چشم به راه

این کالا را نمیخریم:

ترامپ یک کالاست

دونالد ترامپ شخصیت نیست بلکه تنها یک برند و یک شئی و حداکثر ، یک کالاست !
که فعلا نه در خدمت مردم آمریکا بلکه برای یکدوره واگذار شده به صهیونیستها البته با پول شیوخ عرب منطقه خلیج فارس !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ترامپ یاوه گو

با کسب اجازه از جناب جلال الدین محمد ما ؛ خواستم از یک بیت ایشان وامی بستانم و با کمی تغییر البته ؛ نکته ای در کار جناب پرزیدنت USA کنم که؛

سخت گندآلوده می باری سخن
آب تیره شد سر چَه بند کن ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آیا کسی هست که بشنود ؟!
بانکهای ایران رباخوارند

بانک ها آخرین پتک ها را بر پیکره نظام دارند میزنند !


این تشکیلات بی قاعده رشد کرده  یا باید بمیرد یا باید بمیراند !

که دارد میمیراند !

دیگر باید بیکباره جراحی کرد

سیاست ذره ذره اصلاح کردن که توصیه کارشناسان نابخرد زمان نشناس است را رها کنید؛
این مشی میبایست بلافاصله از دهه اول انقلاب شروع میشد نه الآن !
که کار جز بجراحی یک طبیب حاذف و شایسته و اراده او التیام نخواهد یافت !
این سیاست موجود فقط زخم را عمیقتر و غیر قابل علاجتر خواهد کرد.

دیرکرد حرام است

درود بر فهم و شرف این جور مراجع معظم


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسول اکرم (ص) در حدیثی دیگر از آنها بیم داده می فرماید:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1489) یوشک بنوقنطورا ان یخرجوابکم من ارض العراق .
« نزدیک است که بنوقنطوره شما را از سرزمین های خود از خاك عراق بیرون کنند[51]

ممکن است به هنگام هجوم ترکها به عراق این معنی تحقق یافته باشد و برخی از مردم عراق از سرزمین های خود فرار کرده باشند، چنانکه در بصره روی داد.

 پرچمهائی برافراشته می شود که آغازش پیروزی و پایانش کفر است، اراذل عرب و اوباش عجم از آنها پیروی می کنند و بردگان فراری به آنها می پیوندند و از حدود تجاوز می کنند. چهره هایشان سیاه، آئینشان شرك و بیشترشان حیله گر هستند

و در حدیثی دیگر به این تعبیر آمده است:

1490) یوشک بنو قنطورا بن کنکر یخرجون فیسوقون اهل خراسان سوقاً عنیفاً حتی یوردوا خیولهم نهرالابله .

« نزدیک است بنوقنطوره پسر کنکر خروج کنند و اهل خراسان را به شدت فراری دهند تا آنها را به رود بصره وارد کنند.» [52]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنگاه از وعده ظهور آن مهرتابان سخن می گوید و در فرازی از آن می فرماید:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1508) یخرج اذا تلاحمت الشداد... و وبل الرذاذ، و عجت الفلاه.. و ظهرت الافاطس و فحم الملابس. فیکدحون الجزائر، و یملکون السرائر، و یهتکون الحرائر، وبجینون کیسان و یخربون خراسان، فیهدمون الحصون، و یخرجون المصون، و یفتحون العراق و یثیرون النفاق بدم یراق .

« او هنگامی قیام می کند که فجایع خونین پشت سر هم قرار گیرد، رگبارها شبانه روز فرو بارد، دشت و صحرا یکپارچه فریاد شود، مرگ های نابهنگام فراوان شود و جامه های مشکی رائج گردد، به هر قیمتی است جزائر را اشغال می کنند، حرمسراها را به دست آورند، حریمها را می شکنند، از در مکر و حیلت وارد شده،€ خراسان را ویران سازند، قلعه های مستحکم را فرو شکنند و پناهندگان را .
« کیسان» چنانکه در لغت و در لسان احادیث آمده به معنای اهل مکر و حیلت است [ 79 ] و شاید منظور از آنها مردم افغان باشند که در آنسوی خراسان قرار گرفته اند.

 امام باقر (ع) می فرماید:
 یخرج رجل من موالی اهل الکوفه فی ضعفاء فیقتله امیرالجیش السفیانی بین الحیره و الکوفه .
« مردی از ایرانیان مقیم کوفه با گروهی از مستضعفان خروج می کند و فرمانده سپاه سفیانی او را در میان حیره و کوفه به قتل می رساند


این فجایع هنگامی روی می دهد که مبادله توپخانه های سبک و سنگین و مسابقه های موشک پراکنی از زمین و هوا آغاز گردد، و تُن ها مواد آتش زا بر سر انسان ها فرو ریزد و خمپاره ها و دیگر مواد تخریبی سیل آسا بر سرشان فرود بارد و سلاح های الکترونیکی با پشتیانبی توپخانه ها و موشک اندازها چون بارانی تندبار بر خرمن زندگی شان فرو ریزد و همه مظاهر تمدنشان را بر خاکستر نشاند و صدای انفجار و بوی باروت فضای زندگی شان را پرسازد. و آن هنگامی است که سپاه تا به دندان مسلح چینی با انیفورم مشکی ارمغان مرگ آورد و پشت زمامدران را بلرزاند و مجامع بین المللی قطعنامه صادر کنند و خروجشان را محکوم نمایند، چنانکه در جنگ چین و ویتنام از طرف سازمان ملل منتشر می شد و دردی را دوا نمی کرد. و یا امروز بر علیه شوروی به جهت اشغال افغانستان صادر می شود و کاری از پیش نمی برد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خدا
آن یکی آمد درِ یاری بزد
گفت یارش کیستی ای معتمد

گفت من، گفتش برو هنگام نیست
بر چنین خوانی مقام خام نیست

چون توئیّ تو هنوز از تو نرفت
سوختن باید ترا در نار تفت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)

همه میدانند منجمله وجدان تو ( گر بوجدانت راه دهی ) همین


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حکایات تاریخی ، پادشاهاناهل دل
یکی از پادشاهان بنی اسرائیل ، خانه ای ساخت و در وسعت و تزیین آن ، سعی بسیار کرد .
پس دستور داد، تا از عیب آن جویا شوند و هیچکس بر آن عیبی نگرفت جز سه زاهد که گفتند:
در آن ، دو عیب هست .
یکی این که ویران می شود و
دیگری آن که صاحبش می میرد .

پادشاه گفت : خانه ای هست که از این دو عیب در امان باشد؟
و آنان گفتند: اری . خانه آخرت !
پس ، پادشاه سلطنت را رها کرد و با آنان به عبادت پرداخت .
پس از چندی ، آنان را وداع گفت .
گفتند از ما چه دیدی که ترا ناخوش آمد؟
گفت : هیچ ! جز این که مرا می شناسید و اکرام می کنید . پس ، با کسی می نشینم که مرا نشناسد .



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مجردات
موجودات معقول یا موجودات عالم مجرد
الله نورالسموات والارض

فهمیدم که ما تا وجود و بالتبع آن موجود را نشناسیم و تفکیک بین آنها را دقیق نفهمیم در بسیاری بلکه همه امورات معرفتی لنگیم.

ما آدمیان بدلیل آنکه موجودی هستیم که جنبه ظاهری و مادی در موجودیت ما در این دنیا قوی است گاهی و اغلب دچار اشتباهاتی در برداشتهای معرفتی بخصوص در حوزه قیاس میشویم و این جنبه مادیت بشر همچون جریان قلزم مانندی ذهن او را می بلعد بسمت خویش در اکثر و بلکه جمیع جهات ...

اینجا تنها آندسته از آدمیزدگانی که توانایی مقاومت در برابر این جریان کششی را کسب نموده باشند میتوانند توفیقات قابل توجهی در حوزه معرفت پیدا کنند.

موجودات و مخلوقات الهی غیر مادی و نامحسوسِ بحواسِ خمسه را ، بسیاری بدون آنکه بدانند ، نمیتوانند براحتی درک و هضم بکند و ای بسا که آنها را موجود نمیدانند بدان سان که خود را موجود میدانند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حقّ تعالی چون اصنافِ موجودات میآفرید، از دنیا و آخرت و بهشت و دوزخ، وساط گوناگون در هر مقام بر کار کرد.

یاد خدا آرام بخش دلها
چون کار به خلقتِ آدم رسید گفت: " انی خالق بشراً من طین " خانه آب و گل آدم من میسازم.
جمعی را مشتبه شد گفتند خلق السماوات و الارض نه همه تو ساخته ای؟
گفت: اینجا اختصاصی دیگر هست که اگر آنها به اشارت " کن" آفریدم که: " اِنَّما قولنا لشیء اذا اردناهُ ان نقول له کن فیکون " این را به خودی خود میسازم بیواسطه که در و گنج معرفت تعبیه خواهم کرد.

پس جبرئیل را بفرمود که برو از روی زمین یک مشت خاک بردار و بیاور.
جبرئیل علیهالسلام برفت، خواست که یک مشت خاک بردارد.
خاک گفت: ای جبرئیل، چه میکنی؟
گفت: تو را به حضرت میبرم که از تو خلیفتی میآفریند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در وصف مصطفى (ص) گفته ‏اند كه: اللَّه با وى دو كرامت كرد كه با هیچ كس از فرزند آدم نكرد:

وصف حضرت مصطفی (ص)

یكى آنست كه بزرگ همت بود.
دیگر آنكه متواضع بود.

علو همت وى بدان جاى بود كه در خبر است كه: « ما مدّ یده الى طمع قط »، و
در تواضع چنان بود كه گفت: « لو دعیت الى كراع لأجبت، و لو أهدى الىّ ذراع لقبلت».

چون با خود نگرستى از همه ضعیفان خود را ضعیف‏تر دانستى از متواضعى كه بود.
ازینجا گفتى: لا تفضّلونى على یونس بن متى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الایة

زینت های حلال الهی

زینت زبان ذكر است، و زینت دل فكر است.

هر چیزى را آرایشى است، و
آرایش نفس در حسن معاملت است بنعت مجاهدت، و
آرایش دل دوام مواصلت است بوقت مشاهدت، و
آرایش سر حقایق قربت است در میدان معاینت.
و
آنچه رب العزة گفت: مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ
اشارتست كه این زینت ها و آرایشها دریغ نیست از طالبان، و
ممنوع نیست از حاضر دلان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آورده اند که چون کار بقراط حکیم بالا گرفت و حکمت خود در بسیط عالم بسط کرد، عزلت اختیار کرد و در غاری رفت و هم آنجا تنها روزگار میگذاشت تا پادشاه وقت را علتی پدید آمد و طبیبان از معالجت عاجز شدند.
پس رسولی به بقراط فرستاده او را استدعا کرد تا ملک را معالجت کند.
بقراط امتناع نمود و نیامد.
وزیر، خود برفت تا مگر به قول او بیاید. و چون به نزدیک بقراط رسید او را دید در غاری مقام کرده و لباس خود از گیاه ساخته و غذایی از حشیش پرداخته. وزیر او را به حضرت ملک استدعا کرد.
بقراط گفت: من از سر مخالطت مردمان و خدمت پادشاهان برخاسته ام و در این گوشه عزلت اختیار کرده، نیایم بازگرد.
و هر چند که وزیر جهد کرد، بقراط به سخن وی التفات نکرد.
وزیر برنجید و از سر کراهیتی تمام گفت:
اگر تو خدمت ملوک توانستی کرد، تو را گیاه نبایستی خورد.
بقراط بخندید و گفت:
اگر تو گیاه بتوانستی خورد، تو را خدمت ملک نبایستی کرد.
و این کلمه جان حکمت و کان موعظت گشت که هر که بر خود پادشاه تواند بود، او را از بندگی کردن همه پادشاهان عار آید.
"جوامع‏ الحکایات عوفى"



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یا سلام
مُهر مِهر

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: ... گفت تو اینجا بایست و بآنان هم فرمود آنطرفِ آنطرفتر بایستید ...
گفت این هلالی را بگیر و در نور بزن نه بر نار آتشین ...
هر کس که از اینطرف آمد و قصد کرد از این مدخل وارد شود، این داغ را بر دل  و این مُهر را بر پیشانیش بزن !

عده ای از آنطرفتر رفتند ...
آنانکه از آنطرفتر رفتند ؛ داغی بر سیمایشان زدند ...
این داغ بر سیمایشان را هم اینانی که داغ زدند؛ نشان شناسایی شان در زمان تراشیدن و توزین کردن،کرده اند و ... آنجا میشناسندشان ...
خیلی ها هم نه این طرفی بودند و نه آنطرفتری؛ بلکه آنطرف رفتند ...
اینان نیز نشانی خواهند گرفت ...

داغ بر دلِ من نهاده شد و مُهر مِهری بر پیشانیم که از نور بود نه از نار ؛ که کنون بگویم اختیار را از خویش سلب کرده ام ؟!!
لیک انسان ظلوم و جهولی ام گُل کرده بود ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فتنه ها و آشوبهای آخرالزمان (2)
امام زمان (ع) معیار سنجش راستی در همه امور و بخصوص در اقتصاد
مهدی (عج)

محمد بن عبد الله از صادق آل محمد صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود:
براى ما، در شهر بصره مصیبت بزرگى خواهد بود زیرا که امیر المؤمنین على ابن ابیطالب علیه السلام فرمود: مقر و منزل سلطان در زورا یعنى بغداد خواهد بود و کارها بوسیله شورا انجام خواهد گرفت و کسیکه بر امرى غالب شد آنرا عملى میکند. در آن موقع استکه سفیانى خروج مینماید ومدت نه ماه در زمین گردش میکند و مردم را ببدترین عذابها معذب خواهد کرد، واى بر مردم مصر و بغداد و کوفه و واسط ؛ کانه من بواسط و جریانهاى آنها نظر میکنم، در آنوقت سفیانى خروج میکند و طعام و غذا کمیاب شده ومردم دچار قحط خواهند شد و باران کم میشود نه زمینى خواهد بود که گیاه برویاند و نه آسمانى استکه بارانى فرو ریزد. بعد از آن، مهدى هادى علیه السلام خروج نموده و بیرق را از دست عیسى ابن مریم علیه السلام میگیرد آنگاه دجال از میسان که در نواحى مصر است خروج میکند و نزد سفوان و سنام (نام آب وکوهى است در بصره) میاید و آنها را مسخر میکند .....
( باب 54 )


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ إِنْ یَمْسَسْكَ اللَهُ بِضُرٍ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَا هُوَ چنان كه در آفرینش ضر یگانه و یكتا است، در دفع ضرّ هم یكتا است و بیهمتا .

خدا زده را فقط خدا تواند دوا کند

اگر عالمیان بهم آیند، و جن و انس دست در هم دهند،
تا دردى كه نیست پدید كنند نتوانند، یا دردى كه هست بردارند بى خواست اللَه راه بدان نبرند .

درد و دارو را منهل یكى دان،
نعمت و محنت را منبع یكى شناس، كفر و ایمان را مطلع یكى بین،
در دایره جمع یك رنگ، در منازل تفرقت رنگارنگ، اینست كه آن جوانمرد اندر نظم گفت:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قُلْ أَ غَیْرَ اللَهِ أَتَخِذُ وَلِیًا

ولی فقط خالق آسمانها و زمین است

پس از آنكه آفتاب عنایت و رعایت از درگاه جلال و عزت بر ما تافت، و بى ما كار ما در دو جهان بساخت، و بمهر سرمدى دل ما بیفروخت، و بزیور انس بیاراست، و این تشریف داد كه در صدر قبول گهى مهد ناز ما ، گهى قبضه صفت بحكم عنایت بیان صیقل آئینه دل ما مى كند كه :

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ

گهى مستوفى دیوان ازل و ابد حوالت قبول و ردّ خلق با درگاه ما میكند كه :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حکایت انگلیس و شیوخ اعراب و ایران


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

باب 145
ابو سعید خدرى از رسول خدا صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: ساکنین آسمان و زمین از مهدى علیه السلام راضى خواهند بود آسمان، قطره اى از قطره هاى ( باران ) خود را واگذار نمیکند مگر اینکه آنرا فرو میریزد و زمین هم گیاهى از گیاهان خود را فروگذار نمی کند مگر اینکه آنرا خارج مینماید حتى اینکه اموات آرزوى زنده شدن را دارند.

رواج نعمت از سوی امام زمان عج

باب 146
معمر بن قتاده از رسول خدا صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود:
مهدى علیه السلام گنجها را استخراج نموده و اموال را تقسیم مینماید، و اسلام، استقرار خود را خواهد یافت.

باب 147
ابو سعید خدرى از رسول خدا صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: مهدى علیه السلام روایت کرده که فرمود:
مهدى علیه السلام داراى مال اندک خواهد بود ( یا مال را اندک اندک مى بخشد؟ ) و آنرا شماره نمی کند، زمین را پر از عدل و داد میکند همچنانکه پر از جور و ظلم شده باشد.

باب 148
ابو سعید خدرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود:
امت مهدى علیه السلام آنطور بسوى او جمع میشوند که زنبور عسل بدور ملکه خود جمع شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حکایاتی از عارفان و بزرگان علم و دین
گفته اند که : در کوهی از لبنان ، زاهدی ، دور از مردم ، در غاری می زیست . روزها روزه می داشت و هر شب برای او گرده نانی می رسید؛ که نیمی از آن را به هنگام گشودن روزه می خورد و نیم دیگر را به هنگام سحر . و این حال ، روزگاری دراز پایید، و مرد از کوه به زیر نیامد، تا این که چنین شد، که در شبی از شب ها، نان از او برگرفته شد و گرسنگی شدت یافت و خواب از چشم زاهد رفت . پس نماز گزارد و آن شب را در امید خوردنی ، بیدار ماند، تا گرسنگی بدان دفع کند . اما غذایی نرسید .

در پایین آن کوه ، روستایی بود که ساکنان آن ، بر دین عیسی بودند و هنگامی که بامدادان زاهد به نزد آنان رفت و خوردنی خواست ، پیرمردی از آنان ، دو گرده نان جوین او را داد . زاهد دو گرده نان را گرفت و به بسوی کوه روانه شد . و در خانه آن پیرمرد، سگی بود لاغر و به بیماری گری دردمند . که به زاهد در آویخت و بر او بانگ کرد و به دامن جامه او آویزان شد .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... در آن سفر - ( ! ) که رویا نبود و در بیداری محض که همه پیرامونم کور بودند و من در طفولیتی پاک که در آغوش مهر سراسر سبزپوش رحمه للعالمین علیه السلام والسلام بودم و ... محو تماشای لبخند ملیحش که رزولوشن تصویر آن لحظه حتی با گذشت نزدیک به نیم قرن در ضمیرم کاستی نگرفته و همچنان پاک و صاف ناظر آنم ...  بعدها که اهل سفرم نمودند و مامور سفرهای زیاد و خواستنی ...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
... با شیخی که فریفته نور بود و در پی روشنایی ... ملاقاتی دست داد ... داشت با همزادش بحث حربا و خفاش را طرح میکرد . رساله ای مینوشت نامش " لغت موران " که بحث حربا و خفاش یعنی ... آفتاب پرست و خفاش که یکی منتظر آفتاب هست تا متحرک شود و آن دیگری منتظر تاریکی است - خفاش - تا راه بیفتد ...
... گفتمش در عالمی این می پوییدم که حکایت نور و ظلمت در کتاب مبین آمده بود و بگوشم ترنم فرموده بودند ... 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الله نورالسموات والارض
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:خلاصه و بخشهای از جلسه هفدهم گاهگاهی در جمع دوستان و آشنایان با حضور پدر , که بجز توضیحات مقدماتی در ادامه مسیر مباحث جلسات قبلی ؛ در این جلسه اکثر وقت آن به توضیح تعدادی از واژه های محوری مورد استفاده و استناد در مباحث قبلی و همچنین پاسخ به سوال تعدادی از حاضرین درباره مطالب جلسه قبلی گذشت را در اینجا منتشر میکنیم . البته کل مباحث این جلسه در دست وبرایش و تنظیم میباشد که در صورت موافقت پدر آنرا در همین وبلاگ قرار خواهیم داد . قسمتهای حذف شده با سه نقطه ( ... ) مشخص شده است . شاید حتما هم همینطور هست که این حذفیات در متن موجب نقائصی در متن میشود که قول داده ایم کل مطلب را در آتیه در همین وبلاگ منتشر خواهیم کرد . ( فاطمه زارع )
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

مطرح فرمودند درباره اینکه چگونه عالم وحدت بکثرت می آید و شما قبلا بحث خال ربوبیت را مطرح کرده و کلی گذر کردید ...
آنجا جمله عین القضات همدانی را نقل کرده بودم که گفت " خال ربوبیت در چهره عبودیت است ". ربوبیت یک ثابت سرمدی و یا ازلی است و باصطلاح اهل دل , هو هو میباشد .خال را هم نقطه آغازفرض کنید و حرکت از آن ثابت سرمدی و موقع ازلی به عالم هم بمعنی گسترش و انبساط است ... ربوبیت در مقام و موقعیت وحدت , وحدت محض و وحدت صرف هست . و هیچ تکثر و دوگانگی در این ساحت یعنی در ربوبیت راه ندارد . ولی گویا میخواهید روشن شود که حالا کثرت از کجا و چگونه شروع میشود ؟! مقام ربوبی وحدت محض است که حتی با ذهن تجریدی هم نمیتوان خیلی بدان مقام نزدیک شد . حال اگر این مقام یعنی ربوبیت یعنی وحدت اگر بخواهد تجلی پیدا کند و برای ما قابل مشاهده و روئیت باشد , راهی که باید طی شود و در واقع راهی که طی شده است چیست و چگونه بوده است ؟! اینجا باید یک حلقه واسطی باشد که از یکطرف به عالم ربوبی راه داشته باشد و از طرفی بعالم ما و خود ما ربط داشته باشد . حال چه موجودی میتواند چنین شآنی و چنین نقشی را داشته باشد ؟!   


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

معلى بن خیس مى گوید:
در یكى از شب هاى بارانى ، امام صادق علیه السلام از تاریكى شب استفاده كردند و تنها از منزل بیرون آمده ، به طرف (ظله بنى ساعده ) - سایبانى كه مردم روزها براى در امان بودن از گرماى طاقت فرسا به زیر آن جمع مى شدند و شب هنگام مكان مناسبى بود براى فقرا و افراد غریب كه در آنجا بخوابند -  حركت كردند. من هم با كمى فاصله آهسته به دنبال امام روان شدم .
امام کیست

ناگاه ! متوجه شدم چیزى از دوش امام به زمین افتاد. در آن لحظه ، آهسته صداى امام را شنیدم كه فرمود: خدایا! آنچه را كه بر زمین افتاد به من بازگردان .
جلو رفتم و سلام كردم . امام از صدایم ، مرا شناخت و فرمود:
- معلى تو هستى ؟
- بلى معلى هستم . فدایت شوم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

روزى حضرت على علیه السلام مشاهده نمود زنى مشك آبى به دوش ‍ گرفته و مى رود. مشك آب را از او گرفت و به مقصد رساند؛ ضمنا از وضع او پرسش نمود.

رسیدگی بفقرا در حکومت علوی
زن گفت :
على بن ابى طالب همسرم را به ماءموریت فرستاد و او كشته شد و حال چند كودك یتیم برایم مانده و قدرت اداره زندگى آنان را ندارم . احتیاج وادارم كرده كه براى مردم خدمتكارى كنم .
على علیه السلام برگشت و آن شب را با ناراحتى گذراند. صبح زنبیل طعامى با خود برداشت و به طرف خانه زن روان شد. بین راه ، كسانى از على علیه السلام درخواست مى كردند زنبیل را بدهید ما حمل كنیم .
حضرت مى فرمود:
- روز قیامت اعمال مرا چه كسى به دوش مى گیرد؟
به خانه آن زن رسید و در زد. زن پرسید:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها