تبلیغات
چشم به راه - مطالب خط سوم

چشم به راه

آیا موسیقی ‏های عرفانی یا اشعار عارفانه می‏تواند ما را به خدا نزدیك‏تر كند؟

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

پاسخ :
انسان دارای بینش و گرایش است. از نظر بینش و علم، بسیاری افراد امكان ترقی دارند؛ یعنی این استعداد در ما وجود دارد كه خوب و بد را بفهمیم. این استعداد با درس و بحث شكوفاتر می‏شود. همه ما در مسئله فهم خوب و بد، در یك مرز مشترك قرار داریم؛ یعنی هم بدها را به خوبی تشخیص می‏دهیم و هم خوبها را.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

به نظر شما، موسیقی‏ های متداول چه تأثیری بر روان آدمی می‏گذارد؟

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

پاسخ :
ابن سینا رحمه‌الله در نمط نهم اشارات و تنبیهات می‏نویسد:
گاهی عارف به « نغمه رخم»، یعنی آهنگ ملایم نیاز دارد تا او را متّعظ كند.[1]

در درس مرحوم الهی قمشه ‏ای(قدس‌سرّه)، وقتی به این قسمت از شرح اشارات رسیدیم (سه نفر در آن درس حاضر بودیم)، پس از درس، از استاد اجازه گرفتیم تا جناب آقای ربّانی خراسانی كه از علمای بزرگ تهران بود (یكی از آن سه نفر)، هر شب پس از درس، یكی از غزلهای استاد را برای ما بخوانند كه ایشان هم اجازه دادند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ مَنْ أَحْیاها فَكَأَنَما أَحْیَا النَاسَ جَمِیعاً
اشارتست كه هر كه بنده را از ظلمت كفر بنور ایمان آرد، یا از ظلمت بدعت بنور سنت آرد، یا از جهل با علم آرد، همچنانست كه وى را زنده گردانید، و چون وى را زنده گردانید چنانست كه همه مردمان را زنده گردانید، و حقیقت زندگانى خود علم است و ایمان و سنت، زیرا كه زندگى زندگى دلست، و دل بروح ایمان و سنت زنده است ...

ای مسکین

إِنَما جَزاءُ الَذِینَ یُحارِبُونَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ
الایة
محاربان خدا و رسول ایشانند كه
پیوسته با تقدیر با جنگ اند،
در محنت اندر شكایت و در نعمت اندر بطر.
بتن زنده، بدل مرده، بروز بطال، بشب بیكار،
و بهمت همه زیانى را خریدار.
عمر بر باد، و بزیان بود خود شاد.
نه از خصمان باك، و نه گناهان در یاد،
عیش چون عیش فرعونان، و ظن چون ظن صدیقان،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِ الایة
قصه دو برادر است از یك پدر، یكى صاحب دولت، بر بساط ولایت، در منزل قربت، نسیم مشاهدت یافته، و از یاد خود با یاد حق پرداخته، و آن دیگر برادر از بى دولتى در مغاك وحشت و مذلّت افتاده، و گرد بیگانگى بر رخسار تاریك وى نشسته، و نامش سر جریده اشقیا گشته.
الهى
چه توان كرد!
كار نه بآنست كه از كسى كسل آید، وز كسى عمل،
كار بآنست كه تا خود چه رفت در ازل!

مثال آن دو برادر از یك پدر، دو شاخ است از یك درخت،
یكى شیرین و یكى تلخ.
تلخ هم از آن آب خورد كه شیرین خورد، و تلخ را جرمى نبوده كه تلخ آمد. شیرین را هنرى نبوده كه شیرین آمد. آن بارادت آمد و این بمشیت. نه آن را علت بود نه این را وسیلت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آیا افراد عادی هم می‏توانند مراتبی از شهود داشته باشند؟

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

پاسخ :
تهذیب نفس بهترین راه دستیابی به عرفان حقیقی است و به درس‏ خوانده ‏های حوزه یا دانشگاه اختصاص ندارد.
برای مثال حارثة بن مالك در پاسخ پیامبر اكرم‏صلی الله علیه و آله و سلم عرض كرد:
« من شب را به صبح رساندم، در حالی كه به مقام یقین رسیده ‏ام».
پیامبر فرمود: « هر چیزی نشانه‏ ای دارد، نشان یقین تو چیست؟»
وی در پاسخ گفت: « گویا عرش خدا و بهشت را می‏ بینم، و جهنم و زوزه ساكنان آن را می‏شنوم».
پیامبر فرمود: «هذا عَبْدٌ نَوّرَ اللّهُ قَلبَهُ بالإیمان»
این بنده‏ ای است كه خداوند قلب او را نورانی كرده است.[1]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَهِ عَلَیْكُمْ

امت محمد و امت موسی

فرق است میان امتى كه یاد نعمت بزبان موسى از ایشان مى درخواهد كه:
یا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَهِ عَلَیْكُمْ،
و
میان امتى كه یاد خود بیواسطه مخلوق از ایشان مى درخواهد كه:
فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِینٌ

قرآن نور است

اشارتست كه تا نور توحید از موهبت الهى در دل بنده نتابد، بجمال شریعت مصطفى (ص) و در بیان كتاب و سنت بینا نگردد، از آنكه نور هم بنور توان دید، و روشنایى بروشنایى توان یافت.

دیده اى كه رمص بدعت دارد، نور سنت (محمدی) از كجا بیند!

چشم نابینا از روشنایى آب چه بهره دارد!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای خدای راز دان قدرتی بیشتر بخش تا این بنده بیشتر به نیکی از ارزیابی خود برآید و به خود كنترلی دست یابد !  که با دیگران این زیركی تا حدودی بعطیت عطا شده كه گاه به سهولت به زوایای پیدا و پنهان مخاطبینمان پی برده حتی گاه تا اقل ترین مراتبش یعنی به بویی ...

ساری گاهنوشتهای محمود زارع


تو مپنداری که با لاف و دروغ
هرگز افتد نان تزویرت به دوغ
ریز بینانند در عالـَم بسی
واقفند از کار و بار هر کسی

زیرکانند از یَسار و از یمین
وز پی ردّ و قبول، اندر کمین


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: نمیدانم که چرا نمیتوانم دیگران را ( با عرض معذرت از محترمین و مخاطبین ) خ ر کنم ؟!
بویژه آنهائیکه دوست
دارند خ ر شوند!

ساری گاهنوشتهای محمود زارع

یعنی چرا نمیخواهم توفیقاتم را اینگونه پی گیرم ؟!

درست بمانند مبارزی که قبل از مبارزه حریفش را مسلح میکند تا حتی الامکان در شرایط برابر بجنگد.
آیا این ابلهی! نیست که من بر خلاف خواسته ام داشته ام ؟!
همیشه حرف آخر را یک موجود دیگر برخلاف طبعم ، برای من با زبان من یعنی زبان خودش زد.
بارها اتفاق افتاد که خواستم بگویم : فلان شده ، فلان میکنم،
ولی آخرین جمله ام این بود:... آقای خوب ، کاری از من ساخته نیست. کارگر , دیگری است !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... و طهارت باطن سه وظیفه است:

طهارت باطن

اول طهارت جوارح از معصیت، چون غیبت و دروغ و حرام خوردن و خیانت كردن و در نامحرم نگرستن، چون این طهارت حاصل شود بنده آراسته فرمان بردارى و حرمت دارى گردد، و این درجه ایمان پارسایان است نشان وى آنست كه
همواره ذكر حق او را بر زبان است
و ثمره وعده در دل، و تازگى منت در جان،
پیوسته در عیادت بیماران، و زیارت گورستان،
و بدعاء نیكان شتابان، و فرا بهشت یازان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَمُوا صَعِیداً طَیِباً
حكمت در آنكه طهارت از آب یا از خاك گردانید بوقت ضرورت نه با چیزى دیگر، آنست كه رب العالمین آدم را از آب و خاك آفرید تا آدمى پیوسته از آن بر آگهى بود، و شرف خویش در آن بداند، و شكر این نعمت بجاى آرد،

آب

و آدم (ع) ازین جهت بر ابلیس شرف یافت كه ابلیس از آتش بود، و آدم از خاك، و خاك به از آتش، كه آتش عیب نماى است و خاك عیب پوش.

هر چه بآتش دهى عیب آن بنماید. سیم سره از ناسره پدید آرد. زر مغشوش از خالص پیدا كند.
باز خاك عیب پوش است. هر چه بوى دهى بپوشد، عیب ننماید.

و نیز آتش سبب قطع است، و خاك سبب وصل.
با آتش بریدن و كشتن است، با خاك پیوستن و داشتن است.

ابلیس از آتش بود لاجرم بگسست. آدم از خاك بود لا جرم پیوست.
و نیز طبع آتش تكبّر است برترى جوید، طبع خاك تواضع است فروترى خواهد.
برترى ابلیس را بدان آورد كه گفت  أَنَا خَیْرٌ . فروترى آدم را بدان آورد كه گفت: رَبَنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا.
ابلیس گفت: من و گوهر من، آدم گفت: نه من بلكه خداى من.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام زمان (عج)

تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسی به فكر شما نیست راست می گویم
دعــا بــرای تــو بازی است راست می گویم

اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

     ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... كاش زمان می ایستاد . یا قدرت ایستاندن زمان را داشتم . البته شاید این نیاز بعلت ضعف بینش من باشد كه زمان را خلاصه كردم در همین جا .... البته باز از جهت فكری و اعتقادی ... من چنین اعتقادی را ندارم و دنیا را اول و آخر نمیدانم ... اما نقد حال بود و استفاده شایان شاید از حال ... همیشه لحظات شیرین بنظر سریع میگذرند ...
ساری , گاهنوشته های محمود زارع 

     ... ابزارهای روئیت صور برزخیه عبارتند از : آب . آئینه . هوا . اجسام صیقلی و شفاف . جسم سیاه براق . انوار ودبره فلكیه و ..... شیشه و بلور هم میتوانند آیا آتش هم میتواند ... ?!


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ
اسم جلیل، جلاله كبریاؤه، كبریاؤه سناؤه، و مجده عزه، و كونه ذاته، ازله ابده، و قدمه سرمده.
الهى
عظیم فى ملكوته، ملیك فى جبروته، مهیمن صمدى الذات، متوحد سرمدى الصفات:
ملیك فى السماء به افتخارى
عزیز القدر لیس له خفاء


نام خداوندى كه بهیچ چیز و هیچ كس نماند، بهیچ كار بهیچ وقت در نماند.
دشمن پرور است و دوست نواز، عیب پوش است و كارساز.
یاد او آئین زبان، و دیدار او زندگى جان، و دریافت او سرور جاودان.
پادشاه است بى سپاه، و استوار است بى گواه، از نهان آگاه، و مضطر را پناه.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا...
روایت كنند از جعفر بن محمّد (ع) كه درین كلمات چهار خصلت است كه رب العالمین امت را بدان گرامى كرده، و ایشان را بدان نواخته:
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا

یكى آنكه نداست،
دیگر كنایت،
سوم اشارت،
چهارم شهادت.

یا اى نداست، ها كنایت، الذین اشارت، آمنوا شهادت بمعرفت.

ندا كرامتست، و كنایت از رحمت، و اشارت بمحبت، و شهادت
...
در كتم عدم بودند كه ایشان را ندا گرامى كرد، در دایره وجود نیامده بودند كه بنام نیكو خواند " سماكم المسلمین من قبل "

عیب میدید و با عیب میپسندید.
جرم میدید و با جرم میخرید.
پاكان عالم علوى را میدید، و آلودگان عالم سفلى را میگزید، كه
" انین المذنبین احب الىّ من زجل المسبحین "


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:چگونه از این حال میتوانم سخن گفت؟ با كلمات كه دلالان آلوده این بازارند و وسایل نقلیه ای كه میان تولید و مصرف درآمد و شدند؟ محمود زارعجز این قاصدان گنگ ، چاره ای ندارم!

     امروز را دستم بقلم نمیرود. پنجه هام بحال خود نیستند. بفرمان  من نیستند، بیهوده میكوشم آرامشان كنم، رامشان كنم، یكباره چنان غافلگیر شده اند كه هنوز گیجند، هنوز هم گیجم! نمیتوانم ساعت ها خودم را پشت میز كارم بنشانم و هی بگویم بنویس، كلمات چنان شتابزده و سراسیمه در فضای خیالم چرخ میزنند، شنا میكنند برقص آمده اند كه هیچكدام دم بدست نمیدهند. گریبان هیچكدام از صبح تا حال كه شش بعداز ظهر است بچنگم نیامده است. حالا میفهمم كه چرا شمس تبریزی عمری بی تابی میكرد و یك جمله حرف نتوانست بزند، یك بیت شعر نتوانست بسراید. نمیشود، برای گفتن ، نوشتن و سرودن باید در سطح مولوی ماند، اگر به مرز شمس تبریزی قدم گذاشتی دیگر در اختیار خود نیستی ( عجب ادعائی ؟! )

     تا بحال حرف زدن زبان را می شنیدم، حرف زدن زبان را و قلم را میخواندم، حرف زدن اندیشیدن را، حرف زدن خیال را و حرف زدن تپش های دل را، حرف زدن بیتابیهای دردناك روح را، حرف زدن سكوت را می فهمیدم، ببین كه چند زبان میدانم، با چند زبان حرف میزنم! من میدانم كه چه حرفهایی را با چه زبانی باید زد، من میدانم كه هر یك از این زبانها برای گفتن چه حرفهائی است، حرفهائی كه مخاطب نیز نامحرم است! این چگونه حرفهائی است؟ این چگونه مخاطبی است؟ آدمها بر چهارگونه اند، یعنی بر هزارگونه اند ما با همین چهارگونه آدم سروكار داریم:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هرم بن حیان گفت: به نزد اویس قرنى رفتم.
پس، مرا گفت: براى چه اینجا آمدى؟
گفتم: آمده ام تا با تو انس گیرم.
اویس گفت: کسى را نمى شناسم که خدایش را بشناسد و به دیگرى انس گیرد.

زن بدزبان

ابو ربیع زاهد، داوود طایى را گفت: مرا پندى ده!
گفت: از دنیا روزه گیر! و افطارت را براى آخرت بگذار و از مردم چنان بگریز! که از شیر مى گریزى.

صاحب حالى گفته است: اکنون، روزگار خاموشى ست و هنگام گوشه گیرى، و باید با یاد خداوند همیشه جاوید بسر برد.

فضیل گفت: هر گاه کسى بر من بگذرد و مرا سلام نکند، من سپاسگزار اویم، زیرا، سلام، خود نوعى از منت است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَا لَیُؤْمِنَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ الآیة
اى خداوندى كه تقدیرت را معارض نیست، و تدبیرت را مناقض نیست،
حكمت را مردّ نیست، و فرمانت را ردّ نیست،
آنجا كه امان تو نیست، روى ایمان روشن نیست، و جهد بندگى بكار نیست.

عاشقی

یكى درنگر، جوانمردا! بحال آن مخذولان درگاه بى نیازى، و راندگان قهر ازلى،
كه چون امان حق در ایشان نرسید، و عنایت ازلى ایشان را نگرفت،
ایمانشان بكار نیامد، و دریافتشان بوقت معاینه سود نداشت،
و در حال حیاتشان خود بار نداد، و در نگذاشت.

چه چاره مر مرا بختم چنین است
ندانم چرخ را با من چه كین است؟


هر چند ظاهر این آیت (وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَا لَیُؤْمِنَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ ) قومى را آمد على الخصوص، امّا از روى اشارت حكم آن بر عموم است، و بندگان را تنبیهى تمام است، تا چشم عبرت باز كنند، و دیده فكرت بر گشایند، و از آن وقت معاینه بترسند:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله: فَبِظُلْمٍ مِنَ الَذِینَ هادُوا حَرَمْنا عَلَیْهِمْ طَیِباتٍ أُحِلَتْ لَهُمْ ارتكاب المحظورات یوجب تحریم المباحات.
اگر لطافتى و كرامتى بینى در بنده اى، از آنست كه ظاهر شریعت نگه داشت، و تعظیم آن بجان و دل خواست، تا لا جرم بروح مناجات و لطائف مواصلات رسید،
و اگر بعكس آن سیاستى و قهرى بینى، از آنست كه بچشم انكار در حرم شریعت نگریست، و در متابعت نفس امّاره محظورات دین بكار داشت.
آنی آن

آرى چنین بود كه هر كه ظاهر شریعت دست بدارد، جمال حقیقت از وى روى بپوشد.
هر كه امر و نهى پست دارد، چه عجب اگر ایمان و معرفت از دل وى رخت بردارد.

اگر نز بهر شرعستى در اندر بنددى گردون
و گر نز بهر دینستى كمر بگشایدى جوزا


قوله: لكِنِ الرَاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ
راسخان در علم ایشانند كه انواع علوم ایشان را حاصل شده:
علم شریعت، علم طریقت، علم حقیقت.

علم شریعت آموختنى است،
علم طریقت معاملتى است،
علم حقیقت یافتنى است.

علم شریعت را گفت: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِكْرِ.
علم طریقت را گفت: وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ.
علم حقیقت را گفت: وَ عَلَمْناهُ مِنْ لَدُنَا عِلْماً.

حوالت علم شریعت را با استاد كرد.
حوالت علم طریقت با پیر كرد.
حوالت علم حقیقت با خود كرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تنى از ابدال گفته است که:
در بلاد مغرب، گذرم به پزشکى افتاد، که بیمارانى، نزد او بودند. و براى آنان شیوه درمانشان مى گفت.

پیامبر متواضع

پس، پیش رفتم و گفتم:
- خدا بر تو ببخشاید بیمارى مرا درمان کن! ساعتى در چهره من نگریست و گفت:

ریشه هاى فقر و برگ صبر و هلیله فروتنى را بگیر!
و در ظرف یقین جمع کن! و آب خوف بر آن ریز! و آتش اندوه در زیر آن بیفروز!
سپس آن را در صافى مراقبه بپالاى! و در جام خرسندى ریز!
و با شراب توکل بیامیز و با دست صدق آن را بخور و با کاسه استغفار آن را بیاشام


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یکى از اصحاب حال، روزى به یارانش مى گفت: اگر به ورود به بهشت و گزاردن دو رکعت نماز مخیر مى شدم، گزاردن دو رکعت نماز را بر مى گزیدم
او را گفتند: چگونه؟
گفت: زیرا که در بهشت به حظ خود مشغول خواهم شد و در گزاردن دو رکعت نماز، به حق پرورگار خویش.

خدا

زاهدى گفته است: نماز سى ساله خود را که در صف نخست نمازگزاران، به جا آورده بودم، به ناچار، به قضا برگرداندم. از آن روى، که روزى به سببى درنگ کردم و در صف نخست، جایى نیافتم. پس در صف دوم ایستادم. اما خود را بدین سبب، از دیگران شرمسار دیدم، و پیشى گرفتم و به صف نخست آمدم و از آنگاه دانستم که همه نمازهایم، آلوده به ریا و آگنده از لذت توجه مردم به من بوده است و این که ببینند که من، از پیشگامان کارهاى نیک بوده ام.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

باب 58
سلیلى گوید: پانزده روز قبل از اینکه امیر المؤمنین على علیه السلام از بصره خارج شود خطبه اى خواند و در آن خطبه بعد از آنکه پادشاهان بنى عباس را اسم برد کرد فرمود:
خصوصیات شیعیان مولا علی

فتنه تیره و گردن بند قرمز تمام شد و قائم حق در بین آن است، بعد از آن هفت اقلیم چون ماه نورانى و چون ستاره درخشنده خواهند شد، آگاه باشید که براى خروج مهدى علیه السلام ده علامت خواهد بود:

طلوع ستاره دم دار که از مجارى، نزدیک خواهد شد و بعد از آن فتنه و آشوبهائى بپا میشود این اول آن علامتها بود، و از آن علامت تا علامت دیگرى عجائبى بوجود میاید و ماه نورانى در بین انقضا این علائم ده گانه خواهد بود.


باب 59
نیز سلیلى گوید: امیر المؤمنین علیه السلام بر منبر کوفه خطبه اى خواند و بعد از حمد خدا و ثنا بر رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود:
هر چه میخواهید از من به پرسید زیرا که من در این دهه آخر ماه رمضان از بین شما میروم، پس حوادث بعد از خود را ذکر کرد و شهادت حسین علیه السلام و زید بن على رضوان الله علیه و سوزاندن جنازه او و خاکسترش را بباد دادن بیان فرمود و گریه کرد، آنگاه زوال بنى امیه و بنى عباس را بمردم تذکر داد و حوادث بعد از آنها را خاطر نشان مردم کرد و فرمود:
اول آن فتنه ها سفیانى و آخر آن سفیانى خواهد بود،
از آن حضرت پرسیدند: سفیانى اول و دوم کدامند؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از سخنان بزرگمهر به نقل از کشکول شیخ بهایی:

دوست بد

دشمنان با من دشمنى کردند. اما، دشمنى را دشمن تر از نفس خود ندیدم.
با دلاوران و درندگان ستیزیدم و هیچ یک از آنها چون دوست بد بر من چیره نشدند.
از همه گونه غذاهاى لذید خوردم و با زنان زیبا روى همبستر شدم و هیچیک را لذیذتر از تندرستى نیافتم.
صبر زرد را خوردم و شربت تلخ را آشامیدم. اما هیچیک را تلخ تر از نیازمندى نیافتم.
با همانندان خود کشتى گرفتم و با دلاوران پیکار کردم. اما هیچیک از آنها، چون زن بد زبان، بر من پیروز نشد.
تیرها و سنگها به سوى من رها شد و هیچیک را سخت تر از سخن بدى که از دهان بستانکار بیرون آید، نیافتم.
از مال اندوخته هاى خود صدقه ها دادم و هیچ صدقه اى را سودمندتر از رهبرى یک گمراه به راه راست نیافتم.
از نزدیکى به پادشاهان و بخشش هاى آنان شادمان شدم اما، هیچ چیز برایم نیکوتر از رهایى از آنها نبود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مصطفى (ص) گفت " و اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ینظر بنور اللَه "
این دیده سرّ چون پدید آید چون دیده سر بود ....
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و در تحقیق فراست اولیا روایت كنند كه امیر المؤمنین على (ع) روزى قدم در ركاب مركب میكرد تا بغزاة شود، مردى منجّم بیامد، و ركاب او گرفت، گفت: یا على! امروز بحكم نجوم در طالع تو نگاه كردم و ترا روى رفتن نیست، كه ترا نصرت نخواهد بود.

على (ع) گوید: دور، اى مرد از بر مركب من.
حیدر كرار بدان قدم در ركاب كرده است تا چون تویى ركاب او گیرد، و باز گرداند، دور باش از بر من كه اندیشه سینه من كم از آن اثر نكند كه خورشید در فلك.

اگر فلك را از بهر كارى در گردش آورده اند، ما را نیز هم از بهر كارى در روش آورده اند.

كسى را كه دقیقت او حقیقت بود، و ثوانى او سبع مثانى بود، و اصطرلاب او دل او بود، اندیشه وى كم از رأى تو بود!

من بدین حرف خواهم شد، و جز امروز حرب نخواهم كرد، كه مرا بفراست باطن معلوم شدست كه ازین لشكر من نه كشته شود. واللَه كه ده نبود و از لشكر دشمن نه بجهند. واللَه كه ده نجهند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها