الشَیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ لفقره، و اللَه عز و جل یعدكم المغفرة لكرمه.
شیطان كه خود از حق درویش است، مى وعده درویشى دهد، كه همان دارد و دستش بدان میرسد، خود خرمن سوخته است، دیگران را خرمن سوخته خواهد رب العالمین كه آمرزگارست و بنده نواز وعده مغفرت و كرم میدهد. آرى هر كس آن كند كه، سزاى اوست، وز كوزه همان برون تراود كه دروست. كُلٌ یَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ دعوت خداوند عزجلاله آنست كه گفت یَدْعُوكُمْ لِیَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ و دعوت شیطان، آنست كه گفت إِنَما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَعِیرِ شیطان بر حرص و رغبت دنیا میخواند و این بحقیقت درویشى است، و اللَه بر قناعت و طلب عقبى میخواند و این عین توانگرى است.
هدایت

در دین وجه توانگرى مه، از آن كه در دنیا قانع بود، از خلق بى نیاز، و بدل با حق هام راز، و فردا در بستان فضل و كرم در بحر عیان غرقه نور اعظم.

شیخ الاسلام انصارى گفت قدس اللَه روحه توانگرى سه چیز است:
توانگرى مال، و
توانگرى خوى، و
توانگرى دل.

توانگرى مال سه چیز است:
آنچه حلال است محنت است، و
آنچه حرام است لعنت است، و
آنچه افزونى است عقوبت است.

و توانگرى خو سه چیز است:
خرسندى و خشنودى و جوانمردى.

و توانگرى دل سه چیزاست:
همتى مه از دنیا،
مرادى به از عقبى،
اشتیاقى فا دیدار مولى.

یُؤْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یَشاءُ الآیة... گفته اند كه حكمت را حقیقتى است و ثمرتى، اما حقیقت حكمت شناختن كارى است سزاى آن كار، و بنهادن چیزى است بر جاى آن چیز، و شناخت هر كس در قالب آن كس، و بدیدن آخر هر سخنى با اول آن، و شناختن باطن هر سخنى در ظاهر آن،
و ثمره حكمت وزن معاملت با خلق نگه داشتن است میان شفقت و مداهنت، و وزن معاملت با خود نگه داشتن است میان بیم و امید، و وزن معاملت با حق نگه داشتن است میان هیبت و انس، حكمت آن نور است كه چون شعاع آن بر تو زد، زبان بصواب ذكر بیاراید، و دل بصواب فكر بیاراید، و اركان بصواب حركت بیاراید.

سخن كه گوید بحكمت گوید، دلها رباید، جانها را صید كند، فكرت كه كند بحكمت كند،
بازوار پرواز كند، در ملكوت اعلى جولان كند، و جز در حضرت عندیت آشیان نسازد.

فدیت رجالا فى الغیوب نزول
و اسرارهم فیما هناك تجول

بحكمتها قوى پر كن تو مر طاوس عرشى را
كه تا زین دامگاه او را نشاط آشیان بینى
و گر زى حضرت قدسى خرامان گردى از عزت
ز دار الملك ربانى جنیبتها روان بینى


آرى! و حركت كه كند بحكمت كند، در حظیره رضاء محبوب جمع كرده، و مراد خود را در آن فداء مراد اللَه كرده، و انس خود در ذكر وى دیده، و نظر خود تبع نظر وى داشته، و با یاد وى بهر چه رسد بیاسوده، گه در میدان جلال بر مقام نیاز از عشق او سوخته، گه در روضه وصال بر تخت ناز با لطف او آرمیده.

گه بقهر از زلف مشكین تیغها افراخته
گه بلطف از لعل نوشین شمعها افروخته
اى كمالت كم زنان را صره ها پرداخته
وى جمالت مفلسان را كیسه ها بر دوخته



ربا
النوبة الاولى
لَّیْسَ عَلَیْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ یَهْدِی مَن یَشَاءُ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلأنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ ﴿272﴾
هدایت آنان بر عهده تو نیست‏، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدایت مى‏كند، و هر مالى كه انفاق كنید، به سود خود شماست‏، و(لى‏) جز براى طلب خشنودى خدا انفاق مكنید، و هر مالى را كه انفاق كنید (پاداش آن‏) به طور كامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت‏. (272)

قوله تعالى:
لَیْسَ عَلَیْكَ هُداهُمْ بر تو نیست راه نمودن ایشان
وَ لكِنَ اللَهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ لكن خداى راه نماید او را كه خواهد
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ و هر چه نفقت كنید از مال
فَلِأَنْفُسِكُمْ آن خود را میكنید
وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَهِ و نفقت مكنید مگر خواستن وجه خداى را
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَ إِلَیْكُمْ و هر چه نفقت كنید از مال، پاداش آن بتمامى بشما رسانند
وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ و از آن چیزى كاسته و باز گرفته نماند از شما.

لِلْفُقَراءِ درویشانراست آن صدقات و زكاة
الَذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ آن درویشان كه از خان و مان و فرزندان خود بازداشته مانده اند در سبیل خدا،
لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ نمى توانند بازرگانى را و روزى جستن را در زمین رفتن
یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ كسى كه ایشان را نشناسد پندارد كه ایشان بى نیازانند
مِنَ التَعَفُفِ از آنك نیاز پیدا نكنند و از مردمان چیزى نخواهند
تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ كه درنگرى بایشان بشناسى ایشان را بنشان و آساى ایشان،
لا یَسْئَلُونَ النَاسَ إِلْحافاً از مردمان چیزى نخواهند بالحاح
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ و آنچه نفقت كنید از مال
فَإِنَ اللَهَ بِهِ عَلِیمٌ  خداى بآن داناست.

الَذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ ایشان كه نفقت میكنند مالهاى خویش
بِاللَیْلِ وَ النَهارِ بشب و بروز
سِرًا وَ عَلانِیَةً پنهان و آشكارا
فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِهِمْ ایشانراست مزد ایشان بنزدیك خداوند ایشان
وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ و بیم نیست بر ایشان فردا، و نه اندوهگن باشند.

الَذِینَ یَأْكُلُونَ الرِبا ایشان كه ربوا میخورند
لا یَقُومُونَ نخیزند از گور خویش
إِلَا كَما یَقُومُ الَذِی یَتَخَبَطُهُ الشَیْطانُ مگر چنانك آن كس خیزد كه دیو زند او را بدست و پاى خود
مِنَ الْمَسِ از دیوانگى
ذلِكَ بِأَنَهُمْ قالُوا ایشان را آن بآنست كه گفتند
إِنَمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِبا ستد و داد همچون ربوا است
وَ أَحَلَ اللَهُ الْبَیْعَ و نه چنانست كه گفتند كه اللَه بیع حلال كرد
وَ حَرَمَ الرِبا و ربوا حرام كرد
فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِهِ هر كه بوى آید پندى از خداوند وى
فَانْتَهى و از آن كرد بد كه میكند باز شود
فَلَهُ ما سَلَفَ ویراست آنچه گذشت و ربوا كه خورد
وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَهِ و كار وى با خداست
وَ مَنْ عادَ و هر كه باز گردد بآن
فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَارِ ایشان آتشیانند
هُمْ فِیها خالِدُونَ ایشان در آن جاویدان

یَمْحَقُ اللَهُ الرِبا ناپیدا میكند اللَه مال را بربوا
وَ یُرْبِی الصَدَقاتِ و مى افزاید مال را بصدقات
وَ اللَهُ لا یُحِبُ كُلَ كَفَارٍ أَثِیمٍ و اللَه دوست ندارد هر ناسپاسى بزه كار.

إِنَ الَذِینَ آمَنُوا ایشان كه بگرویدند
وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ و كارهاى نیك كردند
وَ أَقامُواالصَلاةَ و بپاى داشتند نماز را بهنگام خویش
وَ آتَوُا الزَكاةَ و بدادند زكاة از مال خویش
لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِهِمْ ایشانراست مزد ایشان بنزدیك خداوند ایشان
وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ و فردا بر ایشان بیم نه و نه اندوهگن باشند.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
اتَقُوا اللَهَ به پرهیزید از خشم و عذاب خداى
وَ ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِبا و بگذارید آنچه ماند در دست شما از ربوا
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ اگر گرویدگانید.

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا ار بس نكنید و باز نه ایستید
فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَهِ وَ رَسُولِهِ آگاه باشید بجنگى از خداى و رسول
وَ إِنْ تُبْتُمْ و اگر توبه كنید
فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ شما راست سرمایه اى شما
لا تَظْلِمُونَ نه شما كاهید
وَ لا تُظْلَمُونَ و نه از شما كاهند.

وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ و اگر افام دارى بود یا ناتوانى و دژوار حالى و تنگ دستى
فَنَظِرَةٌ إِلى مَیْسَرَةٍ درنگ باید داد وى را، تا تواند كه آسان باز دهد افام،
وَ أَنْ تَصَدَقُوا و اگر آنچه بر آن ناتوان دارید بوى بخشید،
خَیْرٌ لَكُمْ خود به بود شما را
إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ  اگر دانید.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: لَیْسَ عَلَیْكَ هُداهُمْ الآیة... سبب نزول این آیت آن بود كه مادر اسما بنت ابى بكر مشركه بود، بیامد و چیزى از دختر خود خواست، اسما گفت تو نه بر دین اسلامى، بتو هیچیز ندهم تا نخست از رسول خدا بپرسم، بیامد تا بپرسد، و چیزى كه دهد بفرمان وى دهد، جبرئیل آمد در آن فورت و این آیت آورد: لَیْسَ عَلَیْكَ هُداهُمْ راه نمودن بر تو نیست كه صدقه ازیشان مى بازگیرى تا در دین اسلام آیند، تو باز خواننده نه راه نماینده، راه نماینده منم، او را راه نمایم كه خود خواهم.

وَ لكِنَ اللَهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ همانست كه جاى دیگر گفت: ذلِكَ هُدَى اللَهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ بعثت داعیا و مبلغا و لیس الى یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت من الهدایة شی ء، و خلق ابلیس مزینا و لیس الیه من الاضلال شی ء
پس مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم اسما را فرمود تا با مادر خود نیكویى كرد و صدقه داد. و جماعتى مسلمانان همچنین قرابت جهود درویش داشتند، و پیش از اسلام با ایشان نیكوئیها كردندى، و صدقه ها دادندید، و بعد از اسلام آن صدقه ها ازیشان باز گرفتند، و با اختلاف ملت مواساة كراهیت میداشتند، تا آن گه كه این آیت فرو آمد، پس بسر قاعده خویش باز شدند و بخویشان جهود صدقه میدادند. و مراد باین صدقه تطوع است نه زكاة فرض، كه زكاة فرض جز بمسلمانان روا نباشد كه دهند، لقول النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم امرت ان آخذ الصدقة من اغنیائكم، و اردّها فى فقرائكم  و همچنین كفارت سوگند و كفارت ظهار و مانند آن، جز باهل اسلام و توحید صرف نكند، از بهر آنك حقوق اللَه است، و مقدرات شرعى جز باهل شرع و ارباب توحید نه روا باشد كه صرف كنند.

وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ الآیة.... اى مال فَلِأَنْفُسِكُمْ اى ثوابه، میگوید هر چه كنید از خیرات و دهید از صدقات، رستگارى خود را مى كنید، كه ثواب آن بشما رسد و بدان رستگار شوید. مال را خیرات نام كرد این جایگه، یعنى تا بنده را تنبیه باشد كه صدقه از مال حلال پاك دهد، كه تا حلال نبود نام خیر در آن نیفتد، وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَهِ این ماء نفى است، بمعنى نهى، میگوید نفقه مكنید جز كه بدان وجه اللَه خواهید، یعنى كه تا اللَه شما را بآن ثواب دهد و بدیدار خود رساند.

اهل تحقیق گفته اند وجه اللَه در آیات و اخبار بر دو وجه است:
یكى وجه حقیقت ذات،
دیگر وجه بمعنى ثواب،
اما وجه حقیقت آنست كه گفت عز جلاله وَ یَبْقى وَجْهُ رَبِكَ اى یبقى ربك بوجه، فقامت الصفة مقام
الذات، كقوله تعالى كُلُ شَی ءٍ هالِكٌ إِلَا وَجْهَهُ اى الا ربّك بوجهه.....

اما وجه بمعنى ثواب آنست كه اللَه در قرآن جایها گفت إِنَما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَهِ إِلَا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِهِ الْأَعْلى یُرِیدُونَ وَجْهَهُ إِلَا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَهِ.

وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَ إِلَیْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ اى لا تنقصون من ثواب اعمالكم شیئا. آن گاه در آموخت كه این صدقات بكه دهید، گفت للفقراء، این فقرا درویشان مهاجران اند.

ابن مسعود و ابو هریره و خباب و عمار و بلال قریب چهارصد مرد بودند كه ایشان را در مدینه خان و مان و اسباب و ضیاع نبود، و املاك و معاش نبود، و بذكر خداى و عبادت وى چنان مستغرق بودند، كه پرواى كسب و تجارت نداشتند، و نیز با سؤال و طلب روزى نپرداختند، مسكن ایشان بشب صفه مسجد بود و بروز حضرت مصطفى، در سفر و در حضر از وى غائب نه، و در دل ایشان جز دوستى خدا و رسول نه. در خبر است كه رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلم در مصعب بن عمیر نگرست كه پوست میش بخود در گرفته بود، گفت انظروا الى هذا الذى نور اللَه قلبه، لقد رأیته بین ابویه یغذوانه باطیب الطعام و الشراب، و لقد رأیت حلة شریت بمأتى درهم فدعاه حب اللَه و حب رسوله الى ما ترون

.... گفت از رسول خدا شنیدم كه درویشان مهاجران را روز قیامت بر حساب خوانند، ایشان گویند ما را چه دادند از مال كه امروز حساب مى خواهند؟ پس ایشان در بهشت شوند پیش از توانگران به پانصد سال، مردى بیاید ازین توانگران و در غمار ایشان شود، و او را دست گیرند و از میان ایشان بیرون كنند. سعید گفت عمر مگر میخواهد كه من آن مرد باشم، اگر دنیا و هر چه در آنست بمن دهند و آن مرد باشم نخواهم!
مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم این درویشان را صعالیك المهاجرین خواند، وانگه ایشان را صفت كرد .....

لِلْفُقَراءِ الَذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ رب العالمین ایشان را درین آیت بستود و به پنج چیز از اخلاق پسندیده ایشان را نشان كرد:
یكى دوام افتقار بحق،
دیگر حبس نفس ایشان در راه حق،
سدیگر نهان داشتن فقر از بهر حق،
چهارم تازه رویى و شادمانى بشكر نعمت حق،
پنجم بى نیازى از خلق توانگرى را بحق.

أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ یعنى حبسوا انفسهم فى طاعة اللَه و فى الغزو لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ للتجارة و طلب المعاش. میگوید خود را چنان بر طاعت اللَه داشته اند و دل بر جهاد و غزو نهاده كه نمى توانند كه جایى بتجارت شوند و طلب معاش كنند.

یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ بفتح سین قراءة شامى و عاصم و حمزه است، باقى بكسر سین خوانند، و كسر سین نیكوتر كه گفت رسول است صلّى اللَه علیه و آله و سلم، میگوید كسى كه حال ایشان نداند، و ایشان را نشناسد، توانگران پنداردشان و بی نیازان، از آنك عفت كار فرمایند، و از كس چیزى نخواهند، قال رسول اللَه صلى اللَه علیه و آله و سلم  ان اللَه یحب ان یرى اثر نعمه على عبده، و یكره البؤس و التباؤس، و یحب الحلیم المتعفف من عباده، و یبغض الفاحش البذىّ السّال الملحف
و روى انه قال من استعفّ اعفه اللَه، و من استغنى اغناه اللَه، و من سألنا لم ندّ خر عنه شیئا نجده

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)



مطالب اخیر وبلاگ:

حکمت , حقیقت و ثمره آن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (099)
بخل سوءظن بخداست و بخیل در آتش است
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (098)
ما داده ایم دل نتوانیم پَس گرفت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (097)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (096)
حالت برزخی یا برزخ حالتها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (094)
ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
گرفتاری در اثر ظلم و ستم
نواجش محلی مازندرانی + دانلود
تیتراز شروع و پایانی سریال روزی روزگاری + دانلود
آهنگ بوی محمد (ص) آمد + دانلود
الله و اولیاء الله
طولانی شدن ماهها از علائم آخرالزمان
لله وا مازندرانی + دانلود
گل یاس (دانلود)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (092)
ظلم باعث نابودی امتها میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (091)
زآن روز حذر کن که ورق برگردد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
ستمگر ستم می بیند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (089)
فاطمه (س) برطرف کننده غمهای مولا علی (ع)
عدم تصریح نام گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
نصیحت لقمان حکیم درباره ظلم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
موسیقی محلی مازندرانی- حقانی - استاد اسحاقی + دانلود
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
گناهانیکه باعث نزول عذاب میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
منجیان تشیع (شیخ طوسی- عبدالکریم حائری‌ یزدی‌- سید موسی صدر)
عزّت حاصل از ظلم , ذلّت آورد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.