فصل فى الاشهاد
بدانك اشهاد در عقود معاملات است یا در عقود مناكحات،
اما در عقود مناكحات:
بمذهب شافعى اشهاد فرض است. مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " كل نكاح لم لا نكاح الّا بولى و شاهدى عدل و در عقود معاملات مستحبّ است و امر در آن امر ندب و استحباب است، نه امر فرض و ایجاب.

و در جمله اهل شهادت ده كس اند:
اول بالغ كه كودك را شهادت نیست.

و دیگر عاقل كه دیوانه را نیست.

سدیگر آزاد كه بنده را نیست، اگر چه قنّ باشد و اگر مكاتب، یا بعضى آزاد و بعضى بنده، بهیچ وجه ایشان را شهادت نیست.

چهارم مسلمان كه كافر را نیست، نه بر كافر و نه بر مسلمان.
 
پنجم دریابنده قوى حفظ كه مغفل را نیست اگر چه عاقل بود.

ششم عدل كه فاسق را نیست، و عدل اوست كه از كبائر پرهیز كند، و طاعات وى بر صغائر غلبه دارد.

هفتم كسى كه با مروّت بود كه بى مروّت را شهادت نیست. و بى مروّت آنست كه در میان بازار طعام خورد و باك ندارد، یا نه بر زىّ معتاد خود بیرون آید.

هشتم كسى كه وى را در آن شهادت حظى نبود، نه جذب منفعت نه دفع مضرت، ازین جهت شهادت فرزند پدر را مقبول نیست، و نه شهادت پدر فرزند را، و نه شهادت خصم بر خصم و نه دشمن بر دشمن، و نه در محل تعصب و كینه.
قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم " لا یجوز شهادة خائن و لا زان و لا خائنة و لا زانیة و لا ذى غمز على اخیه "
نهم كسى كه بر سنت و جماعت بود، كه شهادت اهل اهواء و بدعت داران مردود است.
دهم آنك مرد باشد، كه شهادت زن در بعضى احكام چون حدود و نكاح و طلاق و عتاق و رجعت و وصیت و توكیل و قتل عمد مردود است.

اما در بیع و اجارت و رهن و ضمان وهبه و هر چه سر با مال دارد، گواهى زنان با مردان در آن مقبول است. و آنچه مردان را بر آن اطلاع نبود، چون عیب زنان و ولادت و رضاع، شهادت زنان محض در آن مقبول است، چهار زن بجاى دو مرد. و حقوق مردم كه ثابت میشود در شرع بدو مرد عدل یا بیك مرد و سوگند خصم ثابت شود. و عماد شهادت معرفت است.
رسول خداى را پرسیدند كه گواهى چون دهیم؟ " فقال ترى الشمس؟ قال نعم قال على مثلها فاشهد او دع "

و فى الخبر" اكرموا الشهود فان اللَه یستخرج بهم الحقوق و یدفع بهم الظلم أَنْ تَضِلَ إِحْداهُما فَتُذَكِرَ قراءة حمزه است كسر الف در اول و رفع راء در آخر بر معنى شرط و جزا، دیگران همه بفتح الف خوانند أَنْ تَضِلَ و نصب راء فَتُذَكِرَ و قراءة مكى و بصرى فَتُذَكِرَ مخفف است و قراءة دیگران بتشدید كاف، و در معنى تفاوت نیست كه ذكّر و اذكر هر دو یكسانست چون نزّل و انزل و كرّم و اكرم. و ضلال اینجا بمعنى نسیان و غلط است چنانك آنجا گفت لا یَضِلُ رَبِی وَ لا یَنْسى و معنى الآیة فرجل و امرأتان كى تذكر احدیهما الأخرى ان ضلت میگوید تا آن گه كه یكى از آن دو زن گواهى فراموش كند، آن دیگر زن با یاد وى دهد. وَ لا یَأْبَ الشُهَداءُ إِذا ما دُعُوا این هم در تحمل است و هم در ادا، اما در تحمل مخیر است و در اداء فرض كفایت، مگر كه در عدد گواهان قلت باشد كه آن گه اداء فرض عین بود. میگوید فرمودم تا گواهان سرباز نزنند، آن گه كه ایشان را با گواهى خوانند.
.....
لشهادتهم اقوم وَ أَدْنى أَلَا تَرْتابُوا اى اقرب الى ان لا تشكّوا فى مبلغ الحق و الاجل إِلَا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً بنصب عاصم خواند از بهر آن كه او كان اینجا ناقصه مینهد كه بخبرش حاجت بود و تِجارَةً بنصب خبر اوست، و حاضِرَةً صفت تجارت باشد، و اعراب صفت چون اعراب موصوف بود، و اسم كان بدین قراءة مضمر است و آن مداینه است یا مبایعه. و تقدیرش چنان است كه الّا ان تكون المداینة و المبایعة تجارة حاضرة باقى قراءة تِجارَةً حاضِرَةً برفع خوانند، كه ایشان كان بمعنى وقع مى نهند، و چون چنین بود تامّه باشد و خبر نخواهد، و ما بعد آن بفعل خویش برفع بود تقدیره الا ان تقع تجارة و این همچنانست كه آنجا گفت وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ اى و ان وقع معسر، پس تِجارَةً بدین قراءة مرتفع است بفعل خود و فعلش تقع است و حاضِرَةً صفت اوست.

قوله: وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ این اشهاد كه میفرماید منسوخ است بآن آیت كه گفت فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِ الَذِی اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لا یُضَارَ كاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ یضارّ بمعنى فاعل بود و بمعنى مفعول بود، بمعنى فاعل آنست كه دبیر را فرمودم تا نرنجاند كه او را گویند بنویس، نپیچد و از حق و داد و نصیحت چیزى نكاهد، و بمعنى مفعول وَ لا یُضَارَ كاتِبٌ فرمودم تا این دبیر را نرنجانند، اگر دست در كارى دارد از آن خود او را نشتابانند، و اگر مزد خواهد مزد از وى باز نگیرند. وَ لا شَهِیدٌ فرمودم گواه را تا نرنجاند و نه گزایاند، كه بگواه بودن خوانند آید و چون بگواهى دادن خوانند آید و البته هیچ سر نپیچد، كه بگواه بودن خوانند آمدن وى را تطوّع است، و وى را بر آن مزد و چون بگواهى دادن خوانند آمدن بتعجیل بر وى واجب است و درنگى بر وى و بال، مگر كه وى را شكى افتد كه مى یاد آرد، یا ریبتى افتد كه مى بصیرت جوید. دیگر وجه فرمودم تا گواه را نرنجانند، اگر از آن خود كارى دارد، و وى را نشتابانند.

وَ إِنْ تَفْعَلُوا و اگر كنید كه در دبیرى چیزى در نبشتن از حق بكاهید، یا آن گه كه قیم باشید در املاء حق بكاهید، یا بگواهى دادن خوانند بازنشینید فَإِنَهُ فُسُوقٌ بِكُمْ آن بشما فسق است، بیرون شدن از راستى و نافرمانى. ثم خوّفهم فقال وَ اتَقُوا اللَهَ فى الضرار وَیُعَلِمُكُمُ اللَهُ وَ اللَهُ بِكُلِ شَی ءٍ من اعمالكم عَلِیمٌ

این آیت دین صد و سى كلمت است، و دروى چهارده حكم است، و در وى سى و یك میم است و چهل واو.

وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ این على بمعنى فى است و سفر آن را سفر نام كرده اند لانه یسفر عن طوایا الرجال. معنى آیت آنست كه اگر در سفر باشید و نویسنده نیابید فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ آن را مقبوضه گفت كه رهن بى قبض درست نباشد، ازینجا است كه رهن دین درست نباشد، كه قبض ركن رهن است، و قبض جز در عین صورت نبندد.

قراءة مكى و ابو عمرو فرهن، و رهن جمع رهان است، كجدار و جدر و كتاب و كتب و حمار و حمر. و گفته اند رهن بضم راء و حاء، و قراءت باقى فرهان بالف و كسر راء رهان جمع رهن است كحبل و حبال، و بحر و بحار و رهن جمع رهان است كجدار و جدر و كتاب و كتب و خمار و خمر و گفته اند رهن، جمع رهن است كسقف و سقف. زجاج گفت فعل در جمع فعل اندك است، لكن درست است. ابو عبید گفت در سخن عرب نیافتیم فعل كه جمع آن فعل است الّا این دو كلمت، رهن و سقف، یقال رهن و رهن و سقف و سقف. و مراهنت گروستدن و دادن بود، رهنت گرو دادم، ارتهنت گرو ستدم، و ارهنت بجاى رهنت استعمال كردن فصیح نیست، اگر چه آورده اند. قال ابن فارس. یقال رهنت الشی ء و لا یقال ارهنته. و ارهان بمعنى اسلاف درست است. یقال ارهنت فى كذا، اى اسلفت فیه. و الرّهن و الرهین و الرهینه گروگان بود، و المرهون گروگان كرده بود.

فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً بمعنى ائتمن است، میگوید اگر كسى از شما كسى را امین كند و امانت پیش وى نهد، فَلْیُؤَدِ الَذِی اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ روا بود كه ها باز ستاننده شود كه او امین آن امانت است، پس آن امانت اوست باستوارى با وى منسوب است نه بخداوندى، و با خداوند منسوب است بخداوندى وَ لْیَتَقِ اللَهَ رَبَهُ و فرمودم این امانت دار را كه از خشم و عذاب اللَه بپرهیز، و امانت بجاى آر، و بى خیانت بازرسان.

.....

میگوید گواهى پنهان مدارید اگر صاحب حق نداند كه تو وى را گواهى، پیش از پرسیدن گواهى باید داد، بحكم خبر كه مصطفى گفت (ع) " خیر الشهود الذى یأتى بالشهادة قبل ان یسألها " و اگر صاحب حق داند كه تو وى را گواهى، پس تا از تو گواهى دادن در نخواهد گواهى نباید داد، بحكم آن خبر كه گفت " خیركم قرنى ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم، ثم یفشوا الكذب حتى یشهد الرجل قبل ان یستشهد وَ مَنْ یَكْتُمْها فَإِنَهُ آثِمٌ قَلْبُهُ قال مجاهد اى كافر قلبه، گفت هر كه گواهى پنهان دارد دل وى كافر شد، وَ اللَهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ من بیان الشهادة و كتمانها.


ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (107)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (108)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (109)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)




مطالب اخیر وبلاگ:

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)
دنیا و آخرت در نظر مولا علی (ع)
حضرت فاطمه (س) محدثه بود
شرایط توبه در نظر مولا علی (ع)
دوستان خدا محزون نباشند
موسیقی محی مازندران,لالایی اثر محمود شریفی + دانلود
خوراکی‌ هایی که در تابستان نباید خورد
حکایت درویشان خدا
فضلیت آدمی در نظر مولا علی (ع)
هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
غره مشو که خوار گردی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
حضرت فاطمه (س) از بکائون خمسه تاریخ
کاربرد مجاز در قرآن
حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص)
عصاره سیر و لیمو ترش ، راهی برای باز کردن رگهای قلب
خدا یکی و محبت یکی و یار یکی
چگونگی تدوین مصحف فاطمه (س)
قفس غم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
پررویان و با حیاء ها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
موسیقی آئینی مازندران,امام رضا(ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
موسیقی آئینی مازندران, موسی (ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
موسیقی آئینی مازندران, شهید ( استاد اسحاقی ) + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
موسیقی محلی مازندران, مریم بانو ( اسحاقی ) + دانلود
موسیقی محلی مازندران, صنم ( اسحاقی ) + دانلود
موسیقی محلی مازندران, ته بلاره ( عبدی) + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
موسیقی محلی مازندران, ننجان ( ننه جان ) + دانلود
کد آوای انتظار همراه اول آهنگهای محمدرضا اسحاقی
ربا جنگ با خدا و رسولخداست
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
حکمت , حقیقت و ثمره آن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (099)
بخل سوءظن بخداست و بخیل در آتش است
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (098)
ما داده ایم دل نتوانیم پَس گرفت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (097)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (096)
حالت برزخی یا برزخ حالتها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (094)
ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
گرفتاری در اثر ظلم و ستم
نواجش محلی مازندرانی + دانلود
تیتراز شروع و پایانی سریال روزی روزگاری + دانلود






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.