تبلیغات
چشم به راه - مطالب تاریخ

چشم به راه

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:روزی جبرائیل بصورت شخصی نزد فرعون آمد و گفت سوالی دارم ؛ فرعون خواست که او بپرسد !
جبرئیل گفت : اگر بنده ای که خداوندی دارد منعم و بسیار و بی اندازه آن بنده را از این نعمات برخوردار کرده و مورد عنایت خویش قرار داد از جهات مختلف اعم از ملزومات و ملبوسات و اطعمه و اشربه و همچنین عزت و سلامتی و مکنت و دولت و حکومت ؛ حال آن بنده بعوض اینکه از این نعمات تشکر کند و از فرصتهای بدست آمده موجبات آسایش خلق را فراهم آرد و عدالت را برقرار سازد و ... - که هیچ نمیکند - تازه مدعی آقایی و مولایی و سزاواری است ؛ حال بنظر تو سزای این غلام قبلی و مدعی فعلی چیست و شما چه حکمی را درخصوص وی روا میدانید ؟!


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

فرعون گفت : بنظر من سزای او اینست که او را در دریا غرق کنند !
جبرئیل گفت : این حکم را بنویس !
فرعون بخط خودش  نوشت " بقول العباس الولید مصعب بن الریان " : جزاء العبد الخارج علی سیده ان یغرق فی البحر !
جبرئیل این نوشته را گرفت و رفت تا روزی که فرعون بعد از آن ماجرا در دریای نیل در حال غرق شدن بود این نوشته را بفرعون نشان داد و گفت ؛ این همان فتوایی است که تو خود داده ای !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:سالیانی پیش بزرگی بمن گفته بود که ملا محمدباقر مجلسی با ملا صالح مازندرانی با همدیگر عهد بستند که هریک از آنها را سابق بر دیگری مرگ رسد و وفات یابد , در عالم منام ( عالم خواب و رویا ) طرف دیگر را از آنچه که بر او در آن عالم گذشته باخبر سازد !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(رضای الهی)

میدانیم که مجلسی پیش از ملاصالح مازندرانی فوت نمود . مدتی گذشت و بعد از یکسالی ملا صالح مازندرانی شبی مجلسی را در خواب دید .

نخست پرسید با اینکه با هم عهد بستیم ولی چرا تا کنون خویشتن را در خواب بمن ننمودی ؟!
مجلسی گفت : آنقدر وحشت و گرفتاری داشتم که میسرم نشد و فراغتی حاصل نکرده بودم !

بعد از وی پرسید که چه بر تو گذشت از زمانی که وفات نمودی ؟!
مجلسی گفت : مرا در مقام خطاب حضرت حق باز داشتند و خطاب آمد که چه آورده ای ؟! عرض نمودم که : الهی تو داناتری ! مجددا از من میزان حسنات و کارهای نیک را خواستند ! عرضکردم : عمر خود را در تالیف و تصنیف کتب احادیث و روایات و اخبار صرف کرده ام و در جمع احادیث و اخبار و تفسیر کتابها نوشته ام !


خطاب آمد : راست است اما آنها را مصدر باسماء سلاطین و حاکمان نمودی و از توصیف آنان و تعریف و تمجید مردم مبتهج و مسرور میشدی و از مذمت و انتقاد آنها دلگیر میشدی . لذا همان تعریف و توصیف و خشنودی حاکمان و تمجید مردم امروز و در اینجا اجر تست !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

انتقام پسر از قاتل پدر
روایت شده كه نبیى از انبیاء در كوهى عبادت مى كرد. در نزدیكى او چشمه آبى بود. سوارى از آنجا عبور نمود و از آن چشمه آب خورد و كیسه اى در آن هزار اشرفى داشت جا گذارد و رفت .
مکافات عمل
پس دیگرى آمد؛ كیسه را برداشت و برد. سپس مرد فقیرى كه پشته هیزمى در پشت داشت آمد. هیزم را بر زمین گذاشت . آب خورد و خوابید كه استراحت كند. سوار برگشت به طلب كیسه زر. آن را نیافت . با آن فقیر در آویخت و او را شكنجه و عذاب كرد. و فقیر را كشت .

پیغمبر عرض كرد:
یا الاهى ، این چه سرى است ؟! دیگرى كیسه را برد، و مسلط نمودى بر این فقیر ظالمى را تا او را كشت .

وحى به او شد كه :
مشغول عبادت خود باش . اطلاع بر اسرار سلطنت از شان تو نیست . این فقیر پدر سوار را كشته بود؛ او را متمكن بر قصاص نمودم . و پدر سوار هزار دینار از شخص برنده كیسه گرفته بود؛ به او رد كردم .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

https://telegram.me/zaresari
مرگ ، كیفر مردى كه دیگرى را به ستم كشتکبک
در كتاب (حیاه الحیوان ) از ابانصربن مروان حكایت نموده كه روزى كه یكى از روساى كردها در محضرش حاضر بود. پس غذا طلبید. چون سفره را گستردند، از جمله ما حضر دو كبك بود كه آنها را به سیخ كشیده و كباب نموده بودند.

چون چشم آن رئیس كرد بر آن دو كبك افتاد، بى اختیار خنده كرد. ابانصر از خنده بیجاى او سوال نمود.
گفت : در خنده من سرى است و آن این است :

كه من در ایام شباب مشغول دزدى و راهزنى بودم . روزى تاجرى را بى رفیق در بیابان دیدم . به سوى او روان شدم و اموالش را گرفتم خواستم او را به قتل برسانم . هر چه الحاح نمود كه من از قتل او بگذرم سودى نكرد.
در این اثنا چشمش به دو كبك افتاد كه بالاى تلى نشسته بودند. پس فریاد زد كه :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

   After the Holy Prophet performed his farewell pilgrimage, he reached a place , called Ghadir-e-Khom , which was on his way to Medina.
He ordered a halt , then he received the following revelation :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
O messenger, deliver what is sent down to you from your lord; if you do not, you will not have conveyed his message. allah protects you from the people. allah does not guide the nation, the unbelievers.(1)

   Receiving this command , he resolved to make the announcement without delay. He , therefore , made a halt at the place , where a pulpit was erected by the saddles of camels.

   Then Bilal Habashi ( Ethiopian ) called to the people and they clustered round the pulpit , the Prophet stepped up and Ali was on his right.

   Ali,s turban was black with its end hanging over both of his shoulders.
   First the Holy Prophet praised God , then he addressed the multitudes thus: , " You believe that there is no god but One God , that Muhammad is His Apostle and Prophet , that paradise and hell are truths , that death and Resurrection are certain. " They all answered , " We believe these things. " He intormed them that he was called to meet his Lord soon , then said , " I leave among you two grand things.

   Each of them surpasses the other in its grandeur. God,s Book ( the Holy Quran ) and my progeny , the family of mine.


..... Continue


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نگاه به تاریخ اسلام:پیامبر مانند حاکمان نبود که در کاخ خود بنشیند و از حال مردم بی خبر باشد او حتی از حال دشمن با خبر بود و رحمتش شامل حال آنها هم می شد:
محمد (ص)
 بعد از جنگ بدر، چند اسیر مانده بودند از قریش کسی نیامد که غرامت آنها را بدهد و آزادشان کند پیامبر که در میان مردم همیشه حضور داشت از یکی از آنها تعهد گرفت که بعد از آزاد شدن و رسیدن به مکه ، غرامت خود را بفرستد ، و دومی که مرد عیالمند و فقیر بود، نمی توانست پولی تهیه کند و با پرداخت آن خودرا آزاد کند، به پیامبر عرض كرد: یا رسول الله تو خود میدانى كه من مردى عیالمند و فقیر هستم و دسترسى بپولى ندارم كه بدان وسیله خود را آزاد كنم، اكنون بر من منت بگذار و از این گرفتارى نجاتم بده! پیامبر از او پیمان گرفت كه از آن پس بر ضد او اقدامى نكند و بدین ترتیب او را رها كردند.
از : وبلاگ نگاه به تاریخ اسلام
(سید محمد حسین مركبی)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

برف می بارد؛
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ.
کوه ها خاموش،
دره ها دلتنگ؛
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ ...
 ساری , گاهنوشته های محمود زارع(آری آری زندگی زیباست)

بر نمی شد گر ز بام خانه ها دودی،
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد،
رد پاها گر نمی افتاد روی جاده ها لغزان،
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفته ی دم سرد؟
آنک، آنک کلبه ای روشن،
روی تپه، رو به روی من ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... جهت اطلاع برادر بیغرضم آقای عبدارحمن ... میر ابوالقاسم فندرسکی در جریان سیاحت خود به هندوستان رسید. گفته اند پادشاه آنجا درخواست ملاقات سیّد نمود ولی سید بدلیل آنکه پادشاه آنجا سنّّی بود نپذیرفت. ولی پادشاه بر ملاقات اصرار داشت ؛ سید نیز بشرطی که در ملاقات درباره مذهب گفتگو نشود پذیرفت!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

وقتی ملاقات عادی تمام شد پادشاه گفت هر چند که قرار بر این شده بود که از مذهب صحبت نشود ولی یک سوال درباره معاویه میکنم و تمام .

گفت شما چرا سبّ معاویه را روا میدانید؟!

سید گفت جواب این را بعد از سوالی که از پادشاه دارم معلوم میشود و پادشاه هم که قصدش کشف حقیقت بود قبول کرد .

سید پرسید فرض کنیم مولا علی (ع) و معاویه که اراده قتال داشتند تو آنجا بودی و هر یک از آندو از تو درخواست میکردند که برای شرکت در جنگ , تو امر کدامیک را اطاعت میکردی ؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سیر تحول وسعت جغرافیائی ایران در تاریخ و حکومتها

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
چقدر بعضی از حاکمیت ها ضعیف بودند بخصوص قاجار !!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه پنجم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... بهتر است یک نمونه دیگر هم از اینکه بیشتر متوجه بشویم چگونه معانی آیات میتوانند ظاهری و هم باطنی باشند را مطرح کنیم .
توجه بفرمایید که مثلا در سوره مبارک حج آیه ای داریم که در آن آمده است :
« ثم لیغضوا تفثهم »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

معنی ظاهر آیه 29 سوره حج آنست که « سپس باید آلودگی خود را بزدائید »
اما در معنای باطنی آن مطمئن شدید دیگر که سخنی دیگر مورد نظر میتواند باشد که حالا لازم نیست خیلی دور هم از معنای ظاهری آن باشد ... ولی بجای اینکه خودمان با اطلاع اندک خویش نظراتی غیر وارد را احیانا بگوئیم بهتره ببینیم که خود مفسرین و مبینین منصوب و ماذون الهی در این باره چه فرمودند ؟!...

... نقل نخست از ذریح محاربی است که مرحوم شیخ صدوق و مرحوم کلینی طی روایتی از عبدالله بن سنان آنرا نقل نموده که گفت از امام صادق (ع) درباره این آیه یعنی همان ثم لیغضوا تفثهم و مراد آن سوال و پرسش کردم که در پاسخم امام (ع) فرمود :
" مراد از این آیه دیدار امام است "
 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مستوجب دو آتش ؛ روایتی تاریخی از یکی از ناصبی های ملعون    ساری گاهنوشتهای محمود زارع
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:سید جزایری در مجلد ثانی زهرالربیع مینویسد : شنیدم از کسی که باو وثوق و اطمینان دارم که چون سلطان سلیمان که از سلاطین آل عثمان و احداث کننده نهر حسینیه است که از شط فرات جدا میشود و در کربلای معلًی می آید , این سلطان بزیارت مولی الموحدین فاروق اعظم و صدیق اکبر و امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام مشرف میشد .

در نجف نزدیکی مشهد شریف علوی ,  از اسب پیاده شد و قصد نمود که محض احترام و تجلیل آنحضرت تا قبًه منوًره را پیاده رود. 
قاضی عسکر که مفتی جماعت هم بود , در این سفر با سلطان همراه بود ؛ چون از اراده سلطان باخبر گشت با حالت غضب بحضور سلطان آمده و گفت: " تو سلطان زنده هستی و علی بن ابیطالب(ع) مرده است ! پس تو چگونه از جهت درک زیارت او پیاده رفتن را عزم کرده ای ؟! " مقصود از این سخن این قاضی (نجس) همان عناد و عداوت او بحضرت شاه ولایت سلام الله علیه بود .

پس در این خصوص سلطان با قاضی در این باب مکالماتی چند نمودند تا آنکه
قاضی نجس و نحس گفت : اگر سلطان در گفته من که در پیاده رفتنش باشد تا قبٌه منوره که صلاح نیست و موجب کسر شآن و جلال ایشان است تردیدی دارد , بقرآن شریف تفآل جوید تا حقیقت امر مکشوف گردد!
سلطان گفته او را قبول نمود و قرآن مجید را در دست گرفته تفآلا آنرا باز نمود , این آیه در اول صفحه ظاهر بود :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:زنی پسرش به سفر دوری رفته بود و ماهها بود که از او خبری نداشت. بنابراین زن دعا میکرد که او سالم به خانه بازگردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره میگذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا میگذشت نان را بردارد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع (مکافات اعمال)
هر روز مردی گوژپشت از آنجا میگذشت و نان را بر میداشت و به جای آنکه از او تشکر کند میگفت:
« کار پلیدی که بکنید با شما میماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما بازمیگردد. »

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته های مرد گوژپشت ناراحت و رنجیده شد. او به خود گفت: او نه تنها تشکر نمیکند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان میآورد. نمیدانم منظورش چیست؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

اصحاب مباهله پنج + یک (فخر جبرئیل بعضویت در اهل البیت)
فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ ﴿61﴾
پس هر كه در این [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیك و شما خویشان نزدیك خود را فرا خوانیم سپس مباهله كنیم و لعنت‏ خدا را بر دروغگویان قرار دهیم (61)
مباهله

اى مهتر! این بیگانگان با نهاد خراب، و جهل بى اندازه، و عقل مدخول، ایشان را چه سیرى كند این آیت اعتبار و قیاس كه برایشان خواندى از راه اعجاز؟ این آیت مباهلة بر ایشان خوان، و پس بر ایشان قهر و سیاست ما گوش دار.

مصطفى (ص) گفت: آتش آمده بر هوا ایستاده اگر ایشان مباهلت كردندى در همه روى زمین از ایشان یكى نماندى.
و اصحاب مباهله پنج تن بودند
مصطفى (ص) و زهرا (ع) و مرتضى (ع) و حسن (ع) و حسین (ع)
آن ساعت كه بصحرا شدند رسول ایشان را با پناه خود گرفت، و گلیم بر ایشان پوشانید، و گفت :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گویا تا دیگران نگفتند كه چكاره ایم و چه داریم ؛ باورمان نمیشود!!!   
  چرا باید نسبت به مفاخر علمی و ادبی و فرهنگی ایران اینهمه بی توجهی شود؟!!
     بنام آنکه فرمود ... فتبارک الله احسن الخالقین...
دیگران باید بما بگویند که ؛ " چه داریم " ؟!!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مدتی قبل که مطلبی تحت عنوان « زندگی بی تناسب با فهم » را نوشته بودم , و در آن نوشته بود که از چشمه سار زلال مکتب مولانا قطراتی را چشیده بودم ؛ خوشبختانه در ادامه نظراتی که بعضی از آشنایان مطرح فرمودند ؛ اینبار یکی از اینان بمن فرمود: فلانی! با شعر که نمیتوان زندگی کرد! نمیتوان دیندار شد و... ! در آن محفل ایستاده نتوانستم چیزی برایش بگویم و حداقل از محبتی که ابراز داشتند , تقدیری بعمل آورم. بقول امروزیها ؛ جو متناسب نبود. از طرفی او فرموده بود و گذر کرد... اما در اینجا غنیمتی شد تا در این باره توضیحاتی را عرض کنم. لذا بی مقدمه و ضمن تقدیر از تمام عزیزانی که این بنده را مورد لطف خویش قرار داده و آنقدر ما را قابل دانسته که مطالب ما را بخوانند و نظراتی را مطرح و ایضا نصایحی از سر شفقت و دلسوزی برای دین و دنیای ما بفرمایند؛ میرویم سر اصل مطلب , که « چرا مولوی ؟! »

از جهات عدیده ای مولوی برای ما اهمیت دارد : نخست آنکه ایرانی است و باعث افتخار ما ایرانیان. این موضوع را در شرایطی میگویم که گویندگان و نویسندگان ترکیه , صرفا بدلایلی مجهول و خودبافته با تلاش و حرص و ولع خاصی او را از اهالی ترکیه میخوانند و عجب آنکه کمتر حساسیتی از جانب اهالی ادب و فرهنگ ما در باره این موضوع , مصروف میشود تا این خلیج ؛ که چه عرض کنم ؛ بل دریای معرفت همیشه ایرانی را در نقشه تاریخ ادب و فرهنگ ؛ خلیج ترک , معرفی نکنند!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بنام خداوند ازلی و ابدی
 محمود زارع
مازندران . ساری . سوربن


کوروش و خلاصه جریان جنگها و توسعه قلمرو ایران 

در تاریخ ایران چند نام و نیز چند واژه از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار شده است . در تاریخ مدون ایران کهن اولین این نامها و واژه ها ؛ کوروش ؛ داریوش و در ادامه به اسامی دیگری مانند رستم و ........ میرسیم .

درباره کوروش ( پسر کمبوجیه ) و افتخار ایران و ایرانی ؛ گفته شده است که وی در جوانی در اندیشه آن بود تا پارسیان که آنموقع قومی متفرق بوده اند را متشکل و متحد نماید. بویژه در فکر جنگ بر علیه پادشاهی بنام آستیاگ در راه عملی نمودن اتحاد قوم پارس تلاش وافری نمود.

همانند اغلب پادشاهان ، آستیاگ نیز در داخل خویشاوندان و نزدیکان خویش ناراضیان و دشمنانی را داشت و کوروش با استفاده از انگیزه دشمنی فردی موثر بنام هارپاک که از خویشاوندان و نیز از جمله درباریان آستیاگ بود کمکهای زیادی را دریافت کرده تا بالاخره آستیاگ با گذشت سی و پنج (35) از عمر پادشاهی دچار شکست شده و باسیری کوروش درآمد.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... پس آن گاه، چنین وحی‌ام فرستاد: بسم الله الرحمن الرحیم « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ ـ فی علی ـ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » [ به نام خداوند همه مهرِ مهرپرور. ای فرستاده ما! آن چه از سوی پروردگارت ـ در باره علی علیه السلام ـ بر تو وحی شد، ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوند را به انجام نرسانده‌ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می‌دارد].
خطبه غدیر

هان ای مردمان! آن چه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن كوتاهی نكرده‌ام و اکنون سبب نزول آیه را بر شما بیان می‌كنم:
همانا جبرئیل، سه مرتبه بر من فرود آمد و مرا از سوی سلام، پروردگارم كه تنها اوست سلام، فرمانی آورد كه در این مكان برپای ایستم و به هر سفید و سیاهی اعلام كنم كه علی بن ابی طالب، برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من است که جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیكن پیامبری پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول خدا، صاحب اختیارتان است.


پروردگارم در این باره، آیه‌ای از کتاب خویش بر من نازل فرموده كه: « إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ راکعون »[1]
[ همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمان‌ آورندگانی هستند كه نماز به پا می‌دارند و در حال ركوع زكات می‌پردازند] و هر آینه علی‌ بن ابی طالب علیه السلام است که نماز به پا داشته و در ركوع، زكات پرداخته و پیوسته جویای خدای عز و جل است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سالم حنفى میگوید: على علیه السلام در مکان وسیعى در بین صد نفر گفتگو میکرد. بعد از آن دو مرتبه فرمود:
امام علی مظلومترین صحابی رسول (ص)

قسم بخداى آسمان و زمین که دوست من رسول خدا صلى الله علیه وآله بمن خبر داد که بعد از آنحضرت این امت با من بیوفائى میکنند و این موضوع حتما عملى خواهد شد و کسیکه افترا ببندد بیچاره میشود.

انس بن مالک گوید: من و رسول خدا صلى الله علیه وآله با على علیه السلام در یکى از حیاط هاى مدینه بودیم، موقعیکه عبور ما بباغى افتاد على علیه السلام گفت: یا نبى الله (صلى الله علیه وآله) این باغ عجب منظره زیبائى دارد،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:... برای بسیاری از جوانان و حتی بزرگترها همواره این سوال بود و برای اغلب افراد چنین پرسشی هم حتما پیش آمد که نسل بشر بعد از ازدواج آدم و حوا چگونه تداوم پیدا کرد ؟!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در متونی متاسفانه بدون منظورداشتن اصول احکام الهی از پیش خود مطالبی را بافته اند که مثلا حوا در دو بار زایمان دو قلو بهمراه هابیل دختری بنان اقلیما زائید و در زایمان دوم قابیل و خواهرش را بدنیا آورد و اینها بعدا ضربدری با هم ازدواج کرده اند و نسل بشر ادامه یافت , درصورتی که در چنین فرضی حلال بودن نسل بشر را که از لوازم احکام قطعیه الهیه میباشد زیر سوال میرود. ما هم طی مطلبی قبلا نه بقصد تمسخر ولی برای سبک بودن چنین نظریه ای سالهای پیش مطلبی را با سبک و سیاق خاصی نوشته بودیم که در اینجا میتوانید مطالعه بفرمایید.
ولی آنچه که در روایات اهل بیت علیه السلام بما رسیده کیفیت ادامه نسل بشر بشکل دیگری بیان شده که در یک مورد به سند زیر توجه فرمایید :

... سپس امام (حضرت ابوعبدالله)علیه السلام پرداختند به بیان کیقیت پیدایش نسل از جناب آدم علیه السلام و تکثیرش از ذریه آنحضرت و فرمودند :

برای آدم هفتاد پشت متولد شده که در هر پشتی یک پسر و یک دختر بود تا وقتیکه هابیل بدست قابیل کشته شد پس از وقوع این حادثه آدم سخت به جزع آمد و از فراغ هابیل بسیار گریست بطوری که تا پانصد سال توان تماس گرفتن ... با حوا را نداشت (بعضی ها تا سالهای بسیار کمتری هم نوشتند )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

   Walid Ibn Moghairah, the uncle of Abu Jahl, was one of the judges of the Arabs. The people brought their complaints to him. He had ten slaves, each of them, he had given ten dinars to trade. He had enormous wealth. One day , he was asked, " What is that which Muhammad (S.) says? Is it magic !? divination ! or oration ? " He answered, " Let me go and hear what he says. "

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

   Then he came to Muhammad (S.) , who was sitting in the Sacred Mosque , and said, " O Muhammad ! Recite your poems to me. "
   The Holy Prophet said, " They are not poems; they are the words of God, which He sends down by His prophets and messengers. Then the Holy Prophet recited some verses from the Holy Koran. He started with, " In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful."
   When Walid heard the word " AR-RAHMAN (1) " which means , the Beneficent , he said mockingly , " Do you read in the name of the , Rahman , who is ( living ) in Yamamah ? " (2)
   The Holy Prophet answered, " I read in the name of God, who is Beneficent and Merciful.
   Then the Holy Prophet recited some verses from the Holy Koran. On hearing these verses, Moghairah,s body trembled, and his every hair stood on its end (3) , then he rose, went to his house and never again joined the society of the Quraish.


..... Continue


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مناظره با ابوحنیفه درباره افضلیت مولا علی (ع)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:در یکی از منابع قدیمی خواندم ( البته عین املای آن متن بشرح جزئیات در خاطرم نیست اما اصل ماجرا در باطنم باقیست که آنرا برای شما نقل میکنم و آن حجت قاطعی بود که ...  زمانی از یکی از امامیه ( شیعیان اثنی عشری ) شنیدم که گفت با فضل بن حسن در سفری همراه بودیم . بمکانی رسیدیم که ابوحنیفه در آنجا برای تعدادی از افراد خویش بعنوان درس سخنانی میگفت.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
فضل بن حسن گفت من از اینجا به بعد ادامه نمی دهم و نمیروم تا ابوحنیفه را ملزم کنم که در عقائد خویش بخصوص در ترجیح بوبکر و عمر بر امیرالمومنین علی علیه السلام نه تنها اشتباه میکند بلکه از روی لجاجت باطنی است که ... چنین ترجیحی قائل است ولی برای ورود به بحث با وی مجبورم حیله ای بیاندیشم چون وی اگر پی ببرد که من محب مولا علی هستم از بحث با من سرباز میزند و خواهد ترسید. برای همین خویش را بدوا بیطرف نشان داده تا بلکه موفق به مذاکره شده و وی را ملزم کنم.
آن همراه فضل که خویش از امامیه بود باو گفت میگویند بوحنیفه از علماء میباشد شاید نتوانی وی را ملزم کنی !

فضل گفت : هرگز حجت کسی بر حجت مومنان غالب نشود !

بعد با هم نزد بوحنیفه رفتند فضل درخواست کرد که سوالی دارد که پاسخ آن از سوی بوحنیفه بتواند تا برادر رافضی ! خویش را با آن قانع کند. بوحنیفه پذیرفت .

فضل گفت: مرا برادری هست که از من بسال بزرگتر و رافضی است , هر چه باو می گویم که بعد از حضرت رسول (ص) فاضلترین مردم بوبکرست , او نمی پذیرد و میگوید که مولا علی (ع) اقرب به نبی (ص) و افضلترین میباشد. حال به چه طریقی او را باعتقاد خویش ملزم کنم ؟!

بوحنیفه گفت : به برادرت بگوی که ابوبکر و عمر در زمانی که  کفار و مشرکین بجنگ مسلمین می آمدند نزد رسول الله (ص) می نشستند و علی (ع) در دور ( دورتر از پیامبر"ص") مشغول جهاد و دفع کفار و مشرکین بود و این دلالت بر افضلیت آنها میکند که به پیامبر نزدیکتر بودند !

فضل گفت : این استدلال و سخن مشابه این را با برادرم قبلا گفتم ولی او در پاسخ من گفته بود « پروردگار تبارک و تعالی میفرماید فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما ؛ یعنی خدا مزد و اجر و افضلیت داد جهاد کنندگان را بر نشستگان ؛ پس بموجب این آیه افضلیت مولا علی (ع) بر عمر و بوبکر صراحت دارد » !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در زمان پیشین یکی از روحانیون بنام از نجف اشرف بایران آمده بود, و مورد احترام زمامداران شیخ نجفی شکست خمخانه ی میوقت نیز قرار گرفت.

آن مرد محترم از این موقعیت استفاده کرده و در بین راه هر کجا شرابخانه ای می دید دستور میداد که ظرفهای شراب را بشکنند و بساطشان در هم بریزند.
 
یکی از میگساران وقتی وضع آنطور دید رباعی ذیل را گفت :

شیخ نجفی شکست خمخانه ی می
گردید بساط عیش ما یکــسره طـی
گر بهــر خدا شکست , پس وای بمـا
ور بهر ریاء شکست , پس وای به وی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

https://telegram.me/zaresari
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:آهنگ بسیار دلنشین با متنی متین و اصیل  بنام " ننجان " که در ستایش از شان و مقام مادربزرگ و تقدیر از زحمات بیدریغ آنان توسط یکی از هنرمندان این خطه با آوایی خوش خوانده شده است که قطعا اغلب شما مخاطبین با شنیدن این نوا آنرا خواهید پسندید بخصوص اگر رگ و ریشه روستایی و بخصوص ییلاقی داشته باشید !

ننجان ( ننه جان )

متنی که در خوانش آمده با اصل خود ابیات شعری که شاعر محترم جناب آقای
احمد غفاری سروده کمی تفاوت دارد که یحتمل ضرورت صوتی خواننده اثر بجهت وزنی مختصر تغییری لامحاله می نمود ولی ما در این پست بدوا خود متن خوانش و بدنبال آن متن کامل سروده شاعر را نقل میکنیم .


دانلود در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بخشهایی از سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان، در سالگرد ولادت پیامبر  (صلی الله علیه و آله و سلم) :

محمد (ص) در نگاه سید حسن نصرالله

... ایمان و اعتقاد ماست که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رسول بزرگ خدا و نبی ارزشمند اوست. خاتم پیامبران است و سرور فرستادگان. و قطعا برترین آفریده‌ی خدا، اوست. به این ایمان داریم و در دنیا و آخرت بر آن می‌مانیم.

از بزرگترین ویژگی‌های رسول آن است که ایشان فرستاده‌ای جهانی‌ ست. پیامبر همه‌ی مردم است نه پیامبر قومی، جدا از دیگر اقوام؛ نه برای اهل زبانی، جدا از اهالی دیگر زبان‌ها یعنی او  سوا از عجمان، رسول عرب نیست. او رسول همه‌ی زمان‌ها و همه‌ی مکان‌هاست. تا برپایی قیامت، نبوت و رسالت و شریعت او در طول بشریت و زمان ادامه دارد. و هیچ نبی و هیچ رسولی بعد او نیست و رسالت او کامل‌ترین رسالت و پایان دهنده رسالت‌هاست. هیچ شریعتی، شریعت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را منسوخ نمی‌کند پس، حلال محمد تا روز قیامت حلال است و حرامش، تا روز قیامت حرام.

خداوند تعالی می‌فرماید :«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ- و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. [سوره‌ی انبیاء، آیه ۱۰۷]» بدون هیچ قید و مرزی؛
و نیز می‌فرماید:«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ- و ما تو را برای همه مردم جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم، ولی بیشتر مردم [به این واقعیت] معرفت و آگاهی ندارند. [سوره‌ی سبا، آیه‌ی ۳۴]».


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مولا علی (ع) فرمود :
شرف و فضیلت آدمی به همت های بلند و اراده های نیرومند است نه به استخوانهای پوسیده و اجساد متلاشی شده درگذشتگان.
مولا علی (ع)

در ایام جاهلیت در روزگار قبل از اسلام، مردم بیخرد به آباء و اجداد خود افتخار می نمودند و به جای آنكه به علم و دانش و به سعی و كوشش خویش تكیه كنند، به پدران مرده و اجداد درگذشته خود تكیه میكردند و آنها را پایه های اساسی افتخارات خود قرار میدادند، پیشوای گرامی اسلام در تعالیم عالیه خود با این روش غلط كه عامل بزرگ بدبختی جامعه بود به شدت مبارزه كرد و با كوششهای پیگیر خود مردم را از مسیر نادرست اتكا به غیر برگرداند و به راه سعادت بخش اعتماد به نفس سوق داد. اسلام صریحاً به همه مردم خاطر نشان نمود كه افتخار هر انسانی وابسته به اراده شخصی و همت عالی خود اوست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها