ساری

النوبة الثالثة / قوله تعالى:
تحقق وعده خدا حتمی است

وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً یا مَعْشَرَ الْجِنِّ الایة
اشارتست باظهار سیاست و عزت، و خطاب هیبت با اهل شقاوت، در آن روز رستاخیز و روز عظمت،
روزى كه آتش نومیدى در خرمنهاى خلایق زنند، و اعمال و احوال ایشان بباد بى‏ نیازى بر دهند كه:
« وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً ».

ظالمان و ستمكاران خیمه اندوه و ندامت بزنند كه:
« وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ ».
گردن همه جباران و متمردان فرو شكنند، و آن عملهاى خبیث همچون غلّى سازند، و بر گردن هاشان نهند:
إِنَّا جَعَلْنا فِی أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا،

و آن عوانان ناپاك و ظالمان بى‏رحمت را بیارند، و در سراپرده آتشین بدارند:
إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:
ستمکاران را سرپرست همدیگر میگردانیم

وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً و آن روز كه برانگیزانیم ایشان را همه بهم یا مَعْشَرَ الْجِنِّ و گوئیم: اى گروه پریان! قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ بس فراوان در دست آوردید از آدمیان وَ قالَ أَوْلِیاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ و گویند موافقان ایشان از مردمان، رَبَّنَا خداوند ما! اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ ما با یكدیگر جهان داشتیم، و در برخوردارى بیكدیگر دنیا را باز گذاشتیم وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذِی أَجَّلْتَ لَنا و بدرنگى كه ما را نامزد كرده بودى رسیدیم قالَ گوید اللَّه ایشان را: النَّارُ مَثْواكُمْ آتش بودن گاه شما و جاى شما خالِدِینَ فِیها جاوید در آن إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ مگر آن مقدار كه اللَّه خواست كه در آتش نباشند إِنَّ رَبَّكَ حَكِیمٌ عَلِیمٌ (128) خداوند تو دانایى است راست دان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ


بدان كه رب العزّة جل جلاله، و تقدست اسماؤه، و تعالت صفاته، و توالت آلاؤه و نعماؤه، بجلال قدرت و كمال عزت خلق را بیافرید، و بلطافت صنعت و نظر حكمت و كرم بى‏نهایت ایشان را تربیت كرد، و نعمتهاى بى‏نهایت هم از روى ظاهرهم از روى باطن بر ایشان تمام كرد، گفت:
« وَ أَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً ».
آن گه از بنده شكر نعمت درخواست، گفت:
« وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ ».
اگر شرط بندگى مى‏نمائید، شكر نعمت بجاى آرید، و نعمت خداوند خویش را در مخالفت او نه در ظاهر نه در باطن بكار مدارید.
اینست كه گفت جل جلاله: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:
جولان گناهکاران بزرگ در شهرها

وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ گذارید آشكاراى حرام و بزه و نهان آن إِنَّ الَّذِینَ یَكْسِبُونَ الْإِثْمَ ایشان كه كار با بزه میكنند سَیُجْزَوْنَ بد پاداش دهند ایشان را بِما كانُوا یَقْتَرِفُونَ (120) بآنچه میكردند.

وَ لا تَأْكُلُوا و مخورید مِمَّا لَمْ یُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ از آن چیز كه خداى را نام یاد نكردند بر كشتن آن وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ كه خوردن آن حرام است و بیرون شد از طاعت دارى وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ و دیوان لَیُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِیائِهِمْ سخنان آراسته كژ مى ‏اوكنند بدلها و گوشهاى دوستان خویش لِیُجادِلُوكُمْ تا بآن با شما پیكار كنند وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ و اگر شما ایشان را فرمان برید و بایشان پى برید إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ (121) شما همچون ایشان با من انباز گیرندگان ‏اید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آورده اند که چون کار بقراط حکیم بالا گرفت و حکمت خود در بسیط عالم بسط کرد، عزلت اختیار کرد و در غاری رفت و هم آنجا تنها روزگار میگذاشت تا پادشاه وقت را علتی پدید آمد و طبیبان از معالجت عاجز شدند.
پس رسولی به بقراط فرستاده او را استدعا کرد تا ملک را معالجت کند.
بقراط امتناع نمود و نیامد.
وزیر، خود برفت تا مگر به قول او بیاید. و چون به نزدیک بقراط رسید او را دید در غاری مقام کرده و لباس خود از گیاه ساخته و غذایی از حشیش پرداخته. وزیر او را به حضرت ملک استدعا کرد.
بقراط گفت: من از سر مخالطت مردمان و خدمت پادشاهان برخاسته ام و در این گوشه عزلت اختیار کرده، نیایم بازگرد.
و هر چند که وزیر جهد کرد، بقراط به سخن وی التفات نکرد.
وزیر برنجید و از سر کراهیتی تمام گفت:
اگر تو خدمت ملوک توانستی کرد، تو را گیاه نبایستی خورد.
بقراط بخندید و گفت:
اگر تو گیاه بتوانستی خورد، تو را خدمت ملک نبایستی کرد.
و این کلمه جان حکمت و کان موعظت گشت که هر که بر خود پادشاه تواند بود، او را از بندگی کردن همه پادشاهان عار آید.
"جوامع‏ الحکایات عوفى"



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِكَةَ الایة

افغیروالله ابیغا حکما

مردودان حضرت را میگوید، و مطرودان قطیعت را كه:

اگر ما فریشتگان آسمان را ازین مقرّبان و كروبیان، و سفره و بر ره، و رقباء قضا و قدر و امناء درگاه عزّت بزمین فرستیم، تا آن مهجوران را بما دعوت كنند، و از ما خبر دهند، و مردگان زمین را حشر كنیم، تا بر درگاه ما ارشاد كنند، و جمله حیوانات و جمادات و اعیان و اجرام مخلوقات، و صورت ذات مقدرات، و آحاد و افراد معلومات، همه را منطبق گردانیم، و بایشان فرستیم، تا آیت الهیت ما و اعلام ربوبیت ما بر ایشان عرضه كنند، و هر چه خبر بود همه ببینند و بدانند تا من كه خداوندم نخواهم، و ایشان را راه ننمایم، ایمان نیارند، و راه بشناخت ما نبرند.

مشتى خاك را چه رسد كه حدیث قدم كند اگر نه عنایت قدیم و خواست آن كریم بود!

دل كیست كه گوهرى فشاند بى‏تو
و اللَّه كه خرد راه نداند بى‏تو
یا تن كه بود كه ملك راند بى‏ تو
جان زهره ندارد كه بماند بى‏ تو


اعتقاد اهل سنت آنست كه تا رب العزة خود را با دل بنده تعریف نكند، و شواهد صفات قدیم در دل بنده ثبت نكند، بنده بشناخت وى راه نبرد. ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:

لا تدرکه الابصار

وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِكَةَ
و اگر ما فرو فرستادیمى بایشان فریشتگان وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى‏ و پدران مردگان ایشان زنده شدى و با ایشان سخن گفتى وَ حَشَرْنا عَلَیْهِمْ كُلَّ شَیْ‏ءٍ و ما همه چیز زنده و گوینده انگیختیمى و پیش ایشان آوردیمى تا گواهى دادندى قُبُلًا قبیل قبیل، جوگ جوگ ما كانُوا لِیُؤْمِنُوا ایشان آن نبودندى كه بگرویدندى إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ مگر كه خداى خواسته بودى وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ یَجْهَلُونَ (111) لكن بیشتر ایشان آنند كه نمى‏دانند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ الایة سدّت بصائرهم و كلّت ضمائرهم فاكتفوا بكلّ منقوص ان یعبدوه، و رضوا بكل مخذول ان یدعوه.
توحید و تنزیه و تعظیم

راندگان حضرت ‏اند و خستگان عدل و سوختگان قهر.
بتیغ هجران خسته، و بمیخ « ردّوا » بسته.

آرى!
كاریست ساخته، و قسمتى رفته، نفزوده و نكاسته.
چتوان كرد كه اللَّه چنین خواسته.
صفت آن بیگانگان است كه خداى را نشناختند، و به بیحرمتى و ناپاكى آواز شرك برآوردند، و دیگرى را با وى در خدایى انباز كردند، تا از راه هدى بیفتادند.
امروز درماتم بیگانگى و مصیبت جدایى، و فردا على رؤس الاشهاد فضیحت و رسوایى، و در سرانجام خشم الهى و عذاب جاودانى.

بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ توحید است.
أَنَّى یَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ تنزیه است
« وَ خَلَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ » تعظیم است.

امّا توحید آنست كه در هفت آسمان و هفت زمین خدا است، كه یگانه و یكتا است. در ذات بى ‏شبیه، و در قدر بى ‏نظیر، و در صفات بی همتا است.
تنزیه آنست كه از عیب پاك است، و از نقصان منزّه و مقدس، و از آفات برى، نه محل حوادث، نه حال گرد، نه نونعت، نه تغیّر پذیر.
پیش از كى قایم، و پیش از كرد جاعل،
پیش از خلق خالق، پیش از صنایع قدیر.
تعظیم آنست كه بقدر از همه بر است، و بذات و صفات زبر است. علوّ و برترى صفت و حق اوست، توان بر كمال و دانش تمام نعت عزت اوست. نه در نعت مشابه، نه در صفت مشارك.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:

خداوند بر هر چیزی نگهبان اسن

وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ و خداى را انبازان گفتند
الْجِنَّ فریشتگان
وَ خَلَقَهُمْ و فریشتگان را اللَّه آفرید
وَ خَرَقُوا لَهُ و بدروغ و افتعال برو بستند
بَنِینَ وَ بَناتٍ پسران و دختران
بِغَیْرِ عِلْمٍ بى‏هیچ دانش
سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ چون پاك است او و برتر
عَمَّا یَصِفُونَ (100) از آن صفت كه ایشان مى‏كنند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

اندر شناختنِ قدرِ نعمتِ ایزد،تعالی، ملوك را :

الملک یبقی مع الکفر

شناختن قدر نعمت ایزد تعالی نگاه داشتِ رضای اوست،عَزَّ اسْمُهُ
و رضای حق، تعالی، اندر احسانی باشد كه با خَلق كرده شود
و عدلی كه میان ایشان گسترده آید.
چون دعای خلق به نیكویی پیوسته گردد،
آن مُلك پایدار بوَد و هر روز زیادت باشد،
و آن مَلِك از دولت و روزگار خویش برخوردار بوَد
و بدین جهان نیكو نام بوَد و بدان جهان رستگاری یابد
و حسابش آسان تر باشد
كه گفته اند بزرگان دین كه:
" المُلكُ بیقی مَعَ الكُفِر و لا بیَقی مَعَ الظُلمِ "
معنی آن است كه ملك با كفر بپاید و با ستم نپاید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:
قطع رابطه در قیامت

وَ مَنْ
أَظْلَمُ و كیست ستمكارتر بر خود
مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً از آن كس كه دروغ نهد بر خداى
أَوْ قالَ أُوحِیَ إِلَیَّ
یا گوید كه پیغام كردند بمن
وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْ‏ءٌ و بوى هیچ پیغام نكرده‏ اند
وَ مَنْ قالَ و از آن كس كه گوید:
سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ من قرآن فرو فرستم هم چنان كه اللَّه فرو فرستاد
وَ لَوْ تَرى‏ و اگر تو بینى
إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَراتِ الْمَوْتِ آن گه كه‏ ستمكاران خویشتن در سكرات مرگ باشند
وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَیْدِیهِمْ و فریشتگان دستها گسترده بایشان بزخم
أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ گویند ایشان را كه بیرون دهید جانهاى خویش.
الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ امروز آن روز است كه پاداش دهند شما را
عَذابَ الْهُونِ
عذاب خوارى
بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ بآنچه میگفتید بر خداى
غَیْرَ الْحَقِّ
از ناسزا و ناراست
وَ كُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ
(93) و از سخنان وى مى‏گردن كشیدید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلى‏ قَوْمِهِ
حجّت خداوند عز و جل برین امّت دو چیز است:
یكى مصطفى پیغامبر او صلى اللَّه علیه و سلم،
دیگر قرآن كلام او.
محمد (ص)

مصطفى را گفت: قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ.
قرآن را گفت: قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ.

مصطفى (ص) چراغ جهانیان، و جمال جهان، و شفیع عاصیان، و پناه مفلسان.
قرآن یادگار مؤمنان، و موعظت عاصیان، و انس جان دوستان.

مصطفى حجّت خدا است كه میگوید جلّ ذكره: حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ، و از آن روى حجّت است كه بشرى است همچون ایشان بصورت، و آن گه نه چون ایشان بخاصیّت.(*)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى:
قرآن تصدیق کننده کتب پیشین

وَ تِلْكَ حُجَّتُنا
و آن جواب كه ابراهیم داد حجّت جستن ایشان را
آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلى‏ قَوْمِهِ ما تلقین كردیم ابراهیم را بر قوم خویش
نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ مى‏برداریم درجتهاى آن را كه خواهیم
إِنَّ رَبَّكَ حَكِیمٌ عَلِیمٌ (83) كه خداوند تو دانایى است راست دان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یا سلام
مُهر مِهر

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: ... گفت تو اینجا بایست و بآنان هم فرمود آنطرفِ آنطرفتر بایستید ...
گفت این هلالی را بگیر و در نور بزن نه بر نار آتشین ...
هر کس که از اینطرف آمد و قصد کرد از این مدخل وارد شود، این داغ را بر دل  و این مُهر را بر پیشانیش بزن !

عده ای از آنطرفتر رفتند ...
آنانکه از آنطرفتر رفتند ؛ داغی بر سیمایشان زدند ...
این داغ بر سیمایشان را هم اینانی که داغ زدند؛ نشان شناسایی شان در زمان تراشیدن و توزین کردن،کرده اند و ... آنجا میشناسندشان ...
خیلی ها هم نه این طرفی بودند و نه آنطرفتری؛ بلکه آنطرف رفتند ...
اینان نیز نشانی خواهند گرفت ...

داغ بر دلِ من نهاده شد و مُهر مِهری بر پیشانیم که از نور بود نه از نار ؛ که کنون بگویم اختیار را از خویش سلب کرده ام ؟!!
لیک انسان ظلوم و جهولی ام گُل کرده بود ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فتنه ها و آشوبهای آخرالزمان (2)
امام زمان (ع) معیار سنجش راستی در همه امور و بخصوص در اقتصاد
مهدی (عج)

محمد بن عبد الله از صادق آل محمد صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود:
براى ما، در شهر بصره مصیبت بزرگى خواهد بود زیرا که امیر المؤمنین على ابن ابیطالب علیه السلام فرمود: مقر و منزل سلطان در زورا یعنى بغداد خواهد بود و کارها بوسیله شورا انجام خواهد گرفت و کسیکه بر امرى غالب شد آنرا عملى میکند. در آن موقع استکه سفیانى خروج مینماید ومدت نه ماه در زمین گردش میکند و مردم را ببدترین عذابها معذب خواهد کرد، واى بر مردم مصر و بغداد و کوفه و واسط ؛ کانه من بواسط و جریانهاى آنها نظر میکنم، در آنوقت سفیانى خروج میکند و طعام و غذا کمیاب شده ومردم دچار قحط خواهند شد و باران کم میشود نه زمینى خواهد بود که گیاه برویاند و نه آسمانى استکه بارانى فرو ریزد. بعد از آن، مهدى هادى علیه السلام خروج نموده و بیرق را از دست عیسى ابن مریم علیه السلام میگیرد آنگاه دجال از میسان که در نواحى مصر است خروج میکند و نزد سفوان و سنام (نام آب وکوهى است در بصره) میاید و آنها را مسخر میکند .....
( باب 54 )


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
غیب در قرآن

قوله تعالى : وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ الایة
الاصل منهمك فى الجحود، و النسل متصف بالتوحید، و الحق سبحانه و تعالى یفعل ما یرید .

این عجب نگر پدر بتگر و پسر پیغامبر !
پدر رانده با خوارى و مذلّت ! پسر خوانده با هزاران كرامت؟
پدر در قبضه عدل بداغ قطعیت بر راه نومیدى در لباس بیگانگى ! پسر در سایه فضل در نسیم قرب بر راه پیروزى در لباس آشنایى !
سبحان من یخرج الحىّ من المیّت و یخرج المیّت من الحىّ .

فردا در انجمن قیامت در آن عرصه كبرى چون ابراهیم را جلوه كنند، و با صد هزار نواخت و كرامت ببازار قیامت برآرند، آزر را بصفت خوارى پیش پاى وى نهند، از آنكه در دنیا چون ابراهیم در شكم مادر بود آزر تمنى كرد كه : اگر مرا پسرى نیكو آید، او را در پاى نمرود كشم، و بتقرب پیش وى قربان كنم . وى نتوانست كه دستش نرسید، و در حق اندیشه خود بجزاء آن برسید .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى :
بشارت و انذار

وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ ابراهیم گفت پدر خویش را آزر
أَ تَتَخِذُ أَصْناماً آلِهَةً بتان خود صورت كرده را بخدایى میگیرى و خدایان خوانى
إِنِی أَراكَ وَ قَوْمَكَ من ترا و قوم ترا مى بینم
فِی ضَلالٍ مُبِینٍ  در گمراهى آشكارا.(74)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
مهر بر دل

قوله تعالى : وَ إِذا رَأَیْتَ الَذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا الایة 
قال ابو جعفر محمد بن علىّ : لا تجالسوا اصحاب الخصومات و الاهواء، و الكلام فى اللَه و الجدل فى القرآن، فأنّهم الذین یخوضون فى آیات اللَه 

اصل دیندارى و مایه مسلمانى دو حرف است :
حق را قبول كردن،
و از باطل برگشتن،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى / قوله تعالى :
بیخبری و نعمت

وَ إِذا رَأَیْتَ الَذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا و چون بینى ایشان را كه در سخنان ما مى خوض كنند، و بفراخ سخنى و بافسوس میروند
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ روى گردان از ایشان و جدایى جوى
حَتَى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ تا آن گاه كه در حدیثى دیگر روند
وَ إِمَا یُنْسِیَنَكَ الشَیْطانُ و اگر دیو فراموش كند بر تو اعراض از ایشان
فَلا تَقْعُدْ نگر تا ننشینى
بَعْدَ الذِكْرى پس یاد آمدن نهى من
مَعَ الْقَوْمِ الظَالِمِینَ با آن گروه ستمكاران بر خود.(68)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
خدای قادر
قوله تعالى : وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ
گشاینده دلها اوست .نماینده راهها اوست .نهنده داغها اوست . افروزنده چراغها اوست .
یكى را چراغ هدایت افروزد . یكى را داغ ضلالت نهد .
عنایتیان حضرت را چراغ سعادت افروزد .در رحمت گشاید... بساط بقا گستراند .بر تخت رعایت نشاند .بزیور كرامت بیاراید یحبهم و یحبونه...
باز راندگان ازل را داغ شقاوت نهد .در خذلان گشاید .زخم زند لا بشری ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى :
خدا برطرف کننده اندوه

وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ و بنزدیك اوست گنجهاى غیب
لا یَعْلَمُها إِلَا هُوَ نداند آن را مگر او
وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِ وَ الْبَحْرِ و میداند هر چه در خشك است و هر چه در آب
وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ و بنیوفتد برگى از شاخى
إِلَا یَعْلَمُها مگر میداند آن را
وَ لا حَبَةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ و نه تخمى در تاریكیهاى زمین او كنده یا افتاده كه رست یا نرست
وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ و نه هیچ ترى و نه هیچ خشكى
إِلَا فِی كِتابٍ مُبِینٍ  مگر در نامه اى پیدا و پیدا كننده.(59)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام سجاد (علیه‌ السلام):
إنّ لِلْعَبّاسِ عِنْدَ اللهِ تَبارَكَ وَتَعالی لَمَنْزِلَةً، یَغْبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَوْمَ القِیامَةِ.
عباس نزد خداوند منزلتی دارد که روز قیامت همۀ شهیدان به آن رشک می‌برند.
(خصائص، ج 1، ص 68)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

In the sight of Allah, ‘Abbas enjoys a status that all martyrs will envy on the Day of Judgment.


..... Continue


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نفرین مکن و اهل نفرین و بدخواهی مباش

نفرین

اولا که نفرین مومن و کسی که بخدا و رسولش ایمان دارد ؛ حرام است حتی اگر قصوری کرده باشد یا حتی داریم در روایات که گناهکار هم باشد. پس عادت به نفرین کردن ابدا نداشته باش که بیشتر بخود نفرین کننده خسارت و خسران میرساند.

اینکه پیش خودت توجیه کنی که چون فلانی نسبت بمن ظلم کرد و ... و موجبات ناراحتی ترا فراهم کرده است ابدا مجوز آن نیست که تو کینه در دل بپروانی و نفرین کنی و بدخواهی داشته باشی. اینجا اگر سلامت و خیر خودت را میخواهی بهتر است مواظب باشی و عادت بنفرین کردن نداشته باشی ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة و هو خیرالفاصلین
قوله تعالى : وَ أَنْذِرْ بِهِ الَذِینَ یَخافُونَ الایة
خوف اینجا بمعنى علم است، و ترسنده بحقیقت اوست كه علم ترس داند، ترس بى علم ترس خارجیان است، و علم بى ترس علم زندیقان، و ترس با علم صفت مؤمنان و صدیقان .
اینست صفت درویشان صحابه و اصحاب صفّه، هم ترس بود ایشان را و هم علم، هم اخلاص بود ایشان را و هم صدق .

رسول خدا (ص ) روزى بایشان برگذشت .ایشان را دید هر یكى كان حسرت شده، و اندوه دین بجان و دل پذیرفته، با درویشى و بى كامى بساخته، ظاهرى شوریده، و باطنى آسوده، قلاده معیشت و نعمت گسسته، و راز ولى نعمت بدل ایشان پیوسته، چشمهاشان چون ابر بهاران، و رویها چون ماه تابان .

همه در آن صفّه صف كشیده، و نور دل ایشان بهفت طبقه آسمان پیوسته .رسول خدا آن سوز و نیاز و آن راز و ناز ایشان دید، گفت : ابشروا یا اصحاب الصفة ! فمن یقى منكم على النعت الذى انتم علیه الیوم، راضیا بما فیه، فانه من رفقایى یوم القیامة
زهى دولت و كرامت ! زهى منقبت و مرتبت ! از دور آدم تا منتهى عالم كرا بود از اولیاء و اتقیا این خاصیت و این منزلت؟

قدر شریعت مصطفى ایشان دانستند، و حقّ سنّت وى ایشان گزاردند .
ربوبیت ایشان را متوارى وار در حفظ خویش بداشت، و بنعت محبّت در قباب غیرت بپرورد .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها