چشم به راه

ابوبصیر از امام صادق (ع) پرسید:
چرا امیرمؤمنان (ع) در آغاز کار با مخالفین خود نجنگید؟!
امام (ع) فرمود :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

404) لایه فی کتاب الله: [لوتزیلوا، لعدبنا الذین کفروا منهم عذاباً الیما] فقال له: و ما یعنی تزایلهم؟. قالک ودائع مؤمنون فی اصلاب کافرین، فکذلک القائم (ع) لن یظهر حتی تخرج و دائع الله عزوجل. فاذا خرجت ظهر علی من ظهر من اعداء الله عزوجل فقتلهم .

« به جهت آیه ای در قرآن که می فرماید: (اگر زایل می شدند، کافران را از آنها با عذابی دردناك عذاب می کردیم.) [ 65 ]
ابوبصیر گفت: منظور از زایل شدن چیست؟
فرمود : نطفه های مؤمنان که در صلب پدران کافر به ودیعت نهاده شده، همچنین است قائم ما (عج)، هنگامی ظاهر می شود که امانتهای خدا همه بیرون آیند (دیگر نطفه مؤمنی در صلب کافر باقی نباشد) هنگامی که همه امانتهای خدا خارج شدند او ظهور می کند، هر کس در برابر او شمشیر بکشد او را می کشد.» [66]

 او ( حضرت ولی عصر " عج " برطرف کننده رنجها و اندوهها از شیعیان است بعد از اندوهی سخت، بلائی طولانی، و ستمی جانکاه. خوشا به حال آنانکه آن زمان را درك کنند.

405) هیهات، هیهات!. لا والله لا یکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تغربلوا!. لا والله مایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی تمحصوا!. لایکون ما تمدون الیه اعینکم حتی یشقی من یشقی و یسعد من یسعد .

« به خدا سوگند، هرگز چنین نیست، آنچه چشم انتظارش هستید، هرگز واقع نمی شود تا غربال شوید و امتحان شوید، نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظارش هستید وقوع نمی یابد تا هنگامی که آنکه شقی هست شقاوت خود را ظاهر سازد و آنکه سعادتمند است سعادتش آشکار گردد[67]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از میان اشک ها خندیده می آید کسی
خـواب بیداری ما را دیده می آید کسی


انتظار بسر خواهد آمد 1
.
وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا
 و عطاى پروردگارت منع نشده است
"اسرا/ 20"

یکی گفت : راز راه ؛ رفتن است
راز رودخانه هم , پل
و راز آسمان ؛ ستاره است
راز خاك هم گل ... و ...
من هم میگویم ؛ راز نشانه های در حال وقوع را ... ( تا بعد ... ) ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا» الآیة...
نومیدی گناه بزرگیست
هم مدحست و هم تهنیت و هم بشارت،
مدح نیكو و تهنیت بسزا و بشارت تمام،
مدح آنست كه ایشان را بصفت تقوى بستود گفت: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا».
تهنیت آنست كه ایشان را در دنیا حسنه مهنّا داد گفت: «لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ».
بشارت آنست كه ایشان را سراى پیروزى و ملك جاودانى وعده داد كه: «وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِینَ جَنَّاتُ عَدْنٍ»
گفت نیك سراى است و خوش جاى جنّات عدن متّقیان را، همانست كه آنجا گفت: «تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًّا»، آن بهشت بدان نیكویى و سراى بدان پیروزى و نعیم بدان فراخى و آسانى كسى را ساخته ‏ایم كه در كوى تقوى منزل دارد و ایمان خویش بلباس تقوى آراسته دارد.
مصطفى (ص) گفت: «الایمان عریان و لباسه التقوى»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً»

متکبران در دوزخ دائمی هستند

هو اشارتست فرا ذات الّذى كنایتست از صفات، انزل اخبارست از افعال، تا بدانى كه خداى را جلّ جلاله هم ذات است و هم صفات و هم افعال.
در ذات قدیم، در صفات كریم، در افعال حكیم.
در ذات بى شركت، در صفات بى شبهت، در افعال بى علّت.

بنده نظاره صنع وى كند، پس از صنع بگریزد نظاره صفات كند، پس از صفات بگریزد نظاره ذات كند. اینست مقامات روش سالكان و درجات معرفت عارفان.
در نظاره صنع تفكّر باید و در نظاره صفات علم و در نظاره ذات تذكر.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«أَمْواتٌ» ارواح بتان را مى‏گوید مردگان ‏اند در ایشان روح حیاة نه، آن گه تأكید را گفت: «غَیْرُ أَحْیاءٍ» نه زندگان ‏اند، و این از بهر آن گفت كه زنده را گاه گاه بر سبیل مجاز مرده خوانند چنانك: «إِنَّكَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ» یعنى كه این نه آنست بلكه موات ‏اند بحقیقت مرده نه زنده، «وَ ما یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ»
رهبران بار گناه پیروان میکشند

اینجا دو قول گفته ‏اند:
یكى آنست كه كافران كه بت مى‏پرستند ندانند كه ایشان را كى برانگیزانند،
قول دیگر آنست كه بتان ندانند كه قیامت كى خواهد بود و ایشان را كى برانگیزانند، و این آنست كه در قیامت ربّ العزّه بتان را زنده گرداند تا در عرصات از عابدان خویش تبرّا جویند و بیزارى گیرند، امّا امروز در دنیا جمادند هیچ ندانند كه آن حال كى خواهد بود.

«إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ»
خطاب عام است همه بندگان را، مى‏گوید: كه معبود شما یكیست، خدایى كه مستحق عبادت اوست، موصوف بوصف جلال و نعت عزّت، اوست یكتایى كه او را شریك و انباز نیست، جبّارى كه او را حاجت و نیاز نیست، «فَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» كافران را میگوید كه ایمان برستاخیز ندارند، دلهاشان با توحید بیگانه است، حق نمى‏شناسند و راستى نمى پذیرند و از ایمان و تصدیق سر باز زدند و گردن كشیدند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة النحل- مكیه‏
النوبة الثالثة
باسم اللَّه ولهت القلوب فتحیرت، و بعزّته انخنست العقول فطاحت، و بكشف جلاله دهشت الارواح فتلاشت، و لیس للخلق الّا الفناء و العدم، و بقى للحقّ الازل و القدم.
همه ستمکارند

از باغ جمال تو درى بگشادند
تا خلق ز تو در طمعى افتادند
بس جان عزیزان كه بغارت دادند
و اندر سر كوى تو قدم ننهادند


بو بكر شبلى روزى در مكاشفه جلال حق مستهلك شده بود و از خود بى خود گشته، حریق آتش معرفت، غریق دریاى محبّت، همى ‏گفت:
الهى، اگرت بخوانم برانى، ور بروم بخوانى، پس چكنم من بدین حیرانى! هم تو مگر سامان كنى، راهم بخود آسان كنى،
المستغاث منك الیك، لا معك قرار و لا منك فرار، نه با تو مرا آرام، نه بى تو كارم بسامان، نه جاى بریدن، نه امید رسیدن، فریاد از تو كه این جانها همه شیداى تو و این دلها همه حیران بتو.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... زیاده نشر نکرده و در همان لفافه بجهت مراعات اخلاق میگوئیم که یک زمانی یکی در ایامی خاص که داشتیم باشکال مختلف عرض خود میبرد و زحمت ما میداشت ... !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (عشق)

عاقبت روزی در تنهایی ای که دست داد سر صحبت با وی باز کردم و کم کمک موضوع را بدینجا کشاندم که چرا ... که چرا چنین ...؟!
بعد از سخنانی چند که گفت دریافتم رنج حسادت علیرغم میل باطنش عذابش میکند و از طرفی هم قدرت کنترل خویش نه داشته و نه قصد جدی در رفع اخلاق رذیله دارد...

عجب کردم که خودش هم خیلی بهتر از من در مذمت رذائل اخلاقی داد سخن داد و بخصوص از این رذیله - حسد - بیشتر از همه گفت و در رفع آن هم راههایی از کیمیای سعادت را بر شمرد و خلاصه خیرخواهی زبانی خویش را بحد وافری برخ کشید !

ساکت بودم و مشغول دو کار بیشتر گوش میدادم و گاه نیز پاس ضمیرش میداشتم ... متوجه شدم که گلایه ای از حضرت باری در باطنش دارد اما نمیگوید اما هر بار که از رذائل میگفت بخصوص از حسادت , بی اختیار و حتی بی تفطّن , پرده ای از باطن خویش بر من میگشاد ! نیک دریافتم که حدسم درست بود !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی» الآیة...
قیامت قطعیست

اللَّه تعالى منّت نهاد بر مصطفى (ص) بهفت كرامت كه با وى كرد، از آن كرامتها كه او را بآن بستایند و بر وى ثنا گویند:
اول هدایتست و نصرت: « وَ یَهْدِیَكَ صِراطاً مُسْتَقِیماً، وَ یَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً».
دیگر نبوّتست و رسالت: « وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا».
سوم رأفتست ارحمت: « بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ».
چهارم بصیرت: «عَلى‏ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی».
پنجم سكینه: « أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ».
ششم محبّت: « ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‏».
هفتم قربت: « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعض نکات تفسیری از النوبة الثانیة
« وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی»

اجل هر امت

در سبع مثانى پنج قول گفته‏ اند و مشهورتر و معروفتر آنست كه سوره فاتحة الكتاب است و علماء تفسیر و ائمّة سلف بیشتر برین ‏اند و دلیل برین خبر مصطفى است (ص)، قال رسول اللَّه (ص): « الحمد للَّه سبع آیات احدیهن»: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم و هى السّبع المثانى، و هى فاتحة الكتاب، و هى امّ القرآن».
...
این سوره فاتحه را سبع مثانى بدان خواندند كه در هر نمازى و هر ركعتى بخواندن وى باز گردند، ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ...
و زنهار آنچه را خداوند به [سبب] آن بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مكنید...
نبرده رنج گنج میسر نمیشود

گر ز چاه جاه خواهى تا بر آیى مردوار
چنگ در زنجیر گوهر دار عنبر بار زن


بزرگان دین گفتند: كه مرد تا بسر این خطرگاه نرسد، و این مقام فترت باز نگذارد، پیر طریقت نشود، و مرید گرفتن را نشاید. مردى باید كه هزار بار راه گم كرده بود و براه بازآمده، تا كسى را از بیراهى براه بازآرد، كه اوّل راه براه باید، آن گه راه باید.
آن كس كه همه بر راه باشد راه داند، امّا راه براه نداند و سرّ زلّت انبیاء و وقوع فترت ایشان اینست، واللَه اعلم و هو قرع باب عظیم طوبى لمن فتح علیه، و هدى الیه. ...

هر كه پنداشت كه رنج نابرده بمقصود میرسد متمنّى است، و العاجز من اتّبع هواها و تمنّى على اللَه، و او كه پنداشت كه برنج و طلب بمطلوب میرسد متعنّى است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ»
فاطمه پاره تن منست
انس بن مالك گفت: آن روز كه جبرئیل امین این آیت آورد: « وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» دریاى حیرت و حرقت مصطفى (ص) بموج آمد و آن گوهر درد و سوز خویش برانداخت، گریستنى عظیم در گرفت، چندان بگریست كه جانهاى صدّیقان صحابه از آن گریه در سوزش افتاد و دلها در گدازش آمد، بحدّى رسید كه «بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ»، و هیچكس از آن صدّیقان صحابه زهره نداشت كه از اسرار درگاه نبوّت بر رسد یا بپرسد كه آن چه حالست و چه بوده كه سید كونین و مهتر خافقین چنان غمگین و حزین نشسته غریوان و حیران،
آخر عبد الرحمن عوف بر فاطمه زهرا شد، دانست كه رسول خداى را بدیدار فاطمه آسایش و انس بود و اگر چه غمگین بود چون وى را بیند غم از وى بكاهد، گفت یا فاطمه رسول خدا را دیدیم بس حیران و گریان با دردى عظیم و سوزى تمام، ندانیم چه آیت بوى فرود آمده و چه چیز وى را بر آن داشته؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عدم تصریح نام
گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...اینقدر نگویید که الله تعالی چرا در کتاب " نام " نبرد و تصریح نکرد و ...
اولا تو از کتاب چقدر میدانی ؟!
ثانیا تو چه میزان به مهبط وحی و محل نزول آیات الهی نزدیکی و با آن طایفه و قبیله مفتخر قرابت داری ؟!

علی ولی وصی وارث

ثالثا چرا از بردن و یا نبردن یک " نام  خاص " ؛ در هراسی و دل درد داری ؟!
مگر ذکر نام در مصحف شریف یا تصریح بنام , دال بر شرافت فی نفسه صاحب آن نام است ؟! که میدانی و وجدان میکنی که نامهای بسیاری نه ذکر بل بتصریح در کتاب آمد که بر تعنت و شقاوتشان گواهی دهد !!

خود نام مبارک حضرت ختمی مرتبت در تکرار و تعداد ذکر در مصحف مکرم در مقایسه با اشقیاءیی که نام از آنان در آن است را چه نسبتی است ؟!
باز هم وجدان خواهی کرد که نام پاکان گاه بسی کمتر ذکر شده بلکه بیشتر بصفت و فضیلت امتیاز داده شده اند و اگر دیده پاک داشته باشی و جانی در عطش حقیقت باید دریابی که خداوند تبارک تعالی غیور است و در این صفت فرادست همه غیوران هستی است و غیرت حضرتش گاه اقتضاء آن میکند که بدوستان تصریح نفرماید بل باشاره مختصر کند که در غیرت دوستی چنین نام نبردنی بتصریح , از بلاغت و فصاحت باشد که ارباب ادب در لسان عرب گفته اند که گاه صریح نگویند تا در مدح بلیغتر باشد و به دوستی نزدیکتر !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ» ... «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ» ...

خدای غفور رحیم

دوزخ هفت درك است زبر یكدیگر، هر دركى را درى است كه اهل آن درك بآن در درشوند:

درك اوّل جهنّم است
سمّیت جهنّم لانّها تتجهّم فى وجوه الخلق، این جهنّم جاى عاصیان امّت احمد (ص) است، ایشان كه اهل توحیدند امّا گنه كارانند بقدر گناه ایشان را درین جهنّم عذاب كنند و بعاقبت بیرون آیند و ببهشت شوند و عذاب ایشان از تبش آتش بود نه از عین آتش كه درین درك عین آتش نباشد، فاذا خرج منها اهل التّوحید جعلت طبقا على سائر الدّركات.

درك دوم لظى است
و هى التی تتلظّى اى تتلهّب...این درك دوّم جاى جهودان است، یقول اللَّه تعالى: «كَلَّا إِنَّها لَظى‏ نَزَّاعَةً لِلشَّوى‏».

درك سیم حطمه است
ترسایان درین درك باشند، قال اللَّه تعالى: «لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» الآیة...،

فرشتگان امر حق آورند

خزائن اللَّه فى الارض قلوب العارفین، خداى را جلّ جلاله در زمین خزینها است و آن خزینها دلهاى عارفانست و سرّهاى مریدان، و آنكه در آن خزینها درهاست شب افروز و ودیعتهاى گران مایه و بدان آراسته و نگاشته،
بعضى بلطایف علم آراسته: دلهاى عالمانست،
بعضى بحقایق عقل نگاشته: دلهاى عابدانست،
بعضى ببدایع سرّ پرداخته: دلهاى عارفانست.
آن گه مهر ربوبیّت بر آن نهاده و در صدف قدم بسته كه: قلوب العباد بین اصبعین من اصابع الرّحمن.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ الآیة... (*) در همه قرآن هیچ آیت نیست در بیان فضیلت مصطفى (ص) تمامتر ازین آیت كه وى را خاص است، كس را در آن شركت نه.
محمد (ص)

ربّ العالمین دو عهد گرفت از خلق خویش، و دو پیمان ستد از ایشان:
یكى آنكه پیمان ستد از همه خلق بر خدایى و كردگارى خویش. چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُكَ مِنْ بَنِی آدَمَ الآیة.
دیگر آنكه: پیمان ستد از فریشتگان و پیغامبران بر نبوّت محمد (ص) و نصرت دادن وى، چنان كه گفت: وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ ... و این غایت تشریف است و كمال تفضیل كه نامش با نام خویش بزرگ كرد، و قدرش با قدر خود برداشت.

پیش از وجود محمد (ص) بچندین هزار سال فرمان آمد كه: یا جبرئیل! من دوستى خواهم آفرید، نام وى محمد (ص) , ستوده و نواخته من، نام او قرین نام من، قدر او برداشته لطف من، طاعت داشت او طاعت من، قول او وحى من، اتّباع او دوستى من.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَذِینَ كَفَرُوا...
هم نواخت است و هم سیاست! هم كرامت و هم اهانت. مؤمنان را كرامت است و كافران را اهانت. دوستان را نواختست و دشمنان را سیاست.

محمد (ص)

میگوید: اى شما كه مؤمنان اید فرمان ما را گردن نهادگان، و دوستى ما را بجان و دل خواهان، چون كافران مباشید، و خوى ایشان مگیرید، و راه ایشان مروید!
ایشان بیگانگان اند و شما آشنایان، ایشان راندگان اند و شما خواندگان.
ایشان حزب شیطان اند و شیطان را مهمان: أُولئِكَ حِزْبُ الشَیْطانِ أَلا إِنَ حِزْبَ الشَیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ. شیطان ایشان را مى خواند تا بدوزخ كشد و بكام خود كند، إِنَما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَعِیرِ.
و شما كه مؤمنان اید حزب خدااید، و خدا را مهمان!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بدترین آفت هر اجتماعی آنست که اِشغال جایگاهها متناسب با توانایی اشخاص نباشد!
بعض لباسها باندام و قواره کسان دیگری جور در نمی آید؛ یا اندام از لباس کوتاهتر است یا قواره از لباس کوچکتر !
در مصحف شریف این جایگاه با واژه امانات ذکر و تصریح شده است و حضرت حق امر (توجه نمایید امر؛ نه توصیه) فرمود که امانات را به اهلش بسپارید (
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها)

شما در هر کشوری هر نوع اختلال و ناکارآمدی را فقط و فقط زمانی می بینید که مسئولین آن کشور اهلیت لازم را برای تصدی جایگاههایی که دارند؛ ندارند!
در اینصورت است که هیچ امیدی به آینده تا زمانی که اهلیت همانند مصحف شریف ؛ مقدس شمرده نشود؛ نباید داشت! و ... خلاصه هر که این بادیه را طی نکند حاتم نیست !

در یک اثر قدیمی ماجرایی را خواندم که مختصرش چنین بود:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة الحجر- مكیة
نکاتی تفسیری از النوبة الثانیة
سورة الحجر مكّى است، نود و نه آیتست و ششصد و پنجاه و چهار كلمت و دو هزار و هفتصد و شصت حرف و در این سوره نه ناسخ است نه منسوخ مگر دو نیمه آیت: «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ»، و دیگر «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ». این هر دو بآیه قتال منسوخست.

سرگرمی آرزو

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الر تِلْكَ آیاتُ الْكِتابِ»
مى‏گوید این حروف آیات كتاب خداوند تبارك و تعالى است، كتاب قرآن كه پیدا كننده احكامست: «یبین الرشد من‏ الغى و الهدى من الضلال» باین قول كتاب قرآنست و قرآن كتاب ... باین قول معنى آنست كه این آیات آیات كتاب خداوند تعالى است، آن كتابها كه پیش از قرآن فرو آمده بپیغمبران، آن گه گفت: «وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ» اى و آیات قرآن مبین. مى‏گوید آیات كتب پیشینه است و آیات قرآن مبین در معنى همه یكسان و همه كلام خداوند جهان.

«رُبَما یَوَدُّ»
... مفسران سه قول گفته ‏اند:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
« وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً »
وعده خدا تخلف نمیکند
ابراهیم (ع) درین آیت از حق دو چیز خواست:
یكى امن مكّه از استیلاء دشمن،
دیگر امن دل از غلبه سلطان هوا،

گفت بار خدایا این شهر مكه را حرمى گردان ایمن كه هیچ جبّارى را بر آن دست نبود و هیچ كس را درو ترس نبود، رب العالمین دعاء وى اجابت كرد و آن را حرمى ساخت مبارك و جاى امن، چنانك گفت: « مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً » هرگز هیچ جبّارى را در آن دست نه و هر كس كه شود در آن حرم از آدمى و غیر آدمى، از صید وحشى و مرغ هوایى او را بیم نه.

و امن دل كه خواست از روى اشارت آنست كه گفت: « وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ »، هر چه ترا از حق باز دارد آن صنم تو است و هر چه دلت بدان گراید و نگرد جز از حق آن هواء تو است، و ربّ العزّه میگوید: «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ».

یكى را مالى و تجارتى در پیش، یكى را زن و فرزند در پیش،
یكى را جاه و حشمت در پیش،
یكى در بند حرمت پارسایى و خویشتن دارى بمانده و از آنجا قدم بر نگرفته،
یكى طاعت و عبادت قبله خود ساخته و نگرستن بدان و تكیه بر آن حجاب راه وى گشته،
و ربّ العالمین مى‏گوید: « وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
اى شما كه مؤمنانید، اگر مى‏خواهید كه دلهاتان حرم نظر خود گردانم و از حجاب قطعیت ایمن دارم، یكبارگى روى بما نهید و از همه بر گردید،
یك بار با راه خود مى‏خواند بزبان صنایع تحقیق آشنایى را،
یك بار با خود مى‏خواند بزبان كشف تأكید دوستى را،
مى‏گوید: یكبارگى با وى پردازید از خود شناخت حقّ وى را، چشم فرا كنید از طاعت خود دیدار منّت وى را، باز رهید از هستى خود چشیدن دوستى وى را، این بود كه ابراهیم مى‏خواست بآنچ گفت: « اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ ».

جعفر صادق (ع) در تفسیر این آیت گفت:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیراً»
دیگرپرستان همان بت پرستانند

گفته ‏اند كه اضلال اصنام آنست كه شیطان در دهنهاى ایشان شود و آواز دهد و كافران بآن گمراه شوند،
...
«رَبَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی»
تاریخیان گفتند: میان طوفان نوح و مولد ابراهیم (ع) هزار و دویست و شصت و سه سال بود و ابراهیم را در عهد نمرود بن كنعان زادند و پس از آنك ربّ العزّه او را از آتش نمرود خلاص داد از ناگرویدگان و دشمنان دین اعراض كرد و لوط با وى بود و ساره زن وى و جمعى مؤمنان باعلاء كلمه حق كوشیدند و از كفر و كافران بیزارى گرفتند، چنانك ربّ العزّه از ایشان حكایت كرد كه ایشان گفتند:
«إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ»


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا»
رهبرانی که قوم خود بهلاکت برند

معنى آنست كه مؤمنان و دوستان را فردا به بهشت فرود آرند در آن سراى پیروزى و نعیم باقى و ملك جاودانى، امّا ظاهر لفظ ادخل آنست كه این حكم راندند روز اوّل در عهد ازل و مؤمنان را آن روز ببهشت فرو آوردند كه این حكم راندند، نه خواستى تو است كه مى‏دروا كند،
كرده ازلیست كه مى آشكار كند، نه امروزشان مى‏نوازد كه در ازلشان نواخته است و این كار پرداخته،
عابد همه نظاره ابد كند، بیم وى از آن بود كه تا فردا با من چه كنند،
عارف همه نظاره ازل كند، سوزش همه آن بود كه در ازل با من چه كرده‏ اند،
او كه در ابد نگرد همه ركوع و سجود بیند،
او كه در ازل نگرد همه وجد و وجود بیند، از دیدار خود غایب بود، نه خود را بیند نه از خود، بلكه همه حق را بیند و حق را داند،
او كه به ابد نگرد هر چه بدو دهند قبول كند و بآن قانع شود، و او كه بازل نگرد نه هیچیز قبول كند نه بهیچ خلعت قانع شود، اگر هر چه در كونین خلعتست او را بآن بیارایند هر لحظتى كه بر آید برهنه ‏تر بود، و اگر كلّ كون مائده ‏اى سازند و پیش دل وى نهند وى را از آن نزل چاشنى نیاید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بعضی نکات تفسیری از النوبة الثانیة
«وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»
کلمه خبیثه
آیت پیش وصف الحال كافران و بیگانگانست و مآل و مستقرّ ایشان و این آیت حكایت حال مؤمنانست و سرانجام كار ایشان مى‏گوید پس از آنك كار شمار برگزاردند و مرگ را گشتند هر كس را سزاى خویش دهند و بمستقرّ خود فرود آرند، دشمنان را بدوزخ و دوستان را ببهشت، آن گه بهشت را صفت كرد گفت: «تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ».
...
«خالِدِینَ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»
اذن اینجا امرست و اطلاق و این رده معتزلیان و قدریان است كه ایشان معنى اذن علم مى‏گویند از بیم آن كه در آن آیت كه: «وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» خلاف معتقد ایشان بر ایشان لازم آید اگر بر اطلاق حمل كنند، و اگر چنانست كه ایشان مى‏گویند كه اذن بمعنى علم است درین آیت كه: «خالِدِینَ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ» پس كسى دیگر ایشان را در بهشت مى‏آرد نه اللَّه و نه بفرمان اللَّه و این كفر صریحست


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بدون شرح

حاتم طائی حسینی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...در مجالس صدوق (ره ) از حضرت عیسى بن مریم علیهماالسلام روایت است كه :
آن حضرت در میان بنى اسرائیل بپا خواست و فرمود:

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اى بنى اسرائیل براى جاهلان حدیث حكمت نخوانید كه به حكمت ستم كرده اید، و حكمت را از اهلش باز ندارید كه به آنان ستم نموده اید، و ظالم را در ظلمش یارى ندهید كه فضل شما تباه خواهد شد

و غزالى نیز در احیا مى گوید كه :
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله : با حذیفه اسرار الهى و از توحید تلقین مى كرد،
چون عمر آمد آن حضرت ساكت شد،
عمر گفت : یارسول الله آن چه مى فرمودى بفرما،
آن حضرت فرمودند: ان العسل یضر الرضیع . ... « عسل برای شیرخواره مضر است !!! »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو