النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما یُوحى‏ إِلَیْكَ...
ایمان فقط باذن الهی است
فرمان آمد از درگاه احدیّت و جناب صمدیّت بمهتر كائنات، و سیّد سادات، شمس هدایت، و كیمیاى دولت، سهیل سعادت، و بحر طهارت،
كه ما ترا بخلق فرستادیم تا طبیب دلهاى اندوهگنان باشى، مرهم درد سوختگان، و آسایش جان مؤمنان باشى،

این نامه ما بر ایشان خوانى، و آن لهیب آتش عشق ایشان و سوز دل ایشان در آرزوى دیدار ما امروز بر بنشانى، و فردا را وعده وصال و دیدار دهى،
پس بدانكه تنى چند ازین مهجوران عدل ما، و رنجوران داغ قطیعت ما، شنیدن آن مى‏ نخواهند كه ذوق آن نمیدانند، و حوصله آن ندارند، و آن گه از تو ترك آن مى ‏درخواهند آن را مى‏ بگذارى، و بر امید صلاح و ایمان ایشان مراد ایشان مى ‏جویى،
مكن اى محمد، مراد ایشان مجوى، و دل در ایشان مبند، كه ما ایشان را در ازل براندیم، و داغ حرمان و خذلان بر ایشان نهادیم.

اى سید
ایشان ترا دشمنان و بد خواهانند اگر سخنى بطعن گویند یا تعنّتى جویند دل خویش بتنگ میار، و اگر ایمان نیارند غم مخور، ایشان خبیث‏ اند و حضرت عزّت ما پاك است جز پاكان را بخود راه ندهد

«ان اللَّه تعالى طیب لا یقبل الا الطیب»
هر كه نه آن ما است اگر چه عین طهارت است او را پلید دان چه آدمى و چه سگ.
یقول اللَّه عزّ و جلّ: إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ
و هر كه آن ما است اگر چه عین نجاست است او را پاك شمر چه آدمى و چه سگ.
یقول اللَّه تعالى: وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصِیدِ
سگى بر وفاى دین قدمى برداشت ما جبرئیل را بخدمت او فرستادیم، و در دنیا با آن جوانمردان بداشتیم، و از آفات نگه داشتیم، نجاست او بطهارت برداشتیم، در دنیا با ایشان، و در غار با ایشان، و در قیامت با ایشان، و در بهشت با ایشان.

پس بنده مومن كه هفتاد سال بر بساط اسلام بوده و ذوق ایمان چشیده و قدم بر قدم رسول نهاده و خداوند عالم او را پاك خوانده، و مهر خود در دل وى نهاده، كجا روا دارد كه در قیامت او را نومید كند.

ما را بمران چو سایلان از در خویش
بنگر صنما كه عاشقم یا درویش‏


مَنْ كانَ یُرِیدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها...
هر كه از ما دنیا خواهد دنیا از وى دریغ نیست لكن از آخرت درماند و آن دنیا با وى هم بنماند.

در آثار بیارند كه هر كه روى در دنیا دارد پشت بر خداى دارد و پشت بر خداى داشتن آنست كه پیوسته باندیشه دنیا خسبد، و بر اندیشه دنیا خیزد، و اوقات وى بدان مستغرق بود، نداند آن مسكین كه این دنیا متاع الغرور است، و بساط لعب و لهو جاى بازیچه نادانان، و سبب فریب ایشان، دنیا دار بسان مسافر است در كشتى نشسته و دنیا زاد وى، اگر زاد افزون از آن بر گیرد كه باید كشتى غرق شود و سبب هلاك وى گردد.

آورده ‏اند كه ذو القرنین در بلاد مغرب رفت ملك آن دیار زنى داشت،
ذو القرنین گفت: این ملك بمن تسلیم كن.
گفت: لا و لا كرامة،
خواست كه بقهر ملك بستاند عارش آمد كه با زنى جنگ كند،
زن گفت: ترا مهمان كنم چون از دعوت فارغ شوى ملك بتو تسلیم كنم
چون بخوان آمد خوانى دید زرّین نهاده، همه كاسه‏ هاى زرین و بجاى طعام مروارید و جواهر در آن كرده.
ذو القرنین گفت: چه خورم طعام باید، كه این هیچ خوردن را نشاید،
آن زن گفت: چون نصیب تو از دنیا نان بیش نبود ملك زمین كجا برى شاید كه نبود ترا ملكى كه نصیب تو از دو تا نان بیش نیست دیگر همه وبال است و نكال،


ابو بكر وراق گفت حیات دنیا دیگرست، و زینت دنیا دیگر،
زینت دنیا آنست كه در آن آیت گفت: زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ الى آخرها.
و حیات دنیا كراهیت مرگ است.
هر كه دنیا دوست دارد، از خدا خبر ندارد، و هر كه از خدا خبر ندارد هرگز آرزوى مرگ نكند، و زندگانى همین داند، كه زندگانى دنیا است شهوتى بر كمال و غفلتى بى ‏نهایت، و از آن حَیاةً طَیِّبَةً كه دوستان در آن‏ اند بى ‏خبر،

اشارت قرآن مجید و عزت كلام بار خدا اینست كه أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ
هرگز برابر كى بود حیات غافلان و حیات عارفان.
حیات غافلان آنست كه گفت: مَنْ كانَ یُرِیدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها
و حیات عارفان أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ
میگوید: عارفان در روشنایى آشنایى ‏اند بر نور دین، و روح یقین، براه توفیق رفته، و بمقصد تحقیق رسیده، دلهاشان از تجرید و تفرید عمارت یافته، این بیّنت بر لسان اهل اشارت آن تخم درد عشق است كه روز اول در عهد ازل در دلهاى دوستان خود ریخت چنان كه در خبر است: « ثم رش علیهم نورا من نوره»

نهاد ایشان خاكى خوش بود كه در عهد خلقت آدم از قسم طیب برآمده بود، قابل تخم درد عشق آمده پس آفتاب وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها بر آن تافت، پرورشى تمام بیافت، تا عبهر عهد برآمد گل انس بشكفت، مهب ریاح سعادت گشت، و محل نظر الهیت شد، بروزى و شبى سیصد و شصت بار آن بنده همه شب در خواب و این نظر بدل وى روان، او خفته و نظر اللَّه وى را كوشوان، و اگر از جاده حقیقت یك بار میلى كند یا در هواى بشریت پروازى كند از عالم غیب ندا آید كه وَ أَنِیبُوا إِلى‏ رَبِّكُمْ.

اى باز هوا گرفته باز آى و مرو
كز رشته تو سرى در انگشت من است

گل

متن و تفسیر آیات در النوبة الاولى
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ مگر كه فروخواهى گذاشت بَعْضَ ما یُوحى‏ إِلَیْكَ چیزى از آنچه بتو فرستاده‏ اند از پیغام، وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ و دل تو از آن تنگ مى‏خواهد بود، أَنْ یَقُولُوا كه میگویند لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ كَنْزٌ كه چرا برو گنجى فرو نفرستادند، أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ یا كه چرا با او فریشته‏ اى نیامد إِنَّما أَنْتَ نَذِیرٌ نه اى تو مگر آگاه كننده بیم نماى، وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ وَكِیلٌ (12) و اللَّه بر همه چیز گواه است و همه چیز را خداوند.

أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ میگویند كه این پیغام این مرد از خود ساخت، قُلْ فَأْتُوا بگو ایشان را كه بیارید بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ ده سورت مانند این مُفْتَرَیاتٍ فرا ساخته شما، وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ و آن گه اگر توانید كه بیارید هر كرا خواهید و هر چه توانید فرود از اللَّه خداى میخوانید إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ (13) اگر راست مى‏گویید.

فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَكُمْ اگر چنانست كه آنچه گوئید و از ایشان خواهید نكنند و نتوانند فَاعْلَمُوا پس بدانید أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ كه آنچه فرو فرستاده آمد بعلم خداى است بدانش او وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ و بدانید كه نیست خدایى جز او فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (14) گردن نهادن را هستید.

مَنْ كانَ یُرِیدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها هر كه زندگانى این جهان میخواهد و آرایش آن نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِیها بایشان گزاریم تمام مزد كردار ایشان هم درین جهان وَ هُمْ فِیها لا یُبْخَسُونَ (15) و مزد كردار ایشان درین جهان چیزى بكاسته نیامد.

أُولئِكَ الَّذِینَ ایشان آنند، لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ كه نیست ایشان را در آن جهان إِلَّا النَّارُ مگر آتش وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِیها و تباه گشت هر كردار كه میكردند در دنیا وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (16) و نیست گشت هر چه میكردند از كردار.

أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كسى كه بر درستى و پیدایى است از خداوند خویش، وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ و زبان او آن را میخواند آن زبان كه گواه اللَّه است وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى‏ إِماماً وَ رَحْمَةً و پیش از قرآن تورات موسى راهى در پیش رونده و از اللَّه مهربانى أُولئِكَ یُؤْمِنُونَ بِهِ اینان گرویده ‏اند بآن وَ مَنْ یَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ و هر كه به محمد كافر شود، فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ آتش وعده جاى او، فَلا تَكُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ نگر كه در گمان نیفتى از این قرآن، إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ كه آن سخن راست و درست است از خداوند تو، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یُؤْمِنُونَ (17) لكن بیشتر مردمان بنه مى ‏گروند.

وَ مَنْ أَظْلَمُ و كیست افزونى جوى ‏تر و ستم كارتر مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً از آن كس كه دروغ سازد بر خداوند خویش، أُولئِكَ یُعْرَضُونَ عَلى‏ رَبِّهِمْ مفتریان ایشان ‏اند كه فرداشان عرضه میكنند بر خداوند ایشان، وَ یَقُولُ الْأَشْهادُ و گویند گوایان اللَّه، هؤُلاءِ الَّذِینَ كَذَبُوا عَلى‏ رَبِّهِمْ اینان ایشانند كه دروغ گفتند بر خداوند خویش، أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ (18) آگاه باشید و بدانید كه لعنت خدا بر ظالمان است.

الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ایشان كه مى‏گردانند از راه خداى، وَ یَبْغُونَها عِوَجاً و در آن عیب بینند و راستى آن را مى ‏كژى جویند، وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ (19) و ایشان برستاخیز ناگرویده.

أُولئِكَ لَمْ یَكُونُوا مُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ ایشان آن نیستند كه از اللَّه بیش شند در زمین زمین ازو باز گیرند یا خویشتن را در زمین ازو كوشند وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ و نیست ایشان را فرود از اللَّه یاران یُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ایشان را بر عذاب دنیا عذاب آخرت افزایند ما كانُوا یَسْتَطِیعُونَ السَّمْعَ حق شنیدن نمى‏توانستند وَ ما كانُوا یُبْصِرُونَ (20) و حق بنمى ‏توانستند دید.

أُولئِكَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ‏ ایشان آنند كه بخویشتن زیان كردند وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا یَفْتَرُونَ (21) و گم گشت آنچه بدروغ خدا مى‏خواندند.

لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ (22) براستى و سزا ایشان در آن جهان زیان كارتر همه زیان كاران ‏اند.
گل

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ
سبب نزول این آیت آن بود كه كفّار مكّة گفتند: یا محمد...ما را كتابى آر بیرون ازین قرآن كه در آن عیب بتان و خدایان ما نباشد تا آن گه ما با تو نشینیم و ترا پس رو باشیم.
و نیز قومى گفتند: ... چرا فریشته‏اى از آسمان فرو نیاید بتو آشكارا تا بصدق تو گواهى دهد و چرا مالى فراوان بتو ندهند و گنجى بر تو نگشایند تا بر خویشتن نفقه كنى و برین درویشان پس روان تو؟
و این سخن ایشان بر طعن و تعنّت مى‏گفتند و از ایشان كه این سخن میگفتند، یكى عبد اللَّه بن امیة المخزومى بود و رسول خدا (ص) از آنكه بر ایمان ایشان سخن حریص بود و خواهان، همت كرد كه طعن بتان و سبّ ایشان وقتى بگذارد و آنچه ایشان شنیدن آن كراهیّت میدارند بر ایشان نخواند تا ایشان بایمان درآیند و از آنچه گفتند: لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ  دلتنگ و اندوهگن گشت، تا رب العالمین آیت فرستاد: فَلَعَلَّكَ تارِكٌ
بلفظ خبر گفت اما بمعنى نهى است...

إِنَّما أَنْتَ نَذِیرٌ ...
أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ ... میگویند این كافران كه محمد این قرآن از خود ساخت.
جایى دیگر گفت: إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ وَ أَعانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ
این پیغام كه مى‏رساند محمد دروغى است كه بر اللَّه مى ‏بندد و سخنى است كه خود مى‏سازد، و قومى دیگر از جهودان، كه وى را در آن یارى مى‏دهند.
ربّ العزّة گفت بجواب ایشان: قُلْ یا محمد فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مثل القرآن فى البلاغة و الاخبار عمّا كان و یكون مُفْتَرَیاتٍ بزعمكم،
گوى ایشان را اگر آنچه من آوردم مردم ساخت پس شما كه مردمان ‏اید بیارید ده سورت مانند این فرا ساخته شما.

این جا ده سورت گفت و در سورت یونس گفت بِسُورَةٍ مِثْلِهِ
اگر نزول سوره هود پیش از سوره یونس بوده پس در معنى آن اشكال نیست كه اوّل گفت ده سورة بیارید چون عاجز بودند از آن واكم كرد گفت یكى بیارید و این سخن بنظم خویش راست است و قول مفسران اینست، امّا قومى گفتند كه: اوّل سورت یونس فرو آمد...

وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ ...
و گفته ‏اند: این: باء، اینجا بمعنى من است. اى من علم اللَّه، میگوید: اكنون كه هیچ كس شما را معاونت ندارد و معارضه راست نشد و عجز جمله عرب درین ظاهر گشت پس حجّت حق بر شما قائم شد و روشن گشت بارى بدانید كه این قرآن از خداست از نزدیك او و از علم او. در قرآن چند جایگه میگوید كه این قرآن از علم خدا است مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ یعنى القرآن.

وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ...
مفسران را دو قول است در این آیت
یكى آنست كه این خطاب با كافران است چنان كه بیان كردیم
دیگر قول آنست كه خطاب با رسول و با مؤمنان است...

مَنْ كانَ یُرِیدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا
این كانَ كون حال است نه كون قدم، و آیت در شان اهل ریا است كه در دنیا طاعت بریا كنند بر دیدار مردم، نه بر اخلاص، ...
ضحاك گفت: این آیت در شأن كافرانست كه در دنیا نیكیها كنند، گرسنگان را طعام دهند، و برهنگان را بپوشند، و مظلومان مسلمانان را نصرت كنند، و در جمله بابواب خیر كوشند، رب العالمین هم در دنیا جزاى كردار نیكوى ایشان بایشان در رساند، در مال و نعمت و روزى ایشان بیفزاید و تن درستى دهد تا بكام و مراد و هواى خود زندگى كنند تا مزد كردار ایشان در دنیا بتمامى بایشان رسد چنان كه گفت: وَ هُمْ فِیها لا یُبْخَسُونَ
اما ایشان را از ثواب و نعیم آخرت هیچ نصیب نباشد چنان كه گفت: أُولئِكَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِیها...
این حكم كافرانست و منافقان، اما مؤمن كه در دنیا عمل نیكو كند و در آن عمل صدق و اخلاص بجاى آرد اگر چه رزق دنیا و معیشت دنیا خواهد اما ارادت آخرت بر دل وى غالب بود.
رب العالمین به نیت نیكویى او را، هم در دنیا رزق حلال برو موسع دارد هم در عقبى بسعادت ابد و نعیم جاودانه رساند، ...

أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَیِّنَةٍ این كانَ ... سخن اینجا تمام شد و جواب محذوف است.
میگوید: كه كسى بر چیزى روشن و بر پیغامى راست درست است از خداوند خویش و زبان او آن را میخواند آن زبان كه گواه خدا است بر خلق این كس چنان كسى است كه او را از این هیچ چیز نیست؟

و گفته ‏اند: شاهد اینجا جبرئیل است و معنى یَتْلُوهُ یتبعه، مى ‏گوید: كسى كه او بر درستى و راستى و پیدایى بود از خداوند خویش و گواهى از اللَّه ایستاده بر پى آن كس و آن جبرئیل است كه در پى محمد نشسته بپیغام افزایى و سخن رسانى و دنى آرایى این كس چنان دیگر است كه او را از این هیچ چیز نیست؟
و عن الحسین بن على (ع) شاهِدٌ مِنْهُ محمد (ص) فیكون أ فمن كان هو المؤمن على بینة اى بیان و بصیرة من ربه و یتلوه شاهد منه یعنى و یشهد له محمد (ص) یوم القیمة لقوله: وَ جِئْنا بِكَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهِیداً.
و قیل: یتلوه اى بتبع محمدا (ص) شاهد منه و هو على بن ابى طالب (ع)

( شاهدی که قرآن کریم در این آیه اشاره فرموده قطعا حضرت مولا امیرالمومنین علی (ع) است همچنانکه آقا اباعبدالله (ع) هم فرموده است – م.زارع )
...
و عرب راه را امام خوانند از بهر آنكه در پیش رونده است
و حاجت را امام خوانند از بهر آنكه در پیش جوینده است،

أُولئِكَ یعنى اصحاب محمد (ص) و قیل: اراد به مسلمة اهل الكتاب عبد اللَّه بن سلام و اصحابه یُؤْمِنُونَ بِهِ یعنى بالقرآن و قیل: بالتوریة.
میگوید: مسلمانان اهل كتاب گرویده ‏اند به تورات و گرویدگان ایشان به تورات از بهر آن گفت كه ایشان در تورات نبوّت محمد (ص) مثبت یافتند و بپذیرفتند وَ مَنْ یَكْفُرْ بِهِ اى ب: محمد (ص) و القرآن مِنَ الْأَحْزابِ من الكفار الّذین تحزّبوا ...
میگوید: هر كه به محمد كافر شود و به قرآن، از هر جوكى از جوكهاى جهود و ترسا و گبر و مشرك و دهرى و منافق آتش دوزخ وعده جاى اوست.
این آیت دلیل است بر بطلان مذهب جماعتى متكلمان كه گفتند كافران بحقیقت دهریان ‏اند و زنادقه امّا جهود و ترسا و گبر و جمله اصناف كفره بیرون از دهرى ایشان را كافران بحقیقت نگویند منزلت ایشان منزلت مبتدعان است جاوید در آتش نمانند و این مذهب باطل است و این سخن كفر و گوینده آن كافر ...

وَ مَنْ أَظْلَمُ ...
میگوید: هیچ كس عاصى ‏تر و كافرتر و شوخ ‏تر از آن كس نیست كه خداى را ناسزا گوید و برو دروغ بندد و آنچه از بر خویش نهد و خود گوید كلام حق شمرد... أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ خواهى این سخن مستأنف گیر خواهى معطوف بر قول اشهاد...

« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 04 (325)
تفسیر سوره یونس 05 (326)
تفسیر سوره یونس 06 (327)
تفسیر سوره یونس 07 (328)
تفسیر سوره یونس 08 (329)
تفسیر سوره یونس 09 (330)


           **********

سوره هود
تفسیر سوره هود 01 (331)


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.