بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی»

اجل هر امت

در سبع مثانى پنج قول گفته‏ اند و مشهورتر و معروفتر آنست كه سوره فاتحة الكتاب است و علماء تفسیر و ائمّة سلف بیشتر برین ‏اند و دلیل برین خبر مصطفى است (ص)، قال رسول اللَّه (ص): « الحمد للَّه سبع آیات احدیهن»: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم و هى السّبع المثانى، و هى فاتحة الكتاب، و هى امّ القرآن».
...
این سوره فاتحه را سبع مثانى بدان خواندند كه در هر نمازى و هر ركعتى بخواندن وى باز گردند، ...

آن گه گفت: « وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»
مى‏گوید ترا سوره فاتحة و قرآن عظیم دادیم، چندانك بر وى منّت نهاد بهمه قرآن كه بوى داد، همچندان بر وى منّت نهاد بسوره فاتحة الكتاب، تنها تعظیم آن را و تفضیل آن بر همه قرآن، ازینجا گفت مصطفى (ص): « فاتحة الكتاب عوض من كلّ القرآن و القرآن كلّه لیس منه عوض.»

قول دوم آنست كه سبع مثانى، سبع طول است، الطّول جمع الطّولى كالكبرى و الكبر و هى: البقرة و آل عمران و النساء و المائدة و الانعام و الاعراف...

قول سوم آنست كه سبع مثانى همه قرآن است، چنانك جاى دیگر گفت: « كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ»
مى‏گوید ترا هفت سبع مثانى دادیم و آنست قرآن عظیم و همه قرآن، مثانى گفت از بهر آنك دو بار آن را نسخت كردند: یك بار در لوح محفوظ و یك بار در مصاحف، ...

قول چهارم آنست كه سبع مثانى معانى قرآن است بر هفت قسم:
امر و نهى و تبشیر و انذار و ضرب امثال و تعدید نعم و انباء قرون.

قول پنجم
بنوبت سوم گوئیم.

« وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»
مى‏گوید قرآن عظیمست، در معنى عظیم و در فضل و ثواب عظیم، فرو آمده از نزدیك خداى عظیم.
و در خبر است كه: ... هر كه قرآن داند و آن را حفظ دارد، و آن گه دنیادار را بر خود فضل داند یا اعتقاد كند كه كسى را چیزى دادند به از آنك او را دادند، خوار داشت آنچ عظیمست و عظیم داشت آنچ حقیر و قلیلست، یعنى كه دنیا خوار است و قلیل، قال اللَّه تعالى: « قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ». قرآنست كه بزرگوارست و عظیم كه ربّ العزّه آن را عظیم گفت.
...
« لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ»
حرام كرد بر مصطفى (ص) اندرین آیت كه رغبت نماید بدنیا، یا بچشم پسند در آن نگرد و آرزوى كند مى‏گوید اى محمّد مخواه دنیا و منكر بآنچ قومى را دادیم ازین دنیا داران و توانگران، كه آن بر خورداریى اندكست، سریع الزّوال، قلیل اللّباث، و ترا دادیم به از آن كه ایشان را دادیم: سبع مثانى و قرآن عظیم.
...
« وَ قُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِینُ، كَما أَنْزَلْنا»
گفته ‏اند این آیت متّصلست بآیتى كه از پیش گذشت، یعنى: « آتَیْناهُمْ آیاتِنا فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِینَ» «كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِینَ» مى‏گوید اصحاب حجر را پیغام و نشان دادیم همچنانك فرو فرستادیم نامه و پیغام برین مقتسمان،...

قومى گفتند مقتسمین از قسمت است و قومى گفتند از قسم است یعنى: تحالفوا و تقاسموا على معاداة النبى (ص)،
و جمهور مفسران بر آنند كه از قسمتست و خلافست كه ایشان كه ‏اند.
مقاتل گفت مشركان قریش ‏اند، و ذلك انّهم اقتسموا شعاب مكّة على الرّصد یصدّقون القاصدین عن رسول اللَّه (ص).

گفته ‏اند شانزده مرد بودند كه ولید مغیره ایشان را بر شعاب مكّه قسمت كرده بود و بر طرق حاج بداشته تا هر كه قصد دیدن رسول خدا داشت او را منع مى‏كردند و مى‏گفتند چه روید بر او كه او دیوانه است ! دیگرى میگفت او كاهنست! یكى مى‏گفت شاعر است! یكى مى‏گفت عرّافست!
و ولید مغیره بر در مسجد نشسته چون حاكم و از وى مى‏پرسیدند آنچ مقتسمان گفته بودند در حقّ رسول و او همى‏ گفت: صدق، یعنى المقتسمین، هر یكى از ایشان راست گفت آنچ گفت در حقّ وى.
...
« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ»
اوّل آیتى است كه برسول خدا (ص) فرو آمد تا آشكارا خلق را دعوت كند، ...
« وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ» این منسوخ است بآیت سیف و نظیر این در قرآن فراوانست،
و گفته ‏اند اعراض درین آیت ضدّ اعراضهاى دیگرست در قرآن، اینجا معنى آنست كه: لا تبال بالمشركین باك مدار از مشركان و روى بگردان ازیشان، و جایهاى دیگر چنانست كه: لا ینهم و اعف عنهم و تغافل.

« إِنَّا كَفَیْناكَ الْمُسْتَهْزِئِینَ»
این آیت در شأن نفرى آمد از شیاطین قریش، پنج مرد بودند كه پیوسته رسول خداى را (ص) مى‏رنجانیدند و استهزاء میكردند: یكى الولید بن المغیره، دیگر العاص بن وائل، سدیگر عدى بن قیس و قیل الحارث بن قیس، چهارم الاسود بن المطّلب، پنجم الاسود بن عبد یغوث،
رسول خدا ایستاده بود و جبرئیل با وى كه این مستهزیان یك یك بایشان بر گذشتند. امّا ولید مغیره چون بر گذشت جبرئیل گفت: یا محمّد كیف تجد هذا؟ چون مى‏بینى این را. یعنى چه مردیست؟
رسول خدا (ص) گفت: بد مردى و خبیث كسى،
جبرئیل گفت: كار او ترا كفایت كردند، آن گه جبرئیل بساق وى اشارت كرد، كار بدان رسید كه این ولید جایى مى‏گذشت و خارى در دامن وى افتاد و از كبر دست فرو نكرد تا آن خار از دامن خود جدا كند، همى‏رفت تا آن خار ساق وى را مجروح كرد، بعرق النّسا رسید و او را هلاك كرد و همى ‏گفت: قتلنى ربّ محمّد.

و همچنین العاص بن وائل برگذشت، جبرئیل اشارت بزیر پاى او كرد پس روزى بر سبیل تنزّه از مكّه بیرون شد بر شتر نشسته و در آن شعاب مكّه طواف مى‏كرد، بشعبى از آن شعاب فرو آمد تا بیاساید، راست كه فرود آمد پاى بر مار نهاد و مار زیر پاى وى بگزید تا پاى وى چنان شد كه گردن شتر و همان ساعت هلاك شد و مى‏گفت: قتلنى رب محمّد.

و حارث بن قیس بر گذشت، جبرئیل بشكم وى اشاره كرد پس روزى‏ ماهى شور خورده بود و تشنگى بر وى افتاده، آب همى خورد و تشنگى كم نمى شد تا چندان آب خورد كه شكم وى شكافته گشت و هلاك شد، در آن حال میگفت: قتلنى ربّ محمّد.

و اسود بن المطلب بگذشت، جبرئیل بسر وى اشارت كرد پس خبر رسید كه پسر او زمعه از شام مى‏آید باستقبال پسر بیرون شد، زیر درختى فرود آمد تا بیاساید، جبرئیل بیامد و آن سر وى بر درخت مى‏زد و او غلام را مى‏گوید: ادركنى یا غلام دریاب مرا اى غلام و این را از من باز دار، غلام مى‏گوید اى خواجه تو خود سر بر درخت مى‏زنى و من كسى را نمى‏بینم تا او را از تو باز دارم! هم چنان سر بر درخت همى‏زد تا هلاك شد و مى‏گفت: قتلنى رب محمّد.

و اسود بن عبد یغوث بگذشت، جبرئیل بروى وى اشارت كرد پس اتفاق چنان افتاد كه بقبیله بنى كنانه رفته بود بمعاداة رسول خداى تا در دل ایشان نفرت افكند از رسول، چون باز گشت سموم زد او را و رویش سیاه گشت همچون زنگیى، چون بخانه باز آمد اهل وى او را باز نشناختند از خانه بدر كردند، چند روز در آن صحراء مكّه میگشت، از حیف و غبن هلاك گشت و مى‏گفت: قتلنى ربّ محمّد.

اینست كه ربّ العالمین گفت: « إِنَّا كَفَیْناكَ الْمُسْتَهْزِئِینَ» اى كفیناك امر المستهزئین الّذین یشركون باللَّه.
...


متن و ترجمه آیات کریمه در النوبة الاولى
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» ترا دادیم سبع مثانى، « وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ (87)» و قرآن بزرگوار.

«لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ» نگرد و چشم خویش در آن نبندى و ننگرى، « إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ» بآنك ایشان را بر خوردار كردیم بآن، « أَزْواجاً مِنْهُمْ» قومى را از مردان و زنان، « وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ» و بر ایشان اندوه نخورى، « وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِینَ (88)» و فروتن باش گرویدگان را.

« وَ قُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِینُ (89)» و گوى كه من بیم نمایم آشكارا.

« كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِینَ (90)» همچنانك فرو فرستادیم برین مقتسمان.

« الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ (91)» ایشان كه قرآن بجادویى فرا داشتند و آن را پاره پاره باز دادند.

« فَوَ رَبِّكَ » بخداوند تو، « لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ (92)» كه ناچاره پرسیم ایشان را همگان.

«عَمَّا كانُوا یَعْمَلُونَ (93)» از آنچ در دنیا مى‏كردند.

« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ» سخن شكاف و باز نه با دشمنان من، « وَ أَعْرِضْ» و روى گردان، «عَنِ الْمُشْرِكِینَ (94)» از مشركان.

« إِنَّا كَفَیْناكَ الْمُسْتَهْزِئِینَ (95)» ترا كفایت كردیم كار این افسوس گران.

« الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ» ایشان كه با اللَّه تعالى خدایى دیگر مى‏گویند، « فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (96)» آرى آگاه شوند.

« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ یَضِیقُ صَدْرُكَ بِما یَقُولُونَ (97)» و نیك مى‏دانیم كه دل تو تنگ مى‏شود از آنچ مى‏گویند مرا و ترا.

« فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» خداوند خویش را بپاكى مى‏ستاى، « وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ (98)» و از پرستكاران مى‏باش.

« وَ اعْبُدْ رَبَّكَ» و خداوند خویش را پرست، « حَتَّى یَأْتِیَكَ الْیَقِینُ (99)» تا آن گه كه بتو آید آن روز كه همه خلق بى‏گمانند در آن روز.


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس





سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف


           **********
سوره رعد
تفسیر سوره رعد 01 (358)


           **********
سوره ابراهیم
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)



           **********
سوره الحجر
تفسیر سوره حجر 01 (375)
تفسیر سوره حجر 05 (379)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ :
راه بزرگان نارفته, حال بزرگان خواهى؟!
تفسیر سوره حجر 04 (378)
عدم تصریح و غیرت دوستی
تفسیر سوره حجر 03 (377)
تفسیر سوره حجر 02 (376)
آیت خاص فضیلت محمد (ص)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
اهلیت و حاتم طایی
تفسیر سوره حجر 01 (375)
تفسیر سوره ابراهیم 07 (374)
تفسیر سوره ابراهیم 06 (373)
تفسیر سوره ابراهیم 05 (372)
تفسیر سوره ابراهیم 04 (371)
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین)
هر حیوانی ؛ آدمی نیست !
تیغ برّان گر به دستت داد روزی روزگار
تفسیر سوره ابراهیم 03 (370)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.