بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» ... «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ» ...

خدای غفور رحیم

دوزخ هفت درك است زبر یكدیگر، هر دركى را درى است كه اهل آن درك بآن در درشوند:

درك اوّل جهنّم است
سمّیت جهنّم لانّها تتجهّم فى وجوه الخلق، این جهنّم جاى عاصیان امّت احمد (ص) است، ایشان كه اهل توحیدند امّا گنه كارانند بقدر گناه ایشان را درین جهنّم عذاب كنند و بعاقبت بیرون آیند و ببهشت شوند و عذاب ایشان از تبش آتش بود نه از عین آتش كه درین درك عین آتش نباشد، فاذا خرج منها اهل التّوحید جعلت طبقا على سائر الدّركات.

درك دوم لظى است
و هى التی تتلظّى اى تتلهّب...این درك دوّم جاى جهودان است، یقول اللَّه تعالى: «كَلَّا إِنَّها لَظى‏ نَزَّاعَةً لِلشَّوى‏».

درك سیم حطمه است
ترسایان درین درك باشند، قال اللَّه تعالى: «لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ».

درك چهارم سعیر است
صابیان درین درك باشند، قال اللَّه تعالى: « فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِیرِ».

درك پنجم سقر است
این سقر جاى مجوس است، قال اللَّه تعالى: «ما سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ»

درك ششم جحیم است
و الجحیم ما عظم من النّار، و جاحم النّار هو الموضع الشّدید الحر، مشركان عرب درین درك باشند، قال اللَّه تعالى: «وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ».

درك هفتم هاویه است
این درك هفتم درك اسفل است جاى منافقان كفار، چنانك رب العزّه گفت: « إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ»
و از عظیمى و صعبى كه این هاویه هست ربّ العالمین در وصف آن مبالغت كرد گفت:
« فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ وَ ما أَدْراكَ ما هِیَهْ نارٌ حامِیَةٌ»

گفته‏ اند كه این هفت درك دوزخ زیر همه مخلوقاتست و اضیق المواضع آنست، یقول اللَّه تعالى: « وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَیِّقاً».

و گفته‏ اند كه هیأت و شكل عالم بر مثل صنوبر است، هر چه بالاتر، آن فراختر و هر چه زیرتر، آن تنگ تر.
عرش عظیم بالاى مخلوقاتست، لا جرم فراخ تر همه مخلوقاتست و دوزخ زیر مخلوقات، لا جرم تنگ ترین همه جایهاست.
...
« وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ»
مى‏گوید هر چه كژى و ناراستى بود از دلهاى ایشان برون ستدیم و پاك كردیم و روا باشد كه این در دنیا بود، و مراد باین صحابه رسول است كه ربّ العزّه دلهاى ایشان از كینه و عداوت پاك كرد و میان ایشان دوستى افكند چنانك گفت: « وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ» و روا باشد كه این در بهشت باشد، ربّ العزّه دلهاى بهشتیان پاك گرداند از آن غدر و خیانت و حسد و بخل كه در دنیا با ایشان بود.
...
« وَ أَتَیْناكَ بِالْحَقِّ» این هم جواب سخن لوط است كه ایشان را گفت: بهم اتیتمونى و من این تقولون لى ما تقولون؟ بچه آمدید و از كجا مى‏گوئید آنچ مى‏گوئید؟
ایشان گفتند: براستى آمدیم و راستى بتو آوردیم و بفرمان اللَّه تعالى آمدیم و عذاب آوردیم، تو هیچ اندوه مدار و مترس كه ما راست گویانیم.
...
«لَعَمْرُكَ» اى لحیوتك یا محمّد، مفسران گفتند ربّ العزّه هرگز بحیاة هیچكس از آدمیان سوگند یاد نكرد مگر بحیاة محمد (ص)، تشریف و تفضیل وى را بر همه خلق.
...
«فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ» ... «وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ» جمهور المفسرین على انّ الكنایة تعود الى قریتى قوم لوط و شعیب...«إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ» ...

بدانك لفظ امام در قرآن بر پنج وجه آید:
یكى امامست مقتداى خیر كه مردم بوى اقتدا كنند چنانك ربّ العزّه گفت ابراهیم را: « إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» ... همانست كه در سورة الفرقان گفت: « وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً»

وجه دوم امامست بمعنى نامه كردار بندگان، كقوله: « یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»

وجه سوم لوح محفوظ است، كقوله: « وَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» یعنى اللّوح المحفوظ.

وجه چهارم تورات است، كقوله فى سورة هود: « وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً» یعنى التوریة اماما یقتدى به و رحمة لمن آمن به، همانست كه در سورة الاحقاف گفت: « وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً» یعنى التّوراة.

پنجم امام بمعنى طریقست، كقوله فى هذه السّورة:« وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ»
...

متن و ترجمه آیات کریمه از النوبة الاولى
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ (43)» و دوزخ وعده ‏گاه ایشانست همگان.

« لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ » آن را هفت در است، « لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ (44)»هر درى را از ایشان باز بخشیده.

« إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ (45)» پرهیزكاران در بهشتهااند و چشمه‏ ها.

« ادْخُلُوها بِسَلامٍ» در روید در آن بسلامت، «آمِنِینَ (46)» ایمن.

« وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ» و بیرون ستانیم ما از دلهاى ایشان، «مِنْ غِلٍّ» از كژى و نبایستى و ناساختن با هم، «إِخْواناً» برادران، «عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ (47)» بر تختها رویها فرا روى.

« لا یَمَسُّهُمْ فِیها نَصَبٌ» نرسد بایشان در آن ماندگى، « وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِینَ (48)» و نه هرگز ایشان را از آنجا بیرون كنند.

« نَبِّئْ عِبادِی» آگاه كن بندگان مرا، « أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (49)» كه من كه منم آمرزگار و مهربانم.

« وَ أَنَّ عَذابِی هُوَ الْعَذابُ الْأَلِیمُ (50)» و كه عذاب من عذابى دردناكست.

« وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْراهِیمَ (51)» و خبر كن ایشان را از مهمانان ابراهیم.

« إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ» آن گه كه برو در شدند، « فَقالُوا سَلاماً» او را سخنى گفتند نیكو « قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ (52)» گفت ما از شما مى‏ترسیم.

« قالُوا لا تَوْجَلْ» گفتند مترس، « إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِیمٍ (53)» ما بشارت دهیم ترا به پسرى دانا.

« قالَ أَ بَشَّرْتُمُونِی» گفت مرا بشارت مى‏دهید؟، «عَلى‏ أَنْ مَسَّنِیَ الْكِبَرُ» بر سر آنچ بمن رسید از پیرى، « فَبِمَ تُبَشِّرُونَ (54)» بچه چیز مرا بشارت مى‏دهید.

« قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ» گفتند ترا بشارت مى‏دهیم براستى، « فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِینَ (55)» نگر كه از نومیدان نباشى.

«قالَ» گفت، « وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ» و آن كیست كه نومید بود از بخشایش خداوند خویش، « إِلَّا الضَّالُّونَ (56)» مگر گمراهان.

« قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ (57)» گفت كار شما چیست اى فرستادگان؟

« قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى‏ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ (58)» گفتند ما را فرستادند بآن گروه بدان.

« إِلَّا آلَ لُوطٍ» مگر لوط و هم دینان او، « إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ (59)» كه ما برهانندگان ایشانیم همه.

« إِلَّا امْرَأَتَهُ» مگر زن او، « قَدَّرْنا» تقدیر كردیم، « إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِینَ (60)» كه زن ازیشان بود كه باز ماندگانند.

« فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ (61)» چون بلوط و هم دینان او آمدند فرستادگان.

« قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ (62)» گفت ایشان را شما را نمى‏شناسم.

« قالُوا بَلْ جِئْناكَ بِما كانُوا فِیهِ یَمْتَرُونَ (63)» گفتند بلكه بتو بآن آمده ‏ایم تا آنك ایشان در آن بشك‏اند.

« وَ أَتَیْناكَ بِالْحَقِّ» و بتو راستى آوردیم « وَ إِنَّا لَصادِقُونَ (64)» و ما راست گوئیم.

« فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ» كسان خویش را بشب بیرون بر، « بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ» كه پاسى از شب بگذرد، « وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ» و بر پى كسان خویش مى‏رو، « وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ» و هیچكس از شما باز پس منگرید، « وَ امْضُوا حَیْثُ تُؤْمَرُونَ (65)» و برگذرید آنجا كه مى‏فرمایند شما را.

« وَ قَضَیْنا إِلَیْهِ» و باو پیغام گزاردیم، « ذلِكَ الْأَمْرَ» آن كار، « أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ» كه بیخ و دنبال این قوم برید نیست، «مُصْبِحِینَ (66)» آن گه كه مى در بامداد شوند.

« وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ» و آمدند اهل شارستان، « یَسْتَبْشِرُونَ (67)» شادى مى‏بردند.

« قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَیْفِی» گفت كه این مهمانان منند، « فَلا تَفْضَحُونِ (68)» مرا رسوا مكنید.

« وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ (69)» و از خداى بترسید و مرا خجل مكنید.

« قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِینَ (70)» گفتند نه ترا بآزرده ‏ایم از جهانیان.

« قالَ هؤُلاءِ بَناتِی إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِینَ (71)» گفت این دختران من ‏اند اگر مسلمان شوید بشما دهم.

« لَعَمْرُكَ» بزندگانى تو، « إِنَّهُمْ لَفِی سَكْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ (72)» كه ایشان در مستى خویش سر در نهاده‏ اند.

« فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ (73)» عذاب ایشان را فرا گرفت بوقت بر تابیدن روز.

« فَجَعَلْنا عالِیَها سافِلَها» كردیم زبر آن زیر آن، « وَ أَمْطَرْنا عَلَیْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّیلٍ (74)» و بر ایشان بارانیدیم سنگها از گل و سنگ.

« إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ» در آن نشانها آشكار است، « لِلْمُتَوَسِّمِینَ (75)» ایشان را كه نیك بزیركى درنگرند در كار ایشان.

« وَ إِنَّها لَبِسَبِیلٍ مُقِیمٍ (76)» و آنك بر راه قافله و كاروانست.

« إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ (77)» در آن نشانى آشكار است گرویدگان را.

« وَ إِنْ كانَ أَصْحابُ الْأَیْكَةِ لَظالِمِینَ (78)» مردمان ایكه سخت ستمكاران بودند.

« فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ» تا كین ستدیم از ایشان، « وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ (79)» و آن هر دو بر راه گذر خلقند پیدا و روشن.

« وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِینَ (80)» دروغ زن گرفتند مردمان حجر پیغامبران را.

« وَ آتَیْناهُمْ آیاتِنا» و ایشان را نشانهاى خود دادیم « فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِینَ (81)» از آن روى گردانیده بودند.

« وَ كانُوا یَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً» و از سنگهاى كوه‏ها خانه ‏ها مى‏بریدند و مى‏تراشیدند، « آمِنِینَ (82)» تا جاوید مانند بى بیم.

« فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ» فرا گرفت ایشان را بانگ، «مُصْبِحِینَ (83)» كه مى در بامداد شدند.

« فَما أَغْنى‏ عَنْهُمْ ما كانُوا یَكْسِبُونَ (84)» نه آن خانه‏ هاى سنگین بكار آمد ایشان را نه آنچ ساخته بودند و كرده.

« وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما» نیافریدیم آسمان و زمین را و آنچ میان آنست، « إِلَّا بِالْحَقِّ» مگر بفرمان روان بى انباز، « وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِیَةٌ» و رستاخیز آمدنیست، « فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ (85)» فرا گذار فرا گذاشتن نیكو.

« إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ (86)» كه خداوند تو آن آفریدگار است بهمه چیز دانا.


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف


           **********
سوره رعد
تفسیر سوره رعد 01 (358)


           **********
سوره ابراهیم
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)


           **********
سوره الحجر
تفسیر سوره حجر 01 (375)
تفسیر سوره حجر 03 (377)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر سوره حجر 02 (376)
آیت خاص فضیلت محمد (ص)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
اهلیت و حاتم طایی
تفسیر سوره حجر 01 (375)
تفسیر سوره ابراهیم 07 (374)
تفسیر سوره ابراهیم 06 (373)
تفسیر سوره ابراهیم 05 (372)
تفسیر سوره ابراهیم 04 (371)
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین)
هر حیوانی ؛ آدمی نیست !
تیغ برّان گر به دستت داد روزی روزگار
تفسیر سوره ابراهیم 03 (370)
تفسیر سوره ابراهیم 02 (369)
تفسیر سوره ابراهیم 01 (368)
تفسیر سوره رعد 10 (367)
تفسیر سوره رعد 09 (366)
گوهر ها و خرمهره ها ... !
شب و راز شب(و نوجوانی)
درون پیمایی (02)
درون پیمایی (01)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.