تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر اسماعیل

چشم به راه

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیراً»
دیگرپرستان همان بت پرستانند

گفته ‏اند كه اضلال اصنام آنست كه شیطان در دهنهاى ایشان شود و آواز دهد و كافران بآن گمراه شوند،
...
«رَبَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی»
تاریخیان گفتند: میان طوفان نوح و مولد ابراهیم (ع) هزار و دویست و شصت و سه سال بود و ابراهیم را در عهد نمرود بن كنعان زادند و پس از آنك ربّ العزّه او را از آتش نمرود خلاص داد از ناگرویدگان و دشمنان دین اعراض كرد و لوط با وى بود و ساره زن وى و جمعى مؤمنان باعلاء كلمه حق كوشیدند و از كفر و كافران بیزارى گرفتند، چنانك ربّ العزّه از ایشان حكایت كرد كه ایشان گفتند:
«إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:
قرآن تصدیق کننده کتب پیشین

وَ تِلْكَ حُجَّتُنا
و آن جواب كه ابراهیم داد حجّت جستن ایشان را
آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلى‏ قَوْمِهِ ما تلقین كردیم ابراهیم را بر قوم خویش
نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ مى‏برداریم درجتهاى آن را كه خواهیم
إِنَّ رَبَّكَ حَكِیمٌ عَلِیمٌ (83) كه خداوند تو دانایى است راست دان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ... الآیة... این آن وقت بود كه ابراهیم كودك خود را اسماعیل و مادر وى را هاجر برد و بفرمان حق ایشان را در آن وادى بى زرع بنشاند، آنجا كه اكنون خانه كعبه است، پس ازیشان باز گشت تا آنجا كه خواست كه از دیدار چشم ایشان غائب گردد، خداى را عز و جل خواند و گفت رَبِ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً همانست كه در آن سورة دیگر گفت رَبَنا إِنِی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِیَتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِكَ الْمُحَرَمِ خداوند ما بنشاندم فرزند خود را بهامونى بى بر نزدیك خانه تو، خانه با آزرم با شكوه و بزرگ داشته، خداوندا تا نماز بپاى دارند، و آن خانه نماز را قبله گیرند.
توحید

آن گه ایشان را روزى فراوان خواست و همسایگان خواست كه وادى بى زرع و بى نبات بود، و بیابانى بى اهل و بى كسان بود، گفت فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ خداوندا دل قومى را از مردمان چنان كن كه مى شتابد باین خانه و بایشان وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَمَراتِ و ایشان را از میوه هاى آن جهان روزى كن.

خداى عز و جل دعاء وى اجابت كرد فما مسلم الّا و یحب الحجّ هیچ مسلمان نبود كه نه دوست دارد حج كردن و زیارت خانه، و در هیچ دیار چنان میوه كه آنجا برند به نیكویى و لطیفى و بسیارى نیست. قال اللَه تعالى یُجْبى إِلَیْهِ ثَمَراتُ كُلِ شَی ءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَا و ابراهیم در آنچه خواست از روزى مؤمنانرا از دیگران جدا كرد و مستثنى، و گفت مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ از بهر آنك در باب هدایت فرزندان را بر عموم دعا كرده بود، و گفته كه: وَ مِنْ ذُرِیَتِی و او را از تعمیم با تخصیص آوردند و گفتند لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمِینَ پس چون این دعا كرد تخصیص نگه داشت، و مؤمنانرا از كافران جدا كرد، رب العالمین آن تخصیص وى با تعمیم برد و كافران را نیز در آورد، گفت وَ مَنْ كَفَرَ نعمت دنیا از كس دریغ نیست آشنا و بیگانه همه را از آن نصیب است، عرض حاضر یاكله البرّ و الفاجر كُلًا نُمِدُ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِكَ مَحْظُوراً پس در آخر آیت كافر از مؤمن باز برید بنواخت دنیا و عطاء آن جهانى گفت فَأُمَتِعُهُ قَلِیلًا ثُمَ أَضْطَرُهُ إِلى عَذابِ النَارِ او را بر خوردار كنم زمانى اندك كه این گیتى اند كست برسیدنى. و برسیدنى اندك بود و آمدنى نزدیك، و بعاقبت او را ناچاره بعذاب رسانیم، وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ و بد جایگاهى كه دوزخ است، شدن گاه كافران.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:قوله تعالى: إِذْ قالَ لَهُ رَبُهُ أَسْلِمْ... الآیة... چون خلیل در روش آمد از حضرت عزت فرمان آمد كه یا ابراهیم هر كه ما را خواهد جمله باید كه ما را بود، تا شطبه از مرادات بشرى و معارضات نفسى با تو مانده است از رنج كوشش بآسایش كشش نرسى، المكاتب عبد ما بقى علیه درهم :
ابراهیم خلیل الله

ما را خواهى مراد ما باید خواست

یكباره ز پیش خویش بر باید خاست


خلیل گفت خداوندا ابراهیم را نه تدبیر مانده است نه اختیار، اینك آمدم بقدم افتقار، بر حالت انكسار، تا چى فرمایى!
أَسْلَمْتُ خود را بیوكندم و كار خود بتو سپردم، و بهمگى بتو باز گشتم.
فرمان در آمد كه یا ابرهیم دعوایى بس شگرف است، و هر دعوى را معنى باید و هر حقى را حقیقتى باید، اكنون امتحان را پاى دار!
او را امتحان كردند بغیر خویش و جزء خویش و كل خویش:
امتحان بغیر او آن بود كه مال داشت فراوان، گفته اند هفتصد هزار سر گوسپند داشت بهفت هزار گله با هر گله سگى كه قلاده هاى زرین در گردن داشت، او را فرمودند كه دل از همه بردار و در راه خدا خرج كن خلیل همه را در باخت، و هیچیز خود را نگذاشت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها