النوبة الثالثة
قوله تعالى: تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیها إِلَیْكَ

عزت فقط از آن خداست

اشارت است بجلال قدر مصطفى (ص)، و كمال عزّ وى لطف ایزدى است كه گوهر فطرت محمد مرسل را جلوه میكند،
میگوید: ما قصّه پیشینان، و آیین رفتگان، و سرگذشت جهانیان از قوم نوح و عاد و ثمود و امثال ایشان همه بر تو كشف كردیم، و مشكلهاى غیبى و نكتهاى علمى خلق را بر زبان تو بیان كردیم دو معنى را،
یكى اجلال قدر تو خواستیم، و كمال امانت و دیانت تو وا خلق نمودیم، تا جهانیان بدانند كه
مفتى عالم جبروت و منهى خطّه ملكوت تویى،
محلّ كشف اسرار ازل و ابد تویى، آن اسرار كه با تو بگفتیم با كس نگفتیم،
و آن انوار كه بدل تو راه دادیم بكس ندادیم،

اى محمد
ما جان تو از خزینه قدس بیرون آوردیم و در صورتى شیرین و پیكرى نگارین بیرون دادیم، تا بزبان خویش واجب شرع ما را وابندگان ما شرح دهى، و قصّه عالمیان و سرگذشت ایشان از مبدأ كاینات تا مقطع دائره حادثات بر ایشان خوانى، تا ببركت رسالت تو و بشیرین سخنان تو خلقى را از غشاوه بیگانگى بنور آشنایى رسانیم كه ما در عزیز كلام خویش گفته ‏ایم وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ.

دیگر معنى آنست كه ما خواستیم تا ببیان این قصه ‏ها و سرگذشتها آرامى در دل تو آریم، و در آن سكون افزائیم، و تا بدانى كه برادران تو آن پیغامبران كه گذشتند از قوم خویش چه بار رنج كشیدند و بعاقبت اثر نصرت ما چون دیدند، سنت ما با تو همانست فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ
صبر كن، هیچ منال، و اندوه مدار، كه هر آن گل كه اینجا خار در دست تو بیش نشاند، در قیامت بوى خوش بدماغ تو خوشتر رساند.

پیرى را پرسیدند كه تقوى چیست؟
گفت: تقوى آنست كه چون با تو حدیث دوزخ گویند آتشى در نهاد خود برافروزى چنان كه دود خوف بر ظاهر تو بنماید،
و چون حدیث بهشت گویند نشاطى گرد جان تو برآید چنان كه از شادى رجاء هر دو خدّ تو مورّد گردد،
چون خواهى كه متقى بر كمال باشى، بدل بدان، و بتن درآى، و بزبان بگوى،
و آنچه گویى از مایه علم و سرمایه خرد گوى، كه هر چه نه آن بود بر شكل سنگ آسیا بود، عمرى میگردد و یك سر سوزن فراتر نشود، بشنو صفت متقیان و سیرت ایشان،

بو هریره گفت: روزى رسول خدا (ص) نماز بامداد كرد و گفت هم اكنون مردى از در مسجد درآید كه منظور حق است نظر مهر ربوبیت در دل او پیوسته بر دوام است.
بو هریره برخاست، بدر شد و باز آمد
سیّد گفت: یا با هریرة زحمت مكن آن نه تویى،
تو خود مى‏آیى و او را مى‏ آرند، تو خود میخواهى و او را میخواهند،
خواهنده هرگز چون خواسته نبود، رونده هرگز چون ربوده نبود،
رونده مزدور است و ربوده مهمان،
مزد مزدور در خور مزدور، و نزل مهمان در خور میزبان،
در ساعت سیاهكى از در در آمد جامه كهنه پوشیده و از بس ریاضت و مجاهدت كه كرده پوست روى او بر روى او خشك گشته، و از بیدارى و بیخوابى شب، تن وى نزار و ضعیف و چون خیالى شده.

زین گونه كه عشق را نهادى بنیاد
اى بس كه چو من بباد بر خواهى داد


بو هریره گفت: یا رسول اللَّه آن جوانمرد اینست؟
گفت: آرى اینست، غلام مغیره بود نام وى هلال در مسجد آمد و در نماز ایستاد
سید گفت: ان الملائكة لتأتمّ به،
فریشتگان آسمان بر موافقت و متابعت وى در خدمت نماز ایستاده ‏اند،
چون سلام باز داد رسول خداى اشارت كرد، او را نزدیك خود خواند دست در دست رسول (ص) نهاد
رسول گفت: مرا دعائى گوى هلال بحكم فرمان گفت: اللهمّ صلّ على محمد وعلى آل محمد،
رسول گفت: آمین،
پس برخاست و رفت و رسول خدا دو دیده مبارك خود در آن شخص و نهاد وى گماشته و تیز در وى مى‏نگرد و میگوید: ما اكرمك على اللَّه، ما احبّك الى اللَّه، چه گرامى بنده ‏اى بر خدا كه تویى، چه عزیز روزگارى و صافى وقتى كه در خلوت وَ هُوَ مَعَكُمْ تو دارى، دل در نظر حق شادان، و جان بمهر ازل نازان.

پیر طریقت گفت:
حبّذا روزى كه خورشید جلال تو بما نظرى كند،
حبّذا وقتى كه مشتاقى از مشاهده جمال تو ما را خبرى دهد،
جان خود طعمه سازیم بازى را، كه در فضاى طلب تو پروازى كند،
دل خود نثار كنیم محبّى را، كه بر سر كوى تو آوازى دهد.

چون هلال از مسجد بدر شد رسول خدا (ص) گفت: لم یبق من عمره الّا ثلاثة ایّام،
بو هریره گفت: چرا خبرش نكنى
گفت: بر اندوه وى اندوهى دیگر نیفزایم هر چند كه وى مرگ باندوه ندارد،
...
فقال رسول اللَّه (ص) كان معروفا فى السّماء، مجهولا فى الارض،
دوستان خدا در زمین مجهول باشند و در آسمان معروف،
غیرت حق نگذارد ایشان را كه از پرده عزّت بیرون آیند،
« اولیائى فى قبابى لا یعرفهم غیرى »
رسول خدا در چهره آن دوست خدا نگرست، قفس خالى دید و مرغ امانت با آشیان ازل باز رفته.

بدوستیت بمیرم بذكر زنده شوم
شراب وصل تو گرداندم زحال بحال


رسول خدا (ص) چون در وى نگرست دو چشم نرگسین خود پر آب كرد، آن گه گفت: یا مغیرة انّ للَّه تعالى سبعة نفر فى ارضه بهم یمطر، و بهم یحیى، و بهم یمیت، و هذا كان خیارهم، ثم قال: یا معشر الموالى خذوا فى غسل اخیكم. عمر خواست تا فرا پیش شود و او را غسل دهد، سید گفت: یا عمر امروز روز غلامان است و كار كار مولایان، سلمان و بلال در پیش رفتند تا او را بشویند عمر دلتنگ شد، رسول گفت: دل خوشى‏ عمر را: خذوه عونا لكم، عمر را نیز بیارى گیرید. آرى خوش بود داستان دوستان گفتن، و دل افروزد قصّه جانان خواندن.

در شهر دلم بدان گراید صنما
كو قصّه عشق تو سراید صنما


گل

متن و ترجمه آیات مبارکه در النوبة الاولى
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ این قصّه از خبرهاى پوشیده است نُوحِیها إِلَیْكَ كه پیغام دهیم آن را بتو، ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ هرگز ندانستى تو آن را، وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا و نه قوم تو دانستند پیش ازین وقت، فَاصْبِرْ شكیبایى كن إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ (49) كه سر انجام خداوندان راستى راست.

وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً و فرستادیم به عاد كس ایشان هود، قالَ یا قَوْمِ گفت كه اى قوم اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ خداى پرستید نیست شما را خدایى جز از وى إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ (50) نیستید مگر دروغ‏ سازان و دروغ گویان.

یا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً
اى گروه نمى‏خواهم از شما بر پیغام رسانیدن مزدى إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى الَّذِی فَطَرَنِی نیست مزد من مگر برو كه بیافرید مرا، أَ فَلا تَعْقِلُونَ (51) در نمى‏یابید.
 
وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ و اى قوم آمرزش خواهید از خداوند خویش، ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ و بوى بازگردید، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً تا فرو گشاید بر شما از آسمان بارانى پیوسته تیزبار، وَ یَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ و شما را نیرویى افزاید با نیروى شما، وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ (52) و بر مگردید با این جرمهاى خویش.

قالُوا یا هُودُ گفتند: اى هود ما جِئْتَنا بِبَیِّنَةٍ نیاوردى بما پس كارى روشن و پس پیغامى درست، وَ ما نَحْنُ بِتارِكِی آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ و ما دست بدارنده خدایان خویش نیستیم از بهر گفت تو، وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِینَ (53) و ما ترا استوار گیرندگان نه ‏ایم.

إِنْ نَقُولُ نمیگوئیم ما بتو إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ مگر این كه بتو رسانید یكى از خدایان ما گزندى قالَ إِنِّی أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا گفت: من اللَّه گواه خواهم و شما گواه باشید أَنِّی بَرِی‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ مِنْ دُونِهِ (54) كه من بیزارم از آنچه شما انباز مى‏خوانید با اللَّه‏.

فَكِیدُونِی جَمِیعاً با من كارید و بكوشید همه بهم یار و همدست، ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ (55) آن گه مرا هیچ درنك مدهید.

إِنِّی تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ من پشت با اللَّه باز كردم رَبِّی وَ رَبِّكُمْ خداوند من و خداوند شما ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِیَتِها نیست هیچ جنبده‏اى مگر او ناصیت آن گرفته دارد، إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (56) خداوند من است بر راهى راست .

فَإِنْ تَوَلَّوْا
اگر برگردید، فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ من بشما رسانیدم، ما أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْكُمْ آنچه مرا بآن فرستاده‏ اند بشما، وَ یَسْتَخْلِفُ رَبِّی قَوْماً غَیْرَكُمْ و خداوند من از پس شما گروهى جز از شما خلیفت نشاند، وَ لا تَضُرُّونَهُ شَیْئاً و شما بسر كشیدن از طاعت وى وى را نگزائید، إِنَّ رَبِّی عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ حَفِیظٌ (57) خداوند من بر همه چیز نگهبان است.

وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا و آن گه كه فرمان ما آمد، نَجَّیْنا هُوداً برهانیدیم هود را، وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ و ایشان كه گرویده بودند با او، بِرَحْمَةٍ مِنَّا بمهربانى از ما، وَ نَجَّیْناهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِیظٍ (58) و برهانیدیم ایشان را از عذابى بزرگ.

وَ تِلْكَ عادٌ و این عاد آنست، جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ كه شنیدند و ننیوشیدند، دیدند و ننگریستند، یافتند و نپذیرفتند، آگاه شدند و با راه نیامدند وَ عَصَوْا رُسُلَهُ و سر كشیدند در رسولان او، وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ (59) و پى بردند فرمان هر گردن كشى ناپاك ستیز كش را.

وَ أُتْبِعُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ و بر پى بادا درین جهان لعنت و راندن اللَّه و روز رستاخیز هم چنان، أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ آگاه باشید كه عاد كافر شدند بخداوند خویش، أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ (60) آگاه باشید كه دورى بادا و لعنت فزایا عاد را قوم هود.
گل

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً
ارسال در آن مضمر است، یعنى ارسلنا الى عاد اخاهم هودا
و این عاد اوّل است، و هو عاد بن ارم بن سام بن نوح.
نژاد این عاد همه جبّاران بودند و طاغیان، و در عصر خویش جهانداران، و در زمین یمن مسكن داشتند و اولاد سام و حام و یافث در آن عصر همه مغلوب و مقهور ایشان گشتند، و مهینه ایشان و ملك ایشان شدید بن عملیق بن عاد بن ارم بود،

این ملك برادر زاده خود را ضحاك بن علوان بن عملیق بن عاد كه عجم او را بیوراسف گویند بزمین بابل فرستاد تا اولاد سام را مقهور كرد و جم بن ویونجهان بن ارفخشد بن سام كه پادشاه ایشان بود بدست وى كشته شد و ابن عم خویش را الولید بن الریان بن عاد بن ارم بزمین مصر، فرستاد و اولاد حام را مقهور كرد، مصر بن القبط بن حام كه پادشاه ایشان بود بدست وى كشته شد

و مى‏گویند كه الریان بن الولید ملك مصر كه صاحب یوسف بود و الولید بن مصعب، فرعون موسى و جالوت الجبّار كه داود او را كشت، این هر سه از فرزندان ولید بن الریان بن عاداند و شدید بن عملیق برادر زاده‏ اى دیگر داشت، غانم بن علوان بن عملیق، برادر ضحاك او را بزمین ترك فرستاد و اولاد یافث را مقهور كرد و افراسیاب كه ملك ایشان بود بدست وى كشته شد، و یقال: ان رستم الشدید من ولد غانم.

پس شدید بن عملیق هلاك گشت و برادر وى شداد بن عملیق بن عاد بن ارم بجاى وى نشست هم چنان كافر و طاغى و متمرّد با قوم خویش، تا ربّ العالمین در آن عصر هود پیغامبر بایشان فرستاد و ایشان را بر دین حقّ دعوت كرد، فذلك قوله: وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً ...

قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ...
ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ
ثُمَّ در جاى عطف است نه در جاى تعقیب. یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً،
هود این سخن از بهر آن میگفت كه ایشان اصحاب زروع و ارباب عمارت بودند و خشك سال ایشان را پیش آمد، هفت سال پیوسته قحط بود و باران نمى‏آمد هود ایشان را گفت: اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ من كفركم بان تؤمنوا ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ من ذنوبكم یُرْسِلِ السَّماءَ
سماء اینجا مطر است...

وَ یَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ این از بهر آن گفت كه ایشان در روزگار قحط و شدّت ضعیف و نزار شده بودند لقلّة غذائهم فى الجدب. ...

قالَ لهم هود: إِنِّی أُشْهِدُ اللَّهَ على نفسى وَ اشْهَدُوا یا قوم أَنِّی بَرِی‏ءٌ من آلهتكم الّتى یخوّفوننى بها فسمّونى ما شئتم، فَكِیدُونِی جَمِیعاً
هود گفت: من خداى ترا بر گواه میگیرم و شما نیز گواه باشید كه از بتان شما بیزارم و ایشان را عیب جویم سخن من اینست، شما هر چه خواهید كنید، و هر كید كه توانید سازید، و بهر نام كه خواهید مرا نام نهید و گر بتان شما بمن بدى و كیدى توانند ایشان را در كید و حیلت بیارى گیرید، وَ لا تُنْظِرُونِ و مرا زمان مدهید اگر توانید، همانست كه از نوح پیغامبر حكایت كرد.

فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ...
و این معنى در قرآن از چند پیغامبر حكایت است بر الفاظ مختلف، و این عظیم‏تر برهانى است پیغامبران را بر صحت نبوّت كه ایشان اندك بودند یا یگانه، و دشمنان انبوه بودند یا بى عدد، خاصه نوح و هود.

إِنِّی تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

این آیت حرزى عظیم است مستعیذان را از جبابره.
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِیَتِها یعنى نواصى الجبابرة بیده و الاخذ بالنّاصیة كنایة عن الاقتدار....

إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ هذا كقوله: إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ و قیل معناه: انّ ربّى على طریق الحق یجازى المحسن باحسانه و المسی‏ء باسائته لا یظلم احدا.
...
وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا
جحد مه از انكار است، جحد آنست كه چیزى بدانى و نپذیرى،
میگوید: قبیله عاد و وفد عاد حق نپذیرفتند و سر كشیدند و تمرد نمودند
وَ عَصَوْا رُسُلَهُ مراد باین رسل هود است یگانه، چنان كه جایى دیگر گفت: كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِینَ باین مرسلین مراد هود است و هر پیغامبرى را كه این لفظ در قرآن بیاید معنى هم اینست،

و گفته ‏اند: هر پیغامبرى كه بقوم خویش آمد ایشان را گفت گواهى دهید كه اللَّه یكى و من و محمد رسولان او، از بهر آنكه همه پیغامبران را گفته بودند كه لَتَنْصُرُنَّهُ آن مرسلون و این رسل هود است و محمد،
و آنجا كه گفت: كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ نوح است و محمد
و آنجا كه گفت: كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ صالح است و محمد.
...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 06 (327)
تفسیر سوره یونس 07 (328)
تفسیر سوره یونس 08 (329)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)

تفسیر سوره هود 03 (333)
تفسیر سوره هود 05 (335)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.