چشم به راه

اسماء الحسنی الهی :
«  الله، الإله، الواحد، الأحد، الصّمد، الأوّل، الآخر، السّمیع، البصیر، القدیر، القاهر، العلی، الأعلی، الباقی، البدیع، الباریء، الأکرم، الظّاهر، الباطن، الحی، الحکیم، العلیم، الحلیم، الحفیظ، الحقّ، الحسیب، الحمید، الحَفِی، الرّبّ، الرّحمن، الرّحیم، الذّاری، الرّازق، الرّقیب، الرّؤوف، الرّائی، السّلام، المؤمن، المهیمن، العزیز، الجبّار، المتکبّر، السید، السبوح، الشهید، الصّادق، الصانع، الطّاهر، العدل، العَفُوّ، الغفور، الغنی، الغیاث، الفاطر، اَلفرد، الفتّاح، الفالق، القدیم، الملک، القدّوس، القوی، القریب، القیوم، القابض، الباسط، قاضی الحاجات، المجید، المولی، المنّان، المحیط، المبین، المقیت، المصوّر، الکریم، الکبیر، الکافی، کاشف الضّر، الوتر، النّور، الوهاب، النّاصر، الواسع، الودود، الهادی، الوفی، الوکیل، الوارث، البرّ، الباعث، التّواب، الجلیل، الجواد، الخبیر، الخالق، خیر النّاصرین، الدّیان، الشکور، العظیم، اللطیف، الشافی »

این 99 اسم در سه دسته زیر تقسیم بندی شده اند :
اسماء جمالی   (۵۵ نام)
اسماء جلالی   (۲۲ نام)
اسماء مشترک (۲۲ نام)

البته حضرت باریتعالی با نامهای دیگری هم در قرآن کریم بنحو تصریح شده و تصریح نشده نامیده شده است.
یکشنبه اول مهر



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

أبو مِخنف لوط بن یحیی بن سعید بن مخنف بن سُلیم الغامدی الأزدی (درگذشته به‌سال ۱۵۷ هجری قمری)، مورخ شیعهٔ اهل کوفه که به‌دلیل نگارش کتابی به‌نام «مقتل‌الحسین» مشهور است.

وی در این کتاب عمدهٔ روایات موافق و مخالف دربارهٔ نبرد کربلا را گرد آورده‌است. ابن ندیم و نجاشی فهرست بلندی از کتاب‌های او را ارائه می‌کنند اما هیچ‌کدام از آن کتاب‌ها به روزگار ما نرسیده‌است و تنها، محمد بن جریر طبری در کتاب تاریخ طبری، بخش عمده‌ای از کتاب مقتل‌الحسین او را نقل کرده‌است. همچنین علاوه بر طبری، بلاذری نیز روایت‌هایی از او را نقل کرده‌است.

روایت‌های ابومخنف از حوادث صدر اسلام آن‌چنان دقیق، مفصل و با ذکر جزئیات واقعه است که خواننده را به زوایای مختلف حادثه راهنمایی می‌کند. علاوه بر این، نقل این روایات به‌دور از هرگونه تعصب دینی و قومی است؛ تا آن‌جا که مورخان اهل سنت و شیعه از کتاب‌های او استفاده کرده‌اند.(منبع ویکی پدیا)


پنجشنبه 29 شهریور 1397



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فضای عزا و تنگی معیشت و عسر و حرج
چشم براه,گاهنوشته های محمود زارع:اینکه تاکید میشود حاکمان و مقامات حتما باید از پایین ترین اقشار مردم باشند یا لااقل مانند آنان زیست و معیشت نمایند بدان خاطر است که :

امام علی

حالت سوخته را سوخته دل داند و بس
شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست


گویند بحکم داروغه دست دزدی را بریدند. آن بریده دست انگشتان خویش برداشت و بدون اظهار دردی و فزعی در راه خود میرفت
در بین راه ناگهان چشمش بشخصی افتاد که انگشتان بریده ای داشت.
اینجا بنای گریستن و ناله گذاشت.
شخصی از او پرسید چه شده که تو هنگام بریدن دست خود ننالیدی و اکنون اینچنین فزع میکنی؟!
گفت خاموش که دیگران از سوز دل من خبر نداشتند و تنها این شخص است که چون مانند من دست بریده است از سوز دل من خبر دارد و قدر دست بریده را داند و بر وی معلومست که بر سر من چه مصیبتی وارد شد !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بر خدا هم منت میتوان گذارد !عفو و بخشش
چشم براه,گاهنوشته های محمود زارع:در زمان خلافت ابوجعفر خلیفه، یکنفر را بجرمی بر علیه دستگاه خلافت حکم قتل صادر کرده بودند!
مبارک بن فضاله که مردی ادیب و ظریفی بود در حضور خلیفه بود گفت:
ای خلیفه خبری از رسولخدا (ص) از من میشنوی؟!
گفت : بگوی
گفت : حسن بصری روایت کرده که حضرت رسول (ص) فرمود در روز قیامت خدای متعال تمام خلائق را در یک صحرا مجتمع کند.آنگاه منادی آواز دهد :
هر که را بر خدای تعالی دست منت است برخیزد !
از میان آن جماعت لایحصی کسانی برخیرند که هر یک از آنها مجرمی را عفو کرده اند
حق تعالی فرماید من هم از شما عفو کرده ام
خلیفه پس از شنیدن این خبر از مجازات آن شورشی بر علیه دستگاه خلافت درگذشت !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

لقمان حكیم (ع) :
فرزندم  ... هرگاه قدرت، تو را به ظلم بر زیردستت فرا خواند، قدرت خدا را بر خودت به یادآور.

تسلط ظالم بر ظالم مشیت الهیست

یا بُنَىَّ  ... اِذا دَعَتْكَ القُدْرَةُ عَلى ظُلْمِ مَنْ هُوَ دونَكَ فَاذْكُرْ قُدْرَةَ اللّه‏ِ عَلَیْكَ
ارشاد القلوب(دیلمى) ج1، ص 72 و 73


مکن که آه فقیران شبی برون تازد
فغان و ناله بعرش ملائک اندازد
ز تیر آن یتیمان مگر نمی ترسی
ز سوز سینه پیری که ناوک اندازد
حذر همی کن از آن ناله سحرگاهی
که گر بکوه زند روزنی در او سازد
بوقت نیم شبی گر بگوید او الله
هزار همچو تو از خانمان براندازد
هزار جوشن پولاد اگر بپوشی تو
ز آن گرم فقیری چو موم بگدازد


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چشم براه,گاهنوشته های محمود زارع:قرآن در جایی که بدان عمل نمیشود غریب است.
مهلت الهی خطرناکست
اینکه دشمنی دشمنی کند؛ دردی نیست!درد آنجاست که مدعیان دوستی، دشمنی کنند!

اینکه در شهر بیگانه احساس غربت کنی؛درد غربت خوردنی است اما زمانی درد غربت جانکاه است که در سرزمین خویشان؛غریب باشی !

حکایت دین و کتاب خدا هم همینجورست. اینکه در ممالک کفر بندای وحی وقعی ننهند؛میتوان تحمل کرد و پذیرفت اما همه سخن در آنست که آیات مصحف الهی در سرزمین مدعیان تدین عمل نمیشود.

درباره خدا که این آیات را برای نمودن "راه" و "هدایت" نازل کرده است چه فکر میکنید؟!

خداوند با آن عظمت و کبریائیش که خود قرآن را ستود و آیاتش را عظیم دانست؛وقتی می بیند در بین آنهاییکه بنام نمایندگان رسمی دینش؛ نام دارند و حتی نان و آبرو و اعتبار و ...آشکارا نسبت به نادیده گرفتن و بعضا حتی بدتر خدای ناکرده تمسخر آیات الهی ؛ از طریق تنظیم ساز و کارهای من درآوردی؛عمل میکنند؛ شما فکر میکنید خداوند با آن جامعه و علماء و مردمانش چه معامله ای میکند؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چشم براه,گاهنوشته های محمود زارع:وقتی بهت ظلم میشه و کسی جواب نمیده یکی هست که میشنود ظلم
هم میشنود و هم بیکار نمی مونه
قول داده ظلم رو نابود میکنه و ظالمین را رسوا
فقط اینو بدون که کی قول داده  : خدا و قولش

وقتی تحقیرت میکنند در حالی که نشان بندگی خدا رو در گردن داری
بدون که اون ارباب خیلی غیوره ؛ نسبت ببندگانش فوق العاده غیرتیه
دیر نمیگذره وقتی که زمان مشیتش تمام شد
طومار تحقیرکنندگان را بنحوی درهم می پیچد که انگشت نمای خاص عام شوند!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 تعداد بازدید از این مطلب:
اخذ دیرکرد بانکی رباست و ربا جنگ با خدا و رسولخداست
الَذِینَ یَأْكُلُونَ الرِبا ... اى یعاملون به الاكل و غیره. ایشان كه معاملت میكنند بربوا خوردن را و بكار داشتن زر را، فردا در قیامت كه از گور برخیزند، همچون آن دیوانه برخیزند كه دیو زند وى را بدست و پاى خود. خبط و تخبّط دست و پاى زدن شتر است بر چیزى، چنانك آید و آنجا كه رسد، همچنین كسى كه بشتاب رود، یا بخشم رود، گام مى نهد و پاى میزند چنانك آید، و آنجا كه رسد هم خبط گویند. مِنَ الْمَسِ اینجا دیوانگى است یقال " به مس" اى جنون.
ربا جنگ با خدا و رسولخداست

یعنى كه ربوا خواران را فردا در قیامت این نشان باشد كه چون دیوانگان آیند و از خلق پنهان نباشند، كه باین نشان هر كس بداند كه ایشان ربوا خواران بودند

مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت شب معراج قومى را دیدم كه ایشان را شكمهاى بزرگ بود همچون خانها، و در راه آل فرعون افتاده، هر بامداد و شبانگاه كه آل فرعون را بآتش بردند به این قوم بر مى گذشتند، میخواستند كه برخیزند، آن شكم بزرگ ایشان را با زمین مى افكنند تا آل فرعون ایشان را در زیر پاى میگرفتند و میكوفتند،
گفتم یا جبرئیل اینان كه اند؟
گفت هؤلاء اكلة الربوا {( اینان کسانی بودند که در دنیا جزء ربا خواران بودند ) و باید دانست که نه تنها رباخوار بلکه ربا دهندگان و سامان دهندگان به سیستم رباخواری , کارمندان و کسانی که در کار ربا و سیستم ربوی مشغول هستند بهر نحوی از انحاء و دیگر کسانی که بنوعی دخیل هستند و مسئولیت دارند و مخالفت نمیکنند و یا سکوت میکنند و جلوگیری نمیکنند همه جزء همین دسته محسوب میشوند – چون لعن رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلم آكل الربوا و موكله و شاهده و كاتبه - و همگی در جنگ با خدا و رسولش ؛ و هم اکنون هم ملعون هستند و همگی در آتشند ! هیچ دعایی از آنها مستجاب نمیشود و اینان هیچ اتکایی و اعتمادی نمیتوانند بخدای تعالی کنند که مطرود درگاه حضرت متعالند و بسیاری فعلا بخودشان و بدشمنانشان واگذار شده اند و یاری نمیشوند ... و باید دانست که هیچ حیله یا مصلحتی نمیتواند ربا را بهر نحوی توجیه کند ؛ بمحض اثبات ؛ بی قید و شرط باید عواملش از ریز تا درشت اولا اگر ایمانی و تقوایی از سر صدق دارند , توبه کرده و ثانیا جبران کنند و کلا سیستم ربوی بهر قیمتی هم که شده بایستی حذف شود ( مانند همین برنامه ظالمانه دیرکرد بانکی و ... که این دیگر بهانه نمیخواهد چون متولی آن مردم نیستند که بگوئیم مردم نمیکنند و ... )  و


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حرامخواران
.
مصادیق بارز این حرامخواری در جامعه فعلی ایران که از چهار دهه پیش شروع شده بانکهای ایران بخصوص بانکهای وابسته بنظام اسلامی ماست !

موسسات مالی دیگر هم بتبعیت از این نظام ظالمانه بانکی بخصوص اخذ دیرکردها؛ یکی پس از دیگری همچون قارچ سربرآوردند. در واقع علت العلل و انگیزه و ریشه اصلی موجودیت این ها هم همان نظام ظالمانه بانکی است که نه تنها جامعه را دچار مشکل کرده بلکه میرود تا تمامی خانواده ها را از هم بپاشد.

نظام بانکی بشدت ظالمانه که با مکیدن شیره جان سرمایه گذاران امکان تولید و توسعه اشتغال را گرفته و مردم را بیکار و بی عار رها کرده اند و اراده ای هم در کشور دیده نمیشود که بخواهد این وضع را اصلاح کند!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نویسنده : محمود زارع
http://mzare.mihamblog.com
9 عصر 30 تیر 90

الَّذِینَ یَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ( قرآن کریم / بقره 275 )
ربا و دیرکرد بانکی در نظر جوادی آملی
به نقل از ارسطو گفته اند که : « پول , پول نمی زاید » بزبان دیگر یعنی پول بخودی خود و فی نفسه عقیم است و در ذات خویش زایش و زایندگی ندارد بلکه مهمترین خصوصیت پول در اقتصاد سالم , نقش واسطه ای آن است و بس . و تنها در صورتی میتواند چنین نقشی را بدرستی ایفاء نماید که در جریان باشد یعنی زمانی که در جریان است میتواند نقش واسطه مبادلات را بازی کند !

توضیح : اینکه ما پول را فی حد ذاته خنثی و سترون و عقیم دانستیم موجب آن نشود که شما پول را بی خاصیت تصور نمایید . ما تنها از جهت اقتصادی و مالی میتوانیم چنین نگاهی به چیزی همانند پول داشته باشیم اما از جهات دیگر و بخصوص از جهات اخلاقی پول حتی برای بسیاری بجای اله می نشیند و دقیقا همان نقشی را یک مومن از خداوند رزاق و کریم انتظار دارد یک مشرک و یک منافق و یک کافر ( چه بخواهد و چه نخواهد ) از پول انتظار دارد و اینان کسانی اند که بعضا حتی نمیدانند که خدایشان دقیقا همان پول ( بمعنای اعم کلمه ) است . ما در این جمله معترضه و توضیحی خواستیم توجه شما را به این نکته معطوف داریم که چنین ظرافتهایی را در تفکیک مباحث داشته باشید . آری برادر عزیز پول وقتی در جیب و کیف و گاوصندوق و حساب بانکی یک بی طرفیتی قرار بگیرد اصلا به یک شخصیت دیگری تبدیل میشود , و اصلا نگاهش گاهی بدیگران نگاهی دیگرگونه و ذلیلانه و اربابمآبانه ای خواهد شد و شما دیگر نمیتوانید وی را همان آدم قبل از پولدار شدن بدانید. یک فرعون خبیث تر با تفرعنی عمیقتر از فراعنه مصر باستان که مباحث اخلاق مستوفایی را میتوان پیرامون آن مطرح نمود !


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چشم براه,گاهنوشته های محمود زارع:چه فضیلتی است که نادان چاپلوسی که خود فاقد خرد و معرفت فاخریست؛ آدمی را بستاید؟!
آورده اند که وقتی در پیش افلاطون حکیم، کسی گفت:
امروز در فلان مجمع بودم فلانکس ترا بسیار میستود و از زیبایی گفتارت و اهمیت نوشتارت؛ میگفت و دعای خیر میکرد !
فلاطون چون این بشنید سر فرو برد و باندیشه شد.
مرد گفت :
ای حکیم چه اندیشه میکنی و من چه گفتم که تو از من متغیر شدی؟!
افلاطون گفت :
اندیشه من از قول تو نیست بلکه از عقل خود اندیشه میکنم  که چه سخن جاهلانه ای گفتم که جاهلی را پسندیده افتاد و به طبع او خوش آمد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سرّ تسلیم و رضا
یکی از رندان را مصیبتی سخت عارض شد و نوباوه ای خداداده که چند صباحی از عمرش نگذشته بود را بر سر حادثه ای از دست بداد.
دوستان بجهت تسلی خاطر بدیدارش می آمدند و خیلی پریشان و درهم نمی دیدندش
یکی که اهل معنا و دقت بود بوی گفت چگونه حالی است که با از دست دادن فرزند زبان بشکر و ثناء بذکر داری؟!
گفت من آنچه که خدا میخواهد را میخواهم !

چه دانم ناخوش کدامست و یا خوش
خوش است آنچه بر ما خدا می پسندد

در وادی تسلیم رضا اگر باشیم که رسیدن بدین جایگاه پای پرتوانی میخواهد میتوانیم بگوئیم که
مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل
قبول کرد بجان هر عمل که سلطان کرد

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
پنجم دی نود و شش


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

پیامبر اکرم (ص) می فرماید :
719) منا الذی یصلی عیسی بن مریم خلفه .
« کسیکه عیسی بن مریم (ع) در پشت سر او نماز می خواند از ماست .» [1]

ساری,گاهنوشته های محمود زارع 

720) لن تهلک امه انا فی اولها، و عیسی بن مریم فی آخرها، و المهدی فی وسطها .
« امتی که من در آغاز آن، عیسی بن مریم در پایان آن، و مهدی (عج) در میان آنست، هرگز هلاك نمی شود[2]

721) کیف انتم اذا نزل عیسی مریم فیکم و امامکم بن منکم .
« چگونه خواهید بود هنگامی که عیسی بن مریم در میان شما نازل شود و پیشوای شما از میان خود شما خواهد بود؟! » [3]

722) ینزل عیسی علی ثنیه بالارض المقدسه یقال لها: افیق فیاتی بیت المقدس و الناس فی صلاه الصبح. فیناخر الامام فیقدمه عیسی و یصلی خلفه علی شریعه محمد و یقول: انتم اهل بیت لا ینقدمکم احد .

« عیسی (ع) در گردنه ای به نام « افیق » در سرزمین مقدس فرود می آید، وارد بیت المقدس می شود، در حالیکه مردم برای نماز صبح صف کشیده باشند. پس امام (حضرت مهدی) عقب می رود، ولی عیسی (ع) او را جلو می اندازد و خود به او اقتدا کرده، پشت سرش طبق شریعت محمد (ص) نماز می خواند. و می فرماید: شما اهلبیتی هستید که احدی نمی تواند بر شما پیشی بگیرد[4]

724) فیلتفت المهدی و قد نزل عیسی عند المناره البیضاء فی القدس، واضعا کفیه علی اجنحه ملکین کانما یقطر من شعره الماء فیقول المهدی: تقدم صل بالناس فیقول: انما اقیمت الصلاه لک. انما بعثت وزیرا، و لم ابعث امیراً :  فیصلی عیسی خلفه و یبایعه و یقول .

« ... مهدی (ع) متوجه می شود که عیسی (ع)  در قدس در نزدیکی مناره سفید در حالیکه دستهای خود را بر بالهای دو فرشته نهاده، و آب از موهایش فرو می چکد، فرود آمده است. پس مهدی (ع) می گوید: جلوبایست و با مردم نماز بخوان. پس عیسی (ع)  می گوید: نماز برای تو اقامه شده است. پس عیسی (ع) پشت سر او نماز می خواند و با او بیعت می کند و می گوید: من به عنوان وزیر و معاون برانگیخته شده ام، نه به عنوان امیر و امام[6]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

653) یاتی علی فتره من الائمه، کما ان محمدا (ص) بعث علی فتره من الرسل. عند ذلک [ یفرح المؤمنون بنصرالله ] : عند قیام القائم (ع ) .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« به هنگام فترت امامان، ظاهر می شود، چنانکه محمد (ص) به هنگام فترت پیامبران برانگیخته شد. در آن روز به هنگام قیام قائم (عج) مؤمنان بانصرت خدا خوشحال می شوند .» [161]

امام صادق علیه السلام در این حدیث، فرازی از آیه شریفه « یفرح المؤمنین بنصرالله » [162 ] را در ضمن حدیث آورده و این آیه را به فرح و سرور مؤمنان به هنگام فرج حضرت بقیه الله (عج) تفسیر نموده است .

654) رایته رایه رسول الله، ما هی من قطن ولا کتان ولاخز ولاحریر.. هی من ورق الجنه، نشرها رسول الله (ص) یوم بدرثم لفها و دفعها الی علی فلم نزل عنده حتی کان یوم البصره، فتشرها فقتح الله علیه، ثم لفها، و هی عندها لاینشرها احد حتی یقوم القائم (ع) فاذا قام نشرها فلم بین فی المشرق او فی المغرب احد الا لعنها .

« پرچم او پرچم رسول اکرم (ص) است که از پنبه، کتان، خز، ابریشم و امثال آنها نیست، بلکه از برگ های بهشتی است، پیامبر اکرم (ص) آن را در روز بدر برافراشت و سپس درهم پیچیده و به امیرمؤمنان تسلیم کرد. آن پرچم هم اکنون در نزد ماست، کسی از ما آن را باز نمی کند تا قائم (عج) قیام کند، چون قیام کرد آن را باز می کند، در مشرق و مغرب کسی نمی ماند جز اینکه آن را لعنت می کند[163]

امام صادق (ع) در حدیث دیگری انگیزه لعن پرچم حق را بیان می کند :
655) اذا ظهرت رایه الحق لعنها اهل الشرق و اهل الغرب، للذی یلقی الناس من اهل بیته قبل خروجه، و لما یلقون من بین هاشم .

« چون پرچم حق برافراشته شود، اهل شرق و غرب آن را لعنت می کنند، و آن به سبب مصیبت هائی است که پیش از ظهور او از اهلبیت او می بینند و به جهت گرفتاریهائی است که از بنی هاشم متوجه آنها می شود [164]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید:
چرا امیرمؤمنان (ع) در آغاز کار با مخالفین خود نجنگید؟!
امام (ع) فرمود :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

404) لایه فی کتاب الله: [لوتزیلوا، لعدبنا الذین کفروا منهم عذاباً الیما] فقال له: و ما یعنی تزایلهم؟. قالک ودائع مؤمنون فی اصلاب کافرین، فکذلک القائم (ع) لن یظهر حتی تخرج و دائع الله عزوجل. فاذا خرجت ظهر علی من ظهر من اعداء الله عزوجل فقتلهم .

« به جهت آیه ای در قرآن که می فرماید: (اگر زایل می شدند، کافران را از آنها با عذابی دردناك عذاب می کردیم.) [ 65 ]
ابوبصیر گفت: منظور از زایل شدن چیست؟
فرمود : نطفه های مؤمنان که در صلب پدران کافر به ودیعت نهاده شده، همچنین است قائم ما (عج)، هنگامی ظاهر می شود که امانتهای خدا همه بیرون آیند (دیگر نطفه مؤمنی در صلب کافر باقی نباشد) هنگامی که همه امانتهای خدا خارج شدند او ظهور می کند، هر کس در برابر او شمشیر بکشد او را می کشد.» [66]

 او ( حضرت ولی عصر " عج " برطرف کننده رنجها و اندوهها از شیعیان است بعد از اندوهی سخت، بلائی طولانی، و ستمی جانکاه. خوشا به حال آنانکه آن زمان را درك کنند.

405) هیهات، هیهات!. لا والله لا یکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تغربلوا!. لا والله مایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تمحصوا!. لایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی یشقی من یشقی و یسعد من یسعد .

« به خدا سوگند، هرگز چنین نیست، آنچه چشم انتظارش هستید، هرگز واقع نمی شود تا غربال شوید و امتحان شوید، نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظارش هستید وقوع نمی یابد تا هنگامی که آنکه شقی هست شقاوت خود را ظاهر سازد و آنکه سعادتمند است سعادتش آشکار گردد[67]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از میان اشک ها خندیده می آید کسی
خـواب بیداری ما را دیده می آید کسی


انتظار بسر خواهد آمد 1
.
وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا
 و عطاى پروردگارت منع نشده است
"اسرا/ 20"

یکی گفت : راز راه ؛ رفتن است
راز رودخانه هم , پل
و راز آسمان ؛ ستاره است
راز خاك هم گل ... و ...
من هم میگویم ؛ راز نشانه های در حال وقوع را ... ( تا بعد ... ) ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا» الآیة...
نومیدی گناه بزرگیست
هم مدحست و هم تهنیت و هم بشارت،
مدح نیكو و تهنیت بسزا و بشارت تمام،
مدح آنست كه ایشان را بصفت تقوى بستود گفت: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا».
تهنیت آنست كه ایشان را در دنیا حسنه مهنّا داد گفت: «لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ».
بشارت آنست كه ایشان را سراى پیروزى و ملك جاودانى وعده داد كه: «وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِینَ جَنَّاتُ عَدْنٍ»
گفت نیك سراى است و خوش جاى جنّات عدن متّقیان را، همانست كه آنجا گفت: «تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًّا»، آن بهشت بدان نیكویى و سراى بدان پیروزى و نعیم بدان فراخى و آسانى كسى را ساخته ‏ایم كه در كوى تقوى منزل دارد و ایمان خویش بلباس تقوى آراسته دارد.
مصطفى (ص) گفت: «الایمان عریان و لباسه التقوى»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً»

متکبران در دوزخ دائمی هستند

هو اشارتست فرا ذات الّذى كنایتست از صفات، انزل اخبارست از افعال، تا بدانى كه خداى را جلّ جلاله هم ذات است و هم صفات و هم افعال.
در ذات قدیم، در صفات كریم، در افعال حكیم.
در ذات بى شركت، در صفات بى شبهت، در افعال بى علّت.

بنده نظاره صنع وى كند، پس از صنع بگریزد نظاره صفات كند، پس از صفات بگریزد نظاره ذات كند. اینست مقامات روش سالكان و درجات معرفت عارفان.
در نظاره صنع تفكّر باید و در نظاره صفات علم و در نظاره ذات تذكر.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«أَمْواتٌ» ارواح بتان را مى‏گوید مردگان ‏اند در ایشان روح حیاة نه، آن گه تأكید را گفت: «غَیْرُ أَحْیاءٍ» نه زندگان ‏اند، و این از بهر آن گفت كه زنده را گاه گاه بر سبیل مجاز مرده خوانند چنانك: «إِنَّكَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ» یعنى كه این نه آنست بلكه موات ‏اند بحقیقت مرده نه زنده، «وَ ما یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ»
رهبران بار گناه پیروان میکشند

اینجا دو قول گفته ‏اند:
یكى آنست كه كافران كه بت مى‏پرستند ندانند كه ایشان را كى برانگیزانند،
قول دیگر آنست كه بتان ندانند كه قیامت كى خواهد بود و ایشان را كى برانگیزانند، و این آنست كه در قیامت ربّ العزّه بتان را زنده گرداند تا در عرصات از عابدان خویش تبرّا جویند و بیزارى گیرند، امّا امروز در دنیا جمادند هیچ ندانند كه آن حال كى خواهد بود.

«إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ»
خطاب عام است همه بندگان را، مى‏گوید: كه معبود شما یكیست، خدایى كه مستحق عبادت اوست، موصوف بوصف جلال و نعت عزّت، اوست یكتایى كه او را شریك و انباز نیست، جبّارى كه او را حاجت و نیاز نیست، «فَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» كافران را میگوید كه ایمان برستاخیز ندارند، دلهاشان با توحید بیگانه است، حق نمى‏شناسند و راستى نمى پذیرند و از ایمان و تصدیق سر باز زدند و گردن كشیدند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة النحل- مكیه‏
النوبة الثالثة
باسم اللَّه ولهت القلوب فتحیرت، و بعزّته انخنست العقول فطاحت، و بكشف جلاله دهشت الارواح فتلاشت، و لیس للخلق الّا الفناء و العدم، و بقى للحقّ الازل و القدم.
همه ستمکارند

از باغ جمال تو درى بگشادند
تا خلق ز تو در طمعى افتادند
بس جان عزیزان كه بغارت دادند
و اندر سر كوى تو قدم ننهادند


بو بكر شبلى روزى در مكاشفه جلال حق مستهلك شده بود و از خود بى خود گشته، حریق آتش معرفت، غریق دریاى محبّت، همى ‏گفت:
الهى، اگرت بخوانم برانى، ور بروم بخوانى، پس چكنم من بدین حیرانى! هم تو مگر سامان كنى، راهم بخود آسان كنى،
المستغاث منك الیك، لا معك قرار و لا منك فرار، نه با تو مرا آرام، نه بى تو كارم بسامان، نه جاى بریدن، نه امید رسیدن، فریاد از تو كه این جانها همه شیداى تو و این دلها همه حیران بتو.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... زیاده نشر نکرده و در همان لفافه بجهت مراعات اخلاق میگوئیم که یک زمانی یکی در ایامی خاص که داشتیم باشکال مختلف عرض خود میبرد و زحمت ما میداشت ... !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (عشق)

عاقبت روزی در تنهایی ای که دست داد سر صحبت با وی باز کردم و کم کمک موضوع را بدینجا کشاندم که چرا ... که چرا چنین ...؟!
بعد از سخنانی چند که گفت دریافتم رنج حسادت علیرغم میل باطنش عذابش میکند و از طرفی هم قدرت کنترل خویش نه داشته و نه قصد جدی در رفع اخلاق رذیله دارد...

عجب کردم که خودش هم خیلی بهتر از من در مذمت رذائل اخلاقی داد سخن داد و بخصوص از این رذیله - حسد - بیشتر از همه گفت و در رفع آن هم راههایی از کیمیای سعادت را بر شمرد و خلاصه خیرخواهی زبانی خویش را بحد وافری برخ کشید !

ساکت بودم و مشغول دو کار بیشتر گوش میدادم و گاه نیز پاس ضمیرش میداشتم ... متوجه شدم که گلایه ای از حضرت باری در باطنش دارد اما نمیگوید اما هر بار که از رذائل میگفت بخصوص از حسادت , بی اختیار و حتی بی تفطّن , پرده ای از باطن خویش بر من میگشاد ! نیک دریافتم که حدسم درست بود !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» الآیة...
قیامت قطعیست

اللَّه تعالى منّت نهاد بر مصطفى (ص) بهفت كرامت كه با وى كرد، از آن كرامتها كه او را بآن بستایند و بر وى ثنا گویند:
اول هدایتست و نصرت: « وَ یَهْدِیَكَ صِراطاً مُسْتَقِیماً، وَ یَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً».
دیگر نبوّتست و رسالت: « وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا».
سوم رأفتست ارحمت: « بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ».
چهارم بصیرت: «عَلى‏ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی».
پنجم سكینه: « أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ».
ششم محبّت: « ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‏».
هفتم قربت: « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی»

اجل هر امت

در سبع مثانى پنج قول گفته‏ اند و مشهورتر و معروفتر آنست كه سوره فاتحة الكتاب است و علماء تفسیر و ائمّة سلف بیشتر برین ‏اند و دلیل برین خبر مصطفى است (ص)، قال رسول اللَّه (ص): « الحمد للَّه سبع آیات احدیهن»: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم و هى السّبع المثانى، و هى فاتحة الكتاب، و هى امّ القرآن».
...
این سوره فاتحه را سبع مثانى بدان خواندند كه در هر نمازى و هر ركعتى بخواندن وى باز گردند، ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ...
و زنهار آنچه را خداوند به [سبب] آن بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مكنید...
نبرده رنج گنج میسر نمیشود

گر ز چاه جاه خواهى تا بر آیى مردوار
چنگ در زنجیر گوهر دار عنبر بار زن


بزرگان دین گفتند: كه مرد تا بسر این خطرگاه نرسد، و این مقام فترت باز نگذارد، پیر طریقت نشود، و مرید گرفتن را نشاید. مردى باید كه هزار بار راه گم كرده بود و براه بازآمده، تا كسى را از بیراهى براه بازآرد، كه اوّل راه براه باید، آن گه راه باید.
آن كس كه همه بر راه باشد راه داند، امّا راه براه نداند و سرّ زلّت انبیاء و وقوع فترت ایشان اینست، واللَه اعلم و هو قرع باب عظیم طوبى لمن فتح علیه، و هدى الیه. ...

هر كه پنداشت كه رنج نابرده بمقصود میرسد متمنّى است، و العاجز من اتّبع هواها و تمنّى على اللَه، و او كه پنداشت كه برنج و طلب بمطلوب میرسد متعنّى است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها