفت بخصوص از حسادت , بی اختیار و حتی بی تفطّن , پرده ای از باطن خویش بر من میگشاد ! نیک دریافتم که حدسم درست بود !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:چیزی که تصدیقا روشن است و آشکار و اما تصورا ممکن نیست. تصوری از چیزی نداریم اماساری,گاه نوشته های محمود زارع تصدیق آنرا میتوانیم بکنیم. " وجود " از این جهت « راز » است !

شما از " وجود " تصوری در واقع ندارید اما از " موجود " ات تصور دارید و در واقع هر چه که موجود است قابل تصور هم هست.


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حادث و قدیم
آنچه که در یکساعت تنهایی و تامل بر کشکول بنده ای نهادند! (1)ساری,گاه نوشته های محمود زارع

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:مهمترین چالش در این بحث برای اذهان ورز داده نشده با بحث دخالت زمان در اینگونه مباحث است. فی المثل در معنی و مفهوم قدیم , اینطور نباید تصور کرد که قدیم یعنی قبل از زمان! در صورتی که قدیم بیشتر بدین معنی و مفهوم است که یعنی « نبوده که نبوده » یعنی « نمیشود که نباشد » . نبودن پیش از آن معنی ندارد. اما حادث همیشه بعد از نیستی بوجود آمده است یعنی که قدیم نیست !

یک سوال مهم اینست که چگونه یک آدم که حادث است میتواند از قدیم بحث کند و مهمتر آنکه قدیم را بفهمد؟!
... لابد یک نسبتی با قدم و قدیم دارد ؛ حتما بهره ای از قدیم در ساختار روحی و ماهوی وی وجود دارد که میتواند از آن بحث و چون و چرا کند !

آنچه که ظاهرتر از همه میتوان آنرا نماد و سمبل حدوث دانست همین یک بعد از وجود انسان است که مربوط به تن است. پس تن حادث محض است اما آیا میتوان گفت که بغیر از تن ( نفس و ... ) قدیم هستند؟!

باید بیشتر تامّل کرد! خود نفس را اکثریت حکما حادث میدانند اما اگر انسان را بجای آنکه به تن و روح یا تن و نفس تقسیم کنیم به ظاهر و باطن تقسیم کنیم شاید بسهولت بتوان پذیرفت که ظاهر در حیطه حدوث است و باطن در حیطه امر قدیم ! ...


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ظاهر و باطن

ظاهر هر کس که سنجیدم به میزان نظر
داشت با باطن همان نسبت که رو با آستر

شفیعا اعمی شیرازی


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم و بالله التوفیق سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ
الحمدالله و الصلوه علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؛ و بعد قال الله سبحانه:
( قل سیروا فی الارض) ( سوره انعام (6) آیه‏11، نمل (27) آیه‏69؛ عنکبوت (29) آیه‏20؛ روم (30) آیه 42.)
و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
سافروا تصحوا و تغنموا (احادیث مثنوی، ص‏76.) خلاصه موجودات و زبده مخلوقات، محبوب حضرت ربوبیت و مطلوب عالم صمدیت، تا جدار لعمرک (سوره حجر (15) آیه‏72.)، ولایت بخشی فاتبعونی یحببکم الله (سوره آل عمران (3) آیه 31)، آشنای قل انما انا بشر مثلکم (سوره کهف (18) آیه 110.)، یگانه لست کاحدکم در تلاطم امواج نبوت چنین گوهری به ساحل عبودیت انداخت که در کنار فهم هر صاحب دولت که افتد مقبل ازل و ابد گردد؛ سافروا: سفر کنید.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:غلام آن صاحب نظر صاحب واقعه ‏ام که از راه حقیقت نظری کندو از حضرت ربوبیت استعانتی طلبد، تا به وقت مکاشفه معلوم او شود که سفر عوام دیگر است و سفر خواص دیگر و سفر خاص الخاص دیگر، و فایده هر سفر چیست، و ربح تجارت هر یک چند است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:یکی از بزرگان پارسایی را گفت :
چه گوئی در حق فلان عابد که دیگران به طعنه سخنان گفته اند؟!
گفت : در ظاهرش عیب نمی بینم و در باطنش غیب نمی دانم !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

هر کرا جامه پارسا بینی

پارسا دان و نیکمرد پندار
ور ندانی که در نهادش چیست
محتسب را درون خـــانه چکـــار ؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ظواهر و صورتها در عین اینکه برای انسانهای دارای غرض، فریب دهنده اند؛ ولی غالبا بیان کننده حالات روحی و درونی انسانهاست. جدای از چند استثناء میتوان گفت که ( از کوزه همان تراود که در اوست) .
عجب خلقتی دارد خدا!
رنگ رخسار نشان از سر ضمیر دارد !

       مثنوی دفتر سوم
( جلال الدین محمد مولوی )

حرف قرآن را بدان که ظاهریست     زیر ظاهر باطنی بس قاهریست
زیر آن باطن یکی بطن سوم         که درو گردد خردها جمله گم
بطن چارم از نبی خود کس ندید    جز خدای بی‌نظیر بی‌ندید
تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین        دیو آدم را نبیند جز که طین
ظاهر قرآن چو شخص آدمیست     که نقوشش ظاهر و جانش خفیست
مرد را صد سال عم و خال او         یک سر مویی نبیند حال او




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها