النوبة الثالثة
قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ ...
پیروان درصفی پشت سر رهبران خود بمحشر می آیند

شعیب (ص) متعبّد بود، بر اداء طاعات و تحصیل عبادات پیوسته حریص و بر آن مواظب بود، ساعت شب بنماز مستغرق داشتید و هنگام روز بلفظ شیرین و بیان پر آفرین پیغام حق با قوم خویش گزاردید و ازین سخنان كه ربّ العزّة از وى حكایت میكند كمال كفایت و وفور عقل و نور بصیرت و حصول سكینه در دل وى پیداست،
و ذلك قوله: إِنْ كُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی
این بیّنت كه نوریست كه در دل تابد، تا خاطر از حرمت پر كند، و اخلاق را تهذیب كند و اطراف را ادب كند، نه پیش دعا حجاب گذارد، نه پیش فراست بند نه پیش امید دیوار، از اینجا آغاز كند علم ربّانیان، و یقین عارفان، و ناز دوستان.

وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً
باز نمود و بیان كرد كه آنچه یافتم و دیدم، نه از خود یافتم، و نه بمردى و قوّت خود بآن رسیدم، بلكه آن رزق الهى است، موهبت ربّانى و لطف ایزدى، همانست كه مصطفى (ص) گفت: «انا سیّد ولد آدم و لا فخر»
كرامتى عظیم، و نواختى كریم، از خداى كریم، و بدان فخر مى ‏نیارم، كه نه مكتسب منست، و نه بجلادت و قوّت من، تا بآن فخر توانم كرد، موهبت الهى است، و عطاء ربّانى بفضل خود كارى ساخته و پرداخته، و بى ما راست كرده.

و گفته ‏اند: رزق حسن، دوام نعمت است بى‏ مئونت، و كمال صفات بى وسیلت، دوام نعمت غذاى نفس است مركب خدمت را، و كمال صفاوت غذاى روح است مركز مشاهدت را، و از رزق حسن است كه كردار مخالف گفتار نبود، چنان كه شعیب گفت: وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى‏ ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ.

بو عثمان گفت:
واعظ نیست او كه بزبان خلق را پند دهد، و آنچه گوید خود نكند،
حكیم نیست او كه بر زبان حكمت راند، و اعمال و سیرت وى بر وفق حكمت نبود،


و در اخبار بیارند كه ... هر كه وى را علم افزاید، و آن گه راه هدى برو نگشاید. از حقّ او را جذر دورى نیفزاید. اما میدان بیقین كه كلید گنج هدى توفیق است، كوشش بطاعات، و یافت درجات بتوفیق است، طوبى آن كس كه توفیق او را رفیق است، بنده بجهد خود كجا رسد اگر توفیق نبود، نجات خود كى تواند، بى مركب توفیق راه بحقّ چون برد.

ربّ العزّة حكایت میكند از قول شعیب كه گفت: وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیبُ
توفیق چوگانست، و بنده گوى و انابت میدان،
ذكر بر زبان، و آواى برّ در گوش و ثمره وعد در دل و تازگى منّت در جان.

پیر طریقت گفت: تا جان در تن است، و نفس را بر لب گذر است، و هشیارى حاصل است، از عبودیت چاره نیست.
راست است كه طاعت بتوفیق است، امّا جهد بگذاشتن روى نیست،
راست است كه معصیت بخذلان است، امّا جذر فرو گذاشتن شرط نیست،
اندیشیدن كه رهى توانستى كه گناه نكردید، سر همه گناه است، و این سخن گناه كار را عذر پنداشتن هم از گناه است،

الهى!
عزّت ترا گردن نهادیم، و حكم ترا جان فدا كردیم، ما را مى‏گویى كه مكن و در مى ‏افكنى، و مى‏گویى كه كن و فانمیگذارى، ما را جاى خصومت و ترا جاى عزّت، پس ما را چه ماند مگر گردن نهادن بطاعت.

وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ
میگوید: آمرزش خواهید از خداوند خویش كه وى آمرزگار است، و رهى نو از نه بسزاى رهى بل بسزاى خویش هر چند كه رهى را جرم بسیار است، آخر فضل مولى پیش الطاف ربوبیّت است، كه كرم خود بر صفت عبودیّت عرضه میكند، كه هر چه از رهى تقصیر است، بى‏ نیازى من برابر آنست، و هر چه ازو ناپسندیده است، مهربانى من بر سر آنست، و هر چه رهى را امید است، فضل من برتر از آنست.

إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ
ودود اوست كه بمهربانى نواخت خود بر بنده نهد، و نعمت بر وى پیاپى ریزد، تا بنده او را دوست شود.
ازینجا بود كه با داود (ع) گفت كه:
« یا داود حبب الى عبادى» راه ما بر بندگان ما روشن ‏دار، و دوستى ما در دل ایشان افكن، و نعمت ما با یاد ایشان ده، و سخنان ما در دل ایشان شیرین كن، و بگوى
من آن خداوندم كه با جودم بخل نه، و با علمم جهل نه،
و با صبرم عجز نه، و با غضبم ضجر نه،
در صفتم تغیّر نه، و در گفتم تبدّل نه، ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ
پس اگر بنده تقصیر كند، و حقّ این كرامت بنشناسد، و شكر نعمت بنگزارد او را عتاب كند و گوید:
یا بن آدم ما انصفتنى أتحبّب الیك بالنّعم، و تتمقّت الىّ بالمعاصى، خیرى علیك نازل و شرّك الىّ صاعد، رواه على بن ابى طالب (ع) عن النبى (ص) عن اللَّه عزّ و جلّ: یا بن آدم... و ذكر الحدیث.


متن و ترجمه آیات کریمه در النوبة الاولى
قالُوا یا شُعَیْبُ گفتند: اى شعیب أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ این نمازهاى فراوان تو میفرماید ترا، أَنْ نَتْرُكَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا كه ما را فرمایى تا دست بداریم پرستش آنچه پدران ما مى‏پرستیدند، أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوالِنا ما نَشؤُا یا در مالهاى خویش آن كنیم كه ما خواهیم، إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ (87) تویى تو آن زیرك راست آهنگ.

قالَ یا قَوْمِ گفت: اى قوم: أَ رَأَیْتُمْ چه بینید و چه گوئید إِنْ كُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی اگر من بر چیزى راست و كارى درست روشن ‏ام از خداوند من وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً و خداوند من مرا از خود روزى داد نیكو وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ و نمى‏خواهم كه شوم مخالفت كنم از شما، إِلى‏ ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ كه شما را مى ‏باز زنم از آن إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ نمى‏خواهم مگر باصلاح آوردن و نیك كردن كار شما و كار خویش مَا اسْتَطَعْتُ تا توانم، وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ و مرا توان راست داشتن و موافق كردن گفت و كرد و آهنگ نیست مگر بخداى عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ پشت باو باز كردم و كار باو سپردم، وَ إِلَیْهِ أُنِیبُ (88) و با او گشتم و با او گرائیدم.

وَ یا قَوْمِ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِی اى قوم شما را بر آن مدارد خلاف كردن با من و ستیز جستن با من أَنْ یُصِیبَكُمْ كه بشما رسد مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ هم چنان عذاب كه بقوم نوح رسید، أَوْ قَوْمَ هُودٍ یا بقوم هود رسید أَوْ قَوْمَ صالِحٍ یا بقوم صالح رسید وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِیدٍ (89) و قوم لوط از شما نه دور است.

وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ و آمرزش خواهید از خداوند خویش، ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ و با او گردید، إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ (90) خداوند من بخشاینده است دوست‏ دار.

قالُوا یا شُعَیْبُ
گفتند: اى شعیب ما نَفْقَهُ كَثِیراً مِمَّا تَقُولُ در نمى ‏یابیم ما فراوان ازین كه تو میگویى وَ إِنَّا لَنَراكَ فِینا ضَعِیفاً و ترا در میان خویش بیچاره مى‏ بینیم وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ و گرنه خاندان تو بودى ما ترا بیرون كردیمى و براندیمى، وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزِیزٍ (91) و تو بر ما گرامى نه ‏اى و نه دریغ.

قالَ یا قَوْمِ گفت: اى قوم أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْكُمْ مِنَ اللَّهِ خاندان من بر شما گرامى‏تراند و بنزدیك شما دریغ ‏تر از اللَّه وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِیًّا و شما اللَّه را پس پشت گرفته‏ اید، إِنَّ رَبِّی بِما تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ (92) خداوند من بكرد شما دانا است.

وَ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى‏ مَكانَتِكُمْ إِنِّی عامِلٌ اى قوم هم چنان مى‏باشید و هم چنان مى‏زئید و همه كار مى‏كنید و من هم چنان مى‏باشم و هم چنان مى‏زیم و همه كار مى‏كنم سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ آرى بدانید و آگاه شوید كه آن كیست كه باو آید عذابى كه او را رسوا كند وَ مَنْ هُوَ كاذِبٌ و بدانید كه دروغ زن كیست وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَكُمْ رَقِیبٌ (93) چشم میدارید تا من با شما میدارم.

وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا چون عذاب ما آمد بفرمان ما، نَجَّیْنا شُعَیْباً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ رهانیدیم شعیب را و ایشان را كه گرویده بودند با او بِرَحْمَةٍ مِنَّا ببخشایشى از ما وَ أَخَذَتِ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ و فرا گرفت آن ستمكاران را بانك كه فریشته زد بر ایشان فَأَصْبَحُوا فِی دِیارِهِمْ جاثِمِینَ (94) تا در سرایهاى خویش مرده بیفتادند.

كَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیها چنان كه گویى هرگز نبودند، أَلا بُعْداً لِمَدْیَنَ دورى بادا و لعنت افزایا مدین را، كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ (95) چنان كه دورى دید و لعنت شنید ثمود.

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا و فرستادیم موسى را بسخنان و نشانهاى خویش وَ سُلْطانٍ مُبِینٍ (96) و حجّت آشكارا.

إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ بفرعون و كسان وى فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ فرمان فرعون را پى ‏بردند وَ ما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ (97) و فرمان فرعون بر راه راست نبود.

یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ در پیش قوم خویش مى ‏آید روز رستاخیز فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ تا ایشان را بآتش رساند وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ (98) و بد رسیدن جاى كه بآن رسند.

وَ أُتْبِعُوا فِی هذِهِ لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ بر پى ایشان كردند لعنت درین جهان‏ و روز رستاخیز، بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ (99) بد چیز دادند آن كس را كه لعنت دادند.

ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى‏ آن از خبرهاى شهرها است نَقُصُّهُ عَلَیْكَ مى‏گوییم و میخوانیم آن را بر تو مِنْها قائِمٌ هست از آن شهرها كه بر پاى هست اینز وَ حَصِیدٌ (100) و لختى از آن دروده و كنده و نیست كرده.

وَ ما ظَلَمْناهُمْ و ستم نكردیم ما ور ایشان وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ لكن ایشان ستم كردند بر خویشتن فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ پس بكار نیامد و سود نداشت ایشان را آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ آن خدایان ایشان كه میخواندند فرود از اللَّه بهیچ چیز لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ آن گه كه عذاب آمد بفرمان خداوند تو وَ ما زادُوهُمْ و نفزود آن خدایان ایشان ایشان را غَیْرَ تَتْبِیبٍ (101) مگر زیان كارى نمودن.

وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ و چنان است گرفتن خداوند تو إِذا أَخَذَ الْقُرى‏ كه شهرهاى دشمنان بعذاب فرا گرفت وَ هِیَ ظالِمَةٌ و ایشان بر خود ستمكار و اللَّه نه بیدادگر، إِنَّ أَخْذَهُ أَلِیمٌ شَدِیدٌ (102) گرفتن خداوند تو درد نماى است سخت‏.


نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ
ابن عباس گفت: شعیب نماز بسیار كردید از آن جهت این سخن گفتند یعنى این نمازهاى فراوان تو میفرماید ترا كه ما را از پرستش بتان بازدارى.

... و آنچه ایشان در مال خویش میكردند بخس بود در كیل‏ و وزن ... میگوید: ما خود رضا دادیم و پسندیدیم آنچه میكنیم از بخس و تكسیر، تو چرا ما را باز میدارى. ...

إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ
این سخن بر وجه استهزا گفتند و بوى ضدّ این خواستند یعنى انك لانت السّفیه الغاوى. این هم چنان است كه خزنه آتش بو جهل را گویند: ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْكَرِیمُ و روا باشد كه این سخن بتحقیق گفته باشند یعنى انّك فینا حلیم رشید فلیس یحمل بك شقّ عصا قومك و لا مخالفة دینهم. هم چنان كه قوم صالح گفتند: یا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِینا مَرْجُوًّا قَبْلَ ...

وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى‏ ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ
میگوید: من شما را از چیزى نهى نكنم كه پس خود كنم بخلاف آنچه میگویم
و این از نكوترین خطابهاست در قرآن و پندها كه علما را داده ‏اند
و آن سه آیت ‏اند در قرآن
یكى اینست،
دیگر أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ
سه دیگر لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ

بر علما واجب است نظر درین آیات كردن و حقّ آن بجاى آوردن و كار بند آن بودن، خود در آن پند پذیرفتن، و آن گه دیگران را در آن پند دادن، ...

إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ ...
میگوید: من بآنچه میفرمایم شما را جز صلاح كار شما نمى‏خواهم كه صلاح كار شما در آنست كه خداى را پرستید، و او را طاعت دار باشید، و كار نیكان و پرهیزگاران كنید، آن گه گفت. مَا اسْتَطَعْتُ یعنى این پند كه دادم، و صلاح شما كه خواستم، بقدر طاعت خویش كردم، و طاقت و وسع من بیش از ابلاغ و انذار نیست. امّا شما را بر طاقت داشتن در قدرت من نیست، كه آن جز بتوفیق اللَّه نیست وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ ...

وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِیدٍ
این از بهر آن گفت كه ایشان قریب العهد بودند با هلاك قوم لوط كه شعیب را بر اثر لوط فرستادند. میگوید: نه دیر است تا ایشان را هلاك كردند، چرا بهلاك ایشان پند نپذیرید، و عبرت نگیرید،

و گفته ‏اند: دیار و وطن قوم لوط نزدیك بود بایشان میگوید: چرا در آن دیار و وطن ننگرید، و عبرت نگیرید، كه رب العزّة آن را چنان زیر و زبر كرده، و دمار برآورده؟

وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ

معنى استغفار و موضع این ثُمَّ از پیش رفت، إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ ...
میگوید: خداوند من مهربانست. و بخشاینده بر مؤمنان، سخت دوست دار ایشان. و مهر او كننده میان خود و بندگان، بنیكو كارى كردن با ایشان
...
قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ كَثِیراً مِمَّا تَقُولُ ...
گفته‏اند: شعیب (ع) ضریر بود، از بس كه بگریسته بود از بیم خدا ضریر گشت، و او را خطیب پیغامبران میگفتند، شیرین سخن بود و خوش نطق و پاك عبارت، و عشیره و قبیله وى فراوان بودند ازینجا بود كه قوم وى گفتند: لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ میگویند، رهط وى چهار هزار بار هزار بودند همه بر ملّت ایشان نه بر ملّت شعیب، ازین جهت بایشان میل داشتند و اكرام‏ ایشان را میگفتند...

قالَ یا قَوْمِ أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْكُمْ مِنَ اللَّهِ ...
 چون ایشان گفتند: لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ شعیب بر ایشان انكار نمود گفت: ... مرا در عشیرت من آزرم میدارید، و ایشان را در دل خویش بزرگ میدانید، و در خداوند بزرگوار، و كردگار ذو الجلال كه آفریدگار، و روزى گمار، شماست مى‏آزرم نمى‏دارید؟ سزاتر و نیكوتر آن بود كه مرا در اللَّه نگه دارید و از بهر وى آزرم دارید نه از بهر عشیرت.

وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِیًّا
این در نسق استفهام است، یعنى كه شما اللَّه را پس پشت گرفته‏ اید، و فرمان وى بگذاشته ‏اید...

وَ أُتْبِعُوا فِی هذِهِ اى فى هذه الدّنیا «لعنة» نزّه ...
درین آیت اظهار جلال و عزّت خود میكند و پاكى و تقدّس خود از ندم و پس آورد بخلق مى‏نماید یعنى پاكست و منزّه خداوند ذو الجلال، و و كردگار بر كمال، از آنچه بر كرد وى پشیمانى رود، یا فعل وى بر وى تاوان آید، یا از پس آورد او را بیم بود.

وَ أُتْبِعُوا فِی هذِهِ لَعْنَةً
میگوید: درین جهان لعنت بر پى ایشان داشتند، كس را نبینى كه ایشان را یاد كند، كه نه لعنت بر ایشان كند، هم مؤمنان بر ایشان لعنت میكنند در زمین، و هم فریشتگان در آسمان، وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ و همچنین فردا در قیامت فریشتگان بر ایشان لعنت كنند بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ...
معنى آنست كه: فردا در قیامت كه مؤمنانرا بهشت عطا دهند عطاى كافران لعنت بود پس لعنت، و بد عطائى است ایشان را لعنت ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى‏ این هم چنان است كه در عقب خبر نوح گفت: تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ، ...
میگوید: اینست خبر شهرها و امّتها و سرگذشت ایشان، و عذاب و هلاك كه فرو گشادند بر ایشان، یعنى كه قوم خود را و عرب را بترسان، و بیم نماى ایشان را از مثل آن عذاب،
آن گه گفت: مِنْها قائِمٌ از آن شهرها هست كه اینز بر پاى است و خراب نگشته چون قسطنطنیه و هرمین مصر و كنیسه رها وَ حَصِیدٌ و هست از آن كه خراب شده و نیست گشته چون خورنق و سدیر و غمدان و سیلجین و بارق و ما رب و عماد عاد و امثال آن.

و گفته ‏اند: «قائم» دیار قوم هود است و قوم صالح كه آثار و اطلال آن پیدا است و حَصِیدٌ دیار قوم نوح و قوم لوط كه آن را هیچ اثر و طلل نیست.
...
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)

تفسیر سوره هود 03 (333)
تفسیر سوره هود 08 (338)





سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ:






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.