تبلیغات
چشم به راه - مطالب تاریخ

چشم به راه

حضرت على (علیه السلام) فرمودند:ان فاطمة بنت رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) لم تزل مظلومة من حقها ممنوعة و عن میراثها مدفوعة لم تحفظ فیها وصیة رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) و لا روعى فیها حقه و لا حق الله عزوجل و کفى بالله خاکما و من الظالمین منتقما.
فاطمه

فاطمه دختر پیامبر همواره مظلوم بود و از حق خود و ارث پدر محروم  گردید و درباره او به توصیه پیامبر عمل نشد و حق پیامبر و خداى بزرگ نسبت به فاطمه مراعات نشد و خدا به عنوان داور و انتقام گیرنده از ستمگران کافى است.(*)

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...« وقتی پیامبر اسلام می‌گوید فاطمه یکی از چهار زن بزرگ جهان است، وقتی که در برابر همه رنجها و پریشانی‌ها و همه غمهای زندگی فاطمه، پیغمبر به او تسلی می‌دهد که « نمی‏خواهی بانوی همه زنان جهان باشی؟» اینها تعارف نیست که یک مرد به دخترش می‌گوید! پیغمبر چنین تعارفها را ندارد!...

 وقتی می‌گوید تو می توانی بانوی همه زنان جهان باشی، به معنای این نیست که تعارف کرده باشد و هم به معنای آن نیست که برای پیروان خود یک بت ساخته باشد که فقط او را بپرستند و یک معبود که ستایشش کنند و یک ممدوح که فقط مدحش را بگویند و یا یک قربانی که فقط عزاداری کنند؛ بلکه به عنوان یک سرمشق او را بشناسند و از روی زندگی‌اش درس بیاموزند و عمل کنند. این به معنای « سیده‌ زنان عالم » است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
فاطمه زهرا (علیه السلام) به آن جهت ((محدثه)) نام گرفت که ملائکه از آسمان فرود مى آمد و او را صدا مى زد همانگونه که مریم (علیه السلام) را ندا مى داد و مى گفت: (( اى فاطمه، خدا تو را برگزید و پاکیزه ساخت و بر همه زنان عالم برترى داد. اى فاطمه همواره خدا را عبادت کن و براى او سجده نما و همراه با رکوع کنندگان به درگاه او رکوع کن )). او با فرشتگان سخن مى گفت و آنان نیز با او سخن مى گفتند.
فاطمه (س)

انما سمیت فاطمة (سلام الله علیها) محدثة لان الملائکة کانت تهبط من السمأ فتنادیها کما تنادى مریم بنت عمران فتقول: یا فاطمة ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک على نسأ العالمین یا فاطمة اقنتى لربک و اسجدى و ارکعى مع الراکعین فتحدثهم و یحدثونها.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شهید
از مــلاقات رخت شــاید کــه مانــد بعــد ازین
سرخ رو همچون شفق تا صبح محشر آینه


گــرچه دودش بر نمی‌آید ز سوز عشق تو
آتش اندر سینه دارد همچو مجمر آینـــه


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مدت هفت سال , روز و شب با دعا از خدا مسئلت میکرد که روزی حلال بدون مشقت باو عطا کند . پس از آن دعا و ناله و افغانها , سحرگاهی گاوی درون خانه ام قدم گذارد , دیدگانم خیره گشت نه برای زاد و توشه ای که بدستم آمد بلکه بشادی آنکه نیایش و زاری ام مقبول درگاه الهی گشته است.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

من گاو را کشتم نه برای آنکه گوشتش را بخورم بلکه بشکرانه استجابت دعا و توجه خداوندی که درباره ام عنایت فرموده بود بجا بیاورم .
صاحب گاو وارد منزل شخص گاوکش میشود و ادعای خسارت میکند . مردم جمع میشوند و از او طرفداری میکنند و داوری بحضرت داوود میبرند.
حضرت داوود نیز نظر آنها را تایید میکند و مرد گاوکش دلش بدرد می آید و گریه سر می دهد .

حضرت داوود یکروز مهلت می طلبد و در خلوت با خداوند برای حل این مشکل به راز و نیاز می پردازد . از همان دوران حق و حقوق مردم برای انبیاء هم مهم بوده و بسادگی نه آدم میکشتند و نه حقوق آنها را تضییع میکردن و این را گناه عظیم میدانستند که خدا را بخشم می آورد . بخدا خیلی بد و ناشایست هست که درباره مردم و حق و حقوقشان کم توجهی برود که گناه عظیمی در بارگاه خداست بخصوص که این گناه از سوی کسانی باشد که قدرت دارند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چقدر شبیه دوره آخرالزمان است !!!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

پیامبر اکرم (ص) در روایتی دوران آخرالزمان را چنین توصیف می نمایند:
روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد.
سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد،
شخصیت های بزرگ در نزد آنها حیله گر خوانده می شوند و اشخاص حیله گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ما نیز مقصریم(بررسی اجمالی عقب ماندگی)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...این بدیهی است , یک قانون بدیهی و طبیعی است که جامعه ای خودنساخته نمیتواند و حق ندارد و نباید هم رشد کرده و روی رفاه را ببیند ... صرفنظر از علل و عوامل بیرونی ؛ عدم بررسی علتهای درونی یک واقعه یا جریان موجب واپسگرایی و نیز نادیده انگاری یکی از مهمترین مجراهای ضعف خواهد شد.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

طمع
به حفظ خود و نیز ترس از طرح ناشایستگی های درونی همواره ما را به نگاه یکسویه به بیرون هدایت کرده و با اگراندیسمان کردن نقش بیگانگانی که همیشه بیگانه بوده اند ؛ افراد و اجتماعات یک کشور را کانالیزه کرده و به بی توجهی یا کم توجهی به عاملی بنام " خود " و باور به خود و تا پذیرش نقش و کارکرد منفی خود , به بیراهه برده و خواهد برد...

اما آنچه که در این رهگذر مهم است انصاف در داوری و باصطلاح نیفتادن از آنسوی بام است . بررسی متعادل این جریان دوسویه عقب افتادگی ها میتواند رهگشای ما در دستیبابی به رهیافتی مطمئن تر در رشد و توسعه باشد ... تاکید بر بررسی عوامل درونی نباید تفسیری ناصواب از نادیده انگاری این عوامل و یا آنگونه که متمایلین به نظرگاههای چپ همواره میگویند که " تطهیر استعمار و استثمار " را در ما برانگیزاند! یا باعث برآشفته شدن تندروهایی در داخل شود که احیانا ما را متهم به دفاع از عملکرد تاریخی دشمنان بویژه دشمنان غربی نمایند! ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع: ... در تاریخ مشاهیر ما بخصوص در اغلب زمانه هایی که خلفای جور بر سرزمین های اسلامی حاکمیت داشتند میتوان تقیه فراگیری را مشاهده کرد و آن گروه و اشخاصی که هم کمتر مراعات آنرا میکردند قطعا با سعایت علمای عامه بمسلخ برده میشدند.اما ادیبان و رندان عرصه ادب و فرهنگ گاه در بین آثار خویش نکاتی را گنجانده اند که حکایت از زیرکی و در عین حال محبت شدید آنان به اهل بیت پاک رسول و بخصوص مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام میباشد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در این بین مساله غصب خلافت رسول را نمیتوانستند در ته قلب و باطن خویش بپذیرند هر چند که مجبور بودند ظاهر آنچه را که از امویان و بعدها عباسیان رسیده است بجهت حفظ جان خویش مستقیما و بصراحت منکر نشوند.

تحت آن شرائط بویژه اگر از شهرتی هم برخوردار بودی اصلا نمیتوانستی تاریخ اتفاقات بعد از رسول مکرم اسلام را آنطوری که خلفای اموی در طی قرن ها نگاشته اند باز گویی نکنی و در عین حال سر سالم بقبر ببری ... مگر اندک چهره هایی که از بس کم هستند اصلا نمیشود بحسابشان آورد!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یک صحنه از زندگی صحابی مخلص حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) یعنی ابوذر غفاری :
ابوذر

عثمان، ابوذر رضی الله عنه را به شام (محل امارت معاویه) تبعید کرد تا از اعتراض ها و انتقادهای او در امان بماند، اما او در شام نیز ساکت نماند و به رفتار شاهانه معاویه (امیر شام و کارگزار دولت عثمان) اعتراض می کرد.

معاویه ابتدا برای ساکت کردن ابوذر مقدار سیصد دینار پول برایش فرستاد، ولی او پس از سوال و جواب کردن با فرستاده معاویه و این که اگر حقوق سالیانه من است، می پذیرم و اگر صله و هدیه است مرا به آن نیازی نیست و سرانجام دینارها را پس داد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چرا ائمه ما دوازده نفرند ؟!

ائمه اثنی عشر

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:دلیل انحصار عدد ائمه هدی (ع) به دوازده برای بسیاری همیشه جای سوال بوده و وجوه و روایاتی چند هم در این باره ذکر شده است .
در مجالس المومنین هم در این باره وجوهی ذکر شده است که ما از وجوه ذکر شده در آن سند توضیحی تنظیم کرده و بشرح زیر طرح مینمائیم :

نخست ذکر شد که چون اسلام مبنی است بر شهادتین ( یعنی شهادت بوحدانیت خداوند و همچنین گواهی به رسالت خاتم النبیین ) و از طرفی چون هریک از این دو اصل یا دو شهادت از دوازده حرف ترکیب یافته است ( یعنی لا اله الا الله ؛ و محمد رسول الله ؛ که هر کدام از دوازده حرف تشکیل شده است) , لذا " امام " که در حقیقت از جهتی فلسفه وجودش حفظ و صیانیت از این دو اصل میباشد , بر اساس حکمت بالغه الهی مناسب بود که دوازده باشند و چنین شد که ائمه بعنوان خلفاء و اوصیای رسول ختمی مرتبت (ص) به دوازده تن انحصار یافته است .

دیگر وجهی که ذکر شد آنست که ؛ عدد نقبای بنی اسرائیل بنص کتاب , دوازده بود ( و براساس سنت غیر قابل تغییر الهی که در روایات صحیح هم داریم که امت پیامبر آخر همانند مردم انبیاء بنی اسرائیل بعد از پیامبر عمل خواهند کرد و ... ) لذا مشیت الهی بر آن قرار گرفت و سزاوار بود که عدد جمعی که نقابت و وصایت محمدی نمایند هم دوازده (12) باشد.

همچنین بیان شد که اسباط و امنای بنی اسرائیل ( فرزندان یعقوب ) دوازده بوده و مناسبت آن شد که ائمه هدا علیهم السلام که امنا و اسباط پیامبر ما هستند هم دوازده باشند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:وقتی کریم خان زند ناخوش شد طبیبی را حاضر کردند تا اورا معاینه نموده و دوا حاضر و تجویز نماید.طبیب پس از تشخیص مرض اسباب " اماله " ترتیب داد ! و اظهار داشت که حاکم باید اماله شوند !
خان با تغیر گفت چه کسی باید اماله شود ؟!!
طبیب ترسید که بگوید شما  لذا گفت : باید مرا اماله کنند تا شما خوب شوید
پس طبیب را اماله کردند و اتفاقاکریمخان بهبودی پیدا کرد . از آن تاریخ ببعد هر موقع کریمخان بیمار میشد آن طبیب را برای اماله طلب میکردند
ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:حضرت حافظ را علیرغم گسترش غزلیات ناب و لطیف و بی بدیلش هنوز در کشورش نیز نشناخته اند. چنانچه کمی اهل دقت و غور و تفحص باشی و از اهالی شعار و تظاهر و همچنین در بند کرنا و کرنش سیّاس های سیاست زده چند روی هزار پهلو و  اغلب بی ریشه در معارف نباشی ؛ بسهولت میتوانی به بعضی از زوایای عمیق آنهمه از لطیفه های لطف لسان الغیب ملت ما راه یابی . ما در اینجا در دو سه جلسه به بررسی بعضی از اشارات حضرت خواجه شیراز با بهره گیری از یکی دو منبع منجمله هفت شهر عشق میپردازیم تا بلکه دلهایی را دوباره معطوف به کنه و بخصوص لطف سخن لسان الغیب نمائیم ... 
ساری , گاهنوشته های محمود زارع (حافظ)

بحسن خلق توان کرد صید اهل نظر
بدام و دانه نگیرند مرغ دانا را


دام و دانه در ادبیات عرفانی از جهتی بمعنی زلف و خال است و خلاصه معنی بیت حافظ میتواند این باشد که :
دانشمند و عالم را به نیکویی سیرت و حسن خلق میتوان صید کرد نه بحسن صورت و ظاهر !

که عشق من ای خواجه بر خوی اوست
نه بر قد و بالای دلجوی اوست !


***
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
بیاد آر حریف باده پیما را


جایی دیدم که مدعی شده که در بعضی از نسخه ها « باد پیما » بدون " ها " نوشته و لذا « باد پیمودن » میشود که اشاره و کنایه ای است از افعال و اعمال بیهوده و بی منفعت دنیوی و اخروی ؛ و برای همین حالت هم بیت زیر را بعنوان شاهد , استشهاد آورده است.
***

عشقت رسد بفریاد گر خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت

آنهائیکه با ادبیات حافظ آشنا هستند در ابتدای بررسی محتوایی اشعار وی سئوالات بسیاری را پیدا کرده که در پی طرح و بالطبع پاسخ آن به موارد خاصی تاکید بیشتری دارند از جمله بیت چند پهلوی مشهور که میگوید :
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک و خطاپوشش باد !

و یا یکی دیگر درخصوص همین بیت " ز بر خواند قرآن و ... " از جهت دیگری که ما در یکی دو سطر توضیحی کوتاه را در این باره بشرح زیر طرح میکنیم.

در این باره لابد شنیده اید که قرآن دارای هفت (7) " قاری " مشهور است که مسلمانان را بر آنها اعتماد بسیار است .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای مالک ...خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودین , کسانی که بیچارگان اند از مساکین و نیازمندان و بینوایان و زمینگیران.
در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمی هستند، که در عین نیاز روی سؤال ندارند. خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و ازتو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگهداشت آن بکوش.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

برای اینان در بیت المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هرشهری، به آنان اختصاص ده. زیرا برای دورترینشان همان حقی است که نزدیکترینشان از آن برخوردارند.و از تو خواسته اند که حق همه را، اعم از دور و نزدیک، نیکو رعایت کنی.
سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا این بهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد. پس همت خود را از پرداختن به نیازهایشان دریغ مدار و به تکبر بر آنان چهره دژم منمای و کارهای کسانی را که به تو دست نتوانند یافت، خود، تفقد و بازجست نمای.

اینان مردمی هستند که در نظر دیگران بی مقدارند و مورد تحقیر رجال حکومت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...ای مالک ... از لجاج و اصرار در کاری که سررشته اش ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشن است، حذر نمای

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی است
یا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهاند.
زیرا بزودی آن را از تو میستانند و به دیگری میدهند.
زودا که حجاب از برابر دیدگانت برداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو میستانند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:در پارس نامه چنین آمده است :
پارس پسر پهلوبن سام بن نوح است پس آنچه در تصرف او بوده است آنرا پارس گفتند و در قدیم تمام ایران را پارس گفتندی و آن از رود جیحون تا آب فرات و از باب الابواب تا کنار عمان است و بمرور ایام هر ولایتی موسوم باسمی شد و پارس باستخر و نواحی و مضافات او مخصوص گشت و چون بفرس خراسان را مشرق گویند و آن ملک در مشرق استخر واقع شده خراسان نامیدند و اسپاهان و مضافات آن و سایر بلاد جیل بواسطه مناسبت آن و هوای عراق عرب بعراق عجم موسوم گشت از این است که سلمان را که از نواحی اصفهانست پارسی گویند .



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


   Omar - Ibn Rabia came to the Holy Prophet and said , " Describe the Resurrection for me ; when will it take place , how will it be , and what manner will it have ? "
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(WHO SHALL GATHER BONES!?)

   The Holy Prophet described it to him. At last he said , " O Muhammad ! Even if I see it ( Resurrection ) with my eyes , I will not believe you and will not believe in the Resurrection.

   Is it possible that God shall gather these bones? " Then the chapter of the Resurrection was revealed to Muhammad (S.). Here is some verses from it .

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ ﴿1﴾ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿2﴾ أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿3﴾ بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ ﴿4﴾ بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿5﴾
یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ ﴿6﴾ ...
سوره 75: القیامة (75 : 1 - 6 )


..... Continue


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

   The opposition leaders appealed to Abu Talib for several times to persuade Muhammad (s.) to give up his claims, but Abu Talib disregarded the appeal.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

   When they threatened strong actions against the clans under his leadership, Abu Talib spoke to Muhammad, who replied, " My uncle, even if they place the sun in my right hand and place the moon in my left hand, I die. Tears came into eyes of Muhammad who turned and went away.

   Abu Talib, who was moved by his determination, called him and said, " I swear by God that I will not quit supporting you and will not let them hurt you."


..... Continue


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

It has been repoted , in connection with the ways and manners of the Prophet, that he said, I shall not abondon five things till my death, viz ,
taking meals along with the slaves
sitting on the earth
milking the sheep with my own hands
wearing woolen clothed , and
saluting the children
so that it should become a general tradition after me

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

In the Battle Honain, the Holy Prophet was distributing among Moslems some pieces of silver, which were placed in the clothes of Bilal. A man said to the Prophet, `` O Prophet of God ! act according to justice! `` The Holy Prophet said,`` Woe to you! If I am not just, which person is just? If ever I file to act according to justice, verily I shall be penitent and a loser. ``
Omar was persent and said, `` Let me kill him, because he is a hypocrite `` The Holy Prophet said, `` I take refuge with God ; lest people say that I kill my fllowers``.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

When the Holy Prophet of Islam was divinely commanded to migrate to Yathrib ( Medina ) , he called Ali, disclosed his secret to him, gave him the people,s trusts to be returned to theirowners and then said, " I have to migrate , but you must lie in my bed. "

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

Ali sincerely obeyed the Holy Prophet and lay in his bed, thus devotedly exposing himself to the dangers which threatened the Holy Prophet of Islam. Ali,s self-sacrifice was so sincere and significant that God praised it in the Holy Koran. This verse was revealed about Immam Ali.
 قرآن کریم : و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد ( 2 - 207 )

And of mankind is he who would sell himself , seeking the pleasure of Allah , and Allah has compassion on ( His ) bondsmen. (2 - 207)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

Onc night the Holy Prophet to break his fast in the Quba Mosque , thus said, " Is there any food with which to break fast? " One of his companions brought a bowl of milk mixed with honey.
When the holy Prophet tasted it, he said, " It is two kinds of food, it is possible to become satisfied with one of them.
I won,t eat it , but I don,t forbid it for the people. "

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

One day , the Holy Prophet was in conversation with one of the great men of the Quraysh Tribe (his own tribe ) , in order to persuade him of the truth of Islam , a blind man , name Abdullah ibn OmmMaktum , came and asked a question concerning the faith The Holy Prophet was annoyed at the interruption , frowned and turned away the blind man. On this occasion , the chapter of Abasa , which means " He frowned " was revealed. Here is two verses from it

ساری , گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

The Explanation of the Sermon of Imam Sajjad (A.S.) in Damascus
http://mzare.mihanblog.com : In the foregoing pages we have reproduced the sermon delivered by Imam Sajjad in Damascus. Every word of that, sermon confirms the frankness, bravery and spiritual greatness I of the Imam and incidentally the value and necessity of such sermons and speeches delivered in the circumstances then prevailing become clear. It has also become evident that these sermons and addresses were not such that they should have been delivered as a consequence of sentiments, spiritual uneasiness and pressure of hardships.

Whatever the men and women of Ahlul Bayt said during the journey, which culminated in their martyrdom and captivity, and has been recorded in history, consists of speeches which were delivered, as and when it was appropriate and necessary, in accordance with a minute and properly chalked out plan. Just as Imam Husayn knew well as to what he was doing and where he was going and what the result of his activities would be, other members of the Holy Prophet's family also possessed perfect insight, and whenever they felt it necessary to speak they ignored all their mental sufferings and depressions, and revealed the realities in such away that it was no longer possible to tamper with them. It is, however, certain that at that time most of the people were not aware of the importance of their speeches and the depth of their object. Very often they thought about this very sermon of the fourth Imam that a bereaved person was crying and lamenting as his sentiments had been aroused and with the passage of time he would become calm and forget all that he was saying.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چاپلوسان قدر آدمای مستقل را بدانند

 ساری ( گاهنوشتهای محمود زارع) مرحوم مدرس یك روز به چند نفر از كسانی كه خود را نوكر جان نثار اعلیحضرت معرفی میكردند . گفته بود: دعا كنید من زنده باشم و با اربابتان مخالفت كنم . آنروز كه من از صحنه سیاست كنار روم دیگر كسی به شما اعتناء نخواهد كرد.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

     مرحوم مدرس راست میگفت. بعلت نیاز شاه به حامیان نوكر صفت در زمانی كه مخالف سرسختی مثل مدرس باشد . زیاد است. اصولا بدلیل همین رویكرد شاه ( و شاه كوچولوهای مدیر و معاون و رئیس در ادارات ) چاكران و نوكر صفتان . چاپلوسی كرده و تملق میكنند و شاه نیز به آنها میدان میدهد. چون چیزی ندارند كه باعث ترس شاه شود!!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هر مسئولی در این مملکت بخصوص بعد از مسئولیت, برای پاسخ روز رستاخیز باید آماده شود چرا که بایستی با هر مرد و زن مسلمانی به پیشگاه عدل خداوند پیش رود !

چنین حرفی را فضیل بن عیاض به کسی همچو هارون الرشید .... گفت , آن بدبخت بد عاقبت را هم حتی سخت بگریه انداخت تا جایی که مشاور هارون عباس گفت :
ای فضیل , بس کن , امیر را بکشتی .


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها