تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر الله

چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

آنچه در آسمانها و زمین است‏ خدا را به پاكى مى ‏ستایند و اوست ارجمند حكیم (1)
فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست زنده مى‏ كند و مى ‏میراند و او بر هر چیزى تواناست (2)
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزى داناست (3)
...
کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

نه من آنم که زلطف و کرمت چشم بپوشم
نه تو آنی که کنی منع گدا را زنگاهی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

لَهُ  مُلْكُ السَّمَاوَاتِ  وَالْأَرْضِ  وَإِلَى اللَّهِ  تُرْ جَعُ الأمُورُ

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

فرمانروایى [مطلق] آسمانها و زمین از آن اوست و [جمله] كارها به سوى خدا بازگردانیده مى ‏شود
« سوره حدید آیه 5 »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پیامبر اکرم (صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله):
تَزَوَّجُوا وَلا تُطَلِّقُوا فَإنَّ الطَّلاقَ یَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشُ.
ازدواج كنید و به طلاق روی نیاورید، زیرا طلاق عرش الهی را به لرزه درمی‌آورد.

وسائل الشیعه، ج 22، ص 9


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...و فى كتاب الغیبة للشیخ (ره ) عن الشیخ ابى القاسم بن الروح (روح - صح) قال : اختلف اصحابنا فى التفویض و غیره ، فمضیت الى ابى طاهر بن هلال (مصدر: بلال) فى ایام استقامته ، فعرفته الخلاف ، فقال : اخرنى ، فاخرته ایاما، فعدت الیه ، فاخرج الى حدیثا باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام قال : اذا اراد الله ان یحدث امرا عرضه على رسول الله صلى الله علیه وآله ثم امیرالمومنین علیه السلام واحدا بعد واحد الى ان ینتهى الى صاحب الزمان ، ثم یخرج الى الدنیا. و اذا اراد الملائكة ان یرفعوا الى الله عز و جل عملا عرض على صاحب الزمان علیه السلام ثم على واحد بعد واحد الى ان یعرض على رسول الله صلى الله علیه و آله ثم یعرض على الله .فما نزلت من الله فعلى ایدیهم ، (و ما عرج الى الله فعلى ایدیهم )، و ما استغنوا عن الله عز و جل طرفة عین . (الغیبة ص 238.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و در كتاب غیبت شیخ طوسى (ره ) از شیخ ابى القاسم بن روح (سومین نایب خاص امام زمان علیه السلام ) روایت است كه : اصحاب ما در مساله تفویض و مسائل دیگر اختلاف كردند، من نزد ابى طاهر بن هلال در ایامى كه بر مذهب حق بود رفته و خلاف واقع شده را برایش بازگفتم ، گفت : به من مهلت ده ، من هم چند روزى مهلت دادم سپس به نزدش بازگشتم ، وى حدیثى را با سند خود از امام صادق علیه السلام برایم تخریج كرد كه فرموده : هرگاه خداوند بخواهد امرى را احداث كند آن را بر رسول خدا صلى الله علیه و آله سپس بر امیرمومنان و سپس بر امامان علیهم السلام یكى پس ازدیگرى عرضه مى دارد تا این كه به حضرت صاحب الزمان علیه السلام برسد، سپس به سوى دنیا بیرون مى شود. و هر گاه فرشتگان بخواهند عملى را به سوى خداى بزرگ بالا برند آن عمل بر صاحب الزمان علیه السلام عرضه مى شود، سپس بر یك یك امامان علیهم السلام تا بر رسول خدا صلى الله علیه وآله عرضه گردد، سپس بر خداى متعال عرضه مى گردد. پس آن چه از سوى خداوند نازل مى شود بر دست ایشان جارى مى گردد، (و آن چه به سوى خدا بالا مى رود بر دست ایشان مى رود) و ایشان یك چشم بهم زدن از خداوند بى نیاز نمى باشند.

و فى الخرایج عن ابى ابراهیم علیه السلام قال : ما من ملك یهبطه الله فى امر الا ابدا بالامام علیه السلام فعرض ذلك علیه ، و ان مختلف الملائكة من عند الله الى صاحب هذا الامر. (خرایج ج 2، ص 850.)


و در خرایج از امام كاظم علیه السلام روایت است كه : هیچ فرشته اى را خداوند براى كارى فرو نمى فرستد جز این كه از امام علیه السلام شروع مى كند و آن كار را بر او عرضه مى دارد، و همانا آمد و شد فرشتگان از جانب خداوند به نزد صاحب این امر است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...فمن ذا ینال معرفتنا، او بیان درجتنا، او یشهد كرامتنا، او یدرك منزلتنا؟ حارت الالباب و العقول ، و تاهت الافهام فیما اقول ، تصاغرت العظماء، و تقاصرت العلماء، و كلت الشعراء، و خرست البلغاء، و الكنت الخطباء، و عجزت ، الفصحاء، و تواضعت الارض و السماء عن وصف شان الاولیاء. و هل یعرف او یوصف او یعلم او یفهم او یدرك او یملك شان من هو نقطة الكاینات ، و قطب الدایرات ، و سر الممكنات ، و شعاع جلال الكبریاء، و شرف الارض و السماء؟ جل مقام آل محمد صلى الله علیه و آله عن وصف الواصفین ، و نعت الناعتین ، و ان یقاس بهم احد من العالمین . و كیف ؟ و هم النور الاول ، و الكلمة العلیا، و التسمیة البیضاء، و الوحدانیة الكبرى التى اعرض عنها من ادبر و تولى ، و حجاب الله الاعظم الاعلى . فاین الاخبار (ب : الاختیار.) من هذا؟ و این العقول من هذا؟ و من (ذا عرف من ) عرف او وصف من وصف ، ظنوا ان ذلك من غیر آل محمد صلى الله علیه و آله كذبوا و زلت اقدامهم ، و اتخذوا العجل ربا، و الشیطان حزبا. كل ذلك بغضة لبیت الصفوة ، و دار العصمة ، و حسدا لمعدن الرسالة و الحكمة ، و زین لهم الشیطان اعمالهم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پس كیست كه به معرفت ما دست یابد، یا بیان درجه ما تواند، یا كرامت ما را شاهد باشد، یا منزلت ما را در یابد؟ عقلها و خردها متحیرند، فهم ها در آن چه مى گویم سرگشته اند، بزرگان كوچك ، دانشمندان نارسا، شاعران گنگ ، زبان آوران لال ، سخن گویان كند، شیوایان ناتوان ، زمین و آسمان فرویند از توصیف شان اولیا.
مگر مى شود شناخت یا وصف كرد یا دانست یا فهمید یا درك كرد یا بدست آورد شان كسى را كه نقطه كاینات ، محور دایرات ، سرّ ممكنات ، شعاع جلال كبریا و شرف زمین و آسمان است ؟!
مقام آل محمد صلى الله علیه و آله والاتر است از وصف توصیف كنندگان و ستودن ستایندگان ، و از این كه احدى از جهانیان با آنان مقایسه گردد.
چگونه شود و حال آن كه آنان نور نخستین ، كلمه برتر، نام گذارى روشن ، و وحدانیت بزرگى هستند كه معرضان و پشت كنندگان از آن اعراض نمودند، و حجاب بزرگتر و برتر خدایند؟!
پس كجا مى توان از آن خبر داد و عقلها كجا مى توانند بدان راه یابند؟!
و كیست آن كه بشناسد و كیست آن كه وصف كند؟!
پندارند كه این مقام در غیر آل محمد صلى الله علیه واله وجود دارد، دروغ گفته اند و گامهاشان لغزیده است ، گوساله را پروردگار و شیطان را حزب خود گرفتند.
همه این ها به خاطر كینه بابیت برگزیدگى و خانه عصمت و پاكیزگى و از روى حد باكان رسالت و حكمت بود و شیطان نیز كردارشان را در نظرشان زینت داد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...اى عزیز! شیخ عزیز نسفى در مقصد الاقصى این مذهب را ذكر نموده و از كلام وى ظاهر مى شود كه مذهب اهل تصوف است ، زیرا كه گفته است كه : آن گنج پنهان ذات خداى است و ذات خداى دریاى اول است و روح اضافى دریاى دوم است و ملكوت دریاى سیم و ملك دریاى چهارم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

روح اضافى كه دریاى دوم است جوهر اول عالم كبیر است ، و روح اضافى اسامى بسیار دارد: جوهر اول و عقل اول و روح اعظم و روح اضافى و روح محمد (ى ) صلى الله علیه و آله و نور محمد (ى ) صلى الله علیه و آله و مانند این آمده است و موجودات از این چهار دریا بیش نیست . و علما و حكما و اهل وحدت و اهل تصوف را اتفاق است كه این چهار دریا هست ، اما علما مى گویند كه دریاى اول كه ذات خداى تعالى و تقدس است این سه دریاى دیگر را بیافرید، یعنى از نیست هست گردانید، و باز در آن وقت كه خواهد این هست را نیست گرداند.

اهل حكمت و اهل وحدت مى گویند كه امكان ندارد كه نیست هست شود و امكان ندارد كه هست نیست گردد، و نیست هست همیشه نیست باشد و هست همیشه هست بود.
اهل تصوف مراهل وحدت را مى گویند كه عالم پس چون ظاهر شد؟
اهل وحدت مراهل تصوف را مى گویند پیش شما چون پیدا آمد؟!
اهل تصوف مى گویند كه : سهل تسترى و شیبان راعى از خضر شنیدند كه خضر به ایشان گفت :
خلق الله محمدا - الحدیث و قدم تقدم . (ص 643)
اهل وحدت مى گویند كه : پیش ما آن است كه دریاى اول كه ذات خداى است گنج پنهان بود، خواست كه آشكارا گردد و شناخته شود، تجلى كرد و از باطن به ظاهر آمد دریاى دوم ظاهر شد. دریاى دوم تجلى كرد و از باطن به ظاهر آمد دریاى سیم و دریاى چهار ظاهر شدند، و این جمله در یك طرفة العین (بود بلكه كمتر از یك طرفة العین كما قال الله تعالى : و ما امرنا الا واحدة كلمح بالبصر او هو اقرب . (تلفیقى از آیه 50 سوره قمر و 77 سوره نحل) و مفردات عالم ملك و عالم ملكوت دایم در تجلى اند و از تجلى ایشان مركبات پیدا آمدند و مى آیند.
این است تمامى موجودات و این همه از تجلى دریاى اول ظاهر شدند در یك طرفة العین )، (قسمت میان كروشه از متن مصدر آورده شد) الا مركبات كه به تدریج پیدا مى آیند. یعنى دریاى اول كه گنج پنهان بود باطن خداى بود، آن باطن تجلى كرد از باطن به ظاهر آمده این همه ظاهر شدند، پس در وجود نیست الا باطن خداى و ظاهر خداى و به غیر وجود خداى وجود دیگر نیست و امكان ندارد كه باشد. (مقصد اقصى باب هشتم)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (83): (وصف امام از زبان امیرالمومنین علیه السلام )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و مما یدل على ما ذكر ما رواه فى الغوالى عن ابى جعفر علیهما السلام ، انه قال : كما لا تقدر على صفة الله لا تقدر على صفتنا، و كما لا تقدر على صفتنا لا تقدر على صفة المومن . (عوالى اللئالى ج 1، ص 436. كافى ج 2، ص 180: لایقدر)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و از جمله چیزهایى كه برمطالب مذكور دلالت دارد روایتى است كه در غوالى از امام باقر علیه السلام آورده كه :
فرمود: همان گونه كه بر وصف خدا قادر نیستى بر وصف ما نیز قادر نمى باشى ، و همان گونه كه بر وصف ما قادر نیستى بر وصف مومن نیز قادر نمى باشى .

و ما رواه فى المشارق عن طارق بن شهاب ، عن امیرالمومنین علیه السلام انه قال : یا طارق ، الامام كلمة الله ، و حجة الله ، و وجه الله ، و نور الله ، و حجاب الله ، و آیة الله ، یختاره الله و یجعل فیه ما یشاء، و یوجب له بذلك الطاعة ، و ولاه على جمیع خلقه ، فهو ولیه فى سماواته و ارضه ، اخذ له بذلك العهد على جمیع عباده ، فمن تقدم علیه كفر بالله من فوق عرشه ، فهو یفعل مایشاء، و اذا شاء الله شاء، و یكتب على عضده : وتمت كلمة ربك صدقا و عدلا. (انعام ، 115.) فهو الصدق و العدل ، و ینصب له عمود من نور من الارض الى السماء یسرى فیه اعمال العباد، و یلبس الهیبة ، و یعلم الضمیر، و یطلع على الغیب ، و یعطى التصرف على الاطلاق ، و یرى ما بین المغرب و المشرق ، و لایخفى علیه شى ء من عالم (الملك و) الملكوت ، و یعطى منطق الطیر عند ولایته .


فصل (84): (خطبه البیان و اصول توجیه آن )
و از جمله اخبارى كه دلالت بر این معنى دارد خطبة البیان است ، و از جهت فهم این خطبه شریفه ، قطع نظر از آن چه ذكر شد مقدمه اى مقرر مى شود.

بدان كه آدمى نسخه اى مجموعه و كتابى است جامع ، و جوامع قوابل كلیه است . و حق تعالى مشاهده اسماء و صفات خود در انسان كامل مى كند، پس انسان متصف به این صفات كامله سزاوار مرتبه خلافت حق است ، و اوست مظهر اسم اعظم ، بلكه اوست اسم اعظم ، چنانچه در حدیث خیبرى و غیره گذشت . (در نسخه ها: سنن الحلال من الحرام . فهو...) و انسان كامل موصوف است به صفات كامله اى كه حق تعالى موصوف است به آن صفات غیر از وجوب ذاتى و غنا، چنان چه حدیث تخلقوا باخلاق الله ، دلالت بر این معنى دارد. اى عزیز!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (82): (حدیث غمامه )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! اخبار وارده از ائمه هادیه علیهم السلام در باب این كه عالم صفات و اسماء و افعال الهى جل جلاله خلفاء و اوصیاءاند بسیار است پاره اى از اول مبحث ولایت تا این مقام گذشت ، و برخى بعد از این ان شاء الله بیاید. و از جمله آن ها حدیث غمامه مشهور است كه فاضل مجلسى (ره ) آن را ترجمه به فارسى نموده است ، و رواه الصدوق ((بحار) ج 27، ص 33 - 40 به نقل از كتاب (محتضر) حسن بن سلیمان (ره )، و در پایان خبرگوید: (این خبرى غریب است كه دراصولى كه نزد ماست نیافتیم ، ولى آن را رد نمى كنیم و علم آن را به خود امامان علیهم السلام وامى گذاریم ). البته نسخه متن ، منقول از (بحار) نیست و با آن اختلافاتى دارد)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
 باسناده قال : حدثنا ابوعبدالله بن زكریا، عن ابن الجوهر الاسود، عن محمد بن عبدالله الصایغ ، عمن یرفعه الى سلمان الفارسى - رحمه الله - انه قال :
كنا جلوسا عند مولانا امیرالمومنین علیه السلام ذات یوم حین بویع عمر بن خطاب بالخلافة ، انا و ولده الحسن و الحسین علیهماالسلام و محمد بن الحنفیة و عمار بن یاسر و المقداد بن الاسود الكندى - رحمهم الله - فاذا التفت الیه الحسن علیه السلام و قال : یا امیر المومنین ، ان سلیمان بن داود علیهماالسلام قد نال ملكا (عظیما) لم ینله احد من الناس ، و اعطاه الله ملكا لم یعطه احدا من العالمین ، فهل ملكت یا اباه شیئا من ملك سلیمان ؟ فقال امیرالمومنین علیه السلام : و الذى فلق الحبة و برا النسمة لقد ملك ابوك ملكا لایملكه احد بعده و لا قبله . فقال له الحسن علیه السلام : انا نحب ان ننظر شیئا مما ملكه الله ایاك شیئا(كذا) من الملكوت ، لیزداد(لنزداد - ظ) فى الناس ایمانا مع ایمانهم . فقال علیه السلام : نعم ، حبا و كرامة .


...سلمان (ره ) مى گوید: در ایامى كه با عمر بن خطاب بیعت به خلافت انجام گرفت ، روزى من و دو فرزند على : حسن و حسین علیهما السلام و محمد بن حنفیه و عمار بن یاسر و مقداد بن اسود كندى - رحمهم الله - در خدمت امیرمومنان علیه السلام نشسته بودیم كه
حسن علیه السلام به آن حضرت عرضه داشت : اى امیرمومنان ، سلیمان بن داود علیهماالسلام به سلطنت بزرگى دست یافت كه هیچ یك از مردم بدان دست نیافت و خداوند سلطنتى به او عطا فرمود كه به احدى از عالمیان عطا نفرمود، پدر جان ! آیا شما به چیزى از ملك سلیمان دست یافته اید؟
امیرمومنان علیه السلام فرمود: سوگند به آن كه دانه را شكافت و جانداران را آفرید همانا پدر تو به سلطنتى دست یافته كه هیچ كس قبل و بعد از آن بدان دست نیافته و نخواهد یافت .
حسن علیه السلام گفت : ما دوست داریم به پاره اى از آن چه خداوند از ملكوت در اختیار شما نهاده بنگریم تا برایمانمان در میان مردم افزوده شود.
حضرت فرمود: خوب ، چقدر شما را دوست و گرامى مى دارم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امیرالمومنین علی (ع) : هر کس می خواهد  بداند که منزلت او نزد خداوند چگونه است ٬بنگرد که در هنگام رو به رو شدن  با گناهان منزلت خداوند نزد او چگونه است؟  منزلت وی در پیشگاه  خداوند تبارک  وتعالی نیز  چنین است.(الخصال۶١٧)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

و آن که بر بندگان خدا ستم کند خدا به جای بندگانش  دشمن او بُوََد، وهیچ چیز چون بنیاد ستم نهادن٬ نعمت خدا را دگرگون ندارد و کیفر او را نزدیک نیارد که خدا شنوای  دعای ستمدیدگان  است و در کمین ستمکاران.(نهج البلاغه)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (76): (علت احاطه علم امامان علیهم السلام به جمیع حوادث ) ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و یمكن ان یقال علة كون علمهم محیطا بجمیع الحوادث ما كان و ما سیكون ، ان العلم بالشى ء اما ان یستفاد من الحس برویة او تجربة او سماع خبر او شهادة او اجتهاد او نحو ذلك ، و مثل هذا العلم لایكون الا متغیرا فاسدا محصورا متناهیا غیر محیط، لانه انما یتعلق بالشى ء فى زمان وجوده علم و قبل وجوده علم آخر و بعد وجوده علم ثالث ، و هذا كعلوم اكثر الناس .

و مى توان گفت : علت احاطه علم ایشان به جمیع حوادث گذشته و آینده آن است كه : علم به یك چیز یا از راه حس با دیدن یا تجربه یا شنیدن به طور خیر یا شهود و یا با اجتهاد و امثال اینها به دست مى آید، كه چنین علمى تغییرناپذیر و فاسد شدنى و محدود و متناهى و غیر محیط است ، زیرا هر چیزى در زمان وجودش یك علم بدان تعلق دارد و قبل از وجودش علمى دیگر بدان تعلق داشته و بعد از وجودش نیز علم دیگرى به آن تعلق مى گیرد، و این علم علوم اكثر مردم را تشكیل مى دهد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اقول : لا ریب فیما قاله صلى الله علیه و آله ، لان ولایة على بن ابى طالب علیه السلام مع كل نبى من الانبیاء، فمن انكره فقد انكر ولایة كل نبى . و النبوة بدون الولایة غیر معقول .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
مولف : تردیدى در سخن حضرتش نیست ، زیرا ولایت على بن ابى طالب علیه السلام با هر یك از انبیا بوده است ، پس هر كه آن را انكار كند نبوت هر پیامبرى را انكار نموده است . و نبوت بدون ولایت نامعقول است .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : و بشر الذین امنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم ، عن الكافى باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام فى قول الله عز و جل : و بشر الذین آمنوا - الایة ، قال : ولایة امیرالمومنین علیه السلام .( تاویل الایات ) ص 217. كافى ) ج 1، ص 422. و آیه در سوره یونس ، 2.)

و در تفسیر آیه : و بشارت ده كسانى را كه ایمان آورده اند كه آنان را گامى استوار در نزد پروردگارشان هست از كافى با سندش از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه مراد ولایت امیرمومنان علیه السلام است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه دهم ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...درباره تکلیف دیروز مطلبی دارند دوستان یا ...
برای یک چنین موضوعی یکروز کم بوده و اگر بدانیم البته خیلی زیاد هم بود! ... چند نکته ای را در این باره فقط اشاره نه تفصیل, کنم و بگذریم چون جزء بحث ما نبوده و فقط برای تامّل شما طرح کرده بودیم ...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

بیش از بیست و پنج ( 25 ) بار در قرآن کریم از این لفظ استفاده شده بانحاء مختلف ... شاید مهمترین آیه درباره آن بحثی که پیشنهاد کردیم همان آیه 60 سوره بنی اسرائیل یا اسراء میباشد ... دقیقا شجره ملعونه بخاندان مقابل و در عین حال معارض با خاندان پیامبر صل الله علیه و آله وسلم قرار دارند که در واقع غاصب خلافت آل رسول مکرم و وصی نخستین و اوصیاء وی بوده و هستند ...

البته آیات 19 و 22 اعراف و 24 و 25 ابراهیم و 35 بقره و 120 طه و 34 نور و ... هم قبلا عرض کرده بودم که میتوانید بدانها مراجعه و استفاده کنید ...

... آن ریشه که اشاره کردیم در جلسه قبل در عراق ( کوفه و نجف ) در واقع ریشه دواند و روئید ... آل ابراهیم و آل عمران که یک شاخه ای کوچکتر از آن شجر بوده از آل ابراهیم منفک یعنی در عراق جدا شد و همانطوریکه عرض کردیم بسمت فلسطین رفت که از طریق اسحاق (ع) تا رسید به حضرت عیسی علیه السلام و دیگر انشعابی نیافت و ختم شد در واقع این شاخه از آن شجر همان آل اسراییل بود که در سوره هود حدود آیات 70 ببعد میتوانید مراجعه و با استفاده از متون معتبر تفسیری و روایی و تاریخی موضوع را متوجه بشوید ...

اما شاخه ای دیگر رفت حجاز در آنجا حضرت اسماعیل و هاجر از دنیا رفتند و اثرشان در آنجا باقی ماند و از دل همین اثر مولا امیرالمومنین بدنیا آمد ... چنانکه میدانید این شاخه از طریق حضرت اسماعیل (ع) ادامه یافت که به حضرت ختمی مرتبت رسید و ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...همه میدانیم که بجز یک مورد در تمامی سور مقدسه قرآن کریم ذکر شریف " بسم الله الرحمن الرحیم " آمده است . چنانچه مسلمان عاملی هستی , کرارا در واجبات یومیه این ذکر را بر لب داری و ایضا در احوالات مستحب دیگر !
اما آیا هیچ تحقیق کرده اید که در باره ی معنی و مفهوم این ذکر عظیم چه گفته اند ؟! ...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

هر چند که غیر خدا و رسولش و خاصان درگاهش - راسخون در علم - کسی به کنه معنی این ذکر و اذکار مشابه نخواهد رسید ؛ با این وصف هیچ می دانی که دیگران چه گفته اند و چه دیده اند ؟!

و آیا تو هیچ دغدغه ای فراتر از معنی لغوی آنرا در دل داشته ای ؟! ...

بیان تکرار در این ذکر شریفه عظیمه از جانب حضرت باری تعالی را حکمتی است خاص که ما البته باید بهمان نسبت - لااقل نسبت حجمی هم که باشد - بدان حساس باشیم .

جستجویی در متون موجود بخصوص متون قدیمی تر ما - که امروزه بسیار آسان نیز شده است و دستآوردهای تکنولوژیکی اقلا حجت را بر اغلب ما تمام نموده است - میتواند ذهن و ضمیر ما را بسمت و سوی ضمیر ذکر شریف مذکور هدایت نماید.

... پیشترها مطالبی را در این باره مطالعه میکردم و حسب عادت بعضی از آنها را یادداشت میکردم ... چند نکته را جالب دیدم که تمایل دارم آنها را بسمع شما نیز برسانم :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (59): (شرافت علم الهى بر سایر علوم )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون این مراتب دانسته شد، پس بدان كه علم الهى كه علم توحید است احاطه به جمیع علوم دارد، چنان كه متعلق او را كه ذات حق تعالى است احاطه است به جمیع اشیاء كه : ان الله بكل شى ء محیط،( فصلت ، 54: انه بكل شى ء محیط.) اولم یكف بربك انه على كل شى ء شهید. (فصلت ، 53.) همچنان كه سایر علوم را موضوع و مبادى و مسائل مى باشد این علم را نیز مى باشد. و موضوع این علم ، وجود حق تعالى است سبحانه . و مبادى او ماهیات حقایقى كه لازم وجود حق تعالى است ، و آن حقایق عبارت از (اسماء ذات و) اسماء صفات و اسماء افعالند. و مسایل او عبارت است از آن چه بدو مبین مى شود حقایق متعلقات این اسماء ثلاثه . و مرجع این همه به دو چیز است ، و هما معرفة ارتباط العالم بالحق ، و الحق بالعالم ، و ما یمكن معرفته من المجموع و ما یتعذر.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

...و آن دو شناخت ارتباط عالم به حق و ارتباط حق با عالم است ، و آن چه از مجموع كه شناخت آن ممكن یا ناممكن مى باشد.

و لابد است هر كسانى را كه طالب معرفت این مسائل و مبادى باشند مسلم داشتن از طایفه اهل الله كه عارفان علم الهى اند، تا وقتى كه وجه حقیقت این علم بر ایشان مبین گردد، یا به دلیل عقلى اگر چنانچه حال و وقت و مقام آن عارف و مخبر اقتضاى آن كند و اثبات آن به دلیل عقلى از وى مستفاد گردد؛ و یا سمعى (الف ،ب : سامع .) كه طالب به صحت (الف ،ب : صحبت) آن محقق گردد و (از) وجه حقیت (الف ،ب ، ج : حقیقت) آن تاثیرى در نفس خود یابد لایح گردد بى آن كه افتقارى باشد به سبب خارجى من المقدمات و الاقیسة ، همچنان كه شیخ كامل نجم الدین الكبرى در جواب امام فخر رازى كه پرسید: بم عرفت ربك ؟ گفت : بواردات ترد على القلوب ، فتعجز النفوس عن تكذیبها.( پروردگارت را به چه شناختى ؟....به وارداتى كه بر قلب وارد مى شود و نفوس از تكذیب آن در مى ماند)

پس از این مقدمات معلوم شد كه علم الهى اعرف و اشرف جمیع علوم است لشرف موضوعه و عزة مبادیه و مسایله . و علم حكمت و كلام اگر چه موضوع ایشان موضوع این علم است لكن در این دو علم از كیفیت وصول العبد الى ربه و القرب منه الذى هو المقصد الاعلى و المطلب الاسنى من تحصیل العلوم و الاعمال و الطاعات و العبادات (..وصول بنده به پروردگارش و نزدیكى به او كه مقصد اعلى و مطلب اسنى از تحصیل علوم و اعمال و طاعات و عبادات است .....) بحث نمى كنند. پس این علم ارفع و انفع بلكه صفاوه و نقاوه جمیع علوم است ، فلا مطمع للنجاة الا بحصوله و اقتنائه ، و لا فوز فى الدرجات الا بوصوله . (بنابر این جاى طمعى براى نجات جز با حصول و به دست آوردن آن نیست و دستیابى به درجات جز با وصول بدان صورت نبندد)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شبانه گویی های شبانه
خدایا ! بر ما مپسند تا، عزّت بندگی تو را، به ذلّت رایگان، به هر ناروا عزیز شدگان زمانه، نفروشیم !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ای نامدارترین! ماندنی ترین حادثه روزگارم، اولین نمازی بود كه باشوق و همراهی مادر، به تمام قامت در آستان کبریائیت به خاك افتاده بودم، آنروز پدر گفت : دیگر بزرگ شده ای، باید نماز بخوانی، تازه فهمیده بودیم كه از دامن مادر جدا شده ایم و باید پناه ببریم به رب النّاس؛ ملك النّاس، اله النّاس، من شرّ الوسواس الخنّاس..... و الان عمری است كه در آرزوی یادت گم ام، آنسان كه طفلی رها شده از دامن مادر!  پس خدایا !  با نمازحفظ مان فرما، و نمازمان را حفظ فرما !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (58): (فضیلت علم معرفت و درجات آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:فقد تحقق مما اسلفنا ان علم المعرفة هو العلم بالله عز و جل و هو نورر من انوار ذى الجلال ، و خصلة من اشراف الخصال ، اكرم الله به قلوب طابیه ، و خص به اهل ولایته و اهل محبته ، و فضله على سایر العلوم ، و اكثر الناس عن شرفه غافلون و بلطایفه جاهلون و عن عظیم خطره ساهون ، و عن غوامض معانیه لاهون ، و لایدرك هذه المعانى الا اصحاب القلوب . و هذا العلم اساس العلوم ، كما قال سید العارفین علیه السلام : العلم نقطة كثرها الجاهلون .( عوالى اللئالى ج 4، ص 129.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
از آن چه در گذشته گفتیم محقق شد كه علم معرفت علم به خداى بزرگ (خداشناسى ) است ، و آن نورى از انوار ذى الجلال و خصلتى از شریفترین خصلتهاست ، كه خداوند دلهاى طالبان خود را بدان گرامى داشته ، اهل ولایت و دوستان خویش را بدان مخصوص گردانیده ، و این علم را بر سایر علوم برترى بخشیده است ، و بیشتر مردم ازشرافت آن غافل ، به لطایف آن جاهل ، از ارزش بزرگ آن بى خبر، و از معانى غامض و پیچیده آن بى اطلاعند، و این معانى را جز صاحبدلان درنیابند. و این علم اساس سایر علوم است ، چنان كه سرور عارفان علیه السلام فرموده : علم یك نقطه است ، جاهلان انبوهش كرده اند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (3-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و حكى انه كانت لرابعة البصریة سلة معلقة فى بیتها، فكلما ارادت الطعام ضربت بیدها لتلك السلة فوجدت فیها الطعام الذى شاءت .

و حكایت است كه : رابعه بصریه زنبیلى داشت كه در اتاقش آویزان بود، هرگاه طعام مى خواست با دست به آن زنبیل مى زد و هر غذائى كه مى خواست در آن مى یافت .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و قال الحسن (البصرى ): خرج سلمان الفارسى من المداین و معه ضیف ، فاذا بظباء فى الصحراء و طیور یطیرون فى السماء، فقال سلمان : لیاتینى ظباء و طیر منكن سمینان ، فقد جاءنى ضیف احب اكرامه . فجاء كلاهما، فقال الرجل : سبحان الله ، و قد سخرلكم الطیر فى الهواء! فقال : اتعجب من هذا؟ هل رایت عبدا اطاع الله فعصاه الله تعالى ؟!


و حسن بصرى گوید: سلمان فارسى به همراه میهمانى از مدائن خارج شد، ناگاه به آهوانى رسید كه در صحرا مى گشتند و پرندگانى در آسمان پرواز مى كردند، سلمان گفت : از میان شما چند آهو و چند پرنده چاق و چله نزد من آید كه مرا میهمانى رسیده و دوست دارم از او پذیرائى كنم . هر دو آمدند، آن مرد گفت : سبحان الله ! پرنده در آسمان مسخر شماست ؟ سلمان گفت : از این در شگفتى ؟ آیا دیده اى بنده اى از خدا اطاعت كند و خداى متعال از او نافرمانى نماید؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (2-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
( اقسام معرفت )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اذا تقرر ذلك ، فاعلم ان المعرفة على ضربین : معرفة حق ، و هى الایمان ، و ضدها النكرة . و معرفة تحقیق ، و هى القرب و الانبساط الذى ضدها البعد. و هذه معرفة اصفیاء الله و احبائه الذین یعبدونه على بساط فردانیته .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پس از بیان مطالب گذشته ، بدان كه معرفت دو گونه است :
1 - معرفت حق كه همان ایمان است و ضد آن عدم شناسایى است .
2 - معرفت تحقیق كه قرب و انبساط است و ضد آن بعد و دورى است . و این معرفت برگزیدگان و دوستان خداست كه او را بر بساط یگانگى او مى پرستند.

قیل : العارفون صم وبكم و عمى . و معناه ان من عرف الله حق معرفته قل كلامه و اسماعه و نظره فى غیره ذات الله سبحانه ، و فنى عن رویة الاعمال ، و صار متحیرا مع الاتصال و مفتقرا الیه فى جمیع الاحوال ، و منقطعا عن الحال الى ولى الحال ، قائما بالامور بحقایقها لا بالحسبان ، فانه راس الخسران و به زلت عن منازل الصدیقین اقدامهم .

و گفته شده : عارفان كر و لال و كورند. و معنایش این است كه آن كس كه خدا را آن گونه كه باید، شناخت ، سخن و شنیدن و نگاهش در غیر ذات خداى سبحان كاهش مى یابد، و از نظر به اعمال فانى میگردد، و در عین اتصال متحیر گشته و در تمام احوال به او نیازمند مى گردد، و از حال به سوى ولى حال دل بندد، و به حقایق امور قیام مى كند نه به پندار و خیال ، كه آن راس زیان است و بدان سبب قدمهاشان از منازل صدیقان مى لغزد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (1-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:چون دانستى كه مقصود اصلى از ایجاد انسان علم به معرفت اسماء و صفات و افعال الهى است ، پس چاره اى از ذكر رسوم معرفت و بعضى از امور كه موجب تشویق طالب است نمى باشد.

اى عزیز! بدان كه : لا شى ء فى خزانة الله سبحانه اعلى و اعظم و اعز من المعرفة حتى قیل فى تعریفها: هى حیاة القلب بالمحیى ، كما قال الله تعالى : او من كان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس كم مثله - (انعام ، 122.) الایة ، و كقوله تعالى : لنجیینه حیوة طیبة ، (نحل ، 97.) یعنى به تحقیق معرفته . و قال تعالى فى وصف قلب الكافر: اموات غیر احیاء و ما یشعرون .( نحل ، 21.) و لذا قیل : علیكم بالقلوب فاصفوها، فانها مواضع نظره و مواطن سره . .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

...چیزى در خزانه خداى سبحان برتر و بزرگتر و گران تر از معرفت نیست ، تا آن جا كه در تعریف آن گفته اند: معرفت ، حیات دل توسط احیا كننده است ، چنان كه خداى متعال فرموده : آیا كسى كه مرده بود پس او را زنده ساخته و براى او نورى قرار دادیم كه با آن در میان مردم راه مى رود مانند كسى است كه ... و نیز مانند آیه : همانا او را به حیاتى پاكیزه حیات بخشیم یعنى به تحقق معرفت او. و خداى متعال در وصف كافر فرموده : مردگانى هستند غیر مستعد براى حیات و نمى دانند كه .... از این رو گفته اند: به دلها بپردازید و آن ها را صاف و صیقلى كنید كه دلها محل نظر و جایگاه راز اویند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (56): (معرفت نفس و مراتب آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه آدمى بسیار منازل طى نموده تا به پایه انسانیت رسیده ، پسساری,گاهنوشته های محمود زارع بدان كه درسیر اجناس بالاثار نه در سیر اشخاص بالارواح ، على ما قالت التناسخیه . (تناسخیه گروهى هستند كه معتقدند ارواح پس از مرگ از شخصى به شخص دیگر منتقل مى شود و آن چه انسان از راحتى و آسایش یا رنج و مشقت در این دنیا مى بیند جزاى اعمالى است كه با بدن قبلى انجام داده است) و مقصود از این سیر آن است كه خود را باز بیند و به دیدار خود رسد كه هیچ عذاب اشد از مفارقت و نادیدن هویت خویش نیست . شما مى دانید كه اگر كسى فرزند خود را نمى بیند چگونه متالم است ، پس اگر كسى خود را گم كرده باشد و نیابد حال او چگونه باشد؟ این همه كد و تعب در مراتب هستى براى همین ارتكاب شده تا چهره خویش دیده شود، و این قصه در غیر پایه انسانیت به حصول نتواند رسید. كوى خودشناسى اینجاست ، اگر اینجا به خود رسید رسید، و اگر نرسید به حرمان جاوید موصوف گشت . و اگر چه قبل از انسانیت همچنین از خود محروم بوده لیكن در سیر بود به سوى انسانیت . آن جا محل خودشناسى است ، امیدوار بود، و اگر لذت وصل نداشت لذت امید داشت . بعد از آن كه در حد انسانیت درآمد و آن كار بهم نرسید و انسانیت باطل شد به موت ، آن هنگام الم فقد و الم یاس بهم منضم مى شود، و كس نبیند كه چه بر او مى رود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (55): (منازلى كه آدمى سیر نموده است )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! بدان كه آدمى در نخست در جهان یگانگى بوده كه همه نور است و انس و سرور، و ظلمت و وحشت و عذاب به آن جا راه ندارد، و ارباب همم از بنى آدم قرار نگیرند، تا خود را به آن جا نرسانند پیوسته در جوشش و كوشش باشند و گویند:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
یا خیمه زند وصالش اندر سر من
یا در سر این هوس رود این سر من


و جهان یگانگى جهانى است كه اشیا همه آن جا از خود بیرون آمده اند و خداى را شده ، پس آن جا نه من منم .

پس اى عزیز! بدان كه حقیقت انسانى در مرتبه قلم اعلا كه (مرتبه ) عقل اول است متعین شد، و بعد از آن در مرتبه لوح المحفوظ كه نفس كل است ، و بعد از آن در مرتبه عرش عظیم كه محدد جهات و مستواى اسم رحمن است ، و بعد از آن كه در مرتبه كرسى كه مستواى اسم رحیم است ، و بعد از آن در آسمان هفتم كه فلك زحل است و مستواى اسم رب است ، و بعد از آن در آسمان ششم كه فلك مشترى است و مستواى اسم علیم است ، وبعد از آن در آسمان پنجم كه فلك مریخ است و مستواى اسم قهار است ، و بعد از آن در آسمان چهارم كه فلك آفتاب است و مستواى اسم محیى است ، و بعد از آن در آسمان سیم كه فلك زهره است و مستواى اسم مصور است ، و بعد از آن در آسمان دوم كه فلك عطارد است و مستواى اسم بارى است ، و بعد از آن در آسمان اول كه فلك قمر است و مستواى اسم خالق است ، و بعد از آن در عناصر اربعه ،( هوا، خاك ، آب ، آتش ) و بعد از آن در موالید ثلاثه (معادن ، نبات ، حیوان) تا به صلب پدر رسید، و مجموع این مراتب را مرتبه استیداع مى گویند. و چون از صلب پدر به رحم مادر مى رسد و قرار مى گیرد این مرتبه را استقرار مى گویند. قال الله تعالى : و هو الذى انشاكم من نفس واحدة - وهى النفس الكلیة - فمستقر و مستودع ،( انعام ، 98.) اى فلكم استقرار فى الرحم و استیداع فى الصلب من المراتب المذكورة آنفا.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (54): (همت بلند و عزم بر سلوك )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! قدم در نه كه آدمى صنیع خداست و قوتى در او هست كه روى به هر چه آورد و سست نشود از پیش برد. از این جاست كه بزرگان گفته اند:
اگر گویى كه بتوانم قدم درنه كه بتوانى
و گر گویى كه نتوانم برو بنشین كه نتوانى

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اى عزیز!
اسیر لذت تن گشته اى و گرنه ترا
چه عیشهاست كه در ملك تن مهیا نیست

و تا به بلا و مصایب او را امتحان ننمایند و خالص نگردانند به آن لذات روحانیه نمى رسد. ان الذهب لیجرب بالنار، و ان العبد الصالح لیجرب بالبلاء. و الحكمة فى امتحان الله تعالى عباده الصالحین اظهار ما فى ضمایرهم من صدق الدعوى و كذبه .
و فى مصباح الشریعة : و المدعى یطالب بالبینة لا محالة و هو مفلس ، فیفتضح . و الصادق لا یقال (له ): لم .( مصباح الشریعة باب 94: دعوى)

....طلا با آتش آزموده مى شود و بنده صالح با بلاء. حكمت آزمایش خداى متعال بندگان صالح خود را، اظهار صدق و كذاب ادعایى است كه در باطن دارند. و در مصباح الشریعة فرموده است : و مدعى ناگزیر از وى دلیل خواهند و چون از داشتن دلیل تهیدست است رسوا خواهد شد، ولى به راستگو نمى گویند دلیلت چیست ؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...من گاهی نمی فهمم که عده ای ... چه میخواهند بگویند ؟! ... چرا اینهمه نسبت به سمبل آفرینش الهی کم انگاری کرده و ارج و قرب و شآن وی را که موجودی و مخلوقی است که بعد از خلق آنقدر اهمیت یافت که خالق کریم بخودش بارک الله و احسنت بگوید و ... و آنوقت یکعده ای باصطلاح از خود خدا دارند بیشتر دلسوزی خدا را میکنند (!!!)

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

 ... جناب آقای ... در پیشتر از این هم مطرح کرده بودیم که شناخت آنجایی اتفاق می افتد که سنخیتی بین شناسنده و مورد شناسا موجود باشه . اگر چیزی با بشر سنخیتی نداشته باشد, و یعنی تحت هیچ شرائطی در ما راه ندارد , این چیز یا همان موردی که باید مورد شناسایی آدمیزاده قرار بگیرد فی الواقع غیر قابل شناخت برای آدمی است ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها