تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر الله

چشم به راه

قوله تعالى: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى ...
مزدور و عارف

یا نداء كالبد است، و اىّ نداء دل، و ها نداء جان،
میگوید اى همگى بنده اگر طمع دارى كه قدم در كوى دوستى نهى، نخست دل از جان بردار،
و معلومى كه دارى از احوال و اعمال همه در باز، كه در شرع دوستى جان بقصاص از تو بستانند، و معلوم بدیت، و هنوز چیزى درباید.
اینست شریعت دوستى، اگر مرد كارى در آى و اگر نه از خویشتن دوستى و تردامنى كارى نرود.

از پى مردانگى پاینده ذات آمد چنار
و ز پى تر دامنى اندك حیاة آمد سمن
جان فشان و راه كوب و راد زى و مرد باش
تا شوى باقى چو دامن بر فشانى زین دمن


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:قوله تعالى: إِذْ قالَ لَهُ رَبُهُ أَسْلِمْ... الآیة... چون خلیل در روش آمد از حضرت عزت فرمان آمد كه یا ابراهیم هر كه ما را خواهد جمله باید كه ما را بود، تا شطبه از مرادات بشرى و معارضات نفسى با تو مانده است از رنج كوشش بآسایش كشش نرسى، المكاتب عبد ما بقى علیه درهم :
ابراهیم خلیل الله

ما را خواهى مراد ما باید خواست

یكباره ز پیش خویش بر باید خاست


خلیل گفت خداوندا ابراهیم را نه تدبیر مانده است نه اختیار، اینك آمدم بقدم افتقار، بر حالت انكسار، تا چى فرمایى!
أَسْلَمْتُ خود را بیوكندم و كار خود بتو سپردم، و بهمگى بتو باز گشتم.
فرمان در آمد كه یا ابرهیم دعوایى بس شگرف است، و هر دعوى را معنى باید و هر حقى را حقیقتى باید، اكنون امتحان را پاى دار!
او را امتحان كردند بغیر خویش و جزء خویش و كل خویش:
امتحان بغیر او آن بود كه مال داشت فراوان، گفته اند هفتصد هزار سر گوسپند داشت بهفت هزار گله با هر گله سگى كه قلاده هاى زرین در گردن داشت، او را فرمودند كه دل از همه بردار و در راه خدا خرج كن خلیل همه را در باخت، و هیچیز خود را نگذاشت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:نوف بکالی گوید در مسجد کوفه خدمت امیرالمومنین (ع) رسیدم و سلام کردم و ایشان جواب سلام را دادند؛ گفتم یا امیرالمومنین (ع) پندی به من بدهید !
فرمود ای نوف خوبی کن تا با تو خوبی شود.

مولا علی

گفتم یا امیرالمومنین (ع) باز هم بفرمایید.
امام (ع) فرمود : رحم کن تا با تو رحم کنند ( به مردم رحم کن تا آنها هم به تو رحم کنند ).
خوب بگو تا به خوبی یادت کنند.(سخن خوب و درست بگو تا تو را مردم به خوبی یاد کنند)
از غیبت اجتناب کن و غیبت مکن که غیبت کننده خورشت سگهای دوزخ است .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قطب ثالث
این قطب در فواید و نتایج عزلت و انزوای از خلق است.
قناعت

اول: عزلت یکی از راههای حقایق ایمان است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود بنده در صورتی می‏تواند حقیقت ایمان را درک نماید که گمنامی را از شهرت در میان مردم دوست‏تر بدارد، و دارایی اندک در نظر او از کثرت آن، محبوب‏تر باشد.

دوم: عزلت ایجاب می‏کند که انسان هرچه بیشتر و بهتر بتواند کارهایش را برای خدا انجام دهد، از ریا پاک نمایند.

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود:
زیان ندیده آدمی که برفراز قله کوه، روزگاری به سر برد تا مرگ گریبانش را بگیرد.آیا مردم خیال می‏کنند هرگاه کسی برای دیگران کاری انجام دهد ثوابش بر عهده مردم است و اگر کسی برای خدا عملی انجام دهد مزدش با خداست؟ از ریا کاری احتراز کنید که موجبات شرک به خدا را فراهم می‏سازد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای جان من ! عشاقْ دیگرند و گروه عالم دیگرند. نتوان گفت که عالم عاشق نیست؛ تا عالم عاشق نباشد علمش حاصل نشود. هر که هست بی عشق نیست.

آیین درویشی

عشاق انواعند:
یکی عاشق تکلیم،
دوم عاشق تفـــرید و
سیم عاشق تسلیم.

عاشق تکلیم مثل عندلیب است که به حضور مشاهده معشوق، غلغله شوق و نوای ذوق به صد هزار زبان و صفت بیان می‏کند اما نفی و فنا در ذات و اوصاف معشوق نمی‏گردد، هر چند که مستی عشق او به کمال است، اما چون از سر هستی روی به خود دارد به وصال خاص که محض یگانگی است نمی‏آمیزد. این را عشق فاضل محفوظ گویند که همیشه در مقام دویی صاحب فرح میباشد.

چو بلبل روی گل بیند زبانش در فغان آید


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

أَنَا المُشتاق اءِلَی المُدبِرین

تقصیر ذلیخا

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای جان من! چون چنین است، پس چندین چیست؟ آری! چندین برای دردمندی است و دردمندی برای مستمندی است و مستمندی برای خداوندی است و خداوندی برای بندگی و بندگی برای دانندگی و دانندگی برای پایندگی است.

یعنی خدایی و بندگی و دویی و جدایی، برای دیدن و دانستن است و دانستن برای گفتن و شنودن راست؛ و الا نه خود به خود بی خود بود، چون با خود آمد بدین صفت خود را به خود نمود. آری! عروس حسن در پرده معشوقی در جلوه‏ گری آمد و به تجلیات گوناگون متجلی شد یعنی خود را به شکل جهان نمود و این فرق‏های تجلی اوست و تجلیات او را نهایت نیست.

هر عاشقی از او عبارتی دیگر بگوید و هر عارفی از او نشان دیگر جوید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای جان من ! شب عاشق روز است ؛ به دیدن چهره معشوق صبح خود را فدا می‏سازد و در ظهور محبوب محو می‏شود. سیاهی هجر بیداری گل از داغ وداع شبنمدر روشنایی وصال ناچیز می‏گردد؛ اما درد و سوز او اصلا نمی‏رود؛ زیرا داغدار ازلی است.

مراد آن روز و شب عبارت از فرح و حزن است ؛ یعنی شاه عشق چون در بحر بی نهایتی غوطه می‏ خورد و در آن عمیق بی پایان غایب می ‏گردد و عالم را تاریک می‏سازد و در قعر بی نشان چندان می‏رود که آفتاب مقصود به دست می‏ آرد، باز از عمیق حزن سر به عالم فرح می‏کشد و مهر رخش به اوج ظهور طلوع می‏کند و جهان را منوّر می‏ گرداند.

پس شب که هست حزن اوست و روز فرح او؛ یعنی گاه رخ می‏ نماید و گاه زلف می ‏آراید ؛ اما از این دفتر ابتر عالم خراب ‏تر است و از آن لقا که عین بقاست حرف فنا از جریده جهان نهان است، تا یکی که سرور عاشقان است در وقت نالش محبوب بی‏نیاز از سر ناز چه لطف می‏فرماید؛ یعنی :
ای محمد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم! تو از ما قرار می ‏جویی و ما از تو بی قراری می ‏خواهیم. هم از اینجاست که گاهی به دریای وحدت در قعر وصلت کُلّ مَن عَلَیها فَانٍ (سوره الرحمن (55) آیه 26.) مستغرق بودی و عندلیب روحش ترانه لِی مَعَ اللهِ وَقتٌ (جامع الاسرار، ص 27.) می‏نواختی و گاه موج غیرت به ساحل فراقش باز آوردی قُل اءنَّما أَنا بَشَرٌ مِّثلُکُم (سوره کهف (18) آیه 110 و سوره فصلت (41) آیه 6.) زدی، آن زمان ناله یا لَیتَ رَبِّ مُحَمَّداً لم یَخلُق محمّداً صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم (شرح شطحیات، ص 170.) بر داشتی؛ گاه در عشق، سرمه ما زاغَ البَصَرُ و ما طَغَی (سوره نجم (53) آیه 17.) در دیده کشیدی و گاه طعنه اغیار به پیمانه جوهر جانش رسیدی؛ گاه بر تخت قَابَ قَوسَینِ (سوره نجم (53) آیه 9.) نشستی و گاه به در خانه بیوه ‏زنان گشتی.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای سید ! حق به وجهی از همه روابط منزه است و میان عالم و حق رابطه نیست؛ این اعتبار را لا تعین خوانند.
نور وحدت خواجه حوراء
ای سید! هر که حق را به این وجه بشناسد، حق را به وجهی ممکن شناخته باشد.

ای سید! اول سالک را به اسم ظاهر متوجه باید شد و به یقین باید دانست که او پیداست به همه صورت و معانی، و هیچ صورتی و هیچ معنایی نیست که جز او بود. این معنا را مکرر نوشته ‏ام؛ به جهت تأکید باز می‏نویسم و مقصود این است که فکر وحدت را لازم خود باید داشت و خود را در این فکر گم می‏باید کرد. چون در این فکر استغراق حاصل شود، از اسم باطن نیز بهره مندی خواهد یافت.

ای سید! اگر سال‏ها به عبادت و طاعت و اذکار اشتغال نمایی و از وحدت غافل باشی، از وصل محرومی؛ اگر چه احوال و کیفیات غریبه روی نماید و انوار از واقعات جلوه گر گردد.

ای سید! حالی را که آن را وصل توهم کنی و ثمره آن حال علم وحدت نباشد، به حقیقت آن وصل نیست. آن چه ظاهر گشته مرتبه ‏ای است از مراتب ظهور، نه مقصود حقیقی که مطلق است و ظاهر در همه و عین همه، تا چیزی ظاهر شود و به وجهی از وجوه با شیئی از اشیاء مغایرت دارد آن منزل و مقصود نیست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم‏جان پر تشویش
اَلْحَمْدُلِلَّه که حقیقت از آفتاب روشن است و جمال وحدت از مرآت کثرت به همه حال در نظر!

ای سید ! از حقیقت تو به سوی تو راهی است. اگر به چشم همت مطالعه فرمایی، چنان دانم که از صورت به حقیقت رسی و بُعد موهوم از میانه برخیزد.
ای سید ! یکی از بُعد خبر دهد و آن را وجهی بود و دیگری از قریب نشان می‏دهد و آن را سببی باشد. حقیقت تو [که‏] به زبان این رساله با تو حرف می‏زند، بر وحدت اطلاع دهد که آن جا نه قرب است و نه بُعد؛ و چون آفتاب وحدت طلوع فرماید، بعد و قرب عین وحدت باشد.

ای سید ! هر فرقه با فرقه دیگر در نزاع و جدال است مگر اهل وحدت که ایشان با همه یکی ‏اند، اگر چه هیچ کدام با او یکی نیست.

ای سید! اهل وحدت از مذاهب مختلفه متضادّه و مشارب متنوعه متناقضه، مشرب خوب و لطیف، و روحانی و مذهب عام و شامل حال و وجدانی انتزاع نمایند. ایشان را جز این، مذهبی خاص و مشربی مخصوص نیز می‏باشد چنان چه در گفتگو آید و گفته شود که متکلم چنین گفت و حکیم چنین گفت و صوفی چنان.

ای سید ! وحدت باطن کثرت است و کثرت ظاهر وحدت و حقیقت در هر دو یکی است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

باب دوم در بیان معانی خال و خط
و همه عالم از غیب و شهادت مانند یک خُمخانه ‏اند از شراب هستی و محبت فطری حق جل و علا، و هر ذره ‏ای از ذرات عالم قابلیت و استعدادی خاص دارد که پیمانه شراب محبت اوست و پیمانه همه از این شراب پر است.

اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ

همه عالم چو یک خمخانه اوست
دل هــــر ذره ‏ای پیمــــــانه اوست‏‏
خرد مست و ملائک مست و جان مست
هوا مست و زمین مست آسمـان مست‏‏

شده زو عقل کل حیران و مدهوش
فتـاده نفس کلّ را حلقـــه در گوش‏‏
فلک سرگشته از وی در تکاپوی
هوا در دل به امیـد یکـــی بـــوی‏‏


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل سوم: در بیان سبب تعبیر از معانی حقایق و الفاظ متداوله مشهوره و اشارت به معانی هر یک‏

کن فیکون

چون اقلیم معارف و حقایق و عالم معانی و دقایق، از آن وسیع ‏تر است که صور محصوره الفاظ به وساطت وضع و دلالت، متصدی اظهار آن تواند شد و بی دستیاری امثال و اشباه پای مکنت و اقتدار در میدان ابراز آن سیر تواند نمود، لاجرم در اظهار مخدّرات معانی به صور حرفی هر حقیقتی به رقیقه مناسبتی که با یکی از محسوسات دارد به اسم او از آن تعبیر می‏کنند تا هم اهل معنا از آن حقایق محظوظ گردند و هم اهل صورت از صورت مجازی آن بی‏ بهره نمانند: وَ تِلکَ الأَمثَلُ نَضرِبُها لِلنَّاسِ وَ مَا یَعقِلُها اءِلّا العَلِمُونَ.(1)

و ما هر یک از الفاظ مجازیه متداوله را که به منزله اصول است نسبت به دیگرها، با بعضی از متعلقات آن بیان کنیم که اشاره به کدام معناست از معانی حقیقت، تا کسی را که آشنا به اصطلاح قوم نباشد فِی الجمله آشنایی به معانی ابیات از این راه حاصل گردد؛ مثل رخ و زلف و خال و خط و چشم و ابرو و لب و دهان و بوسه و شراب و ساقی و خرابات و خراباتی و بت و زنّار و کفر و ترسایی و ترسابچه؛ و از برای هر یک استشهادی از ابیات گلشن راز بیاوریم تا بدان مبیّن و مزیّن گردد و بالله التوفیق .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل پنجم (در صبر)
مکر خدا

قال اللّه سبحانه و تعالی : (وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ) ( و صبر كنید كه خدا با شكیبایان است) (انفال/46).

صبر در لغت حبس نفس است از جزع به وقت وقوع مکروه، و آن منع باطن باشد از اضطراب و باز داشتن زبان از شکایت و نگاهداشتن اعضا از حرکات غیر معتاد.

و صبر بر سه نوع باشد:
اوّل - صبر عوام، و آن حبس نفس است بر سبیل تجلّد و اظهار ثبات در تحمّل، تا ظاهر حال او به نزدیک عاقلان و عموم مردم مرضی باشد:

« یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ » (از زندگى دنیا ظاهرى را مى‏ شناسند و حال آنكه از آخرت غافلند) (روم/7)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

و وجود و موجود واحد است، البته با ظهورات و تطوراتی که موجب می‏شوند که خود وجود به نظر متعدد و متکثر آید، در حالی که جز ذات حق و مظاهر اسماء و صفات او و شئون جمال و جلال و قهر و لطف او در بین نیست و بسیاری از عرفا حجابهای پوشاننده را از این اسرار کنار زدند، تا آنجا که محی الدین از این سرّ با تغییر در یک کلمه از این بیت مشهور که:

وحده لا اله الا هو

و فی کل شئ له آیة
تدل علی انه واحد‏

تعبیر نموده [و آن‏] را چنین خوانده است که تدل علی انه عینه؛ (باید در اینگونه موارد دقت نمود که عینیت و هو هویت حق تعالی با اشیاء و مظاهر خود، عینیت در مقام ظهور و فعل است، نه در مقام ذات، چنانکه ابن عربی در مواردی تصریح نموده که: فهو عین الاشیاء فی الظهور و ما هو عین الاشیاء فی ذواتها سبحانه و تعالی بل هو هو و الاشیاء اشیاء، بدین معنا که حق تعالی عین اشیاء است در مرتبه ظهور، نه در مرتبه ذوات اشیاء، خداوند منزه و والا مرتبه ‏تر است از این معنا.بلکه در مقام ذات خداوند، عین ذات خویش و اشیاء عین ذات خود می‏باشند. چنانکه قبلا ذکر شد دقت در این نکته امری ضروری است که عدم فهم آن سخنی که محض توحید و توحید محض است را به صورت کفر محض در می‏آورد.) وانگهی او به دعویی صریحتر و عظیمتر نیز مبادرت ورزیده، آنجا که گفته است:

سبحان من حجب ناسوته
نور سنا لاهوته الثاقب ‏
(این بیت در نسخه‏های مختلف فصوص به این صورت آمده است: سبحان مَن اظهر ناسوتُه - سرّ سنا لاهوته الثاقب‏‏)
ثم بدأ فی خلقه بارزا
بصورة الاّ کل و الشارب‏‏

منزه است خدایی که برق نور لاهوتش، ناسوت او را پوشانیده و سپس در خلق خود در صورت هر خورنده و نوشنده‏ ای جلوه ‏گر شده است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حال گوییم: وجود به دو نوع تقسیم می‏شود:

نفس واحد بشری

1. وجود ذهنی؛(مقصود از وجود ذهنی در اینجا به قرینه آنچه در متن می‏آید مفهوم وجود است، نه وجود ذهنی در اصطلاح فلسفه که خود نوعی خارجیت و تأصل دارد و اعتباری نیست)

2. وجود خارجی؛ وجود ذهنی، اعتبار صرف و مفهوم محض است؛ نظیر سایر مفاهیم ذهنی که از مصادیقی انتزاع شده و بدان به حمل شایع حمل می‏شود ( از آن نوع حملها که در آنها محمول بالضمیمه است نه خارج محمول).(از آنجا که مفهوم وجود معقول ثانی فلسفی است و در خارج منشأ انتزاع دارد نه ما بازاء، در نتیجه حمل آن بر اشیاء از آن سنخ حملهایی است که محمول من ضمیمه (خارج محمول) در آنها محمول است نه محمول بالضمیمه، مگر اینکه در این حمل موضوع را ماهیت بدانیم که در این صورت وجود نسبت به ماهیت محمول بالضمیمه است، اما نسبت به وجودات امکانی و ماهیات موجوده محمول من ضمیمه است.)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بندگان را نبود جــز غـــم آزادی و مـــن
 پادشاهی کنم ار بنده خویشم خوانی

سعدی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(بنده پادشاه)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(شب و آسمان)

قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْكُمُ اللَّیْلَ سَرْمَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیكُم بِضِیَاء أَفَلَا تَسْمَعُونَ ﴿71﴾

بگو هان چه مى ‏پندارید اگر خدا تا روز رستاخیز شب را بر شما جاوید بدارد جز خداوند كدامین معبود براى شما روشنى مى ‏آورد آیا نمى ‏شنوید.
« سوره قصص»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تا نگرید ابر کی خندد چمن  ...  تا نگرید طفل کی نوشد لبن

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (دعا و حاجت)

زانکه بی‌حاجت خداوند عزیز

می نبخشد هیچ کس را هیچ چیز

ور نبودی حاجت افلاک هم
هفت گردون ناوریدی از عدم

آفتاب و ماه و این ا ستارگان
جز به حاجت کی پدید آید عیان


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:این کلمه مبارکه را خواص زیاد از حد میباشد .در یکی از این موارد روایتی از ابودرداء نقل شد که ؛
« این نام ( رب ) مهمترین نام خداست » تبارک و تعالی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (یا رب)

رسول خدا (ص) فرمود هر که این نام مبارک را هفت (7) بار بگوید ( یا الله یا رب ؛ با اعتقاد و یقین ) هر حاجت که از آن پس بخواهد به اجابت مقرون بود.

در روایت دیگر آمده است که هر کسی حاجتی دارید پنج بار ( ربنا ) بگوید ان شاء الله اجابت شود . مصداق چنین اعتقادی را در قرآن کریم میتوان سراغ گرفت که الله تعالی فرمود :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:لفظ جلاله « الله » در قرآن کریم در دو هزار و هشتصد و هفت (2.807) جا ذکر شده است.ساری , گاهنوشته های محمود زارع (کلید آسمانها و زمین بدست خداست)

در خاصیت لفظ جلاله اینکه اگر همزه را از اول آن حذف کنند باقی بصورت « لله » میماند که مختص بذات حق سبحانه تعالی است.چنانکه میفرماید :

« و لله جنود السموات والارض » (1) یعنی " سپاه آسمانها و زمین , لشکر خداست ".

و یا

« و لله خزائن السموات والارض » (2) و ...

هر گاه از این باقی ( لام ) اول را حذف کنند باقی بصورت « له » میماند. و در آیه شریفه « له مقالید السموات والارض » (3) که یعنی " و او راست کلید خزاین آسمانها و زمین " . یا آیه " له الملک و له الحمد " و ...

اگر لام دوم را نیز حذف کنند « ه » میماند و او همان « هو » است که دلالت بر ذات اقدس الهی میکند که در قرآن مجید داریم « قل هوالله احد » و یا « هو الحی لا اله الا هو » .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خورشید کمال است نبی , ماه , ولی
اسلام محمد است و ایمان علی
گر بیّنه بر امامتش میطلبی
بنگر که زبینات اسماست جلی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (مولا علی)

در بخش قبلی شعر فوق را ذکر کردیم و شاید بعضی از مخاطبین همینطوری ساده بعنوان یک رباعی بدان نظری سطحی کرده اند در صورتی که با توجه بشرحی که دادیم و مختصری هم که ذیلا خواهیم آورد باید متوجه شوید که این رباعی بسیار دقیق و عمیق بیان شده است. شما نباید حرف و سخن و نوشته همه را همانند هم تصور کنید و و فکر کنید که بقیه هم همینجوری سطحی مطلب مینگارند ...

 قبلا توضیح دادیم که در اصطلاح ارباب علم اعداد اسامی حروف را هر گاه تقطیع کنیم اول آنرا " زبر " مینامند و حرفهای بعدش را " بینه " میگویند.فی المثل در باب کلمه « علی » که دارای سه حرف است ( "ع" و "ل" و "ی" ) اسم حرف اول که (عین) است موقعی که تقطیع نمائیم اینگونه میشود که ( ع ی ن ) اولی آن (ع) زبر است و دوم و سومش که (ی) و (ن) است بینه میباشد و همچنین اسم حرف دوم آنرا که (لام) باشد وقتی تقطیع کنیم چنین میشود که ( ل ا م ) پس اولی آن که (ل) باشد زبر است و حرف دوم و سوم آن که ( الف و میم ) باشد بینه گفته میشود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عدد عکس ابجدیساری , گاهنوشته های محمود زارع(گل)
در عدد عکس ابجدی ( غ ) را یکی میگیرند تا ( الف ) که هزار میشود و نظیره ابجدی بجهت استخراج اسماء کاربرد دارد که آنرا " حروف منکوره " میگویند .
حروف منکوره چنین است که تمام ابجد را بر دو قسم تقسیم نموده که در اینصورت هر قسمتی چهارده حرف میشود که اول قسم اول نظیره اول قسم دوم است که همینطور تا آخر حروف منظور میشود.
با این وصف ( س ) نظیره ( الف ) و (ع ) نظیره ( ب ) و همینطور ادامه داده تا آخر که ( غ ) میشود نظیره ( ن ) !


اقسام ابجد
ابجد در واقع بر دو قسم ( شرقی و غربی ) بوده که طریق مشهور همان ابجد شرقی است. اما در ابجد غربی صاد مهمله را شصت (60) ؛ ضاد معجمه را نود (90) ؛ سین مهمله را سیصد (300) ؛ ظاء معجمه را هشتصد (800) ؛ عین معجمه را نهصد (900) ؛ شین معجمه را هزار (1000) منظور میکنیم و بقیه مشهور موافق است.  با این حساب روش اینچنین میشود که :
( ابجد – هوز – حطی – کلمن – سعفص – قرست – ثخذ – ظغش )

همینطور ابجد بر دو قسم معمول بنام ابجد کبیر و ابجد صغیر نیز تقسیم میگردد که قسم کبیر آن مشهور میباشد. ابجد صغیر را که " فواضل الدور " هم گفته میشود بدین طریق است که هر حرفی از حروف که بیش از دوازده (12) باشد , دوازده را از آن کسر و آنچه باقی میماند, عدد آن حساب میکنند و همچنین هر چه که از شصت (60) زیادتر باشد , شصت را از آن کم و باقیمانده را عدد آن حساب میکنند. در این روش از یک تا ده (10) در واقع بحال خود باقیست و شصت (60) ساقط است.

برای وضوح بیشتربا توجه به بیان فوق بطور خلاصه ابجد صغیر بشکل زیر ترتیب می یابد:

الف = 1 ؛ ب = 2 ؛ ج = 3 ؛ د = 4 ؛ ه = 5 ؛ و = 6 ؛ ز = 7 ؛ ح = 8 ؛ ط = 9 ؛ ی = 10 ؛ ک = 8 ؛ ل = 6 ؛ م = 4 ؛ ن = 2 ؛ س = ساقط
ع = 10 ؛ ف = 8 ؛ ص = 6 ؛ ق = 4 ؛ ر = 8 ؛ ش = ساقط ؛ ت = 4 ؛ ث = 8 ؛ خ = ساقط ؛ ذ = 4 ؛ ض = 8 ؛ ظ = ساقط ؛ غ = 4
 
پس هر عددی که در فوق بوده بعد از وضع شصت است و آنچه در پایین است از " ک " تا آخر بعد از وضع دوازده ؛ پس از هر یک تا هزار از هر حرف تا دوازده و شصت آنچه باشد را افکنده و باقی را مینویسیم.

البته دو نوع ابجد دیگر هم هست که یکی " ابجد وسیط " و دیگری بنام " جامع اکبر " مسمی است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... شخصی از حضرت امام رضا علیه السلام سوال کرد که :

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (خدا دو تا و بیشتر نیست)

چه دلیلی بر یکتایی خدا دارید ؟! من میگویم که خدا دو یا حتی بیشتر از دو است !

حضرت ثامن الحجج فرمود :
تو یک خدا را قبول داری و لذا با ما در این باره هم عقیده هستی و ما هم قبول داریم.

اما اینکه ادعا میکنی خدای دیگری هم هست پس به مدلول « البینه علی المدعی » تو باید دلیل بیاوری نه ما !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(برکت و زیبایی)
.
پشت هر کوه بلند
سبزه زاریست پر از یاد خدا،
ودر آن باغ کسی می خواند،
که خدا هست دگر غصه چرا؟! ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

روایت است كه در زمان حضرت داوود (علیه السلام ) مرد فاسقى بود. روزى نزد زن مرد فقیرى آمد تا با وى گناه كند. و چون مشغول زنا شد، در خاطرش گذشت كه مردى با همسر او زنا مى كند.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)

چون به سراى خود آمد، دید مردى با همسرش آویخته است ! آن مرد را گرفت و به نزد داوود (علیه السلام ) آورد تا بر او حد جارى سازد.

خداوند متعال به داوود (علیه السلام ) وحى نمود كه : بگو به او كه هر عملى نمودى به مثل آن مبتلا مى شوى . تو با زن فلان شخص آویختى ؛ دیگرى با زن تو در آویخت .

و در حدیث است كه اگر كسى زنا نمود، نسبت بدو زنا شود؛ اگر زن ندارد با اولاد و فرزندانش شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها