خداوند به یكى از پیامبران بنى اسرائیل وحى كرد كه مردى از امت او سه دعایش نزد من مستجاب است . پیامبر آن مرد را از این مطلب آگاه ساخت . مرد نیز پیش همسر خود رفت جریان را به وى نقل كرد زن اصرار كرد كه یكى از دعاها را درباره ایشان انجام دهد. مرد هم پذیرفت .
هر چه گفتیم جز حکایت دوست

آنگاه زن گفت از خدا بخواه من از زیباترین زنان باشم .
مرد دعا كرد زن زیباترین زمان خود گشت .
چندان نگذشت شدیدا مورد توجه پادشاهان هواپرست و جوانان ثروتمند و عیاش قرار گرفت .
به شوهر پیر و فقیر خود اعتنا نمى كرد و روش ناسازگارى و بدرفتارى را به همسرش در پیش گرفت .

مرد مدتى با او مدارا نمود هنگامى كه دید روز به روز اخلاق او بدتر مى شود دیگر رفتارش قابل تحمل نیست ، دعا كرد خداوند او را به صورت سگى درآورد و دعا مستجاب شد...

پس از این ماجرا فرزندان آن زن دور پدر جمع شده گریه و ناله كردند و اظهار مى داشتند مردم مرا سرزنش مى كنند كه مادرمان به صورتى سگى در آمده و از پدر خواستند مادرشان بصورت اولیه بازگردد و مرد نیز دعا كرد. زن به حال اول بازگشت .
و بدین گونه سه دعاى مستجاب آن مرد هدر رفت .
بحارالانوار جلد 14 صفحه 485

ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمی‌دانیم
چون دلارام می‌زند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دوستان در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم
هر گلی نو که در جهان آید
ما به عشقش هزاردستانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بستانیم
تو به سیمای شخص می‌نگری
ما در آثار صنع حیرانیم
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار
همه عالم به هیچ نستانیم
ترک جان عزیز بتوان گفت
ترک یار عزیز نتوانیم

......
گل



مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.