النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِی‏ءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً الآیة.

ظالم در هر سطحی،ملعون الهی است

اشارت است بكمال حزن لوط و غایت درد و اندوه وى در راه دین،
هم تشریف است او را هم بشارت،
تشریف است از آن روى كه عزّت قرآن او را جلوه میكند، و از اندوه وى عالمیان را بر آتش اندوه مى‏نشاند، و خلعت مثوبت روز دولت ایشان را میدوزد، و
بشارت از آن است كه هر كرا بر آمدن مراد در طالع وى بود، نخست تیر بى ‏مرادى در كام وى نشانند، و بر درد و اندوهش اندوه فزایند، آن گه چون یكبارگى دل خویش باندوه سپرد، و از راه مراد خود برخاست، محبّت حقّ او را در پرده عصمت خویش گیرد كه:
« ان اللَّه یحب كل قلب حزین »
دوست دارد اللَّه دلى كه همه غم نادیدن وى خورد، همه بار درد نایافت وى كشد،
اندوهش بدان دهد تا روزى گوید، كه: لا تَحْزَنْ
ترس و بیم در دلش افكند، تا در وقت نزع او را گوید كه: لا تَخَفْ

آن ساعت كه بنده مؤمن را در خاك نهند، و آن خر پشته گور بر سینه عزیز او نصب كنند، دوستان متفكّر حال او، خویشان متحیّر انتقال او، دل وى پر از اندوه و بیم گشته، میان نواخت و سیاست درمانده، گوش بر غیب نهاده، تا خود چه خطاب آید و با وى چه كنند،
بنده درین سوز و حسرت بود، كه فضل الهى در رسد، لطف ایزدى در پیوندد، خطاب آید، بنعمت اكرام و افضال،
عبدى تركوك و عزّتى و جلالى لانشرنّ علیك رحمتى،

بنده من دوستان مجازى ترا رها كردند غم مخور و اندوه مدار كه ما ترا واپناه رحمت خویش گرفتیم، و در روضه رضوان جاى تو ساختیم،
همانست كه ربّ العزّة گفت: أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ
اینست بار درخت اندهان، و غایت درد دوستان، نه از گزاف گفت آنچه پیر طریقت گفت:
الهى!
نصیب این بیچاره ازین كار همه درد است،
مبارك باد كه مرا این درد سخت در خورد است،
بیچاره آن كس كه ازین درد فرد است،
حقّا كه هر كه بدین درد ننازد ناجوانمرد است.

هر درد كه زین دلم قدم بر گیرد
دردى دگرش بجاى در برگیرد
زان با هر درد صحبت از سر گیرد
كآتش چو رسد بسوخته اندر گیرد


قالَ لَوْ أَنَّ لِی بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلى‏ رُكْنٍ شَدِیدٍ ...
آن مهجوران درگاه عزّت و زخم خوردگان عدل ازل ؛ گرد سراى لوط برآمدند بقصد آن عزیزان، بر مخالفت فرمان، و آن كار بر لوط دشخوار شد و رنج دل وى در حق آن مهمانان بغایت رسید، و بى آرام گشت از سر تحیّر گفت: لَوْ أَنَّ لِی بِكُمْ قُوَّةً
با آن همه رنج كه از ایشان دید شفقت از ایشان هم باز نگرفت و آرزوى توفیق و هدایت ایشان در دل خود راه داد، گفت: اگر كلید معرفت و هدایت بدست من بودى، بر دلهاى ما در معرفت گشادمى، و شما را باین عصیان و خذلان فرو نگذاشتى لكن چه سود كه این كار بدست من نیست، و هدایت بخواست من نیست،
همانست كه مصطفى (ص) را گفتند: « لَیْسَ عَلَیْكَ هُداهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ »
یا محمد هدایت و غوایت خلق حقایق تعزّز ماست، و خصایص تفرّد ما،
بر تو جز از دعوت نیست، و راه نمودن جز كار الهیّت ما نیست.

فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها
سنّة اللَّه فى عباده قلب الاحوال علیهم، و الانقلاب من سمات الحدوث، و الّذى لا یزول و لا یحول فهو الّذى لم یزل و لا یزال بنعوت الصّمدیّة،
گردش احوال و تیرگى روزگار نعت حدثان است، و سرانجام بندگان است،
روزى ایشان را نعمت، و روزى غمانست،
یكى بى كام و بى‏نوا یكى شادان و نازان است،
از آن، گه چنین و گه چنان است، كه از خاك مختلط آفریده، و بآب تغیّر سرشته، و تا بدانى كه یكتا و یگانه خداست كه در صفت او تغیّر نه، و در نعت او تبدّل نه، و با او هیچ منازع و مشارك نه،
آن را كه خواهد بفضل خود نوازد، و او را به وى حاجت نه،
و آن را كه خواهد بعدل خود راند، و از كس بیم نه،
آن گه در آخر آیت گفت: وَ ما هِیَ مِنَ الظَّالِمِینَ بِبَعِیدٍ
این چنان است كه گفتند:
و من یرنى فلا یغترّ بعدى
فانّ لكلّ معصیة عقابا


ترجمه و متن آیات کریمه در النوبة الاولى
وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً و چون فرستادگان ما بلوط آمدند سِی‏ءَ بِهِمْ اندوهگن شد بایشان وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً و تنگ دل شد بایشان وَ قالَ و گفت: هذا یَوْمٌ عَصِیبٌ (77) این روزى است سخت بر من گران و صعب.

وَ جاءَهُ قَوْمُهُ و قوم او باو آمدند یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ مى ‏شتافتند باو وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ و پیش از آن قوم بدیها میكردند قالَ یا قَوْمِ گفت: اى قوم، هؤُلاءِ بَناتِی آنكه اینان دختران من ‏اند، هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ ایشان شما را حلال‏تر باشند فَاتَّقُوا اللَّهَ بترسید از خداى وَ لا تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی و مرا خجل مكنید در مهمانان من أَ لَیْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ (78) در میان شما مردى نیست بر راه راست.

قالُوا گفتند لَقَدْ عَلِمْتَ تو دانسته ‏اى ما لَنا فِی بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ كه ما را فرا دختران تو راه نیست و در ایشان دست نیست وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِیدُ (79) و تو دانى كه آن چیست كه ما میخواهیم.

قالَ لَوْ أَنَّ لِی بِكُمْ قُوَّةً گفت: كاشك ما را بشما قوّتى بودى أَوْ آوِی إِلى‏ رُكْنٍ شَدِیدٍ (80) یا كاشك من ركنى محكم و خاندانى روشناس داشتید كه با آن گرائیدید.

قالُوا یا لُوطُ گفتند: اى لوط، إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ ما فرستادگان خداوند توایم لَنْ یَصِلُوا إِلَیْكَ بهیچ بد بتو نرسند آن قوم فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ كسان خویش را بر بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ پس پاسى از شب وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ و مباد كه یكى از شما با پس نگرد إِلَّا امْرَأَتَكَ مگر زن تو كه باز خواهد نگرست إِنَّهُ مُصِیبُها ما أَصابَهُمْ كه باو رسیدنى است آنچه بایشان‏ خواهد رسید إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ هنگام عذاب دیدن ایشان هنگام بام است أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ (81) هنگام بام نزدیك است؟

فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا چون فرمان ما آمد جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها زبر آن شارستانها زیر آن كردیم وَ أَمْطَرْنا عَلَیْها حِجارَةً مِنْ سِجِّیلٍ و فرو بارانیدیم بایشان سنگهاى سخت در دیدار گل و در تا شش سنگ و اندرون آتش آكنده مَنْضُودٍ (82) بر هم نشانده و بر هم داشته پیاپى.

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ نشان بر كرده نزدیك خداوند تو وَ ما هِیَ مِنَ الظَّالِمِینَ بِبَعِیدٍ (83) آن و ماننده آن ازین ستمكاران دور نیست.

وَ إِلى‏ مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْباً و فرستادیم به مدین كس ایشان شعیب، قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ گفت: اى قوم خداى را پرستید، ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ كه نیست شما را خدایى جز او وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْیالَ وَ الْمِیزانَ و مكاهید پیمانه و ترازو، إِنِّی أَراكُمْ بِخَیْرٍ من بشما نیكو رایم بنیكویى فرا شما مى‏نگرم، وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْكُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ (84) و من بر شما مى‏ترسم از عذاب روزى كه آن روز عذاب گرد شما در آید.

وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ اى قوم تمام بر پیمایید و بر سنجید براستى و داد وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ و هیچ چیز از چیزهاى مردمان بمكاهید، وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (85) و بتباهى در زمین تباه كار مباشید.

بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ آنچه ماند آن به است شما را و با بابركت‏تر، إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ اگر گرویدگانید وَ ما أَنَا عَلَیْكُمْ بِحَفِیظٍ (86) و من بر شما كوشوان نیستم كه من پیغام رسانم.


نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً
چون از نزدیك ابراهیم بیامدند روى نهادند بشارستان قوم لوط و از آنجا كه ابراهیم بود تا بشارستان لوط چهار فرسنگ بود، چون آنجا رسیدند در نیمه روز لوط را دیدند در صحرا كشاورزى میكرد، لوط در ایشان نگرست قومى را دید بصورت جوانان نیكو رویان سیاه چشمان خوش بویان جامهاى نیكو بر تن ایشان و فراز آمده بصورت مهمانان، لوط چون ایشان را بر آن صفت دید از آمدن ایشان و بسبب ایشان اندوهگن و دل تنگ گشت دانست كه قوم وى قصد ایشان كنند و او را دفع باید كرد و رنج باید كشید اینست كه ربّ العزّة گفت سِی‏ءَ بِهِمْ ...

گفته ‏اند لوط چون فریشتگان دید بترسید، هم چنان كه ابراهیم بترسید پس گفت: شما كه باشید، ایشان گفتند ما مهمانان‏ ایم، لوط با فریشتگان فرا راه بود تا بخانه روند و ایشان را مهمانى كند، و رب العزة با فریشتگان گفته كه: لا تهلكوهم حتى یشهد علیهم لوط اربع شهادات، براه در چون مى ‏آمدند لوط ایشان را گفت ما بلغكم امر هذه القریة، بشما چه رسید كار و خبر این شارستانها؟ گفتند: و ما امرهم؟

و كار و خبر ایشان چیست و در چه ‏اند ایشان؟
لوط گفت: اشهد باللّه انها لشرّ قریة فى الارض عملا،
چهار بار این سخن باز گفت تا چهار بار بر ایشان گواهى بداد ببدى و پلیدكارى تا مستوجب عقوبت گشتند، پس همى رفتند تا در خانه شدند و كس خبر نداشت از حال ایشان مگر زن لوط آن عجوز بد كه از خانه بدر شد و قوم لوط را گفت كه جمعى رسیده ‏اند نكو رویان و جوانان و هرگز از ایشان نیكو روى ‏تر و زیباتر ندیده‏ ام.

اینست معنى آن كه رب العزة گفت فَخانَتاهُما
خیانت وى این بود كه مهمانان را بقوم مى‏ سپرد نه آنكه از وى فجور مى‏ آمد كه در خبر است كه : ما فجرت امرأة نبى قط.

قوم لوط چون آن خبر شنیدند بشتاب آمدند، فذلك قوله تعالى: وَ جاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ اى لطلب الفاحشة منهم...

قالَ یا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِی یعنى بنات صلبه و هما اثنتان زعورا و ریسا،
تزویج دختران خود بر ایشان عرضه كرد، یعنى ان اسلمتم زوّجتكم هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ اى هن احلّ لكم،
میگوید: اگر مسلمان شوید ایشان را بزنى بشما دهم كه شما را ایشان حلال‏تر باشند و تزویج ایشان پاك‏تر و بپرهیزگارى نزدیك‏تر، و دلیل برین قول آنست كه بر عقب گفت: فَاتَّقُوا اللَّهَ

و گفته ‏اند: روا باشد، كه در آن عصر نكاح میان كافر و مسلمان روا بود چنان كه در عصر رسول خدا پیش از وحى، كه از دختران خویش یكى بزنى به عتبة بن ابى لهب داد و یكى به ابو العاص بن الربیع و ایشان هر دو كافر بودند همچنین رؤساى قوم لوط دختران وى را پیش از آن حال به زنى میخواستند و لوط اجابت نمى‏كرد تا آن ساعت كه كار بر وى تنگ شد گفت: اسعفكم بما كنتم تطلبون. یعنى آنچه تا اكنون نمى‏كردم اكنون مى‏كنم و دختران را بزنى بشما مى‏دهم.

مجاهد گفت: بنات امّة میخواهد نه بنات صلب، و كل نبى ابو امّته، و منه قراءة من قرأ: النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ هو ابوهم و ازواجه امهاتهم...
...
و گفته‏ اند كه: لوط این سخن با قوم خویش از پس دیوار و در میگفت كه در سراى بایشان در بسته بود، و ایشان آهنگ آن كردند كه بدیوار بر آیند فریشتگان چون دیدند، كه لوط اندوهگن است بسبب ایشان، و در رنج و مشقت، گفتند: یا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْكَ بمكروه لانّا نحول بینهم و بین ذلك فهوّن علیك،
یا لوط كار آسانتر از آن است كه تو مى ‏پندارى، ما رسولان خداوند توایم، آمده ‏ایم تا ایشان را هلاك كنیم، در سراى باز نه تا در آیند، و آن گه عجایب قهر و بطش حق بین بایشان، لوط چون سخن ایشان بشنید در سراى باز نهاد و ایشان در آمدند، جبرئیل پر خویش بر روى ایشان زد همه نابینا گشتند، هیچ كس را نمى ‏دیدند و راه فرا در نمى ‏بردند، همى گفتند: « النجا النجا » فانّ فى بیت لوط سحرة سحرونا.

آن گه لوط را تهدید دادند كه تو جادوان را بخانه آورده ‏اى چون خویشتن، و آن گه مى‏گویى كه مهمان ‏اند، كما انت یا لوط حتى یصبح، تا بامداد كه بر ما روشن شود بینى كه با تو چه كنیم، ازینجا گفت لوط: متى موعد هلاكهم؟ قالوا: الصبح، فقال: ارید اسرع من ذلك لو اهلكتموهم الآن. فقالوا: أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ؟

آن گه جبرئیل گفت: فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ قرأ ...
فریشتگان گفتند: اى لوط اهل و مال و مواشى خویش بشب بیرون بر، یك نیمه شب گذشته،
دهى بود بچهار فرسنگى سدوم وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ ...

فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا اى قضاؤنا فیهم بالهلاك و بلغ الكتاب اجله جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها
میگوید: چون حكم و قضاى ما كه در ازل كردیم بایشان رسید، و هنگام هلاك ایشان آمد، جبرئیل را فرمودیم تا پر خویش زیر چهار شارستان ایشان فرو كرد: سدوم و عامورا و داذوما و صبوائیم و هى المؤتفكات، و آن را از قعر زمین برآورد و بعنان آسمان برد چنان كه اهل آسمان بانگ سگ و خروه مى ‏شنیدند، در گردانید و زیر آن زبر كرد.
...
قوله: وَ أَمْطَرْنا عَلَیْها یعنى على المدن. و قیل: على شذّاذها و مسافریها،
میگوید: سنگ باران كردیم بر مسافران قوم لوط ایشان كه در وقت عذاب بغربت بودند آنجا كه بودند سنگ بارید بر سر ایشان تا هلاك شدند.
...
قوله: وَ أَمْطَرْنا عَلَیْها حِجارَةً اى جعلنا الحجارة بدل المطر حتى اهلكهم من آخرهم مِنْ سِجِّیلٍ
ابن عباس گفت: سِجِّیلٍ پارسى معرّب است یعنى سنگ و گل، بدلیل قوله: لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجارَةً مِنْ طِینٍ سنگها بود در دیدار گل و در تا شش سنگ سخت،

و گفته ‏اند: سِجِّیلٍ سجّین است فابدلت نونه لاما و سجّین جهنم است یعنى امطرنا علیها حجارة من جهنّم.
...
وهب منبه گفت: آتش و كبریت بود كه بر ایشان بارانیدند. آن گه ربّ العزة كفار مكه را باین عذاب و این عقوبت بیم داد گفت: وَ ما هِیَ مِنَ الظَّالِمِینَ بِبَعِیدٍ اى لیست هذه الحجارة و العذاب عن مكذّبیك ببعید، ان اصرّوا على ذلك. و قیل: ما هى ممّن عمل، عمل قوم لوط ببعید.
...
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)

تفسیر سوره هود 03 (333)
تفسیر سوره هود 07 (337)





سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر




مطالب اخیر وبلاگ:

تفسیر سوره هود 06 (336)
تفسیر سوره هود 05 (335)
تا غدیر با مولا علی (ع)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)؛ تا غدیر می ماند!
تفسیر سوره هود 04 (334)
تفسیر سوره هود 03 (333)
تفسیر سوره هود 02 (332)
تفسیر سوره هود 01 (331)
تفسیر سوره یونس 09 (330)
تفسیر سوره یونس 08 (329)






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.