النوبة الثالثة
قوله تعالى وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً
وعده خدا حق است

كردگار قدیم، جبّار نام دار عظیم، جلّ جلاله و عظم شأنه خبر میدهد از هیبت و سیاست روز رستاخیز، روز حشر و نشر، روز عرض و شمار، روز محاسبت و مسائلت خلق اوّلین و آخرین جمع كرده، دیوان مظالم فرو نهاده، ترازوى عدل در آویخته، دوزخ آشفته، برگستوان سیاست بر افكنده، و آن را بعرصات حاضر كرده، شعله اى آتش حسرت از دلها بر افروخته، جانها بلب رسیده، دوست و دشمن آشنا و بیگانه از هم جدا كرده، آن ساعت از جناب جبروت و درگاه عزّت بحكم سیاست نداى قهر آید بعابد و معبود باطل مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ

این چنان است كه كسى را بیم دهند گویند باش تا من با تو پردازم.
جاى دیگر بر عموم گفت: سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَیُّهَ الثَّقَلانِ آرى با شما پردازیم اى جنّ و انس، آن گه معبودان باطل چون آن هیبت و سیاست بینند از عابدان خویش بیزارى گیرند، عابدان بر ایشان دعوى كنند كه ما را بطاعت و عبادت خویش فرمودند گناه ایشانراست كه ما را از راه ببردند و چنین فرمودند، جواب دهند بتان و طواغیت كه فَكَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبادَتِكُمْ لَغافِلِینَ خداوند آفریدگار و معبود كردگار بى‏ همتا میداند و گواه است كه مى ‏ندانستیم و از عبادت و طاعت شما بى‏خبر بودیم، جماد بودیم بى‏ حیاة و بى صفات و بى معنى، نه سزاى پرستیدن داشتیم، نه زبان فرمودن.

آن گه عاقبت مناظره ایشان آن بود كه همه را بدوزخ فرستند، هم عابد را و هم معبود را، چنان كه میگوید جلّ جلاله إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ تا ترا معلوم گردد كه هر طاعت كه نه خدایراست امروز محالست و فردا وبال و نكالست.

قُلْ مَنْ یَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
خبر میدهد كه در هفت آسمان و زمین خداى ‏ست كه آفریدگار است و روزى گمار است، و در آفریدن یكتا و در روزى دادن بى ‏همتا، مى‏آفریند بقدرت فراخ بى ‏معونت، روزى میدهد از خزینه فراخ بى ‏مئونت.

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ
قدرت بر كمال، قدرت آفریدگار است كه جهان را آفریننده است و آغاز كننده، و آن گه گذشته را باز پس آرنده، و كهنه را نو سازنده، از نیست هست بیرون آرد و آن گه آن هست به نیست آرد، هر چیزى را ضدّ وى تواند و هر كارى را عكس وى راند، بند و گشاد و قطع و وصل و جبر و كسر همه تواند، و سرّ آن داند،
...
قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ
حق نامى است از نامهاى خداوند جلّ جلاله.
تفسیر آنست كه وى براستى خدا است و بخدایى سزاست و بقدر خود بجا است، بوده و هست و بودنى همه رفتنى ‏اند و وى باقى،
موجود دل دوستان، مشهود جان عارفان،
نه تغیّر پذیر نه حال گرد، بسزاوار خدایى را جاودان.

و بر لسان اهل طریقت این نام حق بسیار رود از آنكه این طایفه از شهود افعال به شهود صفات پیوستند آن گه از شهود صفات با شهود ذات افتادند، اوّل نظاره صنع كردند، پس از صنع در گذشتند، نظاره صفات كردند. باز نظاره صفات بگذاشتند، نظاره ذات كردند.

نظاره صنع را گفت: أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
نظاره صفات را گفت: وَ ما تَكُونُ فِی شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ الآیة.
نظاره ذات را گفت: قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ

و مصطفى (ص) در نظاره فعل گفته: اعوذ بعفوك من عقابك. و در نظاره صفات گفته: اعوذ برضاك من سخطك، و در نظاره ذات گفته: اعوذ بك منك.

آن گه از دیدن خود نیز در گذشت، از صفات خود مجرّد گشت، از مقام فنا نفس زد گفت:
لا احصى ثناء علیك.
باز قدم بر تر نهاد بر مقام بقا از حقیقت افراد نشان داد گفت:
انت كما اثنیت على نفسك‏

اوّل مقام استدلال است
دیگر مقام افتقار است،
سیوم مقام مشاهده،
چهارم مقام حیاة،
پنجم مقام بقا.

پیر طریقت برموز این معانى اشارت كرده و گفته:
اى رستاخیز شواهد و استهلاك رسوم عارف بنیستى خود زنده است
اى ماجد قیوم همه در آرزوى دیداراند و من در دیدار گم
سیل كه بدریا رسید از آن سیل چه معلوم، جهان از روز پر است و نابیناى مسكین محروم.

خصمان گویند كین سخن زیبا نیست
خورشید نه مجرم ار كسى بینا نیست

گل

متن و ترجمه آیات کریمه از النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً آن روز كه ایشان را با هم آریم همگان ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَكُوا آن گه گوئیم ایشان را كه خداوند خویش را انباز گفتند مَكانَكُمْ بر جاى باشید أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ هم شما و هم انبازان خویش كه مرا مى ‏گفتید فَزَیَّلْنا بَیْنَهُمْ میان ایشان جدایى افكنیم وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ آن گه آن شركا گویند ما كُنْتُمْ إِیَّانا تَعْبُدُونَ (28) هرگز شما ما را نپرسیدید

فَكَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ میان ما و میان شما خداى گواه بسنده است إِنْ كُنَّا عَنْ عِبادَتِكُمْ لَغافِلِینَ (29) كه ما از پرستش شما هرگز آگاه نبودیم.

هُنالِكَ آنجا تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ برگیرد هر تنى كرد خویش و پاداش آنچه پیش فرا فرستاد وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ و باز برند ایشان را از تعلّل و تعلّق با حقیقت حكم اللَّه كه در آن كرد. مَوْلاهُمُ الْحَقِّ خداوند ایشان مدبّر و متولّى كار ایشان خدا است براستى و سزا وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا یَفْتَرُونَ (30) و هر چه جز از او كه مى ‏پنداشتند و مى‏ فرا ساختند و مى ‏پرستیدند همه گم گشت.

قُلْ بگو مَنْ یَرْزُقُكُمْ آن كیست كه روزى میدهد شما را مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ از آسمان و زمین أَمَّنْ یَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ یا آن كیست كه شنوایى در گوشها و بینایى در چشمها آفریند و آن تواند وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ و كیست آنكه بیرون آرد زنده از مرده و بیرون مى ‏آرد مرده از زنده وَ مَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ و آن كیست كه كار میراند و میسازد و میدارد و ساخته مى ‏سپارد فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ تا گویند ایشان اللَّه است فَقُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ (31) پس ایشان را گوى بنه پرهیزید از خشم و عذاب او.

فَذلِكُمُ اللَّهُ او كه آن میكند اللَّه است رَبُّكُمُ الْحَقُّ خداوند شما براستى و سزا فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ پس راستى چیست جز از گمراهى؟ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ (32) شما را ازو چون بر مى ‏گردانند؟

كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ آن آنست كه درست و راست و بودنى از خدا سخن برفت عَلَى الَّذِینَ فَسَقُوا بحكم بر ایشان كه اینجا فاسق ‏اند أَنَّهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (33) كه ایشان نتوانند گروید.

قُلْ بگوى هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ از این انبازان شما كس هست؟ مَنْ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ كه خلق درین جهان آرد و ایشان را جهان سازد؟ ثُمَّ یُعِیدُهُ پس باز جهان دیگر برد قُلِ اللَّهُ هم تو گوى خدایست یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ كه امروز این جهانیان را جهان سازد و باز فردا ایشان را جهان سازد فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ (34) شما را ازو چون مى ‏برگردانند؟

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ بگوى هست از این انبازان شما مَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ كسى كه راه نماید براستى؟ قُلِ اللَّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ گوى خداى آنست كه راه نماید براستى أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ پس آن كس كه راه نماید براستى سزاتر است كه بر طاعت او روند؟ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدى‏ یا آن كس كه راه ننماید مگر كه او را راه نمایند؟ فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ (35) پس چه رسید شما را و چه حكم است كه مى ‏كنید.

وَ ما یَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا و بیشتر ایشان نمیروند مگر بر پى پنداشت إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً و پنداشت بجاى حق هیچ بكار نیاید إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِما یَفْعَلُونَ (36) اللَّه تعالى داناست بآنچه ایشان مى‏كنند.

وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَرى‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ این قرآن نامه ‏اى نهاده از سخن كسى جز از خداى نیست وَ لكِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ لكن سخنى است گواه آن كتاب را كه پیش فا آمد وَ تَفْصِیلَ الْكِتابِ و پیدا كردن و روشن كردن و گشاده نمودن است لا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ (37) شك نیست در آن كه از خداوند جهانیان است.

أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ میگوید كه این مرد نهاد آن را از خود؟ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ گوى یك سورت آرید مانند این وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ (38) و انگه اگر راست مى‏گویید و توانید هر كرا خواهید پس آن خداى مى‏خوانید.

بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ بلكه دروغ شمردند چیزى را كه آن در نیافتند و بعلم خویش بدان نرسیدند وَ لَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ و بایشان نیامد و در فهم ایشان نگنجید حقیقت آن كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ‏ هم چنان كه اعداى انبیاء كه پیش از قریش بودند دروغ شمردند فَانْظُرْ كَیْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِینَ (39) در نگر كه سرانجام ستمكاران چون بود.

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ از ایشان كس هست كه باین نامه گرویده است وَ مِنْهُمْ مَنْ لا یُؤْمِنُ بِهِ و هست از ایشان كس كه باز نگرویده است وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ (40) و خداوند تو داناتر داناى است بمفسدان و تباه كاران.

وَ إِنْ كَذَّبُوكَ و اگر ترا دروغ زن خوانند فَقُلْ لِی عَمَلِی وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ گوى كرد من مرا است و كرد شما شما را أَنْتُمْ بَرِیئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ شما از آنچه من میكنم بیزار وَ أَنَا بَرِی‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ (41) و من از آنچه شما میكنید بیزار.
گل

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً
میگوید: آن روز كه كافران و بت پرستان با معبودان خویش جمع كنیم و بهم آریم.
حشر در قرآن بر دو معنى است:
یكى بمعنى جمع و نظیر آن در سورة الفرقان است وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ و در سورة الكهف وَ حَشَرْناهُمْ و در سورة التكویر وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ و در سورة النمل حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ و در سورة ص وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَةً و نظائر این در قرآن فراوان است همه بمعنى جمع.

وجه دیگر حشر بمعنى سوق است چنان كه در سورة و الصافات گفت: احْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ اى سوقوا الّذین اشركوا و قرناءهم الشّیاطین بعد الحساب الى صراط الجحیم. و در بنى اسرائیل گفت: وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ یعنى نسوقهم على وجوههم الى النّار. و در سورة طه گفت: وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِینَ اى نسوق المجرمین یومئذ بعد الحساب الى جهنم زرقا.

قوله: ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَكُوا یعنى عبدة الاوثان مَكانَكُمْ
این مكانكم در آن موضع است كه كسى سخنى در خواهد گرفت با كسى با كارى و در مفتتح كار و سخن خویش گوید: باش تا گویم. و عرب این بر سبیل وعید و تهدید گوید، چنان كه عجم گویند: باش كه من با تو كار دارم.

اى فرقنا بین المشركین و شركائهم. این آن گه بود كه معبودان باطل و عابدان را از هم جدا كنند و از یكدیگر بیزارى گیرند، چنان كه آنجا گفت: إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا الایة.
ایشان را جدا كنند و بر دیدار یكدیگر بدارند تا آن شركا گویند مشركان را ما كُنْتُمْ إِیَّانا تَعْبُدُونَ بترسند و دست بانكار زنند چون درمانند عذر آرند و گویند فَكَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ

هُنالِكَ اى فى ذلك الوقت تَبْلُوا اى تقاسى كل نفس جزاء ما عملت كقوله: فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ الآیة
از نامه برخواند هر كس آنچه پیش فرا فرستاد از كردار بر پى آن ایستد هر كس كه پیش فرا فرستاد از كرد خویش مطیع بر پى طاعت تا بسراى مطیعان و عاصى بر پى معصیت تا بسراى عاصیان.
...
چون میدانید و اقرار میدهید كه آفریدگار و كردگار همه اللَّه است نترسید از عقوبت وى كه با این دانش بتان را مى‏پرستید؟

فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ...
و لا یمیت آن گه انى تفسیر كرد و حقیقت آن پیدا كرد گفت: كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ ...

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ ...
فما لكم اینجا سخن تمام شد. میگوید: اىّ شى‏ء لكم فى عبادة الاوثان؟
چه حاصل است شما را در پرستش بتان و چه چیز یافتید از آن؟
آن گه گفت: كَیْفَ تَحْكُمُونَ چه حكم است این كه خداى را جلّ جلاله شریك و انباز مى‏گویید و بتان را با وى برابر مى‏نهید؟...
 
وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ
قریش میگفتند این قران محمد از بر خویش نهاده است و وى ساخته. و نیز میگفتند: ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ
این جواب آنست. میگوید: این قرآن نهاده و ساخته كسى نیست جز كلام خداوند و نامه و سخن وى نیست. و عرب كان گویند بى‏ خبر، اشارت فرا قدم. معنى آنست كه: وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ.

 زجاج گفت: وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ افتراء من البشر. هذا كقولهم ما كان هذا الكلام كذبا و لكن كان تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ اى بین یدى القرآن من البعث و الحساب. و القرآن تقدمه، و قیل تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ اى كتب اللَّه المنزلة قبله.
میگوید: این قرآن گواه آن كتابها است كه پیش ازین آمد، در آن همانست كه در توریة و انجیل. كه همه یكدیگر را گواه است و سخنى راست است از یك جا.
...
أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ
بو عبیده گفت: این ام بمعنى واو است ... اینجا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ گفت، جاى دیگر بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ گفت، جاى دیگر بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ گفت.
اوّل ده سورت درخواست از ایشان، چون نتوانستند با یك سورت آورد، چون نتوانستند با یك حدیث آورد.
آن گه گفت: چون خود عاجز آمدید از آوردن مثل آن دیگران را بیارى گیرید. وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ اى من هو فى التّكذیب مثلكم یرید استعینوا بمن شئتم و اطعتم سو اللَّه لیعاونوكم علیه إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ انّ محمدا یقوله من نفسه.

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ
این آیت در شأن اهل كتاب فرو آمد. میگوید: از ایشان كس هست كه گرویده است چون عبد اللَّه سلام و یاران وى. و كس هست كه نگرویده است چون دیگر جهودان. زجاج گفت معنى آنست كه از ایشان كس است كه میداند كه این قرآن و رسول حقّ است و بدل راست میداند و تصدیق میكند امّا معاند است و بر طریق معاندة اظهار كفر میكند. و از ایشان كس است كه خود نمیداند، در شك است و تصدیق نمیكند.

و گفته ‏اند این آیت در شأن اهل مكه است یعنى و من قومك یا محمد من سیؤمن بالقران. از قوم تو كس هست كه هنوز ایمان نیاورده امّا خواهد آورد، كه در علم خدا رفته كه ایمان آرد. و كس هست كه هرگز ایمان نیارد، كه در علم خدا رفته كه كافر میرد و ایمان نیارد وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ الّذین لا یؤمنون.

وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِی عَمَلِی وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ این آیت منسوخ است بآیت قتال، و نظیرش آنست كه گفت: لَكُمْ دِینُكُمْ وَ لِیَ دِینِ لنا اعمالنا و لكم اعمالكم. میگوید: لى جزاء عملى و لكم جزاء اعمالكم أَنْتُمْ بَرِیئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِی‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ لا تؤاخذون بعملى و لا اوخذ بعملكم.
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 04 (325)


           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:

حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
خواص آب برنج
تفسیر سوره یونس 03 (324)
تفسیر سوره یونس 02 (323)
تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره توبه 13 (321)
تفسیر سوره توبه 12 (320)
تفسیر سوره توبه 11 (319)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 09 (317)
تفسیر سوره توبه 08 (316)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.