النوبة الثالثة
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ»
فاطمه پاره تن منست
انس بن مالك گفت: آن روز كه جبرئیل امین این آیت آورد: « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» دریاى حیرت و حرقت مصطفى (ص) بموج آمد و آن گوهر درد و سوز خویش برانداخت، گریستنى عظیم در گرفت، چندان بگریست كه جانهاى صدّیقان صحابه از آن گریه در سوزش افتاد و دلها در گدازش آمد، بحدّى رسید كه «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ»، و هیچكس از آن صدّیقان صحابه زهره نداشت كه از اسرار درگاه نبوّت بر رسد یا بپرسد كه آن چه حالست و چه بوده كه سید كونین و مهتر خافقین چنان غمگین و حزین نشسته غریوان و حیران،
آخر عبد الرحمن عوف بر فاطمه زهرا شد، دانست كه رسول خداى را بدیدار فاطمه آسایش و انس بود و اگر چه غمگین بود چون وى را بیند غم از وى بكاهد، گفت یا فاطمه رسول خدا را دیدیم بس حیران و گریان با دردى عظیم و سوزى تمام، ندانیم چه آیت بوى فرود آمده و چه چیز وى را بر آن داشته؟

و هیچكس از ما زهره ندارد و نتواند كه از آن حال باز بر رسد یا بپرسد مگر تو بآن اسرار رسى و آن حال باز دانى، شمله ‏اى كهنه نهاده بود، فاطمه (ع) آن شمله در پوشید و قصد حضرت مصطفى (ص) كرد، عمر خطاب (عجیب است؟!) او را در آن شمله كهنه بدید، دلش بر جوشید، این نفس دردناك از سر سوز و حسرت بر آورد كه وا اندوها، كسرى و قیصر با تمرد و تحیّر خویش در نعمت و راحت میان سندس و حریر كام خویش مى‏رانند و دختر رسول ثقلین بیك شمله كهنه روز بسر مى‏آرد.

فاطمه (ع) آن سخن از عمر بشنید، چون بر رسول خدا رسید باز گفت و لختى از بى كامى خویش معلوم رسول (ص) كرد، آن گه گفت یا رسول اللَّه جان و تن‏ من فداى تو باد، چرا مى‏گریى و چه چیز ترا چنین اندوهگن كرده؟ كه دلهاى یاران ازین اندوه تو در غرقابست، هر یكى كان حسرت شده و بى خورد و بیخواب گشته،
رسول خدا گفت: چون نگریم؟! اى جان پدر و چرا اندوه نخورم؟! از بهر ضعفا و گنه كاران امّت خویش و آنك جبرئیل آمده و آیتى بدین صعبى آورده كه: « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ، لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ».

فاطمه (س)
فاطمه (س) گفت‏ یا رسول اللَّه اخبرنى عن باب من ابواب جهنّم
مرا خبر كن از درى از آن درهاى دوزخ كه چونست و عذاب آن چه مایه است؟
گفت اى فاطمه چه پرسى آنچ طاقت شنیدن آن ندارى! و وهم و فهم هیچكس بدان نرسد، امّا... بدانك: در هر درى از آن درهاى دوزخ یعنى در هر دركى از آن دركات دوزخ هفتاد هزار وادیست، در هر وادیى هفتاد هزار شارستان، در هر شارستانى هفتاد هزار سراى، در هر سرایى هفتاد هزار خانه، در هر خانه ‏اى هفتاد هزار صندوق، در هر صندوقى هفتاد هزار گونه عذاب.
...
« إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ» این باز مرهمى دیگر است و لطفى دیگر، آیت رحمت پس از آیت تهدید، ربّ العالمین فرا بندگان نموده كه در صفات ما هم جلال عزّت و سیاستست، هم كمال لطف و رحمت.

و در بارگاه ملك ما هم زندان نقمتست، هم بستان نزهت، تا بنده میان خوف و رجا زندگى كند، بآیت تهدید و ذكر دوزخ از عزّت قهر اللَّه بترسد، بآیت رحمت و صفت بهشت دل در كرم و لطف وى بندد، خوف او را از معصیت باز دارد، رجا او را بر طاعت دارد.

« إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ»
پرهیزكاران فردا در بهشتهااند، هر دو بلفظ جمع گفت از آنك پرهیزكاران بر تفاوتند و جنّات بر درجات ‏اند، بعضى برتر و بعضى فروتر.

هر كه امروز در تقوى بیشتر، فردا درجه وى در بهشت برتر، و بر جمله نشان تقوى آنست كه بنده دل از محبّت دنیا و سر از طمع عقبى خالى كند، نه دنیا و اهل دنیا را با او پیوندى، نه با عقبى او را آرامى، سرگشته روزگار خود شده در میدان كم و كاستى قدم نهاده، جدل و خصومت با خلق خدا از پیش برداشته، كمر صلح و وفا بر میان جان بسته، كلبه وجود خود را آتش در زده، كشتى خلقیّت بگرداب نیستى فرو داده، ظاهر بزیور شریعت آراسته، باطن بنور حقیقت افروخته،
و انگه بدین قناعت نكند كه پیوسته در قعر بحر سرّ خویش غوّاصى مى‏كند، بحكم اشارت عزّت قرآن كه میگوید: « سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ » مگر روزى این درّ معرفت بچنگ آید كه: « حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ».

« وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ »
خانه كعبه را بنا كردن و از خبائث مشركان آن را طهارت دادن به خلیل (ع) باز گذاشت، گفت:
« وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ »، دل مصطفى (ص) را شستن در حال طفولیّت و از ما دون حق آن را طهارت دادن به جبرئیل باز گذاشت و بفرشتگان، چنانك در خبرست، باز كه نوبت بدلهاى عاصیان امّت احمد (ص) رسید تولّى آن خود كرد جلّ جلاله و طهارت آن خود داد، گفت:
« وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ »
نه تقدیم و تفضیل ایشان را بر پیغامبران، لكن با ضعیفان رفق بیشتر كنند كریمان، نه خواست جلّ جلاله كه عیب و عوار ایشان با فریشتگان نماید، خود كرد تا عیب ایشان هم خود داند، سبحانه ما ارأفه بخلقه.
...
« نَبِّئْ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ »
لمّا ذكر حدیث المتّقین و ما لهم من علوّ المنزلة انكسر قلوب العاصین فتدارك اللَّه قلوبهم، و قال لنبیّه اخبر عبادى العاصین: «أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» ان كنت الشّكور الكریم بالمطیعین فانّى انا الغفور الرّحیم بالعاصین.

اى محمد (ص) بندگان مرا خبر ده كه من آمرزگارم، كارساز و بنده نوازم،
نه فضل ما را پایان، نه محابا را كران،
آنچ ابتدا بود امروز همان، ابرى است از بر باران، مؤمنان را جاودان.

اى محمد !
بر مؤمنان لطیف‏ ام و مهربان، امّا بیگانگان را جبّارم دادستان.

« وَ أَنَّ عَذابِی هُوَ الْعَذابُ الْأَلِیمُ »
ما را هم نور عزّتست هم نار عزّت،
بنور عزّت دوستان خود را نواختم، بنار عزّت دشمنان را سوختم،
بنور عزّت لختى را آب‏ عنایت روانیدم، بنار عزّت قومى را گرد هجران انگیختم،
این نور عزّت بنور فراست توان دید، و نور فراست آنست كه ربّ العالمین گفت:
« إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ» یعنى للمتفرّسین.

فراست بر سه وجه است:
یكى فراست تجربتى و این همه ممیزان را بود.
دیگر فراست استدلالى و این همه عاقلان را بود.
سوم فراستست بنظر دل بآن نور كه مؤمن در دل دارد،
چنان كه مصطفى (ص) گفت: « اتقوا فراسة المؤمن فانه ینظر بنور اللَّه».

فراست تجربتى بر دیده است یا از شنیده یا بخرد دریافته. و
فراست استدلالى قیاس شرعیست در دین و قیاس عقلى در غیر دین. و
فراست نظرى برقى است كه در دل تابد و حجابها بسوزد تا لختى از آنچ غیبست برو كشف شود و این خاصیت انبیاست و صدّیقان و اولیاء.

ابراهیم خواص در جامع بغداد با جماعتى مریدان گرد آمده، جوانى از در مسجد در آمد سخت زیبا و ظریف و نیكو روى، ایشان او را بخود راه دادند، با ایشان بنشست و سخنهاى نیكو گفت و خدمتهاى نیكو كرد چنانك بعضى دلهاى ایشان صید كرد،
ابراهیم با یكى از آن مریدان گفت: یقع لى انّه یهودى مرا چنان مى‏افتد كه این جوان جهودست،
این سخن بگفت و از میان جمع برخاست و بیرون شد!
جوان او را گفت: ایش قال الشیخ فىّ؟ شیخ در حقّ من چه گفت؟
مرید با وى بگفت آنچ شیخ گفته بود، جوان برخاست و بپاى شیخ در افتاد و مسلمان گشت، آن گه گفت: ما در كتب خویش خوانده بودیم كه: الصّدیق لا یخطئ فراسته، آمدم و امتحان كردم، گفتم اگر در هیچ طایفه صدّیق صاحب فراست بود، درین طایفه بود. پس آن جوان از جمله بزرگان و معروفان طریقت گشت...


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس





سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف


           **********
سوره رعد
تفسیر سوره رعد 01 (358)


           **********
سوره ابراهیم
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)


           **********
سوره الحجر
تفسیر سوره حجر 01 (375)
تفسیر سوره حجر 04 (378)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ :
عدم تصریح و غیرت دوستی
تفسیر سوره حجر 03 (377)
تفسیر سوره حجر 02 (376)
آیت خاص فضیلت محمد (ص)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
اهلیت و حاتم طایی
تفسیر سوره حجر 01 (375)
تفسیر سوره ابراهیم 07 (374)
تفسیر سوره ابراهیم 06 (373)
تفسیر سوره ابراهیم 05 (372)
تفسیر سوره ابراهیم 04 (371)
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین)
هر حیوانی ؛ آدمی نیست !
تیغ برّان گر به دستت داد روزی روزگار
تفسیر سوره ابراهیم 03 (370)
تفسیر سوره ابراهیم 02 (369)
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)
تفسیر سوره رعد 10 (367)
تفسیر سوره رعد 09 (366)
گوهر ها و خرمهره ها ... !
شب و راز شب(و نوجوانی)
درون پیمایی (02)
درون پیمایی (01)
تفسیر سوره رعد 08 (365)
تفسیر سوره رعد 07 (364)
تفسیر سوره رعد 06 (363)
تفسیر سوره رعد 05 (362)
فتنه موجودات بالقوه خطرناک ... !
رونق کسب و کار فقط در گروه حذف دیرکرد بانکی است
آیا مهلت خداوند در حال اتمام است ؟!
موش مزاحمی بنام رژیم اسراییل
سنگ و پای لنگ (ضعیف کش ها)
ترامپ،تنها یک کالای سیاسی
تفسیر سوره رعد 04 (361)
تفسیر سوره رعد 03 (360)
سیستم مالی از نظر Ken O,Keefe
مسلط مکن جون منی بر سرم
مقامات یاوه گو (Trump)
تفسیر سوره رعد 02 (359)
تفسیر سوره رعد 01 (358)
جلوی هجمه های بانکها را بگیرید
بنی قنطوره ! (1)
بنی قنطوره ! (2)
تفسیر سوره یوسف 18 (357)
تفسیر سوره یوسف 17 (356)
تفسیر سوره یوسف 16 (355)
تفسیر سوره یوسف 15 (354)
تفسیر سوره یوسف 14 (353)
تفسیر سوره یوسف 13 (352)
تفسیر سوره یوسف 12 (351)






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.