نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى‏»

فرشتگان الهی محافظ

پس از آنك منكران بعث گفتند: «أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ» خبر داد جلّ جلاله از كمال قدرت و شواهد فطرت خویش در آفرینش اوّل در رحم مادر و اظهار صنع خود در تقلّب احوال بنده تا بر ایشان حجّت باشد كه آن خداوند كه قادر است بر آفریدن بنده در رحم مادر بر آن صفت قادر است كه او را پس از فنا باز آفریند و بر وى دشوار ناید.

... و گفته ‏اند كه این نقصان مدّت حمل است كه فرزند بشش ماه آید، «وَ ما تَزْدادُ» آنست كه بنه ماه بر گذرد و بیفزاید تا بدو سال بمذهب بو حنیفه و تا بچهار سال بمذهب شافعى.
... و گفته ‏اند «ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ» حیض است بوقت حمل كه زن حامل چون حیض بیند نقصان در غذاء فرزند آید و در مدّت حمل بیفزاید كه هر روزى را كه حیض بیند روزى در طهر بیفزاید تا نه ماه طهر بیند بتمامى، اگر در مدت حمل پنج روز مثلا حیض بیند فرزند بنه ماه و پنج روز آید.

...
«وَ یُرْسِلُ الصَّواعِقَ» مردى بود از فراعنه عرب ازین كافر دلى ناپاك متمرد، رسول خدا (ص) مردى را فرستاد تا وى را بخواند، آن مرد گفت یا رسول اللَّه انّه اعتى من ذلك، آن دشمن خدا و رسول از آن شوختر است كه فرمان برد، رسول (ص) باز گفت اذهب فادعه لى، رو او را بر من خوان، مرد برفت و او را گفت یدعوك رسول اللَّه رسول خدا ترا میخواند، آن كافر گفت و ما اللَّه امن ذهب هو او من فضّة او من نحاس، مرد باز آمد گفت یا رسول اللَّه من مى‏گفتم كه آن كافر ناپاك فرمان نبرد او بمن چنین و چنین گفت، رسول خدا گفت ارجع الیه فادعه، یك بار دیگر باز شو و او را بر خوان، مرد باز گشت و او را خواند و جواب همان شنید، مرد باز گشت، رسول خدا سوّم بار فرستاد، بار سوم چون آن كافر سخن بیهوده در گرفت ربّ العزّه صاعقه ‏اى فرو گشاد از آسمان آتش در وى افتاد و سوخته گشت، در آن حال جبرئیل آمد و این آیت آورد: «وَ یُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَیُصِیبُ بِها مَنْ یَشاءُ وَ هُمْ یُجادِلُونَ فِی اللَّهِ».

ابن عباس گفت این آیت و آیت پیش: «لَهُ مُعَقِّباتٌ» هر دو در شأن دو مرد فرو آمد یكى عامر بن الطفیل دیگر اربد بن ربیعه هر دو در حق رسول خداى (ص) مكر ساختند و ربّ العزّه آن مكر و ساز بد ایشان فرا سر ایشان نشاند، این عامر پیش رسول خدا آمد گفت یا محمد مالى ان اسلمت؟ اگر مسلمان شوم مرا چه بود و در كار من چه حكم كنى رسول (ص) گفت: لك ما للمسلمین و علیك ما علیهم هر چه مسلمانان را بود ترا همان بود و هر حكم كه بر ایشان رانند بر تو همان رانند، عامر گفت: تجعل لى الامر بعدك آن خواهم كه كار خلق و ولایت پس از تو بمن سپارند تا خلیفه تو باشم و بجاى تو نشینم، رسول خدا (ص) گفت كه این نه كاریست كه در دست من بود كه این بفرمان و حكم اللَّه تعالى بود آن را كه خواهد دهد، گفت یا محمد تجعلنى على الوبر و انت على المدر آن خواهم كه تو بر اهل مدر كار رانى و پیش رو باشى و من بر اهل وبر، رسول (ص) گفت این چنین راست نیاید و سخن كوتاه كن، گفت اى محمد پس مرا چه خواهى داد؟ گفت: اجعل لك اعنّة الخیل تغزو علیها، ترا لشكرى دهم تا سر خیل ایشان باشى و غزا كنى، گفت آن خود مرا راستست، امروز اسلام را چه كنم و از بهر تو چرا گردن نهم؟ و پیش از آن با اربد راست كرده بود كه چون من با محمد بسخن در آیم تو از پس وى در آى و او را زخم كن، آن ساعت بچشم اشارت كرد و اربد خواست كه شمشیر از نیام بر كشد چهار انگشت بر آمد و بر جاى بماند هر چند جهد كرد تا بر كشد نتوانست تا رسول (ص) باز نگرست بجاى آورد كه ایشان ساز بد ساخته ‏اند و مكر كرده ‏اند گفت: «اللهم اكفنیهما بما شئت» فارسل اللَّه على اربد صاعقة فى یوم‏ صائف صاح فاحرقته ...

قوله: «لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ» اى كلمة التوحید لا اله الا اللَّه، اى لا یحقّ احد ان یدعى الها الّا هو اوست كه سزد كه او را خداى خوانند و دیگرى را نسزد
و معنى دیگر له دعوة الحقّ: اوست سزاى آن كه خلق را با پرستش او خوانند،
معنى دیگر: اوست كه خلق را فردا از خاك باز خواند تا بیرون آیند و تواند.
...
«وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»
این طواعیّت و كراهیّت در سجود اهل زمین است كه آسمانیان بطوع و طبع سجود مى‏كنند و در ایشان هیچ كراهیّت نیست.
امّا زمینیان قومى بطوع سجود كنند كه مسلمان زادند یا بطوع مسلمان شدند و قومى را باكراه و شمشیر مسلمان كردند، بدایت كار ایشان كره بود پس طوع شد.
و قومى منافقان ‏اند كه بظاهر اسلام دارند و بكره سجود مى‏كنند.

و روا باشد كه سجود بمعنى خضوع و انقیاد بود، و لیس شى‏ء الّا و هو یخضع للَّه عزّ و جلّ و ینقاد له.
و گفته ‏اند سجود بكره اینست كه تفسیر كرد گفت: «وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ» چنانك جاى دیگر گفت: «یَتَفَیَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ» اى صاغرون كارهون.
...
«قُلْ» یا محمد للكفّار، «مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» ...
مى‏گوید اى محمد از ایشان پرس كه آفریدگار آسمانها و زمین كیست ایشان جواب دهند و گویند اللَّه كه جز ازین جواب نیست، چون ایشان اقرار دادند، تو گوى چنین است كه شما مى‏گوئید كه آفریدگار اللَّه تعالى است و آن گه این اقرار بر ایشان حجّت كن و گوى: «أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ» استفهام انكار على شركهم بعد اقرارهم، ایشان را بگوى چون اقرار مى‏دهید كه آفریدگار اوست، فلم اتّخذتم من دونه اولیاء چرا جز از اللَّه تعالى بتان را بخدایى گرفتید و روز حاجت را و دفع مضار خود را ساخته ‏اید، و ایشان آنند كه خود را بكار نیایند، نه آورد سودى توانند نه باز برد گزندى، چون از خود عاجزاند از كار دیگران عاجزتر باشند....


متن و ترجمه آیات کریمه در النوبة الاولى
«اللَّهُ یَعْلَمُ» خداى مى‏داند، «ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى‏» آنچ در شكم هر ماده‏ اى، «وَ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ» و هر چه رحم ‏ها كاهد، «وَ ما تَزْدادُ» و آنچ رحمها افزاید، «وَ كُلُّ شَیْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ»  (8) و آن همه هر یك بنزدیك او باندازه ‏اى.

«عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ» داناى نهان و آشكارا، «الْكَبِیرُ الْمُتَعالِ » (9) آن بزرگ پاك بى عیب برتر.

«سَواءٌ مِنْكُمْ» یكسانست از شما، «مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ» آن كس كه نهان دارد سخن خویش، «وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ» یا آشكارا و ببانگ، «وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّیْلِ» و یكسانست از شما آن كس كه پوشیده است در زیر جامه شب و نهان گشته در شب تاریك، «وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ » (10) و آن كس كه آشكارا رواست بروز.

«لَهُ مُعَقِّباتٌ» خداى را فریشتگانى ‏اند، «مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ» پیش بنده و پس او، «یَحْفَظُونَهُ» میكوشند بنده را «مِنْ أَمْرِ اللَّهِ» بفرمان اللَّه، «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ» تغییر نكند و بنگرداند آنچه قومى دارند و در آن باشند از نیكویى حال، «حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» تا ایشان تغییر كنند و بگردانند آنچه بر دست دارند از نیكویى افعال، « وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً» و چون خدا بقومى بدى خواهد، « فَلا مَرَدَّ لَهُ» بازداشت و باز پس برد نیست آن را، «وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ » (11) و ایشان را جز ازو خداوندگارى و كارسازى نیست.

«هُوَ الَّذِی یُرِیكُمُ الْبَرْقَ» اللَّه اوست كه مینماید شما را درخش «خَوْفاً وَ طَمَعاً» بیم و امید را، «وَ یُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ » (12) و مى‏سازد میغهاى گرانبار پر آب.

«وَ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ» و تسبیح میكند و خداى را مى‏ستاید رعد بحمد او، «وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِیفَتِهِ» و فریشتگان هم مى‏ستایند او را از بیم او، «وَ یُرْسِلُ الصَّواعِقَ» و مى‏گشاید در هوا گاه گاه درخش با آواز و آتش سوزان، «فَیُصِیبُ بِها مَنْ یَشاءُ» میرساند چیزى از آن بآنكس كه خواهد، «وَ هُمْ یُجادِلُونَ فِی اللَّهِ» و ایشان كه پیكار مى‏كنند با خداى تعالى، «وَ هُوَ شَدِیدُ الْمِحالِ » (13) و اللَّه تعالى سخت مكر است و زود كار.

«لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ» اوست كه او را خداى خوانند و سزد، «وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ» و ایشان كه خداى میخوانند ایشان را فرود از اللَّه، «لا یَسْتَجِیبُونَ لَهُمْ بِشَیْ‏ءٍ» ایشان را بكار نیایند و پاسخ نكنند هیچیز، «إِلَّا كَباسِطِ كَفَّیْهِ إِلَى الْماءِ» مگر چون كسى كه دست زند بآب «لِیَبْلُغَ فاهُ» تا بدهن او رسد، «وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ» و آب بدست نمودن یا بقبضه گرفتن بدهن نرسد، «وَ ما دُعاءُ الْكافِرِینَ» و نیست این باز خواند كافران، «إِلَّا فِی ضَلالٍ » (14) مگر در ضایعى و بیهودگى و گمراهى.

«وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ» و خداى را سجود میكند، «مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» هر كه در آسمان و زمین است، «طَوْعاً وَ كَرْهاً» بخوش كامگى و فرمانبردارى و بناكامى، «وَ ظِلالُهُمْ» و سایه‏ هاى ایشان، «بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ » (15) بامداد سوى غرب و شبانگاه سوى شرق.

«قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» گوى كیست خداوند هفت آسمان و هفت زمین، «قُلِ اللَّهُ» هم تو گوى اللَّه تعالى است، «قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ» بگو شما پس فرود ازو خدایان گرفتید، «لا یَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ» كه نتوانند و ندارند تنهاى خویش را، «نَفْعاً وَ لا ضَرًّا» نه سودى و نه گزندى، «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ» بگو یكسان بود نابینا و بینا، «أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّورُ» یا هرگز یكسان بود تاریكى و روشنایى، «أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ» یا خداى را انباز خواندند و نهادند، «خَلَقُوا كَخَلْقِهِ» كه چنانك اللَّه تعالى آفرید ایشان آفریدند، «فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ» تا آفرینش اللَّه و آفرینش انبازان وى بهم مانست، «قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَیْ‏ءٍ» بگوى اللَّه تعالى است آفریدگار هر چیزى از آفریده، «وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ (16)» و اوست آن یكتاى باز شكننده هر كام.


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)



           **********
سوره یوسف

تفسیر سوره رعد 03 (360)


           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ :
سیستم مالی از نظر Ken O,Keefe
مسلط مکن جون منی بر سرم
مقامات یاوه گو (Trump)
تفسیر سوره رعد 02 (359)
تفسیر سوره رعد 01 (358)
جلوی هجمه های بانکها را بگیرید
بنی قنطوره ! (1)
بنی قنطوره ! (2)
تفسیر سوره یوسف 18 (357)
تفسیر سوره یوسف 17 (356)
تفسیر سوره یوسف 16 (355)
تفسیر سوره یوسف 15 (354)
تفسیر سوره یوسف 14 (353)
تفسیر سوره یوسف 13 (352)
تفسیر سوره یوسف 12 (351)
تفسیر سوره یوسف 11 (350)
تفسیر سوره یوسف 10 (349)
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
امام حسین(ع) و نعمت حاجت‌خواهی
گلچینی از سخنان گهربار حضرت امام حسین علیه السّلام
ظالم , علوی نیست !
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
منظومه ای از استاد گرمارودی درباره امام حسین(ع)
ریشه وهابیت
امام حسین علیه السلام و مناظره در دین
تفسیر سوره یوسف 09 (348)
تفسیر سوره یوسف 08 (347)
تفسیر سوره یوسف 07 (346)
گناه از عالم زشت تر است
تفسیر سوره یوسف 06 (345)
تفسیر سوره یوسف 05 (344)
تفسیر سوره یوسف 04 (343)
تفسیر سوره یوسف 03 (342)
تفسیر سوره یوسف 02 (341)
تفسیر سوره یوسف 01 (340)
حرامخواران (دیرکردهای بانکی مصداق حرامخواری است)
نردبان ملکوت




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.