چشم به راه

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از بزرگی پرسیدند از بهترین عطایای خداوندی چیست ؟ گفت عقل
گفتند اگر عقل نباشد ؛ گفت ادب
گفتند اگر ادب نباشد گفت سکوت
گفتند اگر سکوت نباشد گفت رفیق صالحی داشته باشد که با وی مشورت کند
گفتند اگر این هم نباشد گفت مرگ تعجیلی که او را فورا اخذ کند !


ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خط سرنوشت

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:فقیر و غنی هر دو عضو اجتماع هستند.
سرباز از هر دو , دفاع میکند .
کشاورز برای هر سه , محصول تهیه میکند.
کارگر برای هر چهار , در تلاش است.
بیکار* و ولگرد , سربار و انگل هر پنج نفر میباشند.
بانکهای ربوی هر شش گروه را لخت و بدبخت میکند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:سالهای پیش جایی خوانده بودم که زمانی عارفی گوید که وقتی جمعی از دزدان قافله ما را غارت کرده بودند. مدتی گذشت و مشغول خوردن طعام شدند. در این میانه یکی از دزدان را دیدم که چیزی نمی خورد!

بنده من ! دری بگشا تا دری برگشایم

گفتم : چرا غذا نمیخوری ؟!
گفت : روزه دارم !
با تعجب پرسیدم که : جمع بین دزدی و روزه گرفتن عجیب است !
کمی درنگ کرد و گفت : این راه صلح است که من با خدای خود باز گذاشته و نبسته ام ؛ شاید روزی همین کارم سبب شود تا با آن کریم ارتباط و آشنایی دوباره پیدا کنم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

این 10 صفت حال خیلی ها را بهم میریزد نظر شما چیست؟
هزل رذل

(ناز) عاشق (بذل) ممسک (زهد) فاسق (هزل) رذل

عشوی معشوق بدشکل و نظربازی کور
صوت لحن بی اصولان بحث علم ابلهان
میهمانی ها بتقلید و گدایی ها بزور


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
1123) صنفان من الناس اذا صلحا صلح الناس، و اذا فسدا فسد الناس: العلماء، والامراء .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« دو صنف از امت من هستند که اگر آنها اصلاح شوند مردمان اصلاح می شوند، و اگر آنها فاسد باشند مردمان فاسد می شوند: آنها دانشمندان و زمامداران می باشند.» [1]

 پیامبر اکرم (ص) :
در آخرالزمان بلای سختی از ناحیه زمامداران به امت من وارد می شود، این بلا به قدری سخت می شود که نظیر آن هرگز شنیده نشده، و زمین را با این وسعت و گستردگی در نظر آنها تنگ می نماید، کسی از آنها پناهگاهی پیدا نمی کند که از ستم زمامداران به آنجا پناه ببرد، در چنین زمانی خداوند مردی را از عترت من بر می انگیزد


بعد از وجود اقدس حضرت احدیت، چه کسی راستگوتر از وجود مقدس حضرت ختمی مرتبت (ص) می باشد؟ و به راستی حق مطلب را ادا کرده، و ما امروز شاهد تباهی امت اسلامی، در اثر تباهی این دو صنف می باشیم.

1124) شرارالعلماء الدین یأتون الامراء، و خیارالامراء الدین یأتون العلماء .
« بدترین علما آنهایند که پیشانی به آستان زمامداران بسایند، و بهترین زمامداران آنهایند که به سوی علما بشتابند.» [2]

یکبار دیگر از پیشگاه رسول اکرم (ص) سئوال کردند:
بدترین مردم کیانند؟
فرمود :
1125) العلماء اذا فسدوا .
« علما هستند هنگامی که فاسد شوند [3]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: و موقعی بیدار میشویم ( آدم بیدار میشود ) كه باد سرد یا باران تگرگی قیامت ( بیدار شدن ) بوزد و بیدار شوند كه بفهمند كه ؛ عجیب خوابی بود!
قرآن
   
 اما مجازات چرا؟!  ... میفرمایند كه در خواب ؛ دروغ نمیتوان گفت. همانچیزی را میخواستی كه در رؤیا دیدی  و باقی ماجرا. تازه آنوقت میگویند كه تو لیاقت نداری كه زندگی غیر بهشتی داشته باشی ؛ برو عزیزم ، در همان بهشت كه در خواب تو بتو وعده داده بودیم.....

     همانگونه كه بچه ها از تاریكی می ترسند ؛ بزرگترها از مرگ می ترسند؛ چون مرگ را نمیدانند كه چی هست( است ) . تاریكی است ؛ چیزی را نمی بینند. آدمیزاده اگر در وسط یك اقیانوسی كه چهار جهت آن فقط آب باشد و آب و نشانی از خشكی نبیند و بیكرانگی اقیانوس را ببیند، میترسد همانگونه كه در تاریكی چون چیزی را نمی بیند و بیكرانگی محض را ادراك میكند، وحشت میكند.

     اگه مرگ بیداری است، كه  هست ، پس آنچه كه زندگی می نامیم ، خوابی بیش نیست.

     اگه ارزشت در آن است كه در آرزویش هستی و در خیالت ، رؤیایت و خواسته ات هست ؛ كه هست ، پس آنچه كه در این خواب گران ( زندگی دنیا ) می بینی ( بنام زندگی و... ) وزن شخصیتی توست و همان ترا لایق و سزاست كه میخواستی و در آرزویش بودی .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:« مردم خانه هایشان را همیشه تمیز نگه میدارند ... مردم در چیزهایی که بدان تعلق مالکیتی دارند با جان هم مایه میگذارند . در حفظ منابع آب , خاک , محیط زیست و ... چنین حسی عملا نه شعاری باید تقویت و نهادینه شود »
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
... روزی بر حسب تصادف خبرنگاری از من پرسید که :
« بنظر شما چرا مردم در خیابان , جنگل , پارکها و ... آشغال میریزند؟! یعنی بنظر شما علت اصلی چیست ؟»
گفتم : مردم در مکانی که مال خودشان است نه تنها آشغال نمی ریزند بلکه سعی وافری در تمیزی و نظافت آن هم دارند !
گفت : ولی این نظر شما با آنچه که واقع میشود مخالفه !
گفتم : خیر ! مخالف نیست !
کمی تعجب کرد و گفت : شما به همین گوشه کانیو کنار چهارراه نگاه کنید آت و آشغل زیادی ریخته شده در حالی که دو متر اونورتر سطل آشغال نصب شده ؟!
گفتم : بله آشغاال هست و بیشتر از آن هم !
گفت : خوب پس علت چیست؟!
گفتم : قبلا جواب دادم که مردم در مکانی که مال خودشان است آشغال نمی ریزند !
با لختی تامل گفت : یعنی شما میگویید که این مکانها مال مردم نیست ؟!
گفتم : هست !
خندید و گفت : مثل اینکه شما اهل  شوخی هستید !... پاسخهای شما متناقضه !
گفتم : گفتم شوخی نکردم ؛ شما متوجه نشدید من چه گفتم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:روزی جبرائیل بصورت شخصی نزد فرعون آمد و گفت سوالی دارم ؛ فرعون خواست که او بپرسد !
جبرئیل گفت : اگر بنده ای که خداوندی دارد منعم و بسیار و بی اندازه آن بنده را از این نعمات برخوردار کرده و مورد عنایت خویش قرار داد از جهات مختلف اعم از ملزومات و ملبوسات و اطعمه و اشربه و همچنین عزت و سلامتی و مکنت و دولت و حکومت ؛ حال آن بنده بعوض اینکه از این نعمات تشکر کند و از فرصتهای بدست آمده موجبات آسایش خلق را فراهم آرد و عدالت را برقرار سازد و ... - که هیچ نمیکند - تازه مدعی آقایی و مولایی و سزاواری است ؛ حال بنظر تو سزای این غلام قبلی و مدعی فعلی چیست و شما چه حکمی را درخصوص وی روا میدانید ؟!


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

فرعون گفت : بنظر من سزای او اینست که او را در دریا غرق کنند !
جبرئیل گفت : این حکم را بنویس !
فرعون بخط خودش  نوشت " بقول العباس الولید مصعب بن الریان " : جزاء العبد الخارج علی سیده ان یغرق فی البحر !
جبرئیل این نوشته را گرفت و رفت تا روزی که فرعون بعد از آن ماجرا در دریای نیل در حال غرق شدن بود این نوشته را بفرعون نشان داد و گفت ؛ این همان فتوایی است که تو خود داده ای !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

روزگاری افسرده بودم ...

کنون ... من هم بو برده ام ... رها شده ام اینک ...
ساری , گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...ناموزونی ها ، خنده آورند ... بهترین و موفق ترین فیلم های كمدی ، شاید آنانی باشند كه در دكور ، ساری,گاهنوشته های محمود زارعصحنه سازی، حركات هنرپیشه و متن فیلم و دیالوگها، ناهماهنگی ،عدم هارمونی بوضوح و در عین حال بطور غیر مستقیم و معنی داری ، مشخص باشد.
با این حساب شاید شما با دیدن این نوشته ها كلی بخندید... مثلا جایی خوانده بودم
اعرابی به حج رفت . در طواف , دستارش بربودند!
گفت: خدایا ! یك بار بخانه تو آمدم , فرمودی كه دستارم بربودند !
اگر بار دیگر مرا اینجا ببینی بفرمای تا دندانهایم بشكنند! یعنی دیگر نمی آیم.

یا اینکه میدانید که برای سالم ماندن از خطر در یك میدان تیراندازی - بعضیها - درست برو جلو و وسط سیبل هدف بنشین! چون هیچوقت تیری بهدف نخواهد خورد! ... سلامتت تضمین است زیرا علیرغم نشانه گیری هدف اغلب تیرها به اطراف میخورد نه به هدف !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 

مراحل ظهور تا افول داعش
خداوند را سنتی است و یکی از مهمترین سنت هایش همانست که مکر و حیله حیله گران را بخودشان برمیگرداند. دیر نیست روزی که این عقرب پای خودشان را هم خواهد گرفت !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:سالیانی پیش بزرگی بمن گفته بود که ملا محمدباقر مجلسی با ملا صالح مازندرانی با همدیگر عهد بستند که هریک از آنها را سابق بر دیگری مرگ رسد و وفات یابد , در عالم منام ( عالم خواب و رویا ) طرف دیگر را از آنچه که بر او در آن عالم گذشته باخبر سازد !
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(رضای الهی)

میدانیم که مجلسی پیش از ملاصالح مازندرانی فوت نمود . مدتی گذشت و بعد از یکسالی ملا صالح مازندرانی شبی مجلسی را در خواب دید .

نخست پرسید با اینکه با هم عهد بستیم ولی چرا تا کنون خویشتن را در خواب بمن ننمودی ؟!
مجلسی گفت : آنقدر وحشت و گرفتاری داشتم که میسرم نشد و فراغتی حاصل نکرده بودم !

بعد از وی پرسید که چه بر تو گذشت از زمانی که وفات نمودی ؟!
مجلسی گفت : مرا در مقام خطاب حضرت حق باز داشتند و خطاب آمد که چه آورده ای ؟! عرض نمودم که : الهی تو داناتری ! مجددا از من میزان حسنات و کارهای نیک را خواستند ! عرضکردم : عمر خود را در تالیف و تصنیف کتب احادیث و روایات و اخبار صرف کرده ام و در جمع احادیث و اخبار و تفسیر کتابها نوشته ام !


خطاب آمد : راست است اما آنها را مصدر باسماء سلاطین و حاکمان نمودی و از توصیف آنان و تعریف و تمجید مردم مبتهج و مسرور میشدی و از مذمت و انتقاد آنها دلگیر میشدی . لذا همان تعریف و توصیف و خشنودی حاکمان و تمجید مردم امروز و در اینجا اجر تست !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

انتقام پسر از قاتل پدر
روایت شده كه نبیى از انبیاء در كوهى عبادت مى كرد. در نزدیكى او چشمه آبى بود. سوارى از آنجا عبور نمود و از آن چشمه آب خورد و كیسه اى در آن هزار اشرفى داشت جا گذارد و رفت .
مکافات عمل
پس دیگرى آمد؛ كیسه را برداشت و برد. سپس مرد فقیرى كه پشته هیزمى در پشت داشت آمد. هیزم را بر زمین گذاشت . آب خورد و خوابید كه استراحت كند. سوار برگشت به طلب كیسه زر. آن را نیافت . با آن فقیر در آویخت و او را شكنجه و عذاب كرد. و فقیر را كشت .

پیغمبر عرض كرد:
یا الاهى ، این چه سرى است ؟! دیگرى كیسه را برد، و مسلط نمودى بر این فقیر ظالمى را تا او را كشت .

وحى به او شد كه :
مشغول عبادت خود باش . اطلاع بر اسرار سلطنت از شان تو نیست . این فقیر پدر سوار را كشته بود؛ او را متمكن بر قصاص نمودم . و پدر سوار هزار دینار از شخص برنده كیسه گرفته بود؛ به او رد كردم .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

https://telegram.me/zaresari
مرگ ، كیفر مردى كه دیگرى را به ستم كشتکبک
در كتاب (حیاه الحیوان ) از ابانصربن مروان حكایت نموده كه روزى كه یكى از روساى كردها در محضرش حاضر بود. پس غذا طلبید. چون سفره را گستردند، از جمله ما حضر دو كبك بود كه آنها را به سیخ كشیده و كباب نموده بودند.

چون چشم آن رئیس كرد بر آن دو كبك افتاد، بى اختیار خنده كرد. ابانصر از خنده بیجاى او سوال نمود.
گفت : در خنده من سرى است و آن این است :

كه من در ایام شباب مشغول دزدى و راهزنى بودم . روزى تاجرى را بى رفیق در بیابان دیدم . به سوى او روان شدم و اموالش را گرفتم خواستم او را به قتل برسانم . هر چه الحاح نمود كه من از قتل او بگذرم سودى نكرد.
در این اثنا چشمش به دو كبك افتاد كه بالاى تلى نشسته بودند. پس فریاد زد كه :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الف) وقتی به تلاش مندلیف که به حصول جدول تناوبی عناصر طبیعت رسید , فکر میکردم ؛ بذهنم رسید که آیا نمیتوان با مراجعه به کتاب زلال الهی روابطی را با همان دقت بین عناصر قرآنی پیدا و در جدولی پیشنهاد کرد تا دیگران نیز پی آن کار را بگیرند....
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

عناصری مانند تقوا , صداقت , یقین , ایمان , احسان و ... که وزن آنها , خصوصیات آنان , ارتباط بین آنان و جایگاه آنان در مقایسه با هم و ....
مشکل من این است که اطلاعات زیادی در خصوص روابط علی و معلولی علوم پایه ندارم.جهان فرمولی دارد , کشف روابط بین پدیده ها فوق العاده مهم است !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:یکی از مفتیان ناصبی وهابی از دیار حجاز قبری برای خود ساخته بود ؛
روزی بهمراه عده ای از طلبه های خود بر سر آن قبر رفت و در آنرا گشود ؛ دید سگی در آن فضله انداخته است .
سخت خشمگین شد ! ندیم گفت باکی نیست که بدستور شیخ سعدی ایرانی رفتار کرده ای !

مفتی ناصبی گفت دستور شیخ در این باب چیست ؟!
ندیم گفت مگر نشنیده ای که شیخ اجل سعدی علیه الرحمه فرموده است :


برگ عیشی بگور خویش فرست
کس نیارد ز پس , تو پیش فرست


سوربن
24 تیر 92


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:توضیح : دلنوشته ای بود از دفتر گفتگوهای تنهایی پدر که بیشتر در جوانی مینوشتن من قرصتی پیدا کردم تا از نزدیک بیشتر به نوشته ها و تفکراتشان آشنا بشوم . این متن آنقدر بر من اثر گذاشت و برایم جالب بود که تنها طبق معمول برای مختصر کردن آن قسمتهایی را از آن انتخاب و در این پست منتشر میکنم . عنوانش در دفتر ایشان چیز دیگری بود اما من ترجیح میدهم این مقدار را " بازی زندگی " بگذارم یا هر عنوانی که شما بدهید مهم نیست . امیدوارم برای دوستان مخاطب هم مفید قرار بگیرد ( میترا )
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
...  وقتی احساس می كنی  كه نگاهی جدا از نگاه دیگران به زندگی داری اما مجبور می شوی یا خود را مجبور می كنی كه مانند همگان زندگی كنی ، این كاری است بسیار مشكل .این نحوه زندگی در واقع نوعی غافلانه زندگی كردن است . یعنی تعمدآ غافلانه زیستن نه غفلتی از سر غفلت ! ...

... از جهاتی و از مناظر متفاوتی ما در غفلت هستیم و زندگی غافلانه ای داریم . یعنی غالب ما اینگونه ایم الا اندكی و یا جز در اندك زمانهایی! وقتی مانند ماهی غرق در دریائیم ، تصور هم نمی كنیم كه خشكی هم واقعیتی و یا كیفیتی است برای نفس كشیدن . فلذا چون در داخل زندگی هستیم و با فرمولهای آن مشغول و درگیریم ، پس غافلیم ...
... حقیقت این جهان آن است كه ، جهان لایه لایه بوده و دارای بطون زیادی است . اینكه از لایه ها و بطون این جهان و كلآ امورات آن و عالم  هستی با خبر باشیم ، ادعایی است گزاف و نادرست . لذا چون از لایه های پنهان از دید و منظر خویش بی خبریم ، پس غافلانه زندگی می كنیم .

... ما از عیوب و نقایص تمامی كارهایمان بدرستی با خبر نبوده و نیستم . و همین بزرگترین غفلت اغلب آدمیان است . پس آنچه دائر بر مدار زندگی غالب ما انسانهاست ،این است كه ما به اندازه فهم و دركمان از عالم، مشی و نحوه زندگی داریم.

 اگر بپذیریم كه زندگی ما در ارتباط تنگاتنگ و مستقیم با معلومات ماست، لامحاله می پذیریم كه در روابط مستقیم با مجهولات ما نیز هست .
یعنی این نیز درست است كه بگوئیم ما به اندازه ایی كه نمی دانیم زندگی می كنیم . چون اگر بالاتر از این معلومات فعلی ، بصیرتی داشتیم ، قطعآ نوع زندگی ما هم تغییر می كرد . این موضوع دیگر امری بدیهی است.

عنكبوت ار طبع عنقا داشتی
از لعابی خیمه كی افراشتی



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گر جلوه می نمائی و گر طعنه می زنی
مــا نیستیــم معتقـد شیـخ خــودپسـتد
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:
در علل الشرایع شیخ صدوق (ره) در جلد 1 و ص 63 روایتی عجیب و تامل برانگیز دیدم که بلادرنگ این بیت حافظ ما در ذهنم نقش بست که ؛
ما و می و زاهدان و تقوی
تا یــار ســـر کـــــدام دارد


......علت های عجیب در حکمت الهی... بگذریم بخشی از متن را با هم مرور میکنیم !
... ابوالحسن طاهرین محمدبن یونس بن حیات که مرد فقیهی است در اجازه ای که بمن در بلخ داد فرمود :
محمدبن عثمان هروی از ابومحمد حسن بن مهاجر از هشام بن خالد از حسن بن یحیی از صدقه بن عبدالله از هشام از انس از نبی اکرم صل الله علیه و آله نقل کرده که آنحضرت نیز از جبرئیل علیه السلام حکایت کردند که وی گفت :

خداوند تبارک تعالی فرمود :
کسی که به دوست و ولیّ من اهانت کند به محاربه با من برخاسته است


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سیر تحول وسعت جغرافیائی ایران در تاریخ و حکومتها

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
چقدر بعضی از حاکمیت ها ضعیف بودند بخصوص قاجار !!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فقط برای نیمه دیگر خود !... به هیچ کس توصیه نمیشود !
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...در قبل سی و چهار حرف را گفتم یعنی نوشتم باقی تا یکجایی ادامه میدهم ...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

در زندگی اینجا , مسافر داننده , فقط یک تصمیم خارج از اختیار را دارد و آن نیز حدود مقام مسافر است که تنها در مسیر سفر حاصل میشود ... همچنین مسافر یک آزادی دارد یا بی عیب و نقص طی کند یا آنکه احمق باشد - و یا لااقل احمق بنماید - راه دیگری در مسیر - فعلا - برای تازه مسافر نیست ... راه سوّم که بعضی مطرح کرده اند را توی تازه مسافر نگاه نکن ... نمیتوانی !

بهمان منظور که نگاه میکنی ذهن و فکرت عمل میکند ... انمالاعمال بالنیات ... مستمر بساعت جهت ثبت زمان نگاه میکردم اما برای درک زمان با نیت رفتن به ... دوباره بساعت نگاه میکنم ؛ چون علیرغم نگاه مستمر و ثبت زمان ... زیرا برای منظور دیگری بزمان نگاه میکردم . برای منظور دوم نتوانستم در یک لحظه استفاده کنم . نتیجه اینکه قصد و نیت پایه و رکن اصلی است . ...

بعد از گذر از سر دو راهی انتخاب ( معمولی بودن یا مسافر بودن آگاهانه ) اگر اهل سفر شدی , (وی) فنونی می آموزد که بکمک آنها به کنترل رویا اقدام کنی و درک تازه ای را شاید پیدا کنی :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فقط برای نیمه دیگر خود !... به هیچ کس توصیه نمیشود !
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...در قبل چهل حرف را گفتم یعنی نوشتم باقی تا یکجایی ادامه میدهم ...
... هر جزئی از آگاهی ما - هر چند کم و خرد و کوچک - یکی از عناصر آن آگاهی کل میباشد بالطبع مجموعه این جزئیات کل شعور ما را میسازد حالا این کل  هم مجموع اجزاست و هم یک شخصیت خاص دیگر !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

نظم دوباره دادن به این آگاهی - یعنی همان ( وی ) - تمام عناصر این آگاهی کل را در طرف راست یعنی در سمت منطق جمع آوری میکند ...

بعد راست و بعد چپ انسان باید برایت از قبل مورد آگاهی قرار گرفته باشد که بعد راست به همان آگاهی کل مربوط است و بعد چپ ... !

فکر نمیکنی که ... هم بهمین دلیل قسمت راست حتی بدن شهودی تو در دنیا فعالتر است و ظرافتش آنست که از بعد چپ مغز هدایت و رهنمایی و کنترل میشود ... هر چند که ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:زنی پسرش به سفر دوری رفته بود و ماهها بود که از او خبری نداشت. بنابراین زن دعا میکرد که او سالم به خانه بازگردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره میگذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا میگذشت نان را بردارد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع (مکافات اعمال)
هر روز مردی گوژپشت از آنجا میگذشت و نان را بر میداشت و به جای آنکه از او تشکر کند میگفت:
« کار پلیدی که بکنید با شما میماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما بازمیگردد. »

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته های مرد گوژپشت ناراحت و رنجیده شد. او به خود گفت: او نه تنها تشکر نمیکند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان میآورد. نمیدانم منظورش چیست؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

جنگل های شمال را تخریب نكنید!

شمس الله ... معاون امور جنگل های سازمان جنگل ها , مراتع وابخیزداری كشور گفت :... این تغییرات گستره جهانی دارد و در ایران هم باید شرایط اقتصادی و انگیزه مالی این تغییر را دگرگون كنیم.

وی افزود : برای رفع این مشكل باید فرهنگ سازی شود.(!!)

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:همیشه همسرم بر من ایراد میگرفت که چرا نمی نویسم ؛ چرا کم مینویسم حداقل کتابت را آن خاصیت باشد که به بقای ارزش و اعتبار محتوائی آن آدمی را زنده نگه میدارد. .. باری خلاصه پس از خواندن چند مطلب و خبر بویژه خبر توزیع سکّه وزیر اصولگرای جهاد و یا خبر ریشه یابی حلّ مشکل مهمترین سرمایه ملی و استانی ما ؛ جنگل مظلوم و مجروح از تیغ تبر جهّال بی بر و بار ی که اینبار نه آن روستا نشینی که برای ذغال و گرمی تبر میزند بلکه بیشتر -   باید متاسّفانه بگویم که -  از حافظین آن... ! از طریق فرهنگ سازی و ...


     نمیدانم... گفتم که ننویسم... که نکند نانمون را که احتمالا کارمند همین هاییم ؛ اتفاقا آجر شود ! آجر شود؟! کاش آجر میشد ! چون به یمن یارانه ای که از بیت المال ؛ به همین نان میدهند آنقدر بی ارزش است که آجر را بهائی بس گرانسنگ تر از آن است...  خلاصه در گیر و دار همین خبرها گفتم مقداری مطلب هر چند پرت و پلا ؛ بنویسم تا بلکه ....


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها