النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ...

انسان ناسپاس

از روى اشارت بر ذوق اهل معرفت، این آیت رمزى دیگر دارد.
میگوید مؤمنان و نیك مردان بحقیقت ایشان ‏اند كه احدیّت ایشان را بنعمت كرم در قباب غیرت بدارد، و بحسن عنایت پرورد، بمعرفت خودشان راه دهد، و بصحبت خود نزدیك گرداند، تا او را یگانه شوند و از غیر او بیگانه شوند.

پیر طریقت گفت
توحید نه همه آنست كه او را یگانه دانى
توحید حقیقى آنست كه او را یگانه باشى وز غیر او بیگانه باشى
،

بدایت عنایت آنست كه ایشان را قصدى دهد غیبى تا ایشان را از جهان باز برد چون فرد شود آن گه وصال فرد را بشاید.

جوینده توهم چو تو فردى باید
آزاد زهر علّت و دردى باید.


آن مرد غوّاص تا دل از ملك جان برندارد روا نبود كه دست طلب او به مروارید مراد رسد پس چه گویى كسى كه در طلب جلال و جمال او قصد نجات اعظم كند تا دست از مهر جان نشوید، بوصال قرب جانان چون رسد؟


درویشى در مجلس موسى كلیم (ع) نعره بر كشید موسى از سر تندى بانگ بر وى زد،
در حال، جبرئیل آمد كه یا موسى اللَّه میگوید در مجلس تو صاحب درد و خداوند دل همان یك مرد بود كه از بهر ما بمجلس تو حاضر آمد، تو بانگ بر وى زدى
هر چند عزیزى و كلیمى امّا سرّى كه ما در زیر گلیم سیاه نهاده ‏ایم تو نبینى، آن اشتیاق جمال ما باشد كه دوستان را در تواجد آرد، تقاضاى جمال ما بود كه دلهاشان در عالم خوف و رجا و قبض و بسط كشد. وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ.


هر دیده كه از دنیا پر شد، صفت عقبى در وى نگنجد.
و هر دیده كه صفات عقبى در وى قرار گرفت، از جلال قرب ما و عزّ وصال ما بیخبر بود، نه دنیا و نه عقبى بلكه وصال مولى.

آه كجاست همّتى كه از دنیا
كجاست مرادى مه از عقبى
اشتیاقى بدیدار مولى
كجاست صاحب دولتى تا از جاه بشریّت خود برآئیم و دست در فتراك آن صاحب دولت زنیم بو كه روزى بمراد رسیم.

گر ز چاه جاه خواهى تا برائى مردوار
چنگ در زنجیر گوهردار عنبر بار زن‏


یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمانِهِمْ
باش تا فرداى قیامت كه دوستان بنور معرفت بر مركب طاعت فرا بساط انبساط روند و در مقام شهود بنازند، گروه گروه و جوق جوق، چنان كه اللَّه گفت: نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً
و در هر منزل كه پیش آید جوقى فریشتگان بحكم فرمان، بسلام مى ‏آیند و بناز و نعیم جاودان بشارت مى‏دهند.

اینست كه گفت: وَ تَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ
و عاصیان امّت احمد در آن صحراء محشر و مقام رستاخیز، بعرض گاه حساب بازداشته، سابقان بنور طاعت از پیش رفته و عاصیان بگران بارى معصیت تنها مانده، آخر رحمت اللَّه ایشان را دست گیرد، و بر تنهایى و درماندگى ایشان ببخشاید، بنداى كرامت گوید: عبادى
چون این خطاب عزّت و نداى كرامت بنعت رحمت بگوش ایشان رسد، جان ایشان بیاساید و روح و ریحان در دل ایشان گشاید،
گوید: عبادى
...
چون رأفت و رحمت حقّ بایشان رسد وحشت و معصیت بآب رحمت از ایشان‏ فرو شوید و آفتاب رعایت از برج عنایت بتابد، ایشان بنعت افتخار در حالت انكسار بر درگاه ذو الجلال خوش بزارند، و از شادى بگریند، تا ربّ العزّة آن گریستن و زاریدن از ایشان بپسندد و درد دل ایشان را مرهم نهد و زبان ایشان بثناى خود بگشاید، و بقدر طاقت بندگى خداى را ثنا گویند، و حمد و ستایش كنند، اینست كه رب العالمین گفت:
وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ
آخر سخن ایشان این بود كه الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ كه شماتت دشمنان و كافران بما نرسید، و فضل و رحمت خداى بما در رسید.

ما را همه مقصود ببخشایش حق بود
المنة للَّه كه بمقصود رسیدیم‏


وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا...
دعاء كلید رحمت است و گواه عبودیّت و پیوستن را وسیلت.
هر كس كه در دعاء بر وى گشادند در اجابت هم بر وى گشادند كه میگوید جلّ جلاله: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ
دعاء پیرایه پیوستگانست و مایه دست گرفتگان و حلقه در حق بدست جویندگان،
مصطفى (ص) گفت: الدعاء سلاح المؤمن و عماد الدین و نور السماوات و الارض.

هر كه بكارى درماند یا او را نكبتى رسد دست در دعا و تضرع زند، دست اعتماد بضمان اللَّه زد و دست نیاز ببرّ وى زد، یقول اللَّه تعالى: فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا
و شرط آنست كه بوقت دعاء آواز نرم دهد و خاطر از حرمت و استكانت پر كند و باجابت، یقین باشد كه مصطفى (ص) گفت: «ادعوا اللَّه و انتم موقنون بالاجابة و اعلموا ان اللَّه لا یستجیب دعاء من له قلب غافل لاه»

و بدانكه دعا كردن و حاجت و نیاز بدرگاه بى ‏نیاز برداشتن اهل شریعت را مقامى جلیل است، عین عبادتست و رسیدن را ببهشت نیك وسیلت است.

امّا حال عارفان حالى دیگر است و طریق ایشان طریقى دیگر.
جنید روزى در اثناء مناجات گفت: «اللّهم اسقنى» ندایى شنید كه: تدخل بینى و بینك. یا جنید میان من و تو مى‏ درایى یعنى كه ما خود دانیم سزاى هر بنده ‏اى، و شناسیم قصد هر جوینده ‏اى، جنید گفت: بعد از آن روزگارى تحسّر خوردم و زان گفت، استغفار كردم.

قوله: وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا ...
اى بسا خواجگان خویشتن پرستان ازین جهان داران و ستمكاران كه با كام و نام بودند با خانهاى پر نقش و پرنگار بودند، و بر پشت مركبهاى رهوار سوار بودند، رداى تكبر بر دوش گرفته و فرعون ‏وار نداى جبارى بر خویشتن زده، چون شرع را مكابر شدند و از حقّ سر وازدند و نبوّت انبیا و آیات و معجزات همه بازى شمردند، دمار از ایشان بر آوردند، و تخت و كلاه ایشان نگونسار كردند، و بساط كبر ایشان در نوشتند، نه خود زنده نه نام و نشان ایشان در دیار و اقطار مانده، هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً
آرى سرانجام ظلم همین است، و خبر مصطفى (ص) گواه اینست: «لو كان الظلم بیتا فى الجنّة لسلط اللَّه علیه الخراب».
گل

متن و ترجمه آیات در النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ایشان كه گرویدگان ‏اند و نیكوكاران، یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمانِهِمْ خداى ایشان را راه مى ‏نماید بایمان آوردن ایشان، تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ میرود زیر درختان و نشستگاههاى ایشان جویهاى روان، فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ. (9) در بهشتهاى با ناز.

دَعْواهُمْ فِیها درخواست و بازخواست ایشان، سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ پاكى ترا اى خداوند، وَ تَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ و نواخت خداى ایشان را و نواخت ایشان یكدیگر را در بهشت اینست كه : سلام علیكم، وَ آخِرُ دَعْواهُمْ و آخر خواندن ایشان آنست كه گویند، أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ. (10) ثناء بسزا خداى را خداوند جهانیان.

وَ لَوْ یُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ و اگر خداى واشتابانیدى مردمان را بدى، اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَیْرِ جایى كه ایشان مى ‏شتابند بنیكى، لَقُضِیَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ خداى بایشان گزاردید اجلهاى ایشان و سپرى كردید ایشان را عمرهاى ایشان، فَنَذَرُ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا فرو گذاریم ناگرویدگان را برستاخیز، فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ. (11) تا در گزاف‏كارى خویش متحیّر مى‏باشند.

وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ و هر گاه كه بمردم رسد گزند دردى یا بیمارى، دَعانا لِجَنْبِهِ او خواند ما را افتاده بر پهلوى خویش، أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً یا نشسته یا مانده برپاى، فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ چون باز بریم ازو آن گزند و آن رنج كه در آن است، مَرَّ رود او، كَأَنْ لَمْ یَدْعُنا چنان كه او نه آنست كه ما را میخواند، إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ آن گزند را كه باو رسیده بود، كَذلِكَ چنین است، زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ. (12) آراسته ‏اند بر گزاف‏كاران آنچه میكنند.

وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ هلاك كردیم و تباه كردیم گروهان پس یكدیگر، لَمَّا ظَلَمُوا آن گه كه ستم كردند، وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ و بایشان آمد فرستادگان ما بپیغامها و نشانهاى روشن، وَ ما كانُوا لِیُؤْمِنُوا و نه بر آن بودند كه بگروند، كَذلِكَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ. (13) چنین است پاداش از ما گروه بدكاران را.

ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ پس شما را پس نشینان كردیم در زمین، مِنْ بَعْدِهِمْ از پس ایشان، لِنَنْظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ. (14) تا نگریم كه چون كنید.

وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِمْ آیاتُنا و چون بر ایشان خوانند سخنان ما، بَیِّناتٍ روشن پیدا، قالَ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنَا ناگرویدگان برستاخیز گویند، ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هذا كه بما قرآنى آر جدا زین، أَوْ بَدِّلْهُ یا هم این بدل كن، قُلْ بگوى، ما یَكُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِی مرا نیست و نبود كه این را بدل كنم از خودى خویش، إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحى‏ إِلَیَّ من نروم مگر بر پى آن كه پیغام است بمن، إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ. (15) من میترسم اگر نافرمان آیم در خداوند خویش از عذاب روزى بزرگ».

قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ بگوى اگر خداى خواستید، ما تَلَوْتُهُ عَلَیْكُمْ من هرگز بر شما این كتاب نخواندید، وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ و شما را آگاه و دانا نكردمى از آن، فَقَدْ لَبِثْتُ فِیكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ چهل سال در میان شما بودم كه از پیغامبرى سخن نگفتم، أَ فَلا تَعْقِلُونَ. (16) در نیابید.

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً كه بود ستم كارتر از آن كه آید و بر خداى دروغ سازد، أَوْ كَذَّبَ بِآیاتِهِ یا آن را بدروغ دارد، و رساننده را دروغ زن شمارد، إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ. (17) بدكاران را در پیروزى بهره نیست.

وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مى ‏پرستند فرود از خداى، ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ آنچه نگزاید بكار نیاید، وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ و میگویند كه تا ما را فردا بنزدیك اللَّه شفیعان باشند، قُلْ بگو: أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا یَعْلَمُ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ خداى را انباز مى‏گویید كه او آن انباز نه در آسمان داند خود و نه در زمین، سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِكُونَ. (18) پاكى و بى‏ عیبى ویراست و برتر است از آنچه انباز گیرندگان میگویند در وى.

وَ ما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً نبودند مردمان مگر امّتى راست بر دینى راست پاك، فَاخْتَلَفُوا پس در مخالفت افتادند و در دین خود بپراكندند، وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ و اگر نه سخنى بودى كه پیش شده از اللَّه، لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ میان ایشان كار برگزارده آمدید، فِیما فِیهِ یَخْتَلِفُونَ. (19) در آن اختلاف و تفرقه كه ایشان در آن بودند.

وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ میگویند چرا برین مرد از خداوند او آیتى فرو نیامد، فَقُلْ گوى، إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ علم غیب خداى‏ تراست، فَانْتَظِرُوا ایشان را گوى چشم میدارید بودنى را، إِنِّی مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ. (20) كه من با شما از چشم دارندگانم.

وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً و ما چون مردمان از خویشتن مهربانى و آسانى چشانیم، مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ پس گزند كه رسیده بود بایشان، إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِی آیاتِنا چون در نگرى ایشان را مكر است در آیات ما و در نعمتهاى ما، قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً بگوى اللَّه زود توان‏تر است از آدمى در بد عهدى كردن، إِنَّ رُسُلَنا یَكْتُبُونَ ما تَمْكُرُونَ. (21) كه رسولان ما مى ‏نویسند آنچه آدمیان سگالش و كوشش میكنند.
گل

نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ...
میگوید ایشان كه ایمان آوردند و در دنیا نیك مردان و نیكوكاران بودند و خداى را و رسول را (ص) طاعت دار و فرمان بردار بودند و بر شریعت و سنت مصطفى راست رفتند و راست گفتند، یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمانِهِمْ ربّ العزة فردا ایشان را پاداش نیكو دهد، راه بهشت بایشان نماید و ببهشت رساند و بر كرامت و نعمت خویش خواند.
...نورى و روشنایى در پیش ایشان نهند تا بآن نور صراط باز گذراند، و ببهشت رسد.

تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ
و گفته‏ اند مراد نه آنست كه بهشتیان بالا باشند و جویها در زیر ایشان رود از بهر آن كه در بهشت چشمها كه رود نه در كندها رود، یعنى تجرى بین ایدیهم و تحت امرهم و هم یرونها كقوله: تَحْتَكِ سَرِیًّا اى بین یدیك و هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی اى تحت امرى و بین یدىّ.

چشمه هاى بهشت بر روى زمین روان بود، بهشتى چنان كه نشسته باشد در غرفه یا در خیمه یا هر جاى كه نشیند از راست و چپ خویش و برابر خویش آب روان مى ‏بیند دست وى بدان مى‏رسد و جامه بوى ‏تر نشود فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ...

قوله: دَعْواهُمْ فِیها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ
دعوى و دعا هر دو یكسان است و مراد ندا است
میگوید در آن بهشت همه خداى را خوانند و خداى را دانند و بذكر و ثناى وى بیاسایند. تنعّم ایشان و لذّت و راحت و آرام ایشان، بتسبیح و شكر و ثناى اللَّه بود.

اللَّهُمَّ فیؤتون به.
این كلمه علمى است و نشانى میان بهشتیان و میان خازنان و خادمان بهشت هر گاه كه آرزویى كنند طعامى یا شرابى خواهند گویند: سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ، خادمان بدانند كه چه میخواهند و چه آرزو میكنند آنچه خواهند حاضر كنند و ایشان را بمراد و مقصود رسانند،
وَ تَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ
و نواخت ایشان یكدیگر را آنست كه بر یكدیگر شوند و سلام كنند و همچنین فریشتگان آیند و بر ایشان سلام كنند و آن گه نواخت و كرامت رب العزة بایشان رسد و ایشان را گوید: سلام علیكم، سخنى خوش با نواخت و نیكویى سخنى بسلامت از آزار، آزاد و پاك، ...

وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ
با مصطفى مى ‏گفتند ... قرآنى دیگر بیار از نزدیك اللَّه كه در آن ذكر بعث و نشور نباشد و ترك عبادة لات و عزى و مناة و هبل و عیب ایشان در آن نبود. أَوْ بَدِّلْهُ یا پس همین قرآن كه آورده‏ اى بگردان از امّت خویش و تغییر در آن آر، ذكر بعث و نشور و وعیدها ازان بیرون كن بجاى آیت عذاب آیت رحمت اثبات كن.
رب العالمین گفت ایشان را جواب ده یا محمد ما یَكُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِی این قرآن نه سخن من است و نه ساخته من، تا در آن تغییر توانم و از امّت خویش بگردانم ... (پاسخ کسانی که قرآن را رویای رسول میدانند / م.ز)

قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ ...
اگر خداى خواستید من این قرآن را هرگز بر شما نخواندمى و اللَّه شما را از آن آگاه و دانا نكردید. قرائت ابن كثیر: و لادریكم بى الف، معنى آنست كه: اگر خدا خواستید من هرگز بر شما این كتاب نخواندمى و اللَّه شما را بخودى خود بى من باین دانا كردى چنان كه گفت: فَإِنْ یَشَإِ اللَّهُ یَخْتِمْ عَلى‏ قَلْبِكَ.
فَقَدْ لَبِثْتُ فِیكُمْ ... چون میدانید كه چهل سال در میان شما بودم كه مرا مى ‏شناختید و نیك دانستید كه بر هیچ كس هیچ چیز نخوانده ‏ام و نه كتابى نوشته ‏ام و نه بتلقین از كسى گرفته ‏ام و نه هرگز بر كسى دروغى بسته‏ ام، امروز كه شما را خبر مى‏دهم از داستان پیشینیان و سرگذشت رفتگان و احوال ایشان جز آن نیست كه از نزدیك خدا است و از پیغام و وحى پاك او.
در نمى‏یابید كه چنین است و این قرآن كه بر شما میخوانم پیغام خدا است و كلام او....
« از تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

   ادامه دارد ...   
 علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده
تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 15 (210)
تفسیر سوره مائده 20 (215)
تفسیر سوره مائده 25 (220)
تفسیر سوره مائده 29 (224)


           **********
سوره انعام
تفسیر سوره انعام 01 (225)

تفسیر سوره انعام 05 (229)
تفسیر سوره انعام 10 (234)
تفسیر سوره انعام 15 (239)
تفسیر سوره انعام 21 (245)
تفسیر سوره انعام 26 (250)
تفسیر سوره انعام 31 (255)
تفسیر سوره انعام 36 (260)
تفسیر سوره انعام 37 (261)

           **********
سوره اعراف

تفسیر سوره اعراف 01 (262)
تفسیر سوره اعراف 05 (266)
تفسیر سوره اعراف 10 (271)
تفسیر سوره اعراف 15 (276)
تفسیر سوره اعراف 20 (281)
تفسیر سوره اعراف 25 (286)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)


           **********
سوره انفال

تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره انفال 05 (306)
تفسیر سوره انفال 07 (308)


           **********
سوره توبه

تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 13 (321)


           **********
سوره یونس

تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره یونس 02 (323)



           **********
سوره علق
تفسیر سوره علق

           **********
سوره قدر
تفسیر سوره قدر






مطالب اخیر وبلاگ:
تفسیر سوره یونس 01 (322)
تفسیر سوره توبه 13 (321)
تفسیر سوره توبه 12 (320)
تفسیر سوره توبه 11 (319)
تفسیر سوره توبه 10 (318)
تفسیر سوره توبه 09 (317)
تفسیر سوره توبه 08 (316)
تفسیر سوره توبه 07 (315)
تفسیر سوره توبه 06 (314)
شناخت علی بن موسی الرضا (ع)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
تفسیر سوره توبه 05 (313)
تفسیر سوره توبه 04 (312)
تفسیر سوره توبه 03 (311)
تفسیر سوره توبه 02 (310)
تفسیر سوره توبه 01 (309)
تفسیر سوره انفال 07 (308)
تفسیر سوره انفال 06 (307)
قاضی و قضات و قضاوت
خطبه 107 نهج البلاغه
آثار وضعی گناه از نگاه امام صادق (ع)
امام حسین (ع) و نهی از مجالست با افراد پست
نحوه رفتار با مردم
ممنوعیت همنشینی با فاجر
سخنانی از امام صادق (ع) درباره ظلم و عدل
ضرورت دوری از اهالی قدرت
موجودات مجرد
تفسیر سوره انفال 05 (306)
توهم خود مرکز پنداری
خطرات شنا در دریا
تفسیر سوره انفال 04 (305)
ارزش دل در قرب بحق
تفسیر سوره انفال 03 (304)
تفسیر سوره انفال 02 (303)
تفسیر سوره انفال 01 (302)
تفسیر سوره اعراف 40 (301)
تفسیر سوره اعراف 39 (300)
تفسیر سوره اعراف 38 (299)
تفسیر سوره اعراف 37 (298)
تفسیر سوره اعراف 36 (297)
تفسیر سوره اعراف 35 (296)
تفسیر سوره اعراف 34 (295)
تفسیر سوره اعراف 33 (294)
تفسیر سوره اعراف 32 (293)
تفسیر سوره اعراف 31 (292)
تفسیر سوره اعراف 30 (291)
تفسیر سوره اعراف 29 (290)
Flight 655
قاضی درشت گفتار معزول مولاست
ده صفت کارساز دنیا و آخرت




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.